روایتی از شهیده مریم فرهانیان؛
شهیده ی که در مبارزه با استکبار،امپریالیسم و صهیونیسم خون خوار قدم برداشت
شهیده مریم فرهانیان در 24دیماه 1342 در شهر آبادان و در میان خانواده ای متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود دوران کودکی خود را که شاید تنها دوره آرام زندگیش می توان به حساب آورد در محیط آرام خانه پشت سر گذاشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنان کویر ، شهیده مریم فرهانیان در 24دیماه 1342 در شهر آبادان و در میان خانواده ای متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود دوران کودکی خود را که شاید تنها دوره آرام زندگیش می توان به حساب آورد در محیط آرام خانه پشت سر گذاشت.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنان کویر,در آغاز جوانی با مطالعات فراوان و شرکت در مجالس بحث و سخنرانی و غیره پی به ماهیت پلید استکبار و امپریالیسم جهانی و صهیونیسم خون خوار برد و به دنبال همین شناخت,براساس رسالتی که بردوش خود احساس می کرد و با شروع انقلاب اسلامی به رهبری قائد عظیم الشان امام خمینی (ره)همراه دیگر خواهران هم رزمش به صفوف متحد تظاهرات پیوست.
,با پیروزی انقلاب اسلامی خواهر شهیده همچنان که در تمام طول انقلاب خود را جدای از محتوای اسلامی آن نمی دانست و با دیدی وسیعتر و عمیق تر به پاسداری از ره آوردهای انقلاب که با دادن خون هزاران شهید و معلول به دست آورده بودیم همچنان ادامه داد.به مجرد دستور تشکیل ارتش بیست میلیونی از جانب رهبر کبیر انقلاب وارد مرحله تازه ای از زندگی خود شد و با توجه به عشق وافری که نسبت به اسلام و اجرای تعالیم آن در مملکت اسلامیمان داشت،طی مدتی دوره آموزشی را با موفقیت به اتمام رسانید.و جزء اعضای ذخیره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آبادان شد با شروع جنگ تحمیلی و تجاوز گرانه رژیم بعثی عراق علیه کشورمان، برادرش را که تنها مونس او راهنمای صدیق در زندگیش بود، در زمانی که تنها بیست روز بیشتر ازجنگ نگذشته بود از دست داد.او مدت زیادی از زندگی پر جنب و جوش خود را در بیمارستان در یاری رساندن به مجروحین سپری ساخت ودر کلیه عملیات که در این مدت ازسوی رزمندگان دلیر اسلام بر قوای خصم وارد می شد به کار شریف امداد و یاری رساندن به زخمی ها ادامه داد.در آزادی آبادان و شکستن محاصره آن وآزادی خرمشهر و بسیاری عملیات دیگر فعالیت چشم گیری داشت.چنانچه برای یاری و کمک به برادران مجروح رزمنده از پا نمی نشست و لحظه ای ارام نمی گرفت مادر شهید ابراهیمی که شعید و همکارانش مرتب به او سرکشی می کردند و در آخرین دیدارش قبل از شهادت،از او و دوستانش می خواهد که بعد از مرگش حداقل سالگرد های شهید را سیزده مرداد هر سال بود بر سرمزار پسرش حاضر شده و خاطره او را زنده نگه دارد.
,روز موعود فرا میرسد 13مرداد سال 1363 هنگامی که خورشید چون کوهی آتشین در دور دست برفرق زمین می کوفت ودر حالی که مهیای رفتن به گلزار شهدای آبادان بودند تا وصیت مادر شهید را عملی کنند مورد اصابت ترکش خمپاره قرار می گیرند که در همین انفجار،شهیده مریم فرهانیان به فیض شهادت نائل و دو خواهر همراه مجروح می گردند.شهید باتکه ترکش بسیار کوچکی به قلب شهید شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه