برادر شهید مولایی؛

آقای هاشمی! شما که جزء سران کشور هستید آیا مثل یک روستا نشین اخلاص دارید؟

آقای هاشمی! شما که جزء سران کشور هستید آیا مثل یک روستا نشین اخلاص دارید؟
برادر شهید والامقام هشت سال دفاع مقدس گفت: صحبت من باکسانی است که ادعا میکنند روستاییان در کوچه ها می گشتند، آیا شما که جزء سران کشور بودید و هستید مثل یک روستا نشین اخلاص داشتید و دارید؟ آیا وفاداری شما نسبت به امام راحل به اندازه یک روستایی هست؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از تایبادخبر، خانواده شهید محمود مولایی خانواده ای کاملا انقلابی هستندکه در چند کیلومتری نوار مرزی شرق کشور در روستای رهنه از توابع شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی زندگی می‌کنند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تایبادخبر,

بردارشهید محمود مولایی در گفتگو با خبرنگارما گفت: پدرم روحانی روستا و یک مبلغ در زمان انقلاب بود. ایشان یکی از اشخاصی بود که اعلامیه های حضرت امام(ره) را بین مردم روستا توزیع می‌کردند و خود شهید هم کمک پدر بودند.

,

وی عنوان کرد: برادرم قبل از رفتن به جبهه در فعالیتهای سیاسی با پدر همکاری می‌کردند. ایشان در زمان جنگ تحمیلی تنها ۱۸سال سن داشتند و دانشجوی تربیت معلم بودند که با رضایت پدر عازم جبهه شدند.

,

مولایی گفت: با توجه به اینکه شهید مولایی در آن زمان تک پسر خانواده بوده (من آن زمان هنوز بدنیا نیامده بودم) با علاقه شدیدی که به انقلاب و امام(ره) داشتند برای دفاع از سرزمین ،ناموس و اهداف و آرمانهای امام عزیز راهی جبهه شدند که این از مهمترین اهداف شهید جهت عزیمت به جبهه بوده است.

,

وی تصریح کرد: عشق به امام امت و دفاع از زحمات و خون شهدای بسیاری که قبل از ایشان به شهادت رسیدند باعث شد که ایشان راهی جبهه شوند.

,

برادر شهید مولایی اظهارکرد: من خودم به عنوان برادر شهید و با توجه به وصیتی که پدر بزرگوارم به بنده کردند اگر هر زمان نیاز باشد که از سرزمینم و خون برادران شهیدم(همه شهدا مثل برادرم محمود می‌باشند و برای من فرقی نخواهند کرد) و دفاع از آرمانهای امام راحل نیاز باشد و دوباره تاریخ تکرار شود راهی جبهه خواهم شد و اگر زنده شوم و دوباره نیاز باشد و هزاران بار تکرار شود از خون برادرانم دفاع و راهی جبهه خواهم شد.

,

وی افزود: مادرم عنوان می کند هنگامی که شهید قصد رفتن به جبهه را داشتند و بند پوتین می بستند، من و خواهرانش گریه میکردیم نه به خاطر اینکه مانع رفتن شویم بلکه به خاطر دلتنگی . شهید گفت مادر جان چرا گریه میکنی اگر راه من درست باشد و شهادت من قبول، همین الان قول میدهم وقتی که سر جنازه من بیایی چشم راستم را باز خواهم کرد.  نه مادر شهید بلکه صدها نفر این واقعه را با چشم خود دیده اند که وقتی جنازه شهید را آوردند شهید چشم راستش را برای مادرش باز کرد.

,

برادر شهید مولایی با اشاره به اظهار نظر آیت الله هاشمی مبنی بر اینکه «بعضی‌ها هم اصلاً آن موقع‌ها نبودند و در کوچه‌های روستاهایشان می‌گشتند، ولی الآن آمده‌اند و انقلابی شده‌اند.»عنوان کرد: حال صحبت من باکسانی است که ادعا میکنند مرزنشینان و روستاییان در کوچه ها می گشتند، آیا شما که جزء سران کشور بودید و هستید مثل یک روستا نشین اخلاص داشتید و دارید؟ آیا وفاداری شما نسبت به امام راحل به اندازه یک روستایی هست؟آیا اگر تاریخ تکرار شود فرزندانتان و خودتان شهامت جبهه رفتن دارید؟ آیا میتوانید از ثروتتان مثل یک روستانشین بگذرید؟

,

 

,

وی ادامه داد: من به عنوان برادر شهید حاضرم هزاران بار از همه چیزم بگذرم،شما چطور؟ درمورد اخلاص و دیانتتان بیشتر بیندیشید و نگویید که روستاییان از انقلاب دور بودند. راست میگویید اخلاصتان را مثل یک روستایی کنید.

,

بردار شهید مولایی در پایان گفت: یک دعا در آخر دارم و آن اینکه امیدوارم خداوند به من و آرزومندان شهادت این توفیق را نصیب کند.

,

انتهای پیام/ج

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه