قوم یهود از دیروز تا صهیونیزم رذل و پست فطرت امروز
زندهسوزی نوزاد فلسطینی، مصداق تروریسم مدرن/کودک سوزی همان حقوق بشر آمریکایی
"علی سعد دوابشه" نوزاد یک و نیم ساله این خانواده در پی این آتشسوزی جان خود را از دست داد و بقیه اعضای خانواده دچار حالت سوختگی از درجه سوم شدهاند و این همان حقوق بشر آمریکایی است که اینجا نمود حقیقی آن می شود سوزاندن زنده زنده انسانها.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از شاخه طوبی، هیچگاه و تحت هیچ شرایطی فکر نکنید جدای مساله صهیونیسم بین الملل در صدر اسلام ما از همه ی یهویان خیر دیده ایم.!
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاخه طوبی,بر اساس اسناد به جا مانده تاریخی موجود هر چند هنگامی که رسول اکرم (ص) در روزهایی که می خواست دین مبین اسلام را به یهودیان آنانی که به یکتا پرستی شهره بودند معرفی کند و معتقد بود قرار نیست حرف نویی جز تایید باقی پیامبران صاحب کتاب باشد قول اصلی آیین او اما باز می بینیم با این حالی که بر اساس آیه ٦٤ از سوره آل عمران همه ی یهودیان را به تشخیص آنچه آنان را با مسلمانان پیوند می زند و از مسیحیانی که مسیح را به عنوان خدایی در کنار الله در نظر می گیرند جدا می سازد حتی در آیه ٥ سوره مائده نیز پذیرش متقابل غذای حلال و ازدواج یهودیان با مسلمانان را مطرح می کنند.
متاسفانه یهودیان مدینه نه اینکه با آغوش باز با محمد(ص) برخورد نمی کنند بلکه با انتقاد از وی مدعی مغایرت مبانی قرآن کریم با آنچه در کتاب مقدسشان آورده می شوند.
یهودیان در پذیرش این موضوع که یک غیر یهودی نیز می تواند پیامبر باشد بی میل بودند گرچه این حقیقت را که نسب اعراب از طریق اسماعیل (ع) به ابراهیم (ع) بر می گردد را انکار نکردند.
پس از جنگ محمد(ص) با اهالی مکه روابط یهودیان با مسلمانان به سرعت به وخامت گرایید تا جایی که بعض رهبران یهود اعتقاد پیدا کردند خواهند توانست با اتحاد با (چند خدایان)، مشرکان و بت پرستان قادرند خود را از دایره نفوذ محمد(ص) خارج کنند. پیامد منفی و تباهی آور این رخداد شوم غالبا به عنوان دلیلی بر نفرت ریشه دار و سرسختانه نسبت به یهودیان از سمت مسلمین وانمود می شود تا به امروز.
هر چند هنگامی که اسلام به عنوان دین رسمی پا گرفت اتباع یهودی خود را با آغوش باز پذیرفت و از آنان حمایت کرد. اسلام به آنان اجازه داد تا با آزادی در کنیسه های خود عبادت کنند و با استناد به قوانین خود به قضاوت در میان خویش بپردازند، تا جایی که یهودیان اروپا به هنگامه اذیت و آزار از جانب مسیحیان اغلب به دنبال مکانی امن به کشورهای اسلامی پناه می آوردند.
موضوع مهم رفتاری است که قبیله های یهودی در آن دروان به هنگام داشتن پیمان مشترک با مسلمانان از خود نشان دادند و با ذکر چند مورد که مرتبط با تاریخ صدر اسلام است سعی در تبیین موضوع و هدف اصلی این مقاله می کنیم:
پس از سه جنگ غزوه، بدر، احد و نهایتا خندق پیامدهای ویژه ای چشم انتظار قبایلی بود که در عین یهودی بودن به حمایت از مشرکان برخواسته اند:
-قبیله بنی قینقاع - پس از آنکه تعدادی از آنها زنی مسلمان را به تحمل رفتاری توهین آمیز مجبور کرده بودند - از واحه رانده شدند. البته این نقطه اوج سلسله ای از اعمال تحریک آمیز از سوی آنان بود.این قبیله تنها با همکاری سران قبیله خزرج که هم پیمان آنان بودند امکان پذیر گردید
- کمی بعد از واقعه جنگ احد قبیله بنی نضیر نیز به خاطر شرکت در توطئه ترور نافرجام محمد(ص) مانند قبیله بنی قینقاع از واحه اخراج شد.سرپرست قبیله بنی نضیر که (حیی) نام داشت روابط سری و مخفیانه با مشرکان مکه برقرار کرده بود و شاید بتوان گفت که منفی ترین چهره ضد اسلام در زمان خود بود.او و تعداد زیادی از افراد قبیله اش در منطقه خیبر مسکن داشتند.
بخش اعظم هزینه کمکهای صحرایی در جنگ مکیان علیه مسلمین را آنان تامین کردند و در صورت پیروزی بر مسلمانان- قول واگذاری نیمی از محصولات خرمای خیبر را به مشرکان داده بودند
- اما شدید ترین تنبیه در مورد قبیله (بنی قریظه) صورت گرفت.سرپرست قبیله (کعب بن اسد) مناسبات حسنه ی خود را با مسلمانان حفظ کرده بود و افراد طایفه اش وسایل و ابزار لازم بری حفر خندقی که باعث نجات شهر مدینه از آخرین تعرض و حمله مشرکان شد، در اختیار مسلمانان قرار داده بودند. با این وجود هنگامی که او خیل سپاه مشرکین را مشاهده کرد، کاملا متقاعد شد که در این جنگ اسلام نابود خواهد شد. بنا بر این با پیشنهاد (حیی بن اخطب) مبنی بر باز گذاشتن راه برای عبور ومرور مخفیانه بخشی از سپاه مشرکان به دژهای یهودیان موافقت کرد. یک مامور دوجانبه قبل از اجرایی شدن نقشه خیانت ماجرا را برای محمد(ص) فاش کرد
حتی هنگامه عقب نشینی سپاهیان شرک او فکر میکرد این صرفا اقدامی تاکتیکی بوده و آنان بزودی باز خواهند گشت.
قبیله یهودی نشین بلافاصله به محاصره مسلمانان درآمدند.هنگامه ی تسلیم شدن افراد این قبیله در خصوص سرنوشتی که انتظارشان را میکشید، اختلاف نظر وجود داشت.
آنان با قبیله اوس هم پیمان بودند و بعض افراد این قبیله میخواستند همان تصمیمی که در مورد قبیله بنی نضیر گرفته شد در مورد انان نیز اتخاذ شود. محمد(ص) از (سعد بن معاذ) رئیس قبیله اوس خواست تا در مورد آنان قضاوت کند.
سعد مردان را به اعدام و زنان و بچه ها را به اسارت و بردگی محکوم کرد.اگرچه سعد خود بی خبر بود، اما او بدین ترتیب حکمی را که موسی(ع) برای پیروان خود صادر کرده، به کار بسته بود.(ر.ک: تورات، سفر تثنیه، ١٤-١٢:٢٠)
هر چند این پایان کار یهودیان در مدینه نبود.هنگامی که محمد(ص) درگذشت، زره اش را عوض مقداری جو نزد یک یهودی به گرو گذاشته شده بود. هیچ گونه تنفر قومی نسبت به یهودیان به صرف یهودی بودن آناها وجود نداشت. بر عکس تعداد زیادی از مسلمانان من جمله خود محمد(ص) با زنانی از میان یهودیان ازدواج کردند.
اما امروز با گذشت چهارده قرن پیاپی پاشد حقیقتی تلخ و دردناک در دنیا بالاخص در منطقه خاورمیانه هستیم و آن مساله ای نیست جز تداوم خشونت و تنفر و مرگ و ترور.
در این میانه حالا دیگر مهم نیست، که اولین شروع کنند بازی است اما انگار اینجا اگر برای دفاع از بودن نوع خودت تلاش نکنی و ساکت بمانی همه می خواهند که تو نباشی!
شاید به ظاهر و به بهانه های مختلف به تو لبخند ملیح هم بزنند در روابط بین الملل اما تو که خوب میدانی هژمونی پول و قدرت صهیونیزم یعنی چه! تو که میفهمی همه ی اینها نوکر کت بسته یک بچه تخس بی ادب و بی نزاکتی هستند که در صورت لزوم به بهانه ساکت شدن او و غر غر نکردنش حاضرند خیلی جاها را به خاک و خون بکشند که کشیدند، مگر نه؟؟؟
ملت شریف مسلمان هیچ وقت جنگ طلب نبوده و نیست اما سکوت مقابل ظلم مقوله دیگری است.
روزی که شتر رسول الله باعث فوت یکی از همسران وی شد و با گفتن جمله ای روحانی که فرمودند : آفریده ای که زنده است سوزانده نخواهد شد مگر بدست الله و خالقش، از سوزاندن آن شتر معلوم الحال جلوگیری به عمل آورد روح بلند و طبع آسمانی اسلام و پیامبر خدامحور آن را به رخ عالمیان کشید.
از آن روزها تا امروز و بعد گذشت سالهای متمادی اسلام همچنان دین مهر و محبت و محمد مصطفی نماد انسان کامل روی زمین مانده و حقیقتا اگر بلایی بر سر بشریت بعد از این مدت زمان آمده همه و همه بر پایه و اساس ریاده خواهی های او بوده و هست.
تمامیت خواهی هژمونی آواره صهیونیستی که امروز رفتارهایش برای هر انسانی در سطح جهان غیرقابل تحمل تر از گذشته شده و قسمت دردناک ماجرا ادامه برقراری تسلط این فرزند ناخلف به علت داران بودن حمایت مستقیم پول و قدرت صهیونیزم بین الملل است که شاید جمعیتی زیادی از اهالی زمین نباشند اما همچنان با وجود خود در دولت تاریکی تلاش میکنند بر دنیا و آینده اش تاثیرگذار باشند و برای همه تعیین تکلیف کنند.
و وقتی باز همه ی افکار دنیا درگیر هزار و یک ماجرای منحرف کننده ی فکری است بی سرو صدا خون پاک مردم فلسطین را میریزند و به نسل کشی اشان ادامه می دهند.
جمعه گذشته پس از آتش زدن منزل یک فلسطینی در شهرک «دوام» واقع در جنوب شرق «نابلس» توسط چند یهودی تندرو، کودک شیرخواره فلسطینی به شهادت رسید و والدین این کودک نیز در پی آتشسوزی زخمی شدند.
"علی سعد دوابشه" نوزاد یک و نیم ساله این خانواده در پی این آتشسوزی جان خود را از دست داد و بقیه اعضای خانواده دچار حالت سوختگی از درجه سوم شدهاند.
و این همان حقوق بشر آمریکایی است که اینجا نمود حقیقی آن می شود سوزاندن زنده زنده انسانها.
آنانی که معتقدند ما می بایست دولت رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسیم سعی کنند این مواضع و اینگونه رفتارها را ببینند و این پنبه را از گوششان درآورند که وجود رژیم منحوس صهیونیستی در منطقه جز باعث دغدغه و تفرقه و ریخته شدن خون بی گناه مسلمانان نیست و اصولا پذیرش رژیم صهیونیستی مفهومی جز زیرسوال رفتن آرمانهای انقلاب سلامی و امام عزیزمان نخواهد داشت.
قدس شریف و آزادی آن از یوغ رژیم اشغالگر برترین آرمان جاودانه انقلاب کبیر اسلامی ماست.
فرزندان روح الله (ره) تا زمانی که زنده هستند نخواهند گذاشت که به این آرمان بلند خدشه ای وارد شود. مرگ امثال ما در مرگ این آرمان و مرگ این آرمان در به رسمیت شناختن رژیم خبیث صهیونیستی نهفته است.
به قلم: فوآد شعبانی
انتهای پیام/ج
بر اساس اسناد به جا مانده تاریخی موجود هر چند هنگامی که رسول اکرم (ص) در روزهایی که می خواست دین مبین اسلام را به یهودیان آنانی که به یکتا پرستی شهره بودند معرفی کند و معتقد بود قرار نیست حرف نویی جز تایید باقی پیامبران صاحب کتاب باشد قول اصلی آیین او اما باز می بینیم با این حالی که بر اساس آیه ٦٤ از سوره آل عمران همه ی یهودیان را به تشخیص آنچه آنان را با مسلمانان پیوند می زند و از مسیحیانی که مسیح را به عنوان خدایی در کنار الله در نظر می گیرند جدا می سازد حتی در آیه ٥ سوره مائده نیز پذیرش متقابل غذای حلال و ازدواج یهودیان با مسلمانان را مطرح می کنند.
متاسفانه یهودیان مدینه نه اینکه با آغوش باز با محمد(ص) برخورد نمی کنند بلکه با انتقاد از وی مدعی مغایرت مبانی قرآن کریم با آنچه در کتاب مقدسشان آورده می شوند.
یهودیان در پذیرش این موضوع که یک غیر یهودی نیز می تواند پیامبر باشد بی میل بودند گرچه این حقیقت را که نسب اعراب از طریق اسماعیل (ع) به ابراهیم (ع) بر می گردد را انکار نکردند.
پس از جنگ محمد(ص) با اهالی مکه روابط یهودیان با مسلمانان به سرعت به وخامت گرایید تا جایی که بعض رهبران یهود اعتقاد پیدا کردند خواهند توانست با اتحاد با (چند خدایان)، مشرکان و بت پرستان قادرند خود را از دایره نفوذ محمد(ص) خارج کنند. پیامد منفی و تباهی آور این رخداد شوم غالبا به عنوان دلیلی بر نفرت ریشه دار و سرسختانه نسبت به یهودیان از سمت مسلمین وانمود می شود تا به امروز.
هر چند هنگامی که اسلام به عنوان دین رسمی پا گرفت اتباع یهودی خود را با آغوش باز پذیرفت و از آنان حمایت کرد. اسلام به آنان اجازه داد تا با آزادی در کنیسه های خود عبادت کنند و با استناد به قوانین خود به قضاوت در میان خویش بپردازند، تا جایی که یهودیان اروپا به هنگامه اذیت و آزار از جانب مسیحیان اغلب به دنبال مکانی امن به کشورهای اسلامی پناه می آوردند.
موضوع مهم رفتاری است که قبیله های یهودی در آن دروان به هنگام داشتن پیمان مشترک با مسلمانان از خود نشان دادند و با ذکر چند مورد که مرتبط با تاریخ صدر اسلام است سعی در تبیین موضوع و هدف اصلی این مقاله می کنیم:
پس از سه جنگ غزوه، بدر، احد و نهایتا خندق پیامدهای ویژه ای چشم انتظار قبایلی بود که در عین یهودی بودن به حمایت از مشرکان برخواسته اند:
-قبیله بنی قینقاع - پس از آنکه تعدادی از آنها زنی مسلمان را به تحمل رفتاری توهین آمیز مجبور کرده بودند - از واحه رانده شدند. البته این نقطه اوج سلسله ای از اعمال تحریک آمیز از سوی آنان بود.این قبیله تنها با همکاری سران قبیله خزرج که هم پیمان آنان بودند امکان پذیر گردید
- کمی بعد از واقعه جنگ احد قبیله بنی نضیر نیز به خاطر شرکت در توطئه ترور نافرجام محمد(ص) مانند قبیله بنی قینقاع از واحه اخراج شد.سرپرست قبیله بنی نضیر که (حیی) نام داشت روابط سری و مخفیانه با مشرکان مکه برقرار کرده بود و شاید بتوان گفت که منفی ترین چهره ضد اسلام در زمان خود بود.او و تعداد زیادی از افراد قبیله اش در منطقه خیبر مسکن داشتند.
بخش اعظم هزینه کمکهای صحرایی در جنگ مکیان علیه مسلمین را آنان تامین کردند و در صورت پیروزی بر مسلمانان- قول واگذاری نیمی از محصولات خرمای خیبر را به مشرکان داده بودند
- اما شدید ترین تنبیه در مورد قبیله (بنی قریظه) صورت گرفت.سرپرست قبیله (کعب بن اسد) مناسبات حسنه ی خود را با مسلمانان حفظ کرده بود و افراد طایفه اش وسایل و ابزار لازم بری حفر خندقی که باعث نجات شهر مدینه از آخرین تعرض و حمله مشرکان شد، در اختیار مسلمانان قرار داده بودند. با این وجود هنگامی که او خیل سپاه مشرکین را مشاهده کرد، کاملا متقاعد شد که در این جنگ اسلام نابود خواهد شد. بنا بر این با پیشنهاد (حیی بن اخطب) مبنی بر باز گذاشتن راه برای عبور ومرور مخفیانه بخشی از سپاه مشرکان به دژهای یهودیان موافقت کرد. یک مامور دوجانبه قبل از اجرایی شدن نقشه خیانت ماجرا را برای محمد(ص) فاش کرد
حتی هنگامه عقب نشینی سپاهیان شرک او فکر میکرد این صرفا اقدامی تاکتیکی بوده و آنان بزودی باز خواهند گشت.
قبیله یهودی نشین بلافاصله به محاصره مسلمانان درآمدند.هنگامه ی تسلیم شدن افراد این قبیله در خصوص سرنوشتی که انتظارشان را میکشید، اختلاف نظر وجود داشت.
آنان با قبیله اوس هم پیمان بودند و بعض افراد این قبیله میخواستند همان تصمیمی که در مورد قبیله بنی نضیر گرفته شد در مورد انان نیز اتخاذ شود. محمد(ص) از (سعد بن معاذ) رئیس قبیله اوس خواست تا در مورد آنان قضاوت کند.
سعد مردان را به اعدام و زنان و بچه ها را به اسارت و بردگی محکوم کرد.اگرچه سعد خود بی خبر بود، اما او بدین ترتیب حکمی را که موسی(ع) برای پیروان خود صادر کرده، به کار بسته بود.(ر.ک: تورات، سفر تثنیه، ١٤-١٢:٢٠)
هر چند این پایان کار یهودیان در مدینه نبود.هنگامی که محمد(ص) درگذشت، زره اش را عوض مقداری جو نزد یک یهودی به گرو گذاشته شده بود. هیچ گونه تنفر قومی نسبت به یهودیان به صرف یهودی بودن آناها وجود نداشت. بر عکس تعداد زیادی از مسلمانان من جمله خود محمد(ص) با زنانی از میان یهودیان ازدواج کردند.
اما امروز با گذشت چهارده قرن پیاپی پاشد حقیقتی تلخ و دردناک در دنیا بالاخص در منطقه خاورمیانه هستیم و آن مساله ای نیست جز تداوم خشونت و تنفر و مرگ و ترور.
در این میانه حالا دیگر مهم نیست، که اولین شروع کنند بازی است اما انگار اینجا اگر برای دفاع از بودن نوع خودت تلاش نکنی و ساکت بمانی همه می خواهند که تو نباشی!
شاید به ظاهر و به بهانه های مختلف به تو لبخند ملیح هم بزنند در روابط بین الملل اما تو که خوب میدانی هژمونی پول و قدرت صهیونیزم یعنی چه! تو که میفهمی همه ی اینها نوکر کت بسته یک بچه تخس بی ادب و بی نزاکتی هستند که در صورت لزوم به بهانه ساکت شدن او و غر غر نکردنش حاضرند خیلی جاها را به خاک و خون بکشند که کشیدند، مگر نه؟؟؟
ملت شریف مسلمان هیچ وقت جنگ طلب نبوده و نیست اما سکوت مقابل ظلم مقوله دیگری است.
روزی که شتر رسول الله باعث فوت یکی از همسران وی شد و با گفتن جمله ای روحانی که فرمودند : آفریده ای که زنده است سوزانده نخواهد شد مگر بدست الله و خالقش، از سوزاندن آن شتر معلوم الحال جلوگیری به عمل آورد روح بلند و طبع آسمانی اسلام و پیامبر خدامحور آن را به رخ عالمیان کشید.
از آن روزها تا امروز و بعد گذشت سالهای متمادی اسلام همچنان دین مهر و محبت و محمد مصطفی نماد انسان کامل روی زمین مانده و حقیقتا اگر بلایی بر سر بشریت بعد از این مدت زمان آمده همه و همه بر پایه و اساس ریاده خواهی های او بوده و هست.
تمامیت خواهی هژمونی آواره صهیونیستی که امروز رفتارهایش برای هر انسانی در سطح جهان غیرقابل تحمل تر از گذشته شده و قسمت دردناک ماجرا ادامه برقراری تسلط این فرزند ناخلف به علت داران بودن حمایت مستقیم پول و قدرت صهیونیزم بین الملل است که شاید جمعیتی زیادی از اهالی زمین نباشند اما همچنان با وجود خود در دولت تاریکی تلاش میکنند بر دنیا و آینده اش تاثیرگذار باشند و برای همه تعیین تکلیف کنند.
و وقتی باز همه ی افکار دنیا درگیر هزار و یک ماجرای منحرف کننده ی فکری است بی سرو صدا خون پاک مردم فلسطین را میریزند و به نسل کشی اشان ادامه می دهند.
جمعه گذشته پس از آتش زدن منزل یک فلسطینی در شهرک «دوام» واقع در جنوب شرق «نابلس» توسط چند یهودی تندرو، کودک شیرخواره فلسطینی به شهادت رسید و والدین این کودک نیز در پی آتشسوزی زخمی شدند.
"علی سعد دوابشه" نوزاد یک و نیم ساله این خانواده در پی این آتشسوزی جان خود را از دست داد و بقیه اعضای خانواده دچار حالت سوختگی از درجه سوم شدهاند.
و این همان حقوق بشر آمریکایی است که اینجا نمود حقیقی آن می شود سوزاندن زنده زنده انسانها.
آنانی که معتقدند ما می بایست دولت رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسیم سعی کنند این مواضع و اینگونه رفتارها را ببینند و این پنبه را از گوششان درآورند که وجود رژیم منحوس صهیونیستی در منطقه جز باعث دغدغه و تفرقه و ریخته شدن خون بی گناه مسلمانان نیست و اصولا پذیرش رژیم صهیونیستی مفهومی جز زیرسوال رفتن آرمانهای انقلاب سلامی و امام عزیزمان نخواهد داشت.
قدس شریف و آزادی آن از یوغ رژیم اشغالگر برترین آرمان جاودانه انقلاب کبیر اسلامی ماست.
فرزندان روح الله (ره) تا زمانی که زنده هستند نخواهند گذاشت که به این آرمان بلند خدشه ای وارد شود. مرگ امثال ما در مرگ این آرمان و مرگ این آرمان در به رسمیت شناختن رژیم خبیث صهیونیستی نهفته است.
به قلم: فوآد شعبانی
انتهای پیام/ج
بر اساس اسناد به جا مانده تاریخی موجود هر چند هنگامی که رسول اکرم (ص) در روزهایی که می خواست دین مبین اسلام را به یهودیان آنانی که به یکتا پرستی شهره بودند معرفی کند و معتقد بود قرار نیست حرف نویی جز تایید باقی پیامبران صاحب کتاب باشد قول اصلی آیین او اما باز می بینیم با این حالی که بر اساس آیه ٦٤ از سوره آل عمران همه ی یهودیان را به تشخیص آنچه آنان را با مسلمانان پیوند می زند و از مسیحیانی که مسیح را به عنوان خدایی در کنار الله در نظر می گیرند جدا می سازد حتی در آیه ٥ سوره مائده نیز پذیرش متقابل غذای حلال و ازدواج یهودیان با مسلمانان را مطرح می کنند.
متاسفانه یهودیان مدینه نه اینکه با آغوش باز با محمد(ص) برخورد نمی کنند بلکه با انتقاد از وی مدعی مغایرت مبانی قرآن کریم با آنچه در کتاب مقدسشان آورده می شوند.
یهودیان در پذیرش این موضوع که یک غیر یهودی نیز می تواند پیامبر باشد بی میل بودند گرچه این حقیقت را که نسب اعراب از طریق اسماعیل (ع) به ابراهیم (ع) بر می گردد را انکار نکردند.
پس از جنگ محمد(ص) با اهالی مکه روابط یهودیان با مسلمانان به سرعت به وخامت گرایید تا جایی که بعض رهبران یهود اعتقاد پیدا کردند خواهند توانست با اتحاد با (چند خدایان)، مشرکان و بت پرستان قادرند خود را از دایره نفوذ محمد(ص) خارج کنند. پیامد منفی و تباهی آور این رخداد شوم غالبا به عنوان دلیلی بر نفرت ریشه دار و سرسختانه نسبت به یهودیان از سمت مسلمین وانمود می شود تا به امروز.
هر چند هنگامی که اسلام به عنوان دین رسمی پا گرفت اتباع یهودی خود را با آغوش باز پذیرفت و از آنان حمایت کرد. اسلام به آنان اجازه داد تا با آزادی در کنیسه های خود عبادت کنند و با استناد به قوانین خود به قضاوت در میان خویش بپردازند، تا جایی که یهودیان اروپا به هنگامه اذیت و آزار از جانب مسیحیان اغلب به دنبال مکانی امن به کشورهای اسلامی پناه می آوردند.
موضوع مهم رفتاری است که قبیله های یهودی در آن دروان به هنگام داشتن پیمان مشترک با مسلمانان از خود نشان دادند و با ذکر چند مورد که مرتبط با تاریخ صدر اسلام است سعی در تبیین موضوع و هدف اصلی این مقاله می کنیم:
پس از سه جنگ غزوه، بدر، احد و نهایتا خندق پیامدهای ویژه ای چشم انتظار قبایلی بود که در عین یهودی بودن به حمایت از مشرکان برخواسته اند:
-قبیله بنی قینقاع - پس از آنکه تعدادی از آنها زنی مسلمان را به تحمل رفتاری توهین آمیز مجبور کرده بودند - از واحه رانده شدند. البته این نقطه اوج سلسله ای از اعمال تحریک آمیز از سوی آنان بود.این قبیله تنها با همکاری سران قبیله خزرج که هم پیمان آنان بودند امکان پذیر گردید
- کمی بعد از واقعه جنگ احد قبیله بنی نضیر نیز به خاطر شرکت در توطئه ترور نافرجام محمد(ص) مانند قبیله بنی قینقاع از واحه اخراج شد.سرپرست قبیله بنی نضیر که (حیی) نام داشت روابط سری و مخفیانه با مشرکان مکه برقرار کرده بود و شاید بتوان گفت که منفی ترین چهره ضد اسلام در زمان خود بود.او و تعداد زیادی از افراد قبیله اش در منطقه خیبر مسکن داشتند.
بخش اعظم هزینه کمکهای صحرایی در جنگ مکیان علیه مسلمین را آنان تامین کردند و در صورت پیروزی بر مسلمانان- قول واگذاری نیمی از محصولات خرمای خیبر را به مشرکان داده بودند
- اما شدید ترین تنبیه در مورد قبیله (بنی قریظه) صورت گرفت.سرپرست قبیله (کعب بن اسد) مناسبات حسنه ی خود را با مسلمانان حفظ کرده بود و افراد طایفه اش وسایل و ابزار لازم بری حفر خندقی که باعث نجات شهر مدینه از آخرین تعرض و حمله مشرکان شد، در اختیار مسلمانان قرار داده بودند. با این وجود هنگامی که او خیل سپاه مشرکین را مشاهده کرد، کاملا متقاعد شد که در این جنگ اسلام نابود خواهد شد. بنا بر این با پیشنهاد (حیی بن اخطب) مبنی بر باز گذاشتن راه برای عبور ومرور مخفیانه بخشی از سپاه مشرکان به دژهای یهودیان موافقت کرد. یک مامور دوجانبه قبل از اجرایی شدن نقشه خیانت ماجرا را برای محمد(ص) فاش کرد
حتی هنگامه عقب نشینی سپاهیان شرک او فکر میکرد این صرفا اقدامی تاکتیکی بوده و آنان بزودی باز خواهند گشت.
قبیله یهودی نشین بلافاصله به محاصره مسلمانان درآمدند.هنگامه ی تسلیم شدن افراد این قبیله در خصوص سرنوشتی که انتظارشان را میکشید، اختلاف نظر وجود داشت.
آنان با قبیله اوس هم پیمان بودند و بعض افراد این قبیله میخواستند همان تصمیمی که در مورد قبیله بنی نضیر گرفته شد در مورد انان نیز اتخاذ شود. محمد(ص) از (سعد بن معاذ) رئیس قبیله اوس خواست تا در مورد آنان قضاوت کند.
سعد مردان را به اعدام و زنان و بچه ها را به اسارت و بردگی محکوم کرد.اگرچه سعد خود بی خبر بود، اما او بدین ترتیب حکمی را که موسی(ع) برای پیروان خود صادر کرده، به کار بسته بود.(ر.ک: تورات، سفر تثنیه، ١٤-١٢:٢٠)
هر چند این پایان کار یهودیان در مدینه نبود.هنگامی که محمد(ص) درگذشت، زره اش را عوض مقداری جو نزد یک یهودی به گرو گذاشته شده بود. هیچ گونه تنفر قومی نسبت به یهودیان به صرف یهودی بودن آناها وجود نداشت. بر عکس تعداد زیادی از مسلمانان من جمله خود محمد(ص) با زنانی از میان یهودیان ازدواج کردند.
اما امروز با گذشت چهارده قرن پیاپی پاشد حقیقتی تلخ و دردناک در دنیا بالاخص در منطقه خاورمیانه هستیم و آن مساله ای نیست جز تداوم خشونت و تنفر و مرگ و ترور.
در این میانه حالا دیگر مهم نیست، که اولین شروع کنند بازی است اما انگار اینجا اگر برای دفاع از بودن نوع خودت تلاش نکنی و ساکت بمانی همه می خواهند که تو نباشی!
شاید به ظاهر و به بهانه های مختلف به تو لبخند ملیح هم بزنند در روابط بین الملل اما تو که خوب میدانی هژمونی پول و قدرت صهیونیزم یعنی چه! تو که میفهمی همه ی اینها نوکر کت بسته یک بچه تخس بی ادب و بی نزاکتی هستند که در صورت لزوم به بهانه ساکت شدن او و غر غر نکردنش حاضرند خیلی جاها را به خاک و خون بکشند که کشیدند، مگر نه؟؟؟
ملت شریف مسلمان هیچ وقت جنگ طلب نبوده و نیست اما سکوت مقابل ظلم مقوله دیگری است.
روزی که شتر رسول الله باعث فوت یکی از همسران وی شد و با گفتن جمله ای روحانی که فرمودند : آفریده ای که زنده است سوزانده نخواهد شد مگر بدست الله و خالقش، از سوزاندن آن شتر معلوم الحال جلوگیری به عمل آورد روح بلند و طبع آسمانی اسلام و پیامبر خدامحور آن را به رخ عالمیان کشید.
از آن روزها تا امروز و بعد گذشت سالهای متمادی اسلام همچنان دین مهر و محبت و محمد مصطفی نماد انسان کامل روی زمین مانده و حقیقتا اگر بلایی بر سر بشریت بعد از این مدت زمان آمده همه و همه بر پایه و اساس ریاده خواهی های او بوده و هست.
تمامیت خواهی هژمونی آواره صهیونیستی که امروز رفتارهایش برای هر انسانی در سطح جهان غیرقابل تحمل تر از گذشته شده و قسمت دردناک ماجرا ادامه برقراری تسلط این فرزند ناخلف به علت داران بودن حمایت مستقیم پول و قدرت صهیونیزم بین الملل است که شاید جمعیتی زیادی از اهالی زمین نباشند اما همچنان با وجود خود در دولت تاریکی تلاش میکنند بر دنیا و آینده اش تاثیرگذار باشند و برای همه تعیین تکلیف کنند.
و وقتی باز همه ی افکار دنیا درگیر هزار و یک ماجرای منحرف کننده ی فکری است بی سرو صدا خون پاک مردم فلسطین را میریزند و به نسل کشی اشان ادامه می دهند.
جمعه گذشته پس از آتش زدن منزل یک فلسطینی در شهرک «دوام» واقع در جنوب شرق «نابلس» توسط چند یهودی تندرو، کودک شیرخواره فلسطینی به شهادت رسید و والدین این کودک نیز در پی آتشسوزی زخمی شدند.
"علی سعد دوابشه" نوزاد یک و نیم ساله این خانواده در پی این آتشسوزی جان خود را از دست داد و بقیه اعضای خانواده دچار حالت سوختگی از درجه سوم شدهاند.
و این همان حقوق بشر آمریکایی است که اینجا نمود حقیقی آن می شود سوزاندن زنده زنده انسانها.
آنانی که معتقدند ما می بایست دولت رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسیم سعی کنند این مواضع و اینگونه رفتارها را ببینند و این پنبه را از گوششان درآورند که وجود رژیم منحوس صهیونیستی در منطقه جز باعث دغدغه و تفرقه و ریخته شدن خون بی گناه مسلمانان نیست و اصولا پذیرش رژیم صهیونیستی مفهومی جز زیرسوال رفتن آرمانهای انقلاب سلامی و امام عزیزمان نخواهد داشت.
قدس شریف و آزادی آن از یوغ رژیم اشغالگر برترین آرمان جاودانه انقلاب کبیر اسلامی ماست.
فرزندان روح الله (ره) تا زمانی که زنده هستند نخواهند گذاشت که به این آرمان بلند خدشه ای وارد شود. مرگ امثال ما در مرگ این آرمان و مرگ این آرمان در به رسمیت شناختن رژیم خبیث صهیونیستی نهفته است.
به قلم: فوآد شعبانی
انتهای پیام/ج
بر اساس اسناد به جا مانده تاریخی موجود هر چند هنگامی که رسول اکرم (ص) در روزهایی که می خواست دین مبین اسلام را به یهودیان آنانی که به یکتا پرستی شهره بودند معرفی کند و معتقد بود قرار نیست حرف نویی جز تایید باقی پیامبران صاحب کتاب باشد قول اصلی آیین او اما باز می بینیم با این حالی که بر اساس آیه ٦٤ از سوره آل عمران همه ی یهودیان را به تشخیص آنچه آنان را با مسلمانان پیوند می زند و از مسیحیانی که مسیح را به عنوان خدایی در کنار الله در نظر می گیرند جدا می سازد حتی در آیه ٥ سوره مائده نیز پذیرش متقابل غذای حلال و ازدواج یهودیان با مسلمانان را مطرح می کنند.
,متاسفانه یهودیان مدینه نه اینکه با آغوش باز با محمد(ص) برخورد نمی کنند بلکه با انتقاد از وی مدعی مغایرت مبانی قرآن کریم با آنچه در کتاب مقدسشان آورده می شوند.
,یهودیان در پذیرش این موضوع که یک غیر یهودی نیز می تواند پیامبر باشد بی میل بودند گرچه این حقیقت را که نسب اعراب از طریق اسماعیل (ع) به ابراهیم (ع) بر می گردد را انکار نکردند.
,
پس از جنگ محمد(ص) با اهالی مکه روابط یهودیان با مسلمانان به سرعت به وخامت گرایید تا جایی که بعض رهبران یهود اعتقاد پیدا کردند خواهند توانست با اتحاد با (چند خدایان)، مشرکان و بت پرستان قادرند خود را از دایره نفوذ محمد(ص) خارج کنند. پیامد منفی و تباهی آور این رخداد شوم غالبا به عنوان دلیلی بر نفرت ریشه دار و سرسختانه نسبت به یهودیان از سمت مسلمین وانمود می شود تا به امروز.
هر چند هنگامی که اسلام به عنوان دین رسمی پا گرفت اتباع یهودی خود را با آغوش باز پذیرفت و از آنان حمایت کرد. اسلام به آنان اجازه داد تا با آزادی در کنیسه های خود عبادت کنند و با استناد به قوانین خود به قضاوت در میان خویش بپردازند، تا جایی که یهودیان اروپا به هنگامه اذیت و آزار از جانب مسیحیان اغلب به دنبال مکانی امن به کشورهای اسلامی پناه می آوردند.
موضوع مهم رفتاری است که قبیله های یهودی در آن دروان به هنگام داشتن پیمان مشترک با مسلمانان از خود نشان دادند و با ذکر چند مورد که مرتبط با تاریخ صدر اسلام است سعی در تبیین موضوع و هدف اصلی این مقاله می کنیم:
پس از سه جنگ غزوه، بدر، احد و نهایتا خندق پیامدهای ویژه ای چشم انتظار قبایلی بود که در عین یهودی بودن به حمایت از مشرکان برخواسته اند:
-قبیله بنی قینقاع - پس از آنکه تعدادی از آنها زنی مسلمان را به تحمل رفتاری توهین آمیز مجبور کرده بودند - از واحه رانده شدند. البته این نقطه اوج سلسله ای از اعمال تحریک آمیز از سوی آنان بود.این قبیله تنها با همکاری سران قبیله خزرج که هم پیمان آنان بودند امکان پذیر گردید
,
,
,
,
- کمی بعد از واقعه جنگ احد قبیله بنی نضیر نیز به خاطر شرکت در توطئه ترور نافرجام محمد(ص) مانند قبیله بنی قینقاع از واحه اخراج شد.سرپرست قبیله بنی نضیر که (حیی) نام داشت روابط سری و مخفیانه با مشرکان مکه برقرار کرده بود و شاید بتوان گفت که منفی ترین چهره ضد اسلام در زمان خود بود.او و تعداد زیادی از افراد قبیله اش در منطقه خیبر مسکن داشتند.
,بخش اعظم هزینه کمکهای صحرایی در جنگ مکیان علیه مسلمین را آنان تامین کردند و در صورت پیروزی بر مسلمانان- قول واگذاری نیمی از محصولات خرمای خیبر را به مشرکان داده بودند
,
- اما شدید ترین تنبیه در مورد قبیله (بنی قریظه) صورت گرفت.سرپرست قبیله (کعب بن اسد) مناسبات حسنه ی خود را با مسلمانان حفظ کرده بود و افراد طایفه اش وسایل و ابزار لازم بری حفر خندقی که باعث نجات شهر مدینه از آخرین تعرض و حمله مشرکان شد، در اختیار مسلمانان قرار داده بودند. با این وجود هنگامی که او خیل سپاه مشرکین را مشاهده کرد، کاملا متقاعد شد که در این جنگ اسلام نابود خواهد شد. بنا بر این با پیشنهاد (حیی بن اخطب) مبنی بر باز گذاشتن راه برای عبور ومرور مخفیانه بخشی از سپاه مشرکان به دژهای یهودیان موافقت کرد. یک مامور دوجانبه قبل از اجرایی شدن نقشه خیانت ماجرا را برای محمد(ص) فاش کرد
حتی هنگامه عقب نشینی سپاهیان شرک او فکر میکرد این صرفا اقدامی تاکتیکی بوده و آنان بزودی باز خواهند گشت.
,
قبیله یهودی نشین بلافاصله به محاصره مسلمانان درآمدند.هنگامه ی تسلیم شدن افراد این قبیله در خصوص سرنوشتی که انتظارشان را میکشید، اختلاف نظر وجود داشت.
,
آنان با قبیله اوس هم پیمان بودند و بعض افراد این قبیله میخواستند همان تصمیمی که در مورد قبیله بنی نضیر گرفته شد در مورد انان نیز اتخاذ شود. محمد(ص) از (سعد بن معاذ) رئیس قبیله اوس خواست تا در مورد آنان قضاوت کند.
سعد مردان را به اعدام و زنان و بچه ها را به اسارت و بردگی محکوم کرد.اگرچه سعد خود بی خبر بود، اما او بدین ترتیب حکمی را که موسی(ع) برای پیروان خود صادر کرده، به کار بسته بود.(ر.ک: تورات، سفر تثنیه، ١٤-١٢:٢٠)
هر چند این پایان کار یهودیان در مدینه نبود.هنگامی که محمد(ص) درگذشت، زره اش را عوض مقداری جو نزد یک یهودی به گرو گذاشته شده بود. هیچ گونه تنفر قومی نسبت به یهودیان به صرف یهودی بودن آناها وجود نداشت. بر عکس تعداد زیادی از مسلمانان من جمله خود محمد(ص) با زنانی از میان یهودیان ازدواج کردند.
,
,
اما امروز با گذشت چهارده قرن پیاپی پاشد حقیقتی تلخ و دردناک در دنیا بالاخص در منطقه خاورمیانه هستیم و آن مساله ای نیست جز تداوم خشونت و تنفر و مرگ و ترور.
در این میانه حالا دیگر مهم نیست، که اولین شروع کنند بازی است اما انگار اینجا اگر برای دفاع از بودن نوع خودت تلاش نکنی و ساکت بمانی همه می خواهند که تو نباشی!
,
شاید به ظاهر و به بهانه های مختلف به تو لبخند ملیح هم بزنند در روابط بین الملل اما تو که خوب میدانی هژمونی پول و قدرت صهیونیزم یعنی چه! تو که میفهمی همه ی اینها نوکر کت بسته یک بچه تخس بی ادب و بی نزاکتی هستند که در صورت لزوم به بهانه ساکت شدن او و غر غر نکردنش حاضرند خیلی جاها را به خاک و خون بکشند که کشیدند، مگر نه؟؟؟
,
ملت شریف مسلمان هیچ وقت جنگ طلب نبوده و نیست اما سکوت مقابل ظلم مقوله دیگری است.
روزی که شتر رسول الله باعث فوت یکی از همسران وی شد و با گفتن جمله ای روحانی که فرمودند : آفریده ای که زنده است سوزانده نخواهد شد مگر بدست الله و خالقش، از سوزاندن آن شتر معلوم الحال جلوگیری به عمل آورد روح بلند و طبع آسمانی اسلام و پیامبر خدامحور آن را به رخ عالمیان کشید.
,
از آن روزها تا امروز و بعد گذشت سالهای متمادی اسلام همچنان دین مهر و محبت و محمد مصطفی نماد انسان کامل روی زمین مانده و حقیقتا اگر بلایی بر سر بشریت بعد از این مدت زمان آمده همه و همه بر پایه و اساس ریاده خواهی های او بوده و هست.
,تمامیت خواهی هژمونی آواره صهیونیستی که امروز رفتارهایش برای هر انسانی در سطح جهان غیرقابل تحمل تر از گذشته شده و قسمت دردناک ماجرا ادامه برقراری تسلط این فرزند ناخلف به علت داران بودن حمایت مستقیم پول و قدرت صهیونیزم بین الملل است که شاید جمعیتی زیادی از اهالی زمین نباشند اما همچنان با وجود خود در دولت تاریکی تلاش میکنند بر دنیا و آینده اش تاثیرگذار باشند و برای همه تعیین تکلیف کنند.
,و وقتی باز همه ی افکار دنیا درگیر هزار و یک ماجرای منحرف کننده ی فکری است بی سرو صدا خون پاک مردم فلسطین را میریزند و به نسل کشی اشان ادامه می دهند.
,جمعه گذشته پس از آتش زدن منزل یک فلسطینی در شهرک «دوام» واقع در جنوب شرق «نابلس» توسط چند یهودی تندرو، کودک شیرخواره فلسطینی به شهادت رسید و والدین این کودک نیز در پی آتشسوزی زخمی شدند.
,"علی سعد دوابشه" نوزاد یک و نیم ساله این خانواده در پی این آتشسوزی جان خود را از دست داد و بقیه اعضای خانواده دچار حالت سوختگی از درجه سوم شدهاند.
,و این همان حقوق بشر آمریکایی است که اینجا نمود حقیقی آن می شود سوزاندن زنده زنده انسانها.
,آنانی که معتقدند ما می بایست دولت رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسیم سعی کنند این مواضع و اینگونه رفتارها را ببینند و این پنبه را از گوششان درآورند که وجود رژیم منحوس صهیونیستی در منطقه جز باعث دغدغه و تفرقه و ریخته شدن خون بی گناه مسلمانان نیست و اصولا پذیرش رژیم صهیونیستی مفهومی جز زیرسوال رفتن آرمانهای انقلاب سلامی و امام عزیزمان نخواهد داشت.
,قدس شریف و آزادی آن از یوغ رژیم اشغالگر برترین آرمان جاودانه انقلاب کبیر اسلامی ماست.
,فرزندان روح الله (ره) تا زمانی که زنده هستند نخواهند گذاشت که به این آرمان بلند خدشه ای وارد شود. مرگ امثال ما در مرگ این آرمان و مرگ این آرمان در به رسمیت شناختن رژیم خبیث صهیونیستی نهفته است.
,,
به قلم: فوآد شعبانی
,,
انتهای پیام/ج
,]
ارسال دیدگاه