فقدان ضابطه در فعالیت موسسات فرهنگی؛
کشتی «انجیل به دست ها» در «سرزمین فرهنگ» پهلو گرفته است؟
هنوز هم عده ای هستند که با سواستفاده از احساسات پاک مردم اعتقادات آن ها را به بازیچه می گیرند، سرمایه شان را غارت می کنند، با ژست خیرخواهی آبرو و اعتباری برای خود دست و پا می کنند و حتی از آن مردم بی نوا به عنوان پیاده نظام هم استفاده می کنند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از یزد رسا، یک شاعر آفریقائی، سوغات دولتهای استعمارگر غربی برای مردم آفریقا را به زبان شعر چنان رسا توصیف کرده که این مضمون به یک سرود ملی برای قاره آفریقا تبدیل شده است. مضمون این سرود این است: «ما آفریقائیها، زمین داشتیم، میکاشتیم، برمیداشتیم، میخوردیم و شکم بچه هایمان را سیر میکردیم. . . چهارپایان شیرده داشتیم، آنها را میدوشیدیم، از شیر آنها مینوشیدیم، پشمهای آنها را میچیدیم، می بافتیم، میپوشیدیم و خدا را شکر میکردیم. . . غربی ها آمدند برای ما کشیش آوردند، کشیش ها انجیل آوردند و بجای آن جوانهای ما را بردند، زمین های ما را گرفتند و در جای جای سرزمینمان نمایندگی های تجاری ایجاد کردند و در برابر هر نمایندگی تجاری، یک کلیسا برای ارضای چپاول شده ها ساختند. . . . . . و حالا ما بومی ها، کشیش داریم، کلیسا داریم، انجیل هم داریم، اما زمین نداریم، گاو گوسفند نداریم، شیر و پشم نداریم. . .»
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزد رسا,اما نکته ای که شاعر به آن اشاره ای نکرده؛ و یا شاید عمرش کفاف نداده تا این حقیقت را ببیند، این است که همین استعمارگران بعد از غارت دارایی های جهان نقاب دین را کنار گذاشتند و شعار جدایی دین از سیاست سر داند، گفتند دین یک امر شخصی است، دین به درد اداره جامعه نمی خورد و... بگذریم!
شاید عده ای تصور کنند که دوره سو استفاده از اعتقادات و باورهای مذهبی مردم به سر آمده و این شیوه ها نخ نما شده است، اما بد نیست بدانید هنوز هم هستند کسانی که از این شیوه استفاده می کنند.
هنوز هم عده ای هستند که با سواستفاده از احساسات پاک مردم اعتقادات آن ها را به بازیچه می گیرند، سرمایه شان را غارت می کنند، با ژست خیرخواهی آبرو و اعتباری برای خود دست و پا می کنند و حتی از آن مردم بی نوا به عنوان پیاده نظام هم استفاده می کنند.
صحبت صریح در مورد این افراد دشوار است چون با اندک انتقادی محکوم به مخالفت با کمک های خیرخواهانه، کمک به مستمندان و مخالفت با اعتلای فرهنگ ... محکوم می شوید. تنها یک راه باقی می ماند این که بدون نام بردن از کسی تنها و تنها مصادیق را نمایان کنی...
این کار هم خیلی دشوار نیست. اگر خیلی مایل به کمک به مستمندان هستید چرا از اطرافیانتان شروع نمی کنید؟ چرا با سازمان های شناخته شده معتبر که برای کارهای فرهنگی و امور انسان دوستانه تاسیس شده اند همکار نمی کنید؟ سازمان هایی که اگر به اطرافتان نگاه کنید تاثیر حرکات و افعالشان را در زندگی ها احساس می کنید... هر روز رسانه ها اخبار اجرای طرح هایشان را مخابره می کنند، کار چندان دشواری نیست.
اگر باز هم اصرار دارید با هر کسی که به اسم فعالیت انسان دوستانه یا فرهنگی موسسه ای ایجاد می کند فعالیت کنید حداقل اندکی به خودتان زحمت بدهید و راجب موسسان آن پرس و جو کنید.
هستند گروه هایی که با هدف کمک به دانشجویان بی بضاعت تشکیل شده اند و تمام اعضا(بهتر بگویم عمله ها) را دانشجویان تشکیل می دهند، اما دریغ از یک کار در راستای شعارشان! وقتی به موسسین نگاه می کنی همه و همه را استاندار سابق، نماینده مجلس سابق و فعالین سیاسی تشکیل می دهند. همین ها باعث می شود فکر کنی عده ای با این شعارهای زیبا دنبال جمع کردن نیرو برای ستادهای انتخاباتی خود هستند. جوانان هم انگار نه انگار! حتی از خود نمی پرسند چرا جشن افتتاح این مرکز باید در مسجد متعلق به یکی از بزرگان جریانی خاص برگزار شود؟ چرا تمام سخنرانان مراسم سیاسیون کهنه کارند؟ چرا در سخنرانی ها خبری از صحبت درباره دانشجویان بی بضاعت نیست؟ چرا همه سیاسی صحبت می کنند؟
هستند افرادی که برای اینکه برای بعد از مسئولیت خود بیکار نباشند و باریکه ای داشته باشند، در پشت پرده موسسه ای فرهنگی- مذهبی علم می کنند، بودجه می گیرند و توسعه می دهند برای روز مبادا!
هستند گروه هایی که در سایه کمک به مستمندان، در واقع به تبلیغ و سیاه نمایی علیه نظام می پردازند و سعی دارند مسبب تمامی مشکل مستمندان را«جمهوری اسلامی» جلوه دهند. با این شیوه هم خوراک تبلیغاتی رسانه های بیگانه را تامین می کنند و هم پیاده نظامی علیه نظام فراهم می آورند.
هستند افرادی که در همین یزد خودمان با تکیه بر روابط به دنبال دست و پا کردن موسسه ای برای خود هستند. قصاص قبل از جنایت نباید کرد، اما حق بدهید که به فعالیت سیاسیون کهنه کار در زمینه فرهنگی بدبین باشیم...
بدتر از آن اینکه برای تصدی یک بقالی باید مجوز داشته باشی ولی آیا برای فعالیت در زمینه فرهنگی، فرهنگی که به تعبیر رهبر انقلاب هوایی است که تنفس می کنیم، نباید هیچ نظارتی وجود داشته باشد؟
آزاده. م
اما نکته ای که شاعر به آن اشاره ای نکرده؛ و یا شاید عمرش کفاف نداده تا این حقیقت را ببیند، این است که همین استعمارگران بعد از غارت دارایی های جهان نقاب دین را کنار گذاشتند و شعار جدایی دین از سیاست سر داند، گفتند دین یک امر شخصی است، دین به درد اداره جامعه نمی خورد و... بگذریم!
شاید عده ای تصور کنند که دوره سو استفاده از اعتقادات و باورهای مذهبی مردم به سر آمده و این شیوه ها نخ نما شده است، اما بد نیست بدانید هنوز هم هستند کسانی که از این شیوه استفاده می کنند.
هنوز هم عده ای هستند که با سواستفاده از احساسات پاک مردم اعتقادات آن ها را به بازیچه می گیرند، سرمایه شان را غارت می کنند، با ژست خیرخواهی آبرو و اعتباری برای خود دست و پا می کنند و حتی از آن مردم بی نوا به عنوان پیاده نظام هم استفاده می کنند.
صحبت صریح در مورد این افراد دشوار است چون با اندک انتقادی محکوم به مخالفت با کمک های خیرخواهانه، کمک به مستمندان و مخالفت با اعتلای فرهنگ ... محکوم می شوید. تنها یک راه باقی می ماند این که بدون نام بردن از کسی تنها و تنها مصادیق را نمایان کنی...
این کار هم خیلی دشوار نیست. اگر خیلی مایل به کمک به مستمندان هستید چرا از اطرافیانتان شروع نمی کنید؟ چرا با سازمان های شناخته شده معتبر که برای کارهای فرهنگی و امور انسان دوستانه تاسیس شده اند همکار نمی کنید؟ سازمان هایی که اگر به اطرافتان نگاه کنید تاثیر حرکات و افعالشان را در زندگی ها احساس می کنید... هر روز رسانه ها اخبار اجرای طرح هایشان را مخابره می کنند، کار چندان دشواری نیست.
اگر باز هم اصرار دارید با هر کسی که به اسم فعالیت انسان دوستانه یا فرهنگی موسسه ای ایجاد می کند فعالیت کنید حداقل اندکی به خودتان زحمت بدهید و راجب موسسان آن پرس و جو کنید.
هستند گروه هایی که با هدف کمک به دانشجویان بی بضاعت تشکیل شده اند و تمام اعضا(بهتر بگویم عمله ها) را دانشجویان تشکیل می دهند، اما دریغ از یک کار در راستای شعارشان! وقتی به موسسین نگاه می کنی همه و همه را استاندار سابق، نماینده مجلس سابق و فعالین سیاسی تشکیل می دهند. همین ها باعث می شود فکر کنی عده ای با این شعارهای زیبا دنبال جمع کردن نیرو برای ستادهای انتخاباتی خود هستند. جوانان هم انگار نه انگار! حتی از خود نمی پرسند چرا جشن افتتاح این مرکز باید در مسجد متعلق به یکی از بزرگان جریانی خاص برگزار شود؟ چرا تمام سخنرانان مراسم سیاسیون کهنه کارند؟ چرا در سخنرانی ها خبری از صحبت درباره دانشجویان بی بضاعت نیست؟ چرا همه سیاسی صحبت می کنند؟
هستند افرادی که برای اینکه برای بعد از مسئولیت خود بیکار نباشند و باریکه ای داشته باشند، در پشت پرده موسسه ای فرهنگی- مذهبی علم می کنند، بودجه می گیرند و توسعه می دهند برای روز مبادا!
هستند گروه هایی که در سایه کمک به مستمندان، در واقع به تبلیغ و سیاه نمایی علیه نظام می پردازند و سعی دارند مسبب تمامی مشکل مستمندان را«جمهوری اسلامی» جلوه دهند. با این شیوه هم خوراک تبلیغاتی رسانه های بیگانه را تامین می کنند و هم پیاده نظامی علیه نظام فراهم می آورند.
هستند افرادی که در همین یزد خودمان با تکیه بر روابط به دنبال دست و پا کردن موسسه ای برای خود هستند. قصاص قبل از جنایت نباید کرد، اما حق بدهید که به فعالیت سیاسیون کهنه کار در زمینه فرهنگی بدبین باشیم...
بدتر از آن اینکه برای تصدی یک بقالی باید مجوز داشته باشی ولی آیا برای فعالیت در زمینه فرهنگی، فرهنگی که به تعبیر رهبر انقلاب هوایی است که تنفس می کنیم، نباید هیچ نظارتی وجود داشته باشد؟
آزاده. م
اما نکته ای که شاعر به آن اشاره ای نکرده؛ و یا شاید عمرش کفاف نداده تا این حقیقت را ببیند، این است که همین استعمارگران بعد از غارت دارایی های جهان نقاب دین را کنار گذاشتند و شعار جدایی دین از سیاست سر داند، گفتند دین یک امر شخصی است، دین به درد اداره جامعه نمی خورد و... بگذریم!
,شاید عده ای تصور کنند که دوره سو استفاده از اعتقادات و باورهای مذهبی مردم به سر آمده و این شیوه ها نخ نما شده است، اما بد نیست بدانید هنوز هم هستند کسانی که از این شیوه استفاده می کنند.
