هیروشیما و ناکازاگی معیاری برای دوگانگی حقوق بشر غربی
کشوری که نامش به عنوان اولین استفاده کننده از بمب اتم بر سر زبان هاست و حتی از پیوستن به منع سلاح اتمی نیز سرباز می زند، اکنون با ژست انسان دوستی و حقوق بشر سعی دارد کشورهایی که در راستای منافع غرب حرکت نمی کنند را از دستیابی به تکنولوژی صلح آمیز هسته ای منع نماید.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از صاحب نیوز، حقوق بشر که حمایت از حقوق انسان به عنوان اصلی ترین کارویژه و هدف غایی آن تعریف میشود؛ به یکی از هنجارهای تثبیت شده بین المللی بدل شده است؛ کشورهای اروپای غربی به عنوان خاستگاه تاریخی تمدن غربی تلاش میکنند تا حقوق بشر را به عنوان یکی از ارمغان های اومانیسم مطرح نمایند. در پرتو جذابیت و اقبال عمومیبه مقوله حقوق بشر در سطح بین المللی و همچنین تحولات هنجاری و ساختاری که در این زمینه حادث شده، قدر مسلم این است که در راستای قاعده بازی، ابزارمند بودن قاعده حقوق بشر جهانی مورد توجه همه دولت ها و خصوصا دولت های بزرگ و یشرفته صنعتی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صاحب نیوز,در حال حاضر حقوق و آزادی های اساسی بشر به موازات تحولات نظام بین المللی، بیش از پیش به عنوان یکی از ابزارهای مهم و به ظاهر مشروع و کارآمد برای دخالت در امور داخلی کشورها و تعقیب منافع سیاسی کشورهای بزرگ مورد توجه قرار گرفته است در شرایط حاضر نظام سیاسی غرب به دنبال برتری جویی و سلطه انسان غربی بر جهان است و بر همین اساس، در زمینه حقوق بشر برخورد دوگانه از خود نشان میدهد؛ در واقع تنیدگی حقوق بشر با قدرت، گفتمان غربی را بر دیگر گفتمان ها برتری داده. بنابراین در حقوق بشر همراه با قدرت، آمریکا مجاز است بدون هماهنگی با سازمان ملل به عراق حمله کند؛ اسرائیل میتواند از نظارت در امان بماند؛ آمریکا میتواند در گوانتاناما خارج از تعهدات، با اسیران رفتار کند؛ فرانسه میتواند حق زنان مسلمان را نادیده بگیرد، و در عین حال از انتقادات اروپا نیز در امان باشند، همچنین قدرت های بزرگ غربی به بهانه ی اشاعه ی تمدن دست به شرم آورترین اعمال در کشورهای آفریقایی آسیایی و آمریکای لاتین زده اند، کشورهای اسلامیهنوز هم مورد غارت استعمار گران قرار می گیرد و همه روزه به بهانه های مختلف، سرمایه ها و ذخایر مادی و معنوی آنان از سوی کشورهای بزرگ غربی به تاراج می رود، در حالی که در کنار این ستم و اجحاف، غرب از سر دادن شعار طرفداری از حقوق بشر نیز دست برنمیدارد؛ این دقیقا به آن علت است که غرب حقوق بشر را مخصوص خود میداند.
,یکی از برجسته ترین برخوردهای دوگانه در زمیه حقوق بشر استفاده ایالات متحده از بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی است. بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفتند. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناگازکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود ۲۲۰٬۰۰۰ نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل میدادند. بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال ۱۹۴۵ بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند. بمباران هستهای هیروشیما و ناگازاکی تا به امروز تنها موارد استفاده جنگی از سلاح هسته ایی در جهان است.
,آمریکایی ها در آن زمان حقی مبنی بر استفاده از بمب های اتمی برای خود قائل شده بود. در حالی که امروز بعد از گذشت هفتاد سال، دستیابی کشورها به انرژی هسته ای آن هم برای اهداف مسالمت آمیز را بر نمی تابند و سعی می کنند به بهانه نقض حقوق بشر کشورهای در حال توسعه را همچنان محیطی مناسب برای بهره برداری اقتصادی خود قرار دهد. به عبارت دیگر کشوری که در کارنامه خود استفاده از بمب اتمی را دارد امروز به عنوان حامی صلح و حقوق بشر سعی درجلوگیری از استفاده صلح آمیز کشورهای دیگر از انرژی هسته ایی را دارد.
,آمریکا که تا قبل از جنگ جهانی دوم سیاست انزواطلبی را اختیار کرده و از آسیبها و تلفات جنگ مصون مانده بود، بعد از جنگ، به عنوان بازیگر اصلی وارد عرصهی معادلات جهانی شد. آغاز این ورود با نقض حقوق بشر، که همان کشتار مردم هیروشیما و ناکازاکی بود، همراه گردید. این در حالی است که این کشور مدعی است که با آموزهها و اصول لیبرالیستی خود، یکی از حامیان سرسخت حقوق بشر در کشورهاست و مفهوم حقوق بشر با هویت و موجودیت این کشور عجین شده است و با توجه به مشرب لیبرالی، از بدو تولد این کشور، حقوق بشر در کانون توجه پایهگذارانش قرار داشته است.
,در عرصه عمل ، آمریکا حقوق بشر را مطابق با الزامات لیبرالیستی و سرمایهداری قرار داده است و با توجه به منافع و سیاستهای خود، آن را تفسیر میکند. به عنوان نمونه، با روی کار آمدن جرج بوش و حوادث یازده سپتامبر، سیاست حقوق بشر مفهوم جدیدی پیدا میکند؛ طوری که در راه ترویج حقوق بشر، یکجانبهگرایی و اقدام پیشدستانهی نظامی، نه تنها جایز، بلکه ضروری تلقی میشود.
,گویا آمریکا اصل جهانشمول بودن حقوق بشر را فراموش کرده است و تنها کشورهای خاصی را موظف به اجرا و رعایت موازین حقوق بشر میداند و با رفتارهای متناقض خود، به جهانیان ثابت کرده است که برای رسیدن به اهداف خود، از هیچ عملی، ولو کشتن انسانهای بیگناه یا نقض حقوق بشر، ابایی ندارد و همان طور که استون میگوید، ما (آمریکاییها) به خوبی نشان دادهایم که میتوانیم خیلی خیلی وحشی باشیم، میتوانیم همان قدر بیرحم باشیم که روسها در آلمان بودند، حتی بیشتر، نشان دادهایم که هیچ مشکلی با انداختن بمب اتم بر سر مردم بیگناه و غیرنظامی نداریم.
,به راستی دوگانگی سردمداران حقوق بشر بزرگترین آسیب را به حقوق بشر جهانی وارد می نماید. کشوری که نامش به عنوان اولین استفاده کننده از بمب اتم بر سر زبان هاست و حتی از پیوستن به منع سلاح اتمی نیز سرباز می زند، اکنون با ژست انسان دوستی و حقوق بشر سعی دارد کشورهایی که در راستای منافع غرب حرکت نمی کنند را از دست یابی به تکنولوژی صلح آمیز هسته ایی منع نماید.
,
آمریکا به عنوان دارنده بزرگترین زرادخانه هسته ایی جهان حتی حاضر نیست قدمی نیز در راه خلع سلاح هسته ایی بردارد، تا در جهانی عاری از سلاح هسته ایی دیگر شاهد فجایعی از جنس هیروشیما و ناکازاگی، آن هم توسط بزرگترین مدعی حقوق بشر نباشیم. فجایعی که مصداق بارز جنایت جنگی و حتی نمونه ای از نسل کشی است که در مغایرت با حقوق بنیادین و اولیه انسانی قرار میگیرد؛ حقوقی که مورد پذیرش تمام دول و ملل متمدن دنیا قرار گرفته است. به هر حال بمبهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی قدرت انفجار هستهای را به جهان شناساندند و این پرسش همیشه باقی خواهد ماند که آیا برای قدرت نمایی راهی جز بمباران مردم بی گناه نبود! مردم بی گناهی که عمدتا غیر نظامی بودند. جهان امروز آگاه تر از همیشه متوجه خطرات بمب هسته ایی گردیده است و شاید این سوال در ذهن جهانیان نقش ببندد که چرا مدعیان حقوق بشر خود جز دارندگان یکی از مهیب ترین سلاح های ضد بشری اند؟
__________
فاطمه خدری
,
, فاطمه خدری,
انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه