فرازی از وصیت نامه شهید ابوالحسن حسن پور؛
برای هدفمان بمب شیمیایی را مانند عطر می پذیریم
شهید ابوالحسن حسن پور در بخشی از وصیت نامه خود نوشت:چون هدف ما برای خدا می باشد ، بمب شیمیایی را مانند عطر می پذیریم و از خوردن این ماده سمی لذت می بریم . صدام می خواهد ما را از چه بترساند ما به مرگ در راه خدا افتخار می کنیم .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از "چغادک نیوز"، در 20 تیرماه 1343 در اوج شرجی و گرمای روستای قلایی آبپخش ، کودکی پا به جهان گذاشت که چهره مهربان و صمیمیش گرمی بخش محفل جمع با صفای خانواده گردید . پدر نام نوزاد دلبند خویش را ابوالحسن گذاشت .ابوالحسن نغمه های شیرین محبت را از وجود سرشار از عاطفه پدر و مادر دریافت کرد تا خود نیز در گذر لحظه های زندگی محبت و صمیمیت را با دیگران قسمت کند. در سن شش سالگی پا به دبستان (شهید رضایی) قلایی گذاشت. دوره ی ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و تحصیلات راهنمایی را در مدرسه راهنمایی (امام خمینی) آغاز نمود. این ایام مصادف با اعتراضات مردم مسلمان ایران علیه رژیم منفور پهلوی بود .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از "چغادک نیوز"، در 20 تیرماه 1343 در اوج شرجی و گرمای روستای قلایی آبپخش ، کودکی پا به جهان گذاشت که چهره مهربان و صمیمیش گرمی بخش محفل جمع با صفای خانواده گردید . پدر نام نوزاد دلبند خویش را ابوالحسن گذاشت .ابوالحسن نغمه های شیرین محبت را از وجود سرشار از عاطفه پدر و مادر دریافت کرد تا خود نیز در گذر لحظه های زندگی محبت و صمیمیت را با دیگران قسمت کند. در سن شش سالگی پا به دبستان (شهید رضایی) قلایی گذاشت. دوره ی ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و تحصیلات راهنمایی را در مدرسه راهنمایی (امام خمینی) آغاز نمود. این ایام مصادف با اعتراضات مردم مسلمان ایران علیه رژیم منفور پهلوی بود ., "چغادک نیوز"، , در 20 تیرماه 1343 در اوج شرجی و گرمای روستای قلایی آبپخش ، کودکی پا به جهان گذاشت که چهره مهربان و صمیمیش گرمی بخش محفل جمع با صفای خانواده گردید . پدر نام نوزاد دلبند خویش را ابوالحسن گذاشت .ابوالحسن نغمه های شیرین محبت را از وجود سرشار از عاطفه پدر و مادر دریافت کرد تا خود نیز در گذر لحظه های زندگی محبت و صمیمیت را با دیگران قسمت کند. در سن شش سالگی پا به دبستان (شهید رضایی) قلایی گذاشت. دوره ی ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و تحصیلات راهنمایی را در مدرسه راهنمایی (امام خمینی) آغاز نمود. این ایام مصادف با اعتراضات مردم مسلمان ایران علیه رژیم منفور پهلوی بود .,ابوالحسن نیز همراه و همپای مردم به عنوان نوجوانی پر شور و با ایمان در این اعتراضات شرکت می کرد و عملاً در کنار درس و مطالعه راه مبارزه با ظلم و ستم را تجربه می کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی ابوالحسن سر از پا نمی شناخت. او گمشده ی خود را در چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی می دید . با تشکیل بسیج وارد این نهاد مقدس شد تا به عنوان سربازی فداکار در خدمت ارزش های انقلاب اسلامی باشد .
, ابوالحسن نیز همراه و همپای مردم به عنوان نوجوانی پر شور و با ایمان در این اعتراضات شرکت می کرد و عملاً در کنار درس و مطالعه راه مبارزه با ظلم و ستم را تجربه می کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی ابوالحسن سر از پا نمی شناخت. او گمشده ی خود را در چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی می دید . با تشکیل بسیج وارد این نهاد مقدس شد تا به عنوان سربازی فداکار در خدمت ارزش های انقلاب اسلامی باشد ., ابوالحسن نیز همراه و همپای مردم به عنوان نوجوانی پر شور و با ایمان در این اعتراضات شرکت می کرد و عملاً در کنار درس و مطالعه راه مبارزه با ظلم و ستم را تجربه می کرد. با پیروزی انقلاب اسلامی ابوالحسن سر از پا نمی شناخت. او گمشده ی خود را در چهره نظام مقدس جمهوری اسلامی می دید . با تشکیل بسیج وارد این نهاد مقدس شد تا به عنوان سربازی فداکار در خدمت ارزش های انقلاب اسلامی باشد ., ابوالحسن,شهید حسن پور صادقانه آنچه را که در توان داشت در خدمت به بسیج به کار گرفت. او پس از طی آموزش های نظامی پا به جبهه نهاد و در عملیات های شکوهمند فتح المبین و بیت المقدس شرکت نمود. شرکت در این دو عملیات که با پیروزی های شگرف رزمندگان اسلام همراه بود تجربه ای بسیار موفق برای ابوالحسن بود. در سال 1361 به عضویت سپاه باسداران درآمد تا با پوشیدن لباس سبز و مقدس سپاه راه سرخ حسین (ع) را تداوم بخشد. او آموزش های لازم را در پادگان امام حسین شیراز گذراند و بار دیگر با حضور در جبهه ها به رسالت خود ادامه داد.
, شهید حسن پور صادقانه آنچه را که در توان داشت در خدمت به بسیج به کار گرفت. او پس از طی آموزش های نظامی پا به جبهه نهاد و در عملیات های شکوهمند فتح المبین و بیت المقدس شرکت نمود. شرکت در این دو عملیات که با پیروزی های شگرف رزمندگان اسلام همراه بود تجربه ای بسیار موفق برای ابوالحسن بود. در سال 1361 به عضویت سپاه باسداران درآمد تا با پوشیدن لباس سبز و مقدس سپاه راه سرخ حسین (ع) را تداوم بخشد. او آموزش های لازم را در پادگان امام حسین شیراز گذراند و بار دیگر با حضور در جبهه ها به رسالت خود ادامه داد., شهید حسن پور صادقانه آنچه را که در توان داشت در خدمت به بسیج به کار گرفت. او پس از طی آموزش های نظامی پا به جبهه نهاد و در عملیات های شکوهمند فتح المبین و بیت المقدس شرکت نمود. شرکت در این دو عملیات که با پیروزی های شگرف رزمندگان اسلام همراه بود تجربه ای بسیار موفق برای ابوالحسن بود. در سال 1361 به عضویت سپاه باسداران درآمد تا با پوشیدن لباس سبز و مقدس سپاه راه سرخ حسین (ع) را تداوم بخشد. او آموزش های لازم را در پادگان امام حسین شیراز گذراند و بار دیگر با حضور در جبهه ها به رسالت خود ادامه داد., شهید حسن پور,شهید حسن پور با توجه به لیاقت و توانمندی که داشت به فرماندهی حوزه مقاومت شهید دستغیب آبپخش منصوب گردید تا بتواند خیل عظیم نیروهای بسیجی و مردمی آن سامان را آموزش دهد و آماده نبرد با دشمن بعثی نماید . وی فرمانده گردان حضرت ابوالفظل ناوتیپ امیر المومنین(ع) سپاه را نیز برعهد داشت و بااعلام هر عملیاتی ابوالحسن خود را آماده ی شرکت در آن می کرد او حاضر نبود جبهه را رها کند و در دنیای مادیات غرق شود. سرانجام ابوالحسن پس از ماه ها حضور در جبهه ها در مورخه 65/2/25 بر اثر ترکش خمپاره دشمن زبون بعثی ، روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست و در جوار کروبیان مأوی گرفت.
, شهید حسن پور با توجه به لیاقت و توانمندی که داشت به فرماندهی حوزه مقاومت شهید دستغیب آبپخش منصوب گردید تا بتواند خیل عظیم نیروهای بسیجی و مردمی آن سامان را آموزش دهد و آماده نبرد با دشمن بعثی نماید . وی فرمانده گردان حضرت ابوالفظل ناوتیپ امیر المومنین(ع) سپاه را نیز برعهد داشت و بااعلام هر عملیاتی ابوالحسن خود را آماده ی شرکت در آن می کرد او حاضر نبود جبهه را رها کند و در دنیای مادیات غرق شود. سرانجام ابوالحسن پس از ماه ها حضور در جبهه ها در مورخه 65/2/25 بر اثر ترکش خمپاره دشمن زبون بعثی ، روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست و در جوار کروبیان مأوی گرفت. , شهید حسن پور با توجه به لیاقت و توانمندی که داشت به فرماندهی حوزه مقاومت شهید دستغیب آبپخش منصوب گردید تا بتواند خیل عظیم نیروهای بسیجی و مردمی آن سامان را آموزش دهد و آماده نبرد با دشمن بعثی نماید . وی فرمانده گردان حضرت ابوالفظل ناوتیپ امیر المومنین(ع) سپاه را نیز برعهد داشت و بااعلام هر عملیاتی ابوالحسن خود را آماده ی شرکت در آن می کرد او حاضر نبود جبهه را رها کند و در دنیای مادیات غرق شود. سرانجام ابوالحسن پس از ماه ها حضور در جبهه ها در مورخه 65/2/25 بر اثر ترکش خمپاره دشمن زبون بعثی ، روح پاکش به ملکوت اعلی پیوست و در جوار کروبیان مأوی گرفت. , شهید حسن پور,جسد مطهر شهید حسن پورقلایی در میان حزن و اندوه مردم منطقه آبپخش تشییع و در گلزار شهدای محله قلایی به خاک سپرده شد. شهید چند روز قبل از شهادتش برای یکی از دوستانش نقل می کند ؛ یکی از شهداء که از هم سنگرانش بوده ؛ در خوابش می آید و به او می گوید : « ابوالحسن ما از زائران کربلای حسینی هستیم و منتظریم که شما هم با ما بیایید ». آری بیش از چهار روز از این رؤیای صادقانه نگذشت که ابوالحسن با پیکری خونین عاشقانه به معراج رفت تا از آن طریق زائر کربلای حسینی شود و چه زیبا با بدنی خونین به دیدار مولای خویش شتافت.
, جسد مطهر شهید حسن پورقلایی در میان حزن و اندوه مردم منطقه آبپخش تشییع و در گلزار شهدای محله قلایی به خاک سپرده شد. شهید چند روز قبل از شهادتش برای یکی از دوستانش نقل می کند ؛ یکی از شهداء که از هم سنگرانش بوده ؛ در خوابش می آید و به او می گوید : « ابوالحسن ما از زائران کربلای حسینی هستیم و منتظریم که شما هم با ما بیایید ». آری بیش از چهار روز از این رؤیای صادقانه نگذشت که ابوالحسن با پیکری خونین عاشقانه به معراج رفت تا از آن طریق زائر کربلای حسینی شود و چه زیبا با بدنی خونین به دیدار مولای خویش شتافت., جسد مطهر شهید حسن پورقلایی در میان حزن و اندوه مردم منطقه آبپخش تشییع و در گلزار شهدای محله قلایی به خاک سپرده شد. شهید چند روز قبل از شهادتش برای یکی از دوستانش نقل می کند ؛ یکی از شهداء که از هم سنگرانش بوده ؛ در خوابش می آید و به او می گوید : « ابوالحسن ما از زائران کربلای حسینی هستیم و منتظریم که شما هم با ما بیایید ». آری بیش از چهار روز از این رؤیای صادقانه نگذشت که ابوالحسن با پیکری خونین عاشقانه به معراج رفت تا از آن طریق زائر کربلای حسینی شود و چه زیبا با بدنی خونین به دیدار مولای خویش شتافت., شهید حسن پورقلایی ,خاطرات همرزمان شهید
, خاطرات همرزمان شهید , خاطرات همرزمان شهید , خاطرات همرزمان شهید , خاطرات همرزمان شهید ,راوی حاج نادر محمدی:
, راوی حاج نادر محمدی:, راوی حاج نادر محمدی:, راوی حاج نادر محمدی:,شهید ابوالحسن حسنپور قبل از شهادتش یک خواب تعریف کرد که می فرمود خواب دیدم با یکی از همرزمانم وارد بهشت شدیم و ایشون جلوتر از من وارد بهشت شد بعد خواب را برای همرزم تعریف کردم و بهش گفتم که هر دوی ما شهید خواهیم شد فردای آن روز همرزمم شهید شد و همچنان من اتفاقی برایم نیفتاد بارها از خدا می خواستم که چرا اون را بردی و من را زنده نگه داشتی و چند ماهی از این جریان گذشته بود تا یک شب خواب دیدم که ما بین زمین و آسمان هستم حضرت امام حسین(ع) دستم را گرفته می کشه به طرف بالا و حضرت سکینه خاتون پایم را گرفته و می کشه پایین در همین بین از خواب بیدار شدم معنی این را نمی دانستم تا اینکه هر دو خواب را برای یه روحانی تعریف کردم و ایشون گفتن که باید صاحب یک فرزند دختر بشی بعد شهید خواهی شد وچنین شد که سردار شهید بعد از متولد شدن دخترش به دیار حق شتافت و عروج نمود و به دیار همرزمان شهیدش شتافت روحش شاد و راهش پر رهرو شادی روح مطهر شهدا صلوات
, شهید ابوالحسن حسنپور قبل از شهادتش یک خواب تعریف کرد که می فرمود خواب دیدم با یکی از همرزمانم وارد بهشت شدیم و ایشون جلوتر از من وارد بهشت شد بعد خواب را برای همرزم تعریف کردم و بهش گفتم که هر دوی ما شهید خواهیم شد فردای آن روز همرزمم شهید شد و همچنان من اتفاقی برایم نیفتاد بارها از خدا می خواستم که چرا اون را بردی و من را زنده نگه داشتی و چند ماهی از این جریان گذشته بود تا یک شب خواب دیدم که ما بین زمین و آسمان هستم حضرت امام حسین(ع) دستم را گرفته می کشه به طرف بالا و حضرت سکینه خاتون پایم را گرفته و می کشه پایین در همین بین از خواب بیدار شدم معنی این را نمی دانستم تا اینکه هر دو خواب را برای یه روحانی تعریف کردم و ایشون گفتن که باید صاحب یک فرزند دختر بشی بعد شهید خواهی شد وچنین شد که سردار شهید بعد از متولد شدن دخترش به دیار حق شتافت و عروج نمود و به دیار همرزمان شهیدش شتافت روحش شاد و راهش پر رهرو شادی روح مطهر شهدا صلوات, شهید ابوالحسن حسنپور قبل از شهادتش یک خواب تعریف کرد که می فرمود خواب دیدم با یکی از همرزمانم وارد بهشت شدیم و ایشون جلوتر از من وارد بهشت شد بعد خواب را برای همرزم تعریف کردم و بهش گفتم که هر دوی ما شهید خواهیم شد فردای آن روز همرزمم شهید شد و همچنان من اتفاقی برایم نیفتاد بارها از خدا می خواستم که چرا اون را بردی و من را زنده نگه داشتی و چند ماهی از این جریان گذشته بود تا یک شب خواب دیدم که ما بین زمین و آسمان هستم حضرت امام حسین(ع) دستم را گرفته می کشه به طرف بالا و حضرت سکینه خاتون پایم را گرفته و می کشه پایین در همین بین از خواب بیدار شدم معنی این را نمی دانستم تا اینکه هر دو خواب را برای یه روحانی تعریف کردم و ایشون گفتن که باید صاحب یک فرزند دختر بشی بعد شهید خواهی شد وچنین شد که سردار شهید بعد از متولد شدن دخترش به دیار حق شتافت و عروج نمود و به دیار همرزمان شهیدش شتافت روحش شاد و راهش پر رهرو شادی روح مطهر شهدا صلوات, شهید ابوالحسن,
راوی محمد محمدی:
شهید حسن پور برای اخرین بار به دیدار خانواده ما امده بود وقتی داشت خداحافظی می کرد حلالیت طلبید من و مادرم تا درب در حیاط بدرقهش کردیم درست یاد دارم که لباس بسیجی تنش بود و یک اسلحه یوزی در دستش و با ماشین لندکروزر سپاه امده بود حدود ساعت 9/45 دقیقه بود که خدا حافظی کرد و رفت بعد از شهادت ایشون چند نفر از همرزمان شهید در نقاط مختلف استان و خارج از استان همین خاطره را از شهید تعریف کردن درست همانگونه که لباس پوشیده بود و با همان خودرو و اسلحه و در همان زمان و ساعت که با من خداحافظی کرد با دیگر همرزمانش هم خداحافظی کرده بود (یعنی اینکه این شهید والا مقام همزمان در چند نقطه حضور داشته است ) شادی روح آن شهید صلوات
شهید حسن پور برای اخرین بار به دیدار خانواده ما امده بود وقتی داشت خداحافظی می کرد حلالیت طلبید من و مادرم تا درب در حیاط بدرقهش کردیم درست یاد دارم که لباس بسیجی تنش بود و یک اسلحه یوزی در دستش و با ماشین لندکروزر سپاه امده بود حدود ساعت 9/45 دقیقه بود که خدا حافظی کرد و رفت بعد از شهادت ایشون چند نفر از همرزمان شهید در نقاط مختلف استان و خارج از استان همین خاطره را از شهید تعریف کردن درست همانگونه که لباس پوشیده بود و با همان خودرو و اسلحه و در همان زمان و ساعت که با من خداحافظی کرد با دیگر همرزمانش هم خداحافظی کرده بود (یعنی اینکه این شهید والا مقام همزمان در چند نقطه حضور داشته است ) شادی روح آن شهید صلوات, راوی محمد محمدی:
شهید حسن پور برای اخرین بار به دیدار خانواده ما امده بود وقتی داشت خداحافظی می کرد حلالیت طلبید من و مادرم تا درب در حیاط بدرقهش کردیم درست یاد دارم که لباس بسیجی تنش بود و یک اسلحه یوزی در دستش و با ماشین لندکروزر سپاه امده بود حدود ساعت 9/45 دقیقه بود که خدا حافظی کرد و رفت بعد از شهادت ایشون چند نفر از همرزمان شهید در نقاط مختلف استان و خارج از استان همین خاطره را از شهید تعریف کردن درست همانگونه که لباس پوشیده بود و با همان خودرو و اسلحه و در همان زمان و ساعت که با من خداحافظی کرد با دیگر همرزمانش هم خداحافظی کرده بود (یعنی اینکه این شهید والا مقام همزمان در چند نقطه حضور داشته است ) شادی روح آن شهید صلوات, راوی محمد محمدی:,
, شهید حسن پور ,
راوی برادر شهید:
در یکی از شبها که مادرم بیش از اندازه بی قراری می کرد نا گهان صدایم زد پاشو داداشت امده هر چه بهش گفتم مادر شاید خیالاتی شدی بگیر بخواب ولی اینقدر اصرار کرد که مجبور شدم برای ارامش مادر برم اونجایی که مادر می گفت چراغ قوه را برداشتم و راهی شدم وقتی به اون مکان رسیدم چراغ را بر روی زمین انداختم دیدم رد پای شهید وجود دارد آن موقع بود که فهمیدم مادر راست می گفته داداش آمده بود تا مادر را آرام کند .
در یکی از شبها که مادرم بیش از اندازه بی قراری می کرد نا گهان صدایم زد پاشو داداشت امده هر چه بهش گفتم مادر شاید خیالاتی شدی بگیر بخواب ولی اینقدر اصرار کرد که مجبور شدم برای ارامش مادر برم اونجایی که مادر می گفت چراغ قوه را برداشتم و راهی شدم وقتی به اون مکان رسیدم چراغ را بر روی زمین انداختم دیدم رد پای شهید وجود دارد آن موقع بود که فهمیدم مادر راست می گفته داداش آمده بود تا مادر را آرام کند ., راوی برادر شهید:
در یکی از شبها که مادرم بیش از اندازه بی قراری می کرد نا گهان صدایم زد پاشو داداشت امده هر چه بهش گفتم مادر شاید خیالاتی شدی بگیر بخواب ولی اینقدر اصرار کرد که مجبور شدم برای ارامش مادر برم اونجایی که مادر می گفت چراغ قوه را برداشتم و راهی شدم وقتی به اون مکان رسیدم چراغ را بر روی زمین انداختم دیدم رد پای شهید وجود دارد آن موقع بود که فهمیدم مادر راست می گفته داداش آمده بود تا مادر را آرام کند ., راوی برادر شهید:,
,
شهید حسن پور در نامه خود خطاب برادر بزرگوارش آورده است :
, شهید حسن پور در نامه خود خطاب برادر بزرگوارش آورده است : , شهید حسن پور در نامه خود خطاب برادر بزرگوارش آورده است : , شهید حسن پور در نامه خود خطاب برادر بزرگوارش آورده است : ,امروز انسان اگر می خواهد برای خدا خدمت کند ؛ باید آماده همه مشکلات و سختی ها باشد خدای متعال در قرآن می فرماید که من از حق خودم می گذرم ولی از حق الناس نمی گذرم ؛ پس وای به حال ما که به عنوان یک الگو در جامعه اسلامی می باشیم . ما که سراپا در گناه و خطائیم . ما نمی توانیم بگوئیم خدا با عدل خود با ما رفتار کن ؛ فقط باید گفت خدایا با بخشندگی خودت با ما رفتار کن . برادر جان شما می دانید که امروز در رأس همه امور جنگ است که امام عزیز می فرماید من از ملت عاجزانه می خواهم که جنگ را فراموش نکنند . پس باید به بسیج که سنگر اسلام و مسلمین است اهمیت داد. برادرجان خانواده را فراموش نکنید ؛ اگر ما امروز در جنگ با کفر جهانی در ستیز می باشیم ؛ از این خوشحالیم که شماها را در پشت جبهه داریم . شما مایه ی دلگرمی ما می باشید خدا می داند که شماها دست کمی از اجر شهدا ندارید. خیلی کس می خواهد که در این دنیای مادی فریب نخورند ؛ آیا هر کسی می تواند بسیجی باشد؟ آیا هر کس می تواند مرد جنگ باشد؟ مسلماً نه ، چنین نیست خدای بزرگ نظر لطف خود را به شما عزیزان عنایت کرده . اگر جنگ نبود افراد شناخته نمی شدند جنگ سرّ همه مسائل را باز کرد . هر کسی هر خطی داشت شناخته شد. خدا را شکر که این جنگ یک نعمت الهی بود برای ملت ما، من فقط این را می گویم انقلابی بودن آسان است ولی انقلابی ماندن سخت و دشوار است ؛ خدایا خودت بر ما عنایتی کن . خانواده جنابعالی از بزرگ تا کوچک سلام می رسانم به امید زیارت کربلا .
, امروز انسان اگر می خواهد برای خدا خدمت کند ؛ باید آماده همه مشکلات و سختی ها باشد خدای متعال در قرآن می فرماید که من از حق خودم می گذرم ولی از حق الناس نمی گذرم ؛ پس وای به حال ما که به عنوان یک الگو در جامعه اسلامی می باشیم . ما که سراپا در گناه و خطائیم . ما نمی توانیم بگوئیم خدا با عدل خود با ما رفتار کن ؛ فقط باید گفت خدایا با بخشندگی خودت با ما رفتار کن . برادر جان شما می دانید که امروز در رأس همه امور جنگ است که امام عزیز می فرماید من از ملت عاجزانه می خواهم که جنگ را فراموش نکنند . پس باید به بسیج که سنگر اسلام و مسلمین است اهمیت داد. برادرجان خانواده را فراموش نکنید ؛ اگر ما امروز در جنگ با کفر جهانی در ستیز می باشیم ؛ از این خوشحالیم که شماها را در پشت جبهه داریم . شما مایه ی دلگرمی ما می باشید خدا می داند که شماها دست کمی از اجر شهدا ندارید. خیلی کس می خواهد که در این دنیای مادی فریب نخورند ؛ آیا هر کسی می تواند بسیجی باشد؟ آیا هر کس می تواند مرد جنگ باشد؟ مسلماً نه ، چنین نیست خدای بزرگ نظر لطف خود را به شما عزیزان عنایت کرده . اگر جنگ نبود افراد شناخته نمی شدند جنگ سرّ همه مسائل را باز کرد . هر کسی هر خطی داشت شناخته شد. خدا را شکر که این جنگ یک نعمت الهی بود برای ملت ما، من فقط این را می گویم انقلابی بودن آسان است ولی انقلابی ماندن سخت و دشوار است ؛ خدایا خودت بر ما عنایتی کن . خانواده جنابعالی از بزرگ تا کوچک سلام می رسانم به امید زیارت کربلا ., امروز انسان اگر می خواهد برای خدا خدمت کند ؛ باید آماده همه مشکلات و سختی ها باشد خدای متعال در قرآن می فرماید که من از حق خودم می گذرم ولی از حق الناس نمی گذرم ؛ پس وای به حال ما که به عنوان یک الگو در جامعه اسلامی می باشیم . ما که سراپا در گناه و خطائیم . ما نمی توانیم بگوئیم خدا با عدل خود با ما رفتار کن ؛ فقط باید گفت خدایا با بخشندگی خودت با ما رفتار کن . برادر جان شما می دانید که امروز در رأس همه امور جنگ است که امام عزیز می فرماید من از ملت عاجزانه می خواهم که جنگ را فراموش نکنند . پس باید به بسیج که سنگر اسلام و مسلمین است اهمیت داد. برادرجان خانواده را فراموش نکنید ؛ اگر ما امروز در جنگ با کفر جهانی در ستیز می باشیم ؛ از این خوشحالیم که شماها را در پشت جبهه داریم . شما مایه ی دلگرمی ما می باشید خدا می داند که شماها دست کمی از اجر شهدا ندارید. خیلی کس می خواهد که در این دنیای مادی فریب نخورند ؛ آیا هر کسی می تواند بسیجی باشد؟ آیا هر کس می تواند مرد جنگ باشد؟ مسلماً نه ، چنین نیست خدای بزرگ نظر لطف خود را به شما عزیزان عنایت کرده . اگر جنگ نبود افراد شناخته نمی شدند جنگ سرّ همه مسائل را باز کرد . هر کسی هر خطی داشت شناخته شد. خدا را شکر که این جنگ یک نعمت الهی بود برای ملت ما، من فقط این را می گویم انقلابی بودن آسان است ولی انقلابی ماندن سخت و دشوار است ؛ خدایا خودت بر ما عنایتی کن . خانواده جنابعالی از بزرگ تا کوچک سلام می رسانم به امید زیارت کربلا .,

,
,
, وصیت نامه
, وصیت نامه , وصیت نامه , وصیت نامه ,با سلام به پیشگاه مقدس امام زمان (ج) و نائب بر حق و بزرگوارش حضرت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و سلام به همه شهیدان گلگون کفن که با نثار جان خود پیروزی را برای این امت به وجود آوردند ؛ وصیت نامه خود را عرضه می دارم . اکنون که استکبار جهانی آمریکای جهان خوار این دشمن قسم خورده انقلاب اسلامی کمر به نابودی اسلام عزیز بسته ، باید خود را مهیا نمود تا در این مبارزه عقیدتی برای حفظ جمهوری اسلامی دفاع کرد. اکنون که رژیم مزدور صدام در مقابل رزمندگان اسلام توان خود را از دست داده ، دست به هر اقدام جنون آمیزی می زند و شما امت حزب الله هستید که باید در مقابل توطئه دشمن مقاومت از خود نشان دهید . چون هدف ما برای خدا می باشد ، بمب شیمیایی را مانند عطر می پذیریم و از خوردن این ماده سمی لذت می بریم . صدام می خواهد ما را از چه بترساند ما به مرگ در راه خدا افتخار می کنیم . به همه برادران و خواهرانم وصیت می کنم که اگر در راه خدا شهید شدم پیراهن سیاه نپوشند. برادران بسیج حرکت خودشان را بسوی جبهه بیشتر نمایند. از همه اهالی روستای قلایی می خواهم که اگر از من بدی دیده اند مرا حلال نمایند ؛ حق خودشان را به گردن حقیر حلال نمایند . زیرا شما نزد خدا بسیار عزیز می باشید . در سوگ من گریه نکنید برای رزمندگان اسلام دعا کنید . از همه برادران مسلمان می خواهم که به خاطر رضای خدا و خون پاک شهدا از اختلاف دوری نمایید. حضور خودتان را در نماز جمعه و جماعت به کوری چشم منافقین نشان دهید و از منافقین به ظاهر دوست دوری نمایید، زیرا اینان گرگانی می باشند که در لباس دلسوز مستضعفین درآمده اند و اگر فرصت به آنان داده شود به ما حمله خواهند کرد ؛ همانطور که صدام حمله کرد. در آخر از همه کسانی که در تشییع و دفن این حقیر شرکت خواهند کرد تشکر می کنم و سلام همه شما را به امام حسین (ع) خواهم رساند . از پدر و مادرم می خواهم که به خاطر خون شهدا صبر کنند و مرا حلال نمایند از برادرانم می خواهم که پاسدار خون شهیدان باشند و از اینکه حقیر در کنارشان نیستم ناراحتی نکنند. از همسرم می خواهم که حجاب خود را رعایت نماید و در تربیت فرزندانم کوشا باشد و مرا حلال نماید. از همه شما التماس دعا دارم که خدا مرا بپذیرد ، زیرا دعای شما مورد قبول خدا می باشد.
, با سلام به پیشگاه مقدس امام زمان (ج) و نائب بر حق و بزرگوارش حضرت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و سلام به همه شهیدان گلگون کفن که با نثار جان خود پیروزی را برای این امت به وجود آوردند ؛ وصیت نامه خود را عرضه می دارم . اکنون که استکبار جهانی آمریکای جهان خوار این دشمن قسم خورده انقلاب اسلامی کمر به نابودی اسلام عزیز بسته ، باید خود را مهیا نمود تا در این مبارزه عقیدتی برای حفظ جمهوری اسلامی دفاع کرد. اکنون که رژیم مزدور صدام در مقابل رزمندگان اسلام توان خود را از دست داده ، دست به هر اقدام جنون آمیزی می زند و شما امت حزب الله هستید که باید در مقابل توطئه دشمن مقاومت از خود نشان دهید . چون هدف ما برای خدا می باشد ، بمب شیمیایی را مانند عطر می پذیریم و از خوردن این ماده سمی لذت می بریم . صدام می خواهد ما را از چه بترساند ما به مرگ در راه خدا افتخار می کنیم . به همه برادران و خواهرانم وصیت می کنم که اگر در راه خدا شهید شدم پیراهن سیاه نپوشند. برادران بسیج حرکت خودشان را بسوی جبهه بیشتر نمایند. از همه اهالی روستای قلایی می خواهم که اگر از من بدی دیده اند مرا حلال نمایند ؛ حق خودشان را به گردن حقیر حلال نمایند . زیرا شما نزد خدا بسیار عزیز می باشید . در سوگ من گریه نکنید برای رزمندگان اسلام دعا کنید . از همه برادران مسلمان می خواهم که به خاطر رضای خدا و خون پاک شهدا از اختلاف دوری نمایید. حضور خودتان را در نماز جمعه و جماعت به کوری چشم منافقین نشان دهید و از منافقین به ظاهر دوست دوری نمایید، زیرا اینان گرگانی می باشند که در لباس دلسوز مستضعفین درآمده اند و اگر فرصت به آنان داده شود به ما حمله خواهند کرد ؛ همانطور که صدام حمله کرد. در آخر از همه کسانی که در تشییع و دفن این حقیر شرکت خواهند کرد تشکر می کنم و سلام همه شما را به امام حسین (ع) خواهم رساند . از پدر و مادرم می خواهم که به خاطر خون شهدا صبر کنند و مرا حلال نمایند از برادرانم می خواهم که پاسدار خون شهیدان باشند و از اینکه حقیر در کنارشان نیستم ناراحتی نکنند. از همسرم می خواهم که حجاب خود را رعایت نماید و در تربیت فرزندانم کوشا باشد و مرا حلال نماید. از همه شما التماس دعا دارم که خدا مرا بپذیرد ، زیرا دعای شما مورد قبول خدا می باشد., با سلام به پیشگاه مقدس امام زمان (ج) و نائب بر حق و بزرگوارش حضرت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و سلام به همه شهیدان گلگون کفن که با نثار جان خود پیروزی را برای این امت به وجود آوردند ؛ وصیت نامه خود را عرضه می دارم . اکنون که استکبار جهانی آمریکای جهان خوار این دشمن قسم خورده انقلاب اسلامی کمر به نابودی اسلام عزیز بسته ، باید خود را مهیا نمود تا در این مبارزه عقیدتی برای حفظ جمهوری اسلامی دفاع کرد. اکنون که رژیم مزدور صدام در مقابل رزمندگان اسلام توان خود را از دست داده ، دست به هر اقدام جنون آمیزی می زند و شما امت حزب الله هستید که باید در مقابل توطئه دشمن مقاومت از خود نشان دهید . چون هدف ما برای خدا می باشد ، بمب شیمیایی را مانند عطر می پذیریم و از خوردن این ماده سمی لذت می بریم . صدام می خواهد ما را از چه بترساند ما به مرگ در راه خدا افتخار می کنیم . به همه برادران و خواهرانم وصیت می کنم که اگر در راه خدا شهید شدم پیراهن سیاه نپوشند. برادران بسیج حرکت خودشان را بسوی جبهه بیشتر نمایند. از همه اهالی روستای قلایی می خواهم که اگر از من بدی دیده اند مرا حلال نمایند ؛ حق خودشان را به گردن حقیر حلال نمایند . زیرا شما نزد خدا بسیار عزیز می باشید . در سوگ من گریه نکنید برای رزمندگان اسلام دعا کنید . از همه برادران مسلمان می خواهم که به خاطر رضای خدا و خون پاک شهدا از اختلاف دوری نمایید. حضور خودتان را در نماز جمعه و جماعت به کوری چشم منافقین نشان دهید و از منافقین به ظاهر دوست دوری نمایید، زیرا اینان گرگانی می باشند که در لباس دلسوز مستضعفین درآمده اند و اگر فرصت به آنان داده شود به ما حمله خواهند کرد ؛ همانطور که صدام حمله کرد. در آخر از همه کسانی که در تشییع و دفن این حقیر شرکت خواهند کرد تشکر می کنم و سلام همه شما را به امام حسین (ع) خواهم رساند . از پدر و مادرم می خواهم که به خاطر خون شهدا صبر کنند و مرا حلال نمایند از برادرانم می خواهم که پاسدار خون شهیدان باشند و از اینکه حقیر در کنارشان نیستم ناراحتی نکنند. از همسرم می خواهم که حجاب خود را رعایت نماید و در تربیت فرزندانم کوشا باشد و مرا حلال نماید. از همه شما التماس دعا دارم که خدا مرا بپذیرد ، زیرا دعای شما مورد قبول خدا می باشد.,خدا حافظ شما به امید زیارت کربلا
, خدا حافظ شما به امید زیارت کربلا, خدا حافظ شما به امید زیارت کربلا,ابوالحسن حسن پور
, ابوالحسن حسن پور, ابوالحسن حسن پور,64/12/25
, 64/12/25, 64/12/25,شادی روحش صلوات
, شادی روحش صلوات, شادی روحش صلوات,انتهای پیام/ف
, انتهای پیام/ف, انتهای پیام/ف]
ارسال دیدگاه