یادداشت / اسماعیل هادینژاد
تُنگ تَنگ این دنیا گنجایش شما را نداشت
سخن از شهید که میشود، جنبش کلمات را به نظم درآوردن سخت خواهد شد. کلک بر کاغذ ناقابل دنیا رنگ نمیدهد، معرفت و ارزش نام رفیعش زبان را به لکنت واداشته و آگاهان را مدهوش میکند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از مازنداصناف، اسماعیل هادینژاد رئیس اداره صنعت معدن و تجارت ساری بهمناسبت ورود 30 تن از شهدای غواص دریادل مازندرانی به دیار عاشقان کربلا، یادداشتی را تقدیم آنان کرده است، که در ذیل میخوانیم.
در این یادداشت آمده است:
به نام وجود لایزال الهی که مهرش همواره گسترده و لطفش همیشگی و جاریست. خدای جمیل که زیبایی وجودش را در روح انسان دمید تا خلقت برتر شکل گیرد و انسان مظهر خدای بزرگ که از اوست و یقیناً به سویش باز خواهد گشت.
سخن از شهید که میشود، جنبش کلمات را به نظم درآوردن سخت خواهد شد. کلک بر کاغذ ناقابل دنیا رنگ نمیدهد، معرفت و ارزش نام رفیعش زبان را به لکنت واداشته و آگاهان را مدهوش میکند. آنانی که جان را هبه کرده تا آسایش امروز من و تو شکل گیرد. آنانی که ارمغان عزت را به مایه وجود خویش به کشورشان عرضه نمودند.
در این میان خبر غواصان شهید بار دیگر ایران را در بهت عظمت جوانان دیروزش فرو برده است. شیرمردان چه کردهاید،تاریخ چگونه مردانگیها و دلاوریهایتان را تحریر میکند تا حق مطلب ادا شود؟ تاریخ شما جوانان بهتر از جوانان مدینه و کوفه را چگونه در دل تو در تو و اعماق پیچیده خویش برجسته خواهد کرد؟ شماها که از کانون گرم خانواده پر کشیده و در جبهههای سرد از گلولههای نامردی و بمبهای زیادهخواهی و ظلمت به خون مقدس خویش غلطیدهاند.
آری کویرهای جنوب ایران بارور درخت معرفت و فداکاری جوانانی است که قطره، قطره خون خویش را نثار ریشه محکم ایران کردهاند. ای ریگهای داغ جنوب ایران شما شاهدید؛ چگونه تاب میآوردید، خاراترین سنگ دنیا هم اگر باشید باید به فریاد درآیید، آری فریاد کنید آن چه دیدهاید و امروز افسانه انگاشته شده است. فریاد کنید آن چه شنیدهاید و امروز غریب به نظر میرسد.
در این میان روی سخن خویش را به اروند و رودهای خروشان دیگری که میزبان جوانان عزیز وطنم بوده است میکنم. شما آن همه دلاوری و خروش برادارانم دیدهاید و امروز همچنان خروشانید. شما در برابر عظمت آنان خجل نگشتهاید. هر چند میدانم که شما به فریاد آمدهاید، پر خروشتر از همیشه ضجه میزنید که دل خون هستید.
سخن پایانیم، چند خطی درد و دل من (جوان امروز) با تو دلاور همیشگی تاریخ است، با تو غواص با شهامتی که دست بسته به سوی معبودت شتافتی. تُنگ تَنگ این دنیا گنجایش شما را نداشت. تو را از دریا عظمتت به خشکی پستی خویش کشانده و بالت را بستند تا شاید دست و پا زدنت را نظاره کنند؛ اما زهی خیال باطل، جز عروج و بال و پر زدنت چیزی نصیبشان نگشت.
امروز آنان زیر خروارها خاک نادانی و ظلم خویش چون دیروز خفتهاند و شما بر روی دستان برادران و فرزندان خویش با عزت به آسمان مینگرید. درود بر شما و راهی که انتخاب نمودهاید، درود بر شرف و عزتتان که هر چه داریم از مهر شماست. شهیدان به طور حتم زندهاند و نظارهگر اعمالمان، خدای خوب شهیدان؛ همه ما را نزد خودت و این بندگان پاکت روسفید گردان.
آمین
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه