سالروز رحلت حضرت آیت اللَّه العظمی "سیدحسین بروجردی"
حیف قم که آیت الله بروجردی در آن نیستند!
قبل از ورود و اقامت آیتاللهالعظمی بروجردی در قم، امام خمینی روزی به من فرمودند: حیف قم که آیت الله بروجردی در آن نیستند، کاش وضعی پیش می آمد که ایشان به قم میآمدند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، در ماه صفر سال ۱۲۹۲ ه.ق (۱۲۵۰ش) در شهر بروجرد به دنیا آمد؛ هفت ساله که شد پدرش او را برای تحصیل علم به مکتب فرستاد و در سن هجده سالگی به اصفهان که در آن روزگار حوزه علمی گرمی داشت رهسپار شد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کریمه، , پایگاه خبری تحلیلی کریمه، , پایگاه خبری تحلیلی کریمه،,تنها بیستودو بهار را پشت سر گذاشته بود که به دستور پدر به بروجرد احضار شد، وی گمان میبرد که پدرش میخواهد او را برای ادامه تحصیل به نجف اشرف بفرستد؛ اما به محض ورود و دیدار با پدر و بستگان متوجه میشود که حدسش اشتباه بوده و مقدمات ازدواج و تأهل او را فراهم کردهاند.
,... تا اینکه در سال ۱۳۶۴ ایشان برای معالجه به تهران رفت و مورد استقبال و عیادت علمای اعلام قم و تهران و فقهای سرشناس حوزههای علمیه از جمله امام خمینی (ره) قرار گرفت و با اصرار علما و فقها برای هجرت به شهر مقدس قم مواجه شده و در ۲۶ صفر ۱۳۶۴ هجری قمری در میان استقبال چشمگیر و باشکوه مراجع، علما و مردم، وارد این شهر شد.
,مرحوم آیتاللهالعظمی گلپایگانی (ره) از آغاز ورود آن بزرگوار به قم تا پایان زندگی آن بزرگوار در اعزاز و اجلال آن بزرگمرد کوشش داشتند و در مراعات احترام ایشان چنان بودند که حتی از این که لفظ «آیتالله» روی رساله عملیه شان در زمان آن زعیم بزرگ نوشته شود ابا و امتناع میورزیدند.
,همچنین آیتالله سلطانی طباطبائی که از یاران و نزدیکان آیتاللهالعظمی بروجردی و نیز از همراهان صمیمی امام خمینی (ره) به شمار میرود درباره علاقه مرحوم امام خمینی به آیتالله بروجردی میگوید:
,«قبل از ورود و اقامت آیتاللهالعظمی بروجردی در قم، امام (ره) آرزوی مهاجرت ایشان به قم را داشتند... امام خمینی روزی به من فرمودند: حیف قم که آیت الله بروجردی در آن نیستند، کاش وضعی پیش می آمد که ایشان به قم میآمدند.
,جالب توجه است که محمدرضا پهلوی که در سال 1323 شمسی در بیمارستان فیروزآبادی به عیادت آیتالله بروجردی رفته بود، پس از اقامت آن مرحوم در قم و نضج گرفتن کار مرجعیت ایشان در ایران و دیگر ممالک اسلامی، چندین بار در قم نیز به خدمت آیتالله بروجردی رسید و هر بار از آن مرحوم میخواست که هر امری دارند بفرمایند تا انجام دهد.
,آیتالله بروجردی که میپنداشتند محمدرضا به عکس پدرش مردی فهمیده و نرم و احیاناً دارای عواطفی است (با تظاهرات ریاکارانهای که شاه ضعیف آن روز میکرد) هربار به وی فرموده بودند: «امور مربوط به روحانیت صرفاً بستگی به کمک مردم مسلمان دارد.» هر مقدار از آنها کمک کنند من هم رسیدگی و اداره میکنم، حتی شاه حاضر شده بود یکمیلیون تومان از بابت فروش پنج ریال عوارض اضافی بلیت قطار قم! کمک به ساختمان مسجد اعظم قم کند ولی آیتالله بروجردی فرموده بود: «اگر هم این پول را از خودتان بدهید قبول نخواهم کرد مبادا فردا به نام «مسجد شاه» خوانده شود و لذا حاضر به قبول هیچگونه کمکی از طرف شاه و خاندان پهلوی نشدند (اسناد این مطلب موجود است و حتی منتشر شد.)
,آن مرحوم در عوض فرموده بودند: «به شاه بگویید آب قم شور و کم است. دستور دهد چند حلقه چاه عمیق حفر کنند و بعد هم شهر قم لولهکشی شود و سد رودخانه قم را تعمیر کنند که هیچکدام هم هزینه زیادی ندارد و اینها بر اثر اقدامات آن مرحوم سرانجام عملی شد؛ آنهم بعد از بارها تذکر به دولتهای وقت.
,اما مرحوم آیتالله بروجردی چند سال قبل از این که رحلت کنند دیگر حاضر به پذیرش شاه نشدند و هرچه قائممقام رفیع و صدرالاشراف و دیگر رجال معمر مملکت واسطه شدند، سودی نبخشید؛ این نقار و کدورت تا پایان عمر آن مرحوم باقی ماند.
,گفتنی است که آیتالله سیدحسین بروجردی در تمام مدت اقامت در شهر مقدس قم، در تابستانهای گرم و سوزان و حتی در زمستان و در حین بارش برف و باران نیز اشتغال به تدریس فقه را ترک نکردند و همواره مشغول غور در موضوعات علمی و فقهی بودند.
,آیتالله شیخ حیدرعلی محقق در این باره خاطرهای نقل کرده که جدیت علمی این مرجع کمنظیر را به روشنی بیان میکند: تلگرافی برای آیتالله بروجردی از بروجرد آمد که اخوی شما به رحمت خدا رفته است.
,ایشان دستور دادند پیش از ظهر در مسجد بالاسر مجلس ختمی برگزار شود. بعد از ظهر همان روز طبق معمول جلسه درس برگزار شد بدون اینکه حتی یک روز درس را تعطیل کنند.
,همچنین یکی از ویژگیهای اصیل و مهم آیتالله بروجردی، این بود که در عین برخورداری از پشتوانه علمی قوی در اصول فقه، فلسفه، نحو، معانی و بیان و... و همچنین احاطه اجتهادی به این علوم، در جلسات درس خود تا جایی که ممکن بود، فقیه بود؛ به این معنا که از استدلالها و استنباطهای آیتاللهالعظمی بروجردی تا حد امکان مبتنی بر فقه بود و کمتر پیش میآمد که از نگاه فلسفی به مسئلهای بپردازد.
,ناگفته نماند که یکی از خدمات ارزنده و تأثیرگذار آیتالله بروجردی، تربیت طلاب و فضلای حوزههای علمیه برای تبلیغ دین در ماههای محرم و صفر و ماه مبارک رمضان و همچنین تعطیلات تابستانی بود که با سفر به نقاط دور و نزدیک ایران، مردم را با اسلام و آموزههای دینی آشنا میکردند و به همین سبب موقعیت و محبوبیت روحانیان در میان مردم نیز بیشازپیش تقویت شد و بهرغم تلاشهایی که برای منزوی کردن روحانیت صورت میگرفت، طلاب و فضلا بیشتر از گذشته مورد اعتماد و احترام مردم قرار گرفتند.
,در همین راستا آیتالله سیدعبدالله ضیایی لنگرودی که از شاگردان آیتالله العظمی بروجردی بوده است، میگوید: یکی از خصوصیات آقای بروجردی که طلبهها به آن واقف بودند، این بود که نسبت به طلاب درسخوان و متدین علاقه خاصی داشت. اگر طلبهای متدین بود اما درسخوان نبود، با او بد بود و اگر متدین نبود اما درسخوان بود، باز هم ناراحت میشد. وقتی هم عصبانی میشد بدنش میلرزید و کسی جرئت نمیکرد در مقابلش بایستد.
,ماجرای نامهنگاری انیشتین با آیتاللهالعظمی بروجردی
, ماجرای نامهنگاری انیشتین با آیتاللهالعظمی بروجردی,آلبرت اینشتین در رسالهی پایانی عمر خود با عنوان: دی ارکلرونگ"، یعنی: بیانیه" که در سال 1954 (=1333ش) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین و معقول ترین دین میداند؛ این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانهی انیشتین با آیتاللهالعظمی بروجردی است که توسط مترجمین برگزیدهی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.
,

, سرانجام آیتالله بروجردی این عالم گرانقدر پس از عمری تلاش در راه اعتلای دین بر اثر بیماری و کهولت سن، در 13 شوال 1380 ق (10 فروردین 1340) چشم از جهان فرو بست و در مسجد اعظم قم که خود بنیاد نهاده بود، به خاک سپرده شد.
,
,
روحش شاد
]
ارسال دیدگاه