,هنوز هم عده ای هستند که با سواستفاده از احساسات پاک مردم اعتقادات آن ها را به بازیچه می گیرند، سرمایه شان را غارت می کنند، با ژست خیرخواهی آبرو و اعتباری برای خود دست و پا می کنند و حتی از آن مردم بی نوا به عنوان پیاده نظام هم استفاده می کنند.
,صحبت صریح در مورد این افراد دشوار است چون با اندک انتقادی محکوم به مخالفت با کمک های خیرخواهانه، کمک به مستمندان و مخالفت با اعتلای فرهنگ ... محکوم می شوید. تنها یک راه باقی می ماند این که بدون نام بردن از کسی تنها و تنها مصادیق را نمایان کنی...
,این کار هم خیلی دشوار نیست. اگر خیلی مایل به کمک به مستمندان هستید چرا از اطرافیانتان شروع نمی کنید؟ چرا با سازمان های شناخته شده معتبر که برای کارهای فرهنگی و امور انسان دوستانه تاسیس شده اند همکار نمی کنید؟ سازمان هایی که اگر به اطرافتان نگاه کنید تاثیر حرکات و افعالشان را در زندگی ها احساس می کنید... هر روز رسانه ها اخبار اجرای طرح هایشان را مخابره می کنند، کار چندان دشواری نیست.
,اگر باز هم اصرار دارید با هر کسی که به اسم فعالیت انسان دوستانه یا فرهنگی موسسه ای ایجاد می کند فعالیت کنید حداقل اندکی به خودتان زحمت بدهید و راجب موسسان آن پرس و جو کنید.
,هستند گروه هایی که با هدف کمک به دانشجویان بی بضاعت تشکیل شده اند و تمام اعضا(بهتر بگویم عمله ها) را دانشجویان تشکیل می دهند، اما دریغ از یک کار در راستای شعارشان! وقتی به موسسین نگاه می کنی همه و همه را استاندار سابق، نماینده مجلس سابق و فعالین سیاسی تشکیل می دهند. همین ها باعث می شود فکر کنی عده ای با این شعارهای زیبا دنبال جمع کردن نیرو برای ستادهای انتخاباتی خود هستند. جوانان هم انگار نه انگار! حتی از خود نمی پرسند چرا جشن افتتاح این مرکز باید در مسجد متعلق به یکی از بزرگان جریانی خاص برگزار شود؟ چرا تمام سخنرانان مراسم سیاسیون کهنه کارند؟ چرا در سخنرانی ها خبری از صحبت درباره دانشجویان بی بضاعت نیست؟ چرا همه سیاسی صحبت می کنند؟
,هستند افرادی که برای اینکه برای بعد از مسئولیت خود بیکار نباشند و باریکه ای داشته باشند، در پشت پرده موسسه ای فرهنگی- مذهبی علم می کنند، بودجه می گیرند و توسعه می دهند برای روز مبادا!
,هستند گروه هایی که در سایه کمک به مستمندان، در واقع به تبلیغ و سیاه نمایی علیه نظام می پردازند و سعی دارند مسبب تمامی مشکل مستمندان را«جمهوری اسلامی» جلوه دهند. با این شیوه هم خوراک تبلیغاتی رسانه های بیگانه را تامین می کنند و هم پیاده نظامی علیه نظام فراهم می آورند.
,هستند افرادی که در همین یزد خودمان با تکیه بر روابط به دنبال دست و پا کردن موسسه ای برای خود هستند. قصاص قبل از جنایت نباید کرد، اما حق بدهید که به فعالیت سیاسیون کهنه کار در زمینه فرهنگی بدبین باشیم...
,بدتر از آن اینکه برای تصدی یک بقالی باید مجوز داشته باشی ولی آیا برای فعالیت در زمینه فرهنگی، فرهنگی که به تعبیر رهبر انقلاب هوایی است که تنفس می کنیم، نباید هیچ نظارتی وجود داشته باشد؟
,آزاده. م
,انتهای پیام/ح
]
ارسال دیدگاه