یادداشت؛

وقتی فرهنگ در پس کوچه های سیاست رنگ می بازد

وقتی فرهنگ در پس کوچه های سیاست رنگ می بازد
باید به این نکته توجه داشت که انقلاب اسلامی ایران، به عنوان انقلابی فرهنگی، توسط معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و بر پایه دین مبین اسلام طرح‌ریزی شد و به پیروزی رسید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به  نقل از  مجله خبری تحلیلی شهر مینو، در یک تعریف کلی فرهنگ، آن چیزی است که یک ملت با آن زندگی می کند و در تمام شئون اجتماعی، اقتصادی، هنری و زیبا شناسی، دینی و مذهبی آنها ریشه دارد و نقشه راهی است برای طی طریق در مسیر آرمانهای یک ملت. حال شما باید در نظر بگیرید این فرهنگ ایرانی با آن عقبه قوی و تمدن چندین هزار ساله که در یک برهه طلایی با اسلام گره خورد و فرهنگ اسلامی ایرانی را پدید آورد که رهبر معظم انقلاب بارها بدان اشاره داشته اند و خواستار حفظ، حراست و پاسداری از آن شده اند امروز چگونه دستخوش سیاست بازی گروهها و جناح های سیاسی می شود چگونه ممکن است تضمین کرد که نسلهای آینده مان از این گوهر بهره مند باشند چنانچه اگر گوشی برای شنیدن باشد همین امروز نیز صدای شکسته شدن استخوانهای آن شنیده می شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

باید به این نکته توجه داشت که انقلاب اسلامی ایران، به عنوان انقلابی فرهنگی، توسط معمار کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) و بر پایه دین مبین اسلام طرح‌ریزی شد و به پیروزی رسید. هدف اساسی انقلاب اسلامی ایران، فراهم آوردن زمینه‌ها و بسترهای لازم جهت تشکیل، استقرار و توسعه نظام جمهوری اسلامی در کشور و بازآفرینی و توسعه مفروضات، باورها، اعتقادات و ارزش‌های اصیل اسلامی بوده است.

,

تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی، بازطراحی ساختار‌ها‌ی کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را متناسب با مقتضیات ملی و بین المللی اجتناب ‌ناپذیر می‌کند.

,

از جمله پیامدهای تغییر و تحولات و چالش‌های مذکور، تغییر و تحول در نظام فرهنگی کشور است. نتایج تحقیقات متعدد، حکایت از تغییر و دگرگونی‌هایی در حوزه ارزش‌ها، نگرش‌ها، گرایش‌ها و رفتارهای آحاد مردم جامعه و یا به‌طور کلی در فرهنگ جامعه دارد؛ تغییر و تحولاتی که بخشی از آن امری طبیعی و سازنده و حتی ضروری و مطلوب و پیش شرط توسعه و تعالی همه‌جانبه کشور و بخشی دیگر- که خزنده و سایه گون است- بازدارنده، تهدیدکننده و بر خلاف مصالح انقلاب و کشور ارزیابی می‌شود.

,

با این حال چطور ممکن است بین این دو حرکت و تغییر تفاوتی قائل نشد و چشم را رو به حقایق بست و فرهنگ را تنها در قامت ظاهری و لخت آن تعریف و تفسیر کرد؟ یادمان نرفته است که در دوران اصلاحات و در آستانه انتخابات سرنوشت ساز سال ۷۶، سیدمحمدخاتمی با یک رزومه فرهنگی وارد عرصه انتخابات شد و با یک شعار فرهنگی بنام« آزادی» توانست بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند!

,

یادمان نرفته است تفسیرهای سطحی و دشمن شادکنی که در دوران سیاه اصلاحات روانه گیشه های مطبوعاتی شد و موجی از افراطی گری در روشنفکری فرهنگی در راستای فرهنگ برهنگی این کشور براه افتاد و واژه بی غیرتی جایش را به روشنفکری و تعصب و غیرت جایش را به متحجر و قرون وسطی ای داد!

,

یادمان نرفته است سوت و کف و هورا کشیدن های جوانانی را که در آن دوران خود را بربلندای آزادی و سربلندی و سعادت می دیدند و امروز هرکدام سرخورده و مأیوس از ادامه زندگی در گوشه ای گذران عمر دارند و حسرت فرصت های جوانی خود را می خورند که باید صرف تحصیل و تهذیب و کار و تلاش می شد که نشد و تاریخ گواه آن غفلت هاست.

,

یادمان هست که این کج روی ها و بدفهمی ها از مقوله مقدس فرهنگ تا سال ۸۴ ادامه داشت و در برنامه های تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری هم بدان پرداخته می شد تا جاییکه محمود احمدی نژاد در پاسخ به سوال مجری گفت: مگر مشکل کشور ما موی بچه های ماست! و البته در دوران ۸ساله احمدی نژاد هم آنچنان که باید به زیر ساختهای فرهنگی توجهی نشد و خواسته مهم رهبر انقلاب که همان انقلاب فرهنگی است هنوز در حد یک آرزو و آمال باقی است.

,

اظهارات اصحاب فرهنگی دولت یازدهم هم بیانگر آن است که نه تنها نباید پیشرفتی را در عرصه فرهنگ متصور بود که باید نگران آن باشیم این اصل فراموش شده در پایان دولت اقای روحانی سرسالم به در ببرد.

,

 

,

از جمله این افاضات می توان به قائل نبودن تفاوت میان هنرمند ارزشی و غیر ارزشی توسط رئیس جمهور و قانون ممیزی نشر و دهها مجوز کنسرت و عدم حضور متولیان فرهنگ در جشنواره های مردمی از جمله جشنواره مردمی فیلم عمار اشاره کرد. البته اینها تنها بخشی از بی توجهی دولتها به فرهنگ است.

,

هدف نگارنده نقد این مهم است که امروز چرا باید برای فرار از پیدا کردن راه حل های عملی برای بهبود وضع اجتماعی ۸۰ میلیون ایرانی بدنبال راه های فرار از اصل مساله باشیم؟ چرا وقتی راه کاری برای ترویج حجاب نداریم اصل آن را زیر سوال می بریم؟ چرا وقتی برای احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر که از فروع دین ما هستند قدمی بر نمی داریم دیگران را هم از اجرای آن نهی می کنیم و سعی داریم شعارگونه بیکاری و فقر را را بزرگترین منکرات این کشور اعلام کنیم؟ چنانچه رئیس جمهور محترم در دیدار با فرماندهان ومسئولین ناجا به این موضوع اشاره کردند. سخنانی که با واکنش تند و جدی و مستدل حداقل سه تن از مراجع عظام تقلید «آیات عظام نوری همدانی، مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی» و تعداد بیشماری از فعالان و صاحبان اندیشه روبرو شد که جای بیان و باز نشر آن از حوصله این نوشتار خارج است.

,

آیا واقعا سخت است بفهمیم مشکلات اساسی در حوزه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و آموزش و پرورش که امروز نه تنها دولتمردان ما که نظام با آنها دست و پنجه نرم می کند مرهون بی توجهی به همین امر به معروف و نهی از منکر هایی است که عاملان آن روزی تندرو و روز دیگر افراطی و امروز بی سواد و دلواپس نام گرفته اند.

,

پولشویی و ثروت های بادآورده و تجمل گرایی و در نهایت چپاول قشر آسیب دیده و کم درآمد جامعه مسلمان ما در پس بی توجهی ذوق زدگان مدرنیته شکل گرفت. آنجایی که تعداد بانک های ما از مساجد و مراکز تولید فکر و اندیشه و ترویج بدیهیات دینی بیشتر شد و رسانه های سمعی و بصری و مکتوب و مجازی یکدل و یکصدا و شاید ناآگاه از پیامد این لشکرکشی به خدمت این حرکت زننده و شوم درآمدند و آن شد که می بینیم.

,

آن روز که مدارس و دانشگاهها از وجود معلمان دلسوز و دلسوخته خالی می شد و چینش مدیران دستگاههای فرهنگی از صدر تا ذیل با خط کش سیاسی انجام می گرفت باید حدس زده می شد که نوجوان و جوان امروز در یک ناآگاهی و ابهام کشنده از هویت خود قرار می گیرد.

,

آن چیز که امروز بیش از پیش باید بدان توجه داشت یافتن راه حلی عملی و کارآمد و علمی در شرایط اورژانسی و حال بد فرهنگی جامعه امروز ماست که جز با دلسوزی و فکر و تشکیل اتاقهای فکر و اندیشه میسر نخواهد شد. امید است میئولین و دست اندرکاران یکی از ارکان جدانشدنی قدرت در نظام اسلامی، خود را در برابر میلیون ها نفر مسئول ببینند و ضمن پرهیز از سخنان حاشیه ای و بی ثمر در راستای اجرای فرامین قرآنی و الهی تلاشی مضاعف و در خور شأن فرهنگ ناب اسلامی ایرانی کنند.

,

انتهای پیام/پ

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه