یادداشت روز؛
گام های لرزان ترکیه در خاورمیانه
سرزمین خاورمیانه اکنون چون گرداب بلاست و از شمالیترین نقطه تا جنوبیترین آن آبستن آتش و جنگ و برادر کشی است.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به گزارش رباط نیوز، محمد گلی می نویسد: بعد از عربستان که خود را درگیر جنگی فرسایشی و پایان ناپذیر در یمن کرد، اینک نوبت ترکیه، دومین قدرت بزرگ منطقه غرب آسیاست که دامان خود را در منجلاب آتش و خون این منطقه گرفتار نماید. رجب طیب اردوغان رهبر حزب اسلامگرای عدالت و توسعه دست از بلند پروازیهایش برنخواهد داشت و احیای مجدد امپراتوری عثمانی را به هر قیمتی طلب خواهد کرد و از پرداخت هیچ هزینه ای در راه عینیت بخشیدن به این رؤیا دریغ نمیکند، اما غافل از اینکه هر کشوری باید متناسب با مقدورات ومحذورات داخلی، منطقه ای و نیز بین المللی گام بردارد و عدم توجه به این اصل مهم مساوی است با شکست در سیاست منطقه ای و بین المللی و نیز گسست در حوزه داخلی که ترکیه نابخردانه در این مسیر گام بر میدارد.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا، ,
رباط نیوز,
ترکیه تاکنون به صورت نیابتی و با حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههایی تکفیری-تروریستی چون داعش سعی در پیش برد سیاست خارجی خود داشت اما اکنون پردهها را برانداخته است و از فقدان امنیت و ضعف اقتدار مرکزی دولتهای سوریه و عراق بهره برداری و قدم در مسیر پر مخاطره ای گذاشته است و آن مسیر مخاطره آمیز همان آلودن مستقیم خود به ویروس جنگ و ویرانی این منطقه است که پایانی برای آن نیست و هر کشوری که به اختیار در این گرداب داخل شود، خارج شدنش دیگر به اختیار آن کشور نخواهد بود زیرا سرزمین خاورمیانه اکنون چون گرداب بلاست و از شمالیترین نقطه تا جنوبیترین آن آبستن آتش و جنگ و برادر کشی است.
در حملات ترکیه به سرزمینهای سوریه و عراق مبارزه با داعش، متحد دیروز و دشمن صوری امروز، بهانه ای بیش نیست و دولت اسلامگرای ترکیه داعش را دستمایه قرار داده است تا به جنگ با اکراد و دولت سوریه و عراق برود و حوزه نفوذ و موقعیت ژئوپلتیکی خود را به عنوان گام اول در این مناطق گسترده نماید و به گونه ای آگاه یا نا آگاه تن به صحنه بازی رژیم صهیونیستی دهد که ماحصل این حملات، یا رویارویی با محور مقاومت است و یا مشکل و مصیبت تراشی برای محور مقاومت که خود درگیر مصائب و بلاهای بیشمار دیگری است.
اما از این برادرکشیها و جنگ در بلاد اسلامی جز رژیم صهیونیستی و غرب به رهبری امریکا هیچ گروه و کشور دیگری سود و منفعت نخواهد اندوخت. منافع رژیم صهیونیستی در این است که از تشتت و درگیری بین کشورهای اسلامی استفاده کرده و به تقویت نظامی و افزایش ضریب امنیتی خود اقدام نماید. از طرفی جنگ و تضاد بین مسلمانان هم به تضعیف آنها در بلند مدت خواهد انجامید و هم مسلمانان را از موضوع اول جهان اسلام که همانا جنگ علیه رژیم کودک کش اسرائیل و بیرون راندن آن از سرزمینهای اشغالی اسلامی است، غافل خواهد کرد. اما سود دول غربی به سرکردگی امریکا از این درگیریها فروش سلاح و آزمایش آنها در وهله اول و تضعیف و ضربه زدن به محور مقاومت به رهبری ایران در مرحله دوم است. و برافروختن شعله جنگی دیگر در غرب آسیا از طرف ترکیه یعنی همان گام برداشتن در مسیر راهبرد و منافع غرب و اسرائیل.
اما ترکیه به هیچ وجه در این کش و قوس و نزاع منطقه ای پیروز نخواهد شد و رویای تحقق نوعثمانی گری جز شکست و شکست در پی نخواهد داشت. به دلایل زیر:
۱-ترکیه مترصد گسترش نفوذ در سرزمینهایی عربی است این در حالی است که اعراب با ترکها اشتراک زبانی و فرهنگی چندانی ندارند و خود همین عدم اشتراک بر تقویت افتراق و گسست بین اعراب و ترک و در نتیجه به عدم موفقعیت ترکها در پیشبرد سیاستهای امپریالیستی خود در مناطق عرب نشین خواهد انجامید. زیرا عرب حاضر نخواهد بود به آسانی سلطه و یوغ ترکها را بپذیرد مگر جز به اجبار که اجبار نیز در بلند مدت کارساز نخواهد بود.
۲-آنچه اکنون در منطقه جدال میکند تقابل دو نوع تفسیر و برداشت از اسلام است، یک: اسلام وهابی و تکفیری به رهبری عربستان که سرسپرده غرب و امریکاست و جز در مسیر منافع آنها حرکت نمیکند. و گروههای چون داعش منبعث شده و قوام یافته این نوع از اسلاماند که اسلام را در خشونت و وحشیگری میبینند و هیزم در آتش دشمنان اسلام میگذارند. دو: اسلام ضد استکباری و ضد خشونتی و مبتنی بر اتحاد و استقلال کشورهای اسلامی و مقابله با زیاده خواهی های غرب، که همان در محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران معنا مییابند. لذا در این جدال دیگر جایی برای عرص اندام ترکیه باقی نمیماند که بر آرمانهای دموکراسی غربی و سکولاریسم پای میفشارد و بعد از ایجاد ترکیه نوین در این مسیر گام برداشته است و به شدت در داخل به خاطر بردن جامعه به سمت اسلامیزه شدن تحت فشار است.
۳-ترکیه در داخل نیز گرفتار مصائب و مشکلات فراوانی است از چگونگی تعامل با کردها گرفته تا نحوی برخورد با طرفداران فتح الله گولن که خواهان تقویت گفتمانی اسلامی –ترکی در جامعه هستند و در تشکیلات قضایی، اداری، نظامی ترکیه رخنه کردهاند و هر آن قدرت حزب توسعه و عدالت را با افشاگری و فعالیتهای خود، علیه این حزب، به چالش میکشند (۱). از سویی ترکیه مقادیر بسیاری از انرژی خود را از اقلیم کردستان عراق تهیه میکند که اعلام جنگ علیه کردهای عراق و بمباران آنها میتواند در روند این بده بستان خلل ایجاد کند و به صعنت و حمل ونقل ترکیه آسیب رساند. مضاف بر این ترکیه یکی از پایههای اقتصاد خود را بر صنعت توریسم بنا کرده است و سالانه میلیاردهار دلار از این صنعت عایدش میشود. این در حالی است که رونق و توسعه صنعت توریسم نیازمند ثبات و امنیت است که گردشگران را به مسافرت و گردشگری تشویق و ترغیب میکند. اما در وضعیتی که گروههای مبارز کرد به اقدامات خشونت بار علیه کشور ترکیه تهدید کرده و به آن مبادرت میورزند میتوان عملاً بیان کرد که درآمدهای ناشی از توریسم در اقتصاد ترکیه به شدت کاهش مییابد زیرا نبود امنیت مساوی است با کاهش گردش و گردشگری که در غایت به اقتصاد ترکیه آسیب میرساند.
۴-برای گسترش قلمرو نفوذ و یافتن متحد و نیز همسو کردن دیگران با خود تنها زور و اجبار کفایت نمیکند. بلکه گفتمانی لازم است که بتواند به اقناع دیگران دست یازد و ترکیه در این منطقه فاقد چنین گفتمانی است. زیرا ترکیه در طول سالهای گذشته کوشیده است متحد غرب به ویژه امریکا بماند این در حالی است که قلبهای سلیم و روانهای حقیقت جو در این منطقه، از لبنان، عراق، سوریه گرفته تا یمن و بحرین و فلسطین دیگر امریکا را به عنوان عامل ثبات و امنیت نمیدانند بلکه این کشور را به دیده عنوان شری که در مناسبات داخلی آنها دخالت میکند و ذخایر و غنایم آنها را به غارت میبرد، مینگرند. لذا هر گروه و یا دولتی که همسو با سیاستهای امریکا عمل کند از نفرت مردم این منطقه برخوردار است و نمیتواند گفتمان سازی کرده و به گسترش قدرت خود اقدام کند. مگر به جبر، که این اجبار را دوامی نیست.
۱-دستمالی، محمد علی، چالشهای داخلی حزب عدالت و توسعه، همشهری دیپلماتیک، شماره 88
انتهای پیام/ج
,
ترکیه تاکنون به صورت نیابتی و با حمایت مالی و تسلیحاتی از گروههایی تکفیری-تروریستی چون داعش سعی در پیش برد سیاست خارجی خود داشت اما اکنون پردهها را برانداخته است و از فقدان امنیت و ضعف اقتدار مرکزی دولتهای سوریه و عراق بهره برداری و قدم در مسیر پر مخاطره ای گذاشته است و آن مسیر مخاطره آمیز همان آلودن مستقیم خود به ویروس جنگ و ویرانی این منطقه است که پایانی برای آن نیست و هر کشوری که به اختیار در این گرداب داخل شود، خارج شدنش دیگر به اختیار آن کشور نخواهد بود زیرا سرزمین خاورمیانه اکنون چون گرداب بلاست و از شمالیترین نقطه تا جنوبیترین آن آبستن آتش و جنگ و برادر کشی است.
,
در حملات ترکیه به سرزمینهای سوریه و عراق مبارزه با داعش، متحد دیروز و دشمن صوری امروز، بهانه ای بیش نیست و دولت اسلامگرای ترکیه داعش را دستمایه قرار داده است تا به جنگ با اکراد و دولت سوریه و عراق برود و حوزه نفوذ و موقعیت ژئوپلتیکی خود را به عنوان گام اول در این مناطق گسترده نماید و به گونه ای آگاه یا نا آگاه تن به صحنه بازی رژیم صهیونیستی دهد که ماحصل این حملات، یا رویارویی با محور مقاومت است و یا مشکل و مصیبت تراشی برای محور مقاومت که خود درگیر مصائب و بلاهای بیشمار دیگری است.
,
اما از این برادرکشیها و جنگ در بلاد اسلامی جز رژیم صهیونیستی و غرب به رهبری امریکا هیچ گروه و کشور دیگری سود و منفعت نخواهد اندوخت. منافع رژیم صهیونیستی در این است که از تشتت و درگیری بین کشورهای اسلامی استفاده کرده و به تقویت نظامی و افزایش ضریب امنیتی خود اقدام نماید. از طرفی جنگ و تضاد بین مسلمانان هم به تضعیف آنها در بلند مدت خواهد انجامید و هم مسلمانان را از موضوع اول جهان اسلام که همانا جنگ علیه رژیم کودک کش اسرائیل و بیرون راندن آن از سرزمینهای اشغالی اسلامی است، غافل خواهد کرد. اما سود دول غربی به سرکردگی امریکا از این درگیریها فروش سلاح و آزمایش آنها در وهله اول و تضعیف و ضربه زدن به محور مقاومت به رهبری ایران در مرحله دوم است. و برافروختن شعله جنگی دیگر در غرب آسیا از طرف ترکیه یعنی همان گام برداشتن در مسیر راهبرد و منافع غرب و اسرائیل.
,
اما ترکیه به هیچ وجه در این کش و قوس و نزاع منطقه ای پیروز نخواهد شد و رویای تحقق نوعثمانی گری جز شکست و شکست در پی نخواهد داشت. به دلایل زیر:
,
۱-ترکیه مترصد گسترش نفوذ در سرزمینهایی عربی است این در حالی است که اعراب با ترکها اشتراک زبانی و فرهنگی چندانی ندارند و خود همین عدم اشتراک بر تقویت افتراق و گسست بین اعراب و ترک و در نتیجه به عدم موفقعیت ترکها در پیشبرد سیاستهای امپریالیستی خود در مناطق عرب نشین خواهد انجامید. زیرا عرب حاضر نخواهد بود به آسانی سلطه و یوغ ترکها را بپذیرد مگر جز به اجبار که اجبار نیز در بلند مدت کارساز نخواهد بود.
,
۲-آنچه اکنون در منطقه جدال میکند تقابل دو نوع تفسیر و برداشت از اسلام است، یک: اسلام وهابی و تکفیری به رهبری عربستان که سرسپرده غرب و امریکاست و جز در مسیر منافع آنها حرکت نمیکند. و گروههای چون داعش منبعث شده و قوام یافته این نوع از اسلاماند که اسلام را در خشونت و وحشیگری میبینند و هیزم در آتش دشمنان اسلام میگذارند. دو: اسلام ضد استکباری و ضد خشونتی و مبتنی بر اتحاد و استقلال کشورهای اسلامی و مقابله با زیاده خواهی های غرب، که همان در محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران معنا مییابند. لذا در این جدال دیگر جایی برای عرص اندام ترکیه باقی نمیماند که بر آرمانهای دموکراسی غربی و سکولاریسم پای میفشارد و بعد از ایجاد ترکیه نوین در این مسیر گام برداشته است و به شدت در داخل به خاطر بردن جامعه به سمت اسلامیزه شدن تحت فشار است.
,
۳-ترکیه در داخل نیز گرفتار مصائب و مشکلات فراوانی است از چگونگی تعامل با کردها گرفته تا نحوی برخورد با طرفداران فتح الله گولن که خواهان تقویت گفتمانی اسلامی –ترکی در جامعه هستند و در تشکیلات قضایی، اداری، نظامی ترکیه رخنه کردهاند و هر آن قدرت حزب توسعه و عدالت را با افشاگری و فعالیتهای خود، علیه این حزب، به چالش میکشند (۱). از سویی ترکیه مقادیر بسیاری از انرژی خود را از اقلیم کردستان عراق تهیه میکند که اعلام جنگ علیه کردهای عراق و بمباران آنها میتواند در روند این بده بستان خلل ایجاد کند و به صعنت و حمل ونقل ترکیه آسیب رساند. مضاف بر این ترکیه یکی از پایههای اقتصاد خود را بر صنعت توریسم بنا کرده است و سالانه میلیاردهار دلار از این صنعت عایدش میشود. این در حالی است که رونق و توسعه صنعت توریسم نیازمند ثبات و امنیت است که گردشگران را به مسافرت و گردشگری تشویق و ترغیب میکند. اما در وضعیتی که گروههای مبارز کرد به اقدامات خشونت بار علیه کشور ترکیه تهدید کرده و به آن مبادرت میورزند میتوان عملاً بیان کرد که درآمدهای ناشی از توریسم در اقتصاد ترکیه به شدت کاهش مییابد زیرا نبود امنیت مساوی است با کاهش گردش و گردشگری که در غایت به اقتصاد ترکیه آسیب میرساند.
,
۴-برای گسترش قلمرو نفوذ و یافتن متحد و نیز همسو کردن دیگران با خود تنها زور و اجبار کفایت نمیکند. بلکه گفتمانی لازم است که بتواند به اقناع دیگران دست یازد و ترکیه در این منطقه فاقد چنین گفتمانی است. زیرا ترکیه در طول سالهای گذشته کوشیده است متحد غرب به ویژه امریکا بماند این در حالی است که قلبهای سلیم و روانهای حقیقت جو در این منطقه، از لبنان، عراق، سوریه گرفته تا یمن و بحرین و فلسطین دیگر امریکا را به عنوان عامل ثبات و امنیت نمیدانند بلکه این کشور را به دیده عنوان شری که در مناسبات داخلی آنها دخالت میکند و ذخایر و غنایم آنها را به غارت میبرد، مینگرند. لذا هر گروه و یا دولتی که همسو با سیاستهای امریکا عمل کند از نفرت مردم این منطقه برخوردار است و نمیتواند گفتمان سازی کرده و به گسترش قدرت خود اقدام کند. مگر به جبر، که این اجبار را دوامی نیست.
,
۱-دستمالی، محمد علی، چالشهای داخلی حزب عدالت و توسعه، همشهری دیپلماتیک، شماره 88
,
انتهای پیام/ج
,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه