روزهای ناخوش میدان کارگر زاهدان؛

میدان یا جولانگاه معتادان! + عکس و فیلم

میدان یا جولانگاه معتادان! + عکس و فیلم
میدان کارگر که سالهاست تنها نام کارگر را یدک می کشد در سایه غفلت مسئولین به جولانگاهی برای استعمال مواد مخدر توسط معتادان تبدیل شده است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از عصر هامون، میدان کارگر یکی از میدان های حاشیه شهر زاهدان است که اگر تا کنون گذری به این میدان داشته اید قطعا مشاهده کردید که این میدان تنها نام کارگر را یدک می کشد و در سایه غفلت مسئولین توسط معتادان زاهدانی مصادره و مأمنی برای آنان شده است تا به راحتی در ملأ عام اقدام به استعمال مواد مخدر نمایند و در فضای تقریبا بزرگ آن چندین پاتوق کوچک و بزرگ برای تزریق مواد مخدر ایجاد کنند.
کافی ست مسئولین گذری به این میدان حاشیه شهر داشته باشند تا سرنگ‌های استفاده شده معتادان و استعمال تریاک توسط آن ها را به راحتی مشاهده نمایند و شاهد به خطر افتادن سلامت شهروندان این منطقه شوند. برای مردم شهر زاهدان، این منطقه شهر شب ها منطقه ممنوعه است چرا که تردد معتادان هنگام شب در این محل به بیشترین حد خود در روز می رسد.
شاید از دلایل عدم حضور مسئولین در این محل حاشیه شهر بودن آن است لغتی که تداعی گر فقر، فساد، اعتیاد، بی سرپناهی و... است که همه در زیر چتر بزرگ فراموشی جای گرفته اند. با این وجود زندگی اینجا در جریان است، اما به شیوه خودش.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, عصر هامون,
,
,
, ,

میدان کارگر شیر آباد زاهدان فقط حاشیه شهر نیست. پناهگاه تمام از همه جا رانده های این شهر است. تمام گدایان، خرده دزدها، زنان آسیب دیده، معتادان و بی پناهان. تجارت این نقطه شهر زباله و مواد مخدر است. نان خشک، کاغذ و پلاستیک کهنه می دهی، از شیره و تریاک تا کریستال و شیشه و هرچه از مواد بخواهی تحویل می گیری. معتادان زباله ها را از سرتاسر شهر جمع و اینجا دقیق تر از شهرداری تفکیک می کنند.

,


, ,
,
, ,

در وسط میدان فواره بزرگی قرار دارد که دیگر تنها حوضش باقی مانده تا خوابگاه معتادان شود، به سراغ دو معتاد کنار فواره می رویم؛ هنوز سوال نپرسیدیم که بر تعدادشان افزوده می شود و از گوشه و کنار میدان همه معتادان به سمت مان می آیند.

,
, ,
رضا پیرمرد بیماری است که با گریه می گوید سال ها پیش معتاد شده و این باعث شد که همسر و فرزندانش را از دست بدهد، ادامه می دهد پشیمان است و اگر زمان به عقب باز می گشت دوباره این اشتباه را تکرار نمی کرد.
,
,
, ,

رضا اشک هایش را با گوشه دست پاک می کند، می گوید: سال ها پیش راننده کامیون بوده و زندگی خوشی داشته اما اکنون تنها محل زندگی اش میدان کارگر است.

کودکی تاراج شده در بی انصافی زندگی
نگاهم به سمت نزدیکی فواره و زنی که چادرش را به روی صورتش کشیده جلب می شود نزدیکتر که می شوم کودکی تقریبا 7 ساله سرش را از زیر چادر مادرش بیرون می آورد و مشام بوی تند مواد حالم را دگرگون می کند. محمد کنار مادرش پای بساط نشسته است و معصومانه ماده سیاه رنگی را دود می کند.

,
,
, کودکی تاراج شده در بی انصافی زندگی,
,
, ,

در گوشه دیگر میدان زنی که به گفته خودش مرگ همسرش باعث اعتیادش شد با کشیدن چادر به روی صورت کودکی که در میدان خوابیده مانع از عکسبرداری ام می شود و می گوید اجازه نمی دهم از طفلم عکس بگیرید.

,
, ,

زن ادامه می دهد برای ترک اعتیاد به مراکز ترک رفتم ولی تنها به متادون معتاد شدم و اکنون که برای دریافت متادون به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کنم می گویند فروشی است لذا برای تسکین دردم مجبور می شوم باز هم به مواد روی بیاورم.
از سر پناهش می پرسم. از مدیریت جدید آسایشگاه گذری شیرآباد گلایه می کند. آسایشگاهی که زیرنظر بهزیستی اداره می شود، می گوید: کسی را در آسایشگاه راه نمی دهند و چند نفری آن را مصادره کرده اند. از غذا، سرنگ و متادون که اصلاخبری نیست و اگر هم چیزی بگوییم می گویند می فروشیم.

,
,
, ,
,


, ,
,
, ,
 
,

, ,

به سمت خودرو حرکت می کنم زن جوانی که از اهالی این منطقه است می گوید اگر گزارش هم بنویسید، مسئولین این نقطه از شهر را نمی بیند اما من مطمئن هستم می بینند فقط چشم بر واقعیت ها بسته اند.
انتهای پیام/

,
,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه