به بهانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع)؛

ای پرچم‌دار شیعه و رئیس مذهب جعفری، ای بلند اختر! دستم را بگیر...

ای پرچم‌دار شیعه و رئیس مذهب جعفری، ای بلند اختر! دستم را بگیر...
ای پرچم‌دار شیعه و رئیس مذهب جعفری، ای بلند اختر! دستم را بگیر...؛ ای ششمین نور سرمدی، تاریخ از کدام مصیبت تو شکوه کند، آری تاریخ، شرمنده از حکایت غربت توست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی کریمه، ای امام صادق (ع)... سبز آمدى، سرخ رفتى، حال‌آنکه سپید سپید زیستى و صداقت، تنها واژه‏اى است که برازنده نام توست؛ در تو کرامت باران موج مى‏زند؛ با تلاوت قرآن هم آغوشى و دست‏هایت، مونس آسمان مدینه‏ اند. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،, پایگاه خبری تحلیلی کریمه،,

اى ششمین ستاره تابناک امامت و ولایت، صادق آل محمد (صلی‌الله علیه و آله و سلّم)! نامت را با افتخار به دل‏ هاى غریبمان مى‏ سپاریم تا یادت آرام‌بخش سینه‏ هاى بى‏ تابمان باشد.

,

اى که لقب تان صادق بود و تمام گفتار و احادیث تان صادقانه، ای امام همام، شما بزرگوار، مکتبی را پایه‌ریزی کردید که از خشت خشت آن، نوای هدایت انسان‌ها به گوش می‌رسد.

,

ای جاری‌ترین تفکر ماندگار شیعه، اگر نور وجودت به گردباد حوادث خاموشی گرفت، اما فروغ اندیشه‌ات در جان جهان ماندگار شد؛ ای فرزانه‌ترین قامت افراشته دین خدا، ای سرچشمه ناب‌ترین نگاه شیعه، در صبوری سینه‌ات شکی نیست، تو از سلاله سینه سوختگان شریعت شیرین دین خدایی...

,

ای مرد آسمانی، ای تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی، که در ظلمتکده دورانِ منصور به خون‌دل نشستی، ما افسوس می‌خوریم به خاطر این‌همه جهل و نادانی حاکم بر مردمان آن موقع که رهبران خود را با دستان خود از خود می‌گرفتند، تنها به جرم هدایت مردم به‌سوی تعالی که تنها هدف امامان و اهل‌بیت رسول خدا و غایت الهی بود.

, ای مرد آسمانی، ای تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی، که در ظلمتکده دورانِ منصور به خون‌دل نشستی، ما افسوس می‌خوریم به خاطر این‌همه جهل و نادانی حاکم بر مردمان آن موقع که رهبران خود را با دستان خود از خود می‌گرفتند، تنها به جرم هدایت مردم به‌سوی تعالی که تنها هدف امامان و اهل‌بیت رسول خدا و غایت الهی بود.,

ای صادق آل ‌پیامبر (ص) درست است که امشب مدینه خاموش است و شرمگین، و بقیع مظلوم‌تر از همیشه، ولی خاموش کسی است که تو را برنتابید، چون‌که آن‌ها مرده‌دلانی بودند که خدا را در تو نیافتند!

,

... آن ظالمان عباسی، شما را از این دیار به آن دیار روانه می‌کردند و شما مظلومیت جد خویش را دیگر بار به تصویر می‌کشیدی و سرانجام شهادتت، صداقت تو را در عشق‌ورزی به مُهر سرخ امامت تائید کرد.

,

ای آقای من! 65 سال، عاشقانه زیستى و 34 سال را صادقانه امامت کردى تا پرپر دانه‏ هاى نجابتت به انگور زهرآلود منصور آغشته شد...

, ای آقای من! 65 سال، عاشقانه زیستى و 34 سال را صادقانه امامت کردى تا پرپر دانه‏ هاى نجابتت به انگور زهرآلود منصور آغشته شد...,

... و اینک جان عاشقان و شیفتگان تو، در آتشی از ماتم می‏سوزد و شراره‏اش دنیا را می‏ سوزاند؛ هق‏ هق گریه، رخصت تسلیت‏ گویی نمی‏ دهد و طاقت شانه‏ ها را می‏ گیرد.

,

... و امروز سرمایه بقیع، اشک است و اشک؛ مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است؛ امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشک‏های غربت شیعیان است.

,

آری، «مدینه» همچنان مظلوم است و «بقیع» مظلوم‌تر! رنج‌نامه نانوشته شیعه، بر خاک و سنگ مزار صادق آل‌پیامبر، گویاتر از هر زمان به شِکْوه و شهادت ایستاده است.

,

حالا شهر مدینه داغدار است و بقیع چشم‌انتظار آخرین مسافر خویش، ملائکه کوچه‌پس‌کوچه‌های مدینه را در پیِ مرد بی‌نظیری می‌گردند که محضرِ مبارکش منبع فیض آسمانی بود و علوم پنهان شده در سینه‌اش را به تشنگان خویش هدیه می‌کرد، اما چه سود که خوشه‌های زهرآگینِ کینه منصور، قلب سپید این مدرس توحید را هزار پاره کرد...

,

... در هفدهم ربیع‌الاول سال 83 ه . ق در مدینه منوره فرزندی پاک از سلاله رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله) دیده به جهان گشود؛ نام او جعفر و کنیه‌اش اباعبدالله بود، پدر ارجمندش امام محمدباقر (علیه‌السلام) پیشوای پنجم شیعیان و مادر گرامی‌اش ام فروة می‌باشد.

,

ایشان که بعد از شهادت پدر بزرگوارشان، سرپرستی و امامت شیعیان را به عهده داشتند، به القابی همچون صادق، صابر، فاضل و طاهر مشهور بودند.

,

پیشوای ششم شیعیان مدت 31 سال با پدر زندگی کرد و سرانجام در سال 148 ه. ق در سن 65 سالگی دیده از جهان فروبست و در قبرستان بقیع در کنار قبور پدرش امام باقر (علیه‌السلام) و جدش امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) و سبط اکبر رسول خدا امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) به خاک سپرده شد...

,

گزیده ای از کرامات امام صادق (ع)؛

, گزیده ای از کرامات امام صادق (ع)؛ ,

باطل کردن سحر ساحران

, باطل کردن سحر ساحران ,

محمد بن سنان می‌گوید: منصور دوانیقی هفتاد مرد از شهر کابل را فراخواند و به آن‌ها گفت: وای بر شما که ادعای ساحر بودن دارید و بین زن و شوهر او فاصله می‌اندازید...

,

او با وعده‌های بسیار آن‌ها را تحریک کرد تا با انجام سحرهای خود اباعبدالله را مبهوت و مقهور خود سازند. ساحران به مجلسی که منصور فراهم کرده بود رفتند و انواع صورت‌ها از جمله صورت‌های شیر را به تصویر کشیدند تا هر بیننده‌ای را سحر کنند؛ منصور بر تخت خود نشست و تاج خود را بر سرگذاشت و به دربان دستور داد که امام صادق (علیه‌السلام) را وارد سازند. وقتی امام ششم وارد شد، نگاهی به آن‌ها کرد و دست به دعا برداشت و دعایی خواند که برخی از الفاظ آن شنیده می‌شد و قسمتی را هم به طور آهسته خواند، سپس فرمود: وای بر شما به خدا قسم سحر شما را باطل خواهم نمود. سپس با صدای بلند فرمود: ای شیرها آن‌ها را ببلعید، پس هر شیری به ساحری که او را درست کرده بود حمله کرد و او را بلعید. منصور بهت‌زده از تخت خود بر زمین افتاد و با ترس می‌گفت: ای اباعبدالله! مرا ببخش دیگر چنین کاری نخواهم کرد، حضرت هم به او مهلت داد. بعد منصور دوانیقی از امام (علیه‌السلام) درخواست کرد، شیرها ساحرانی را که خورده بودند برگردانند. امام صادق علیه‌السلام فرمود: اگر عصای موسی آنچه را بلعیده بود برمی‌گرداند، این شیرها نیز چنین می‌کردند. (مدیند المعاجز، بحرانی، مؤسسه معارف اسلامی، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جریر طبری، مؤسسة البعثة، ص 298; اختصاص، شیخ مفید، جامعه مدرسین، ص 246.)

, (مدیند المعاجز، بحرانی، مؤسسه معارف اسلامی، ج 5، ص 246; دلائل الامامة، ابن جریر طبری، مؤسسة البعثة، ص 298, ; , اختصاص، شیخ مفید، جامعه مدرسین، ص 246, ., ),

آتش در اطاعت امام

, آتش در اطاعت امام ,

یکی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام بنام مامون رقی نقل کرده است که: در محضر سرور و مولایم امام صادق (علیه‌السلام) بودم، سهل بن حسن از شیعیان خراسان وارد شد و سلام کرد و نشست، عرض کرد: ای فرزند رسول خدا کرامت و بزرگی از آن شماست، شما خاندان امامت، چرا بر این حق خود سکوت کرده و قیام نمی‌کنید و حال آن که هزاران نفر از شیعیان شما آماده شمشیر زدن در رکاب شما هستند.

,

امام (علیه‌السلام) فرمود: ای خراسانی! لحظه‌ای درنگ کن. پس امر فرمود که تنور را روشن کنند، هنگامی‌که آتش شعله‌ور شد، به سهل فرمود: داخل تنور شو، سهل گفت: ای پسر رسول خدا مرا از این کار معاف بدار، در این هنگام هارون مکی یکی از اصحاب باوفای امام (علیه‌السلام) وارد شد در حالی که کفش‌های خود را در دست گرفته بود، سلام کرد و جواب شنید، امام به او فرمود: کفش‌های خود را بر زمین بگذار و داخل تنور شو، او بدون هیچ درنگی وارد تنور شد و در میان شعله‌های آتش نشست؛ امام صادق (ع) رو به خراسانی کرد و از حوادث خراسان برای او گفت، انگار امام (علیه‌السلام) در آنجا حاضر بوده است، سپس فرمود: داخل تنور را نگاه کن. مامون رقی می‌گوید: من هم جلو رفتم و داخل تنور را مشاهده کردم، هارون مکی در میان آتش نشسته بود و برخاست و از تنور خارج شد. امام به سهل فرمود: در خراسان چند نفر مانند او می‌شناسی؟ عرض کرد: به خدا قسم احدی را نمی‌شناسم، امام (ع) حرف او را تائید نمود و فرمود: در زمانی که ما حتی پنج نفر از این گونه یاران نداریم چگونه قیام کنیم؟ (مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114.)

, (مناقب ابن شهرآشوب، همان، ص 237; بحارالانوار، همان، ص 123; مدینة المعاجز، همان، ج 6، ص 114, ., ),

... شهادت جان‌سوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه‌السلام، و چهره فروزانِ اهل‌بیت، وارثِ علومِ رسالت، چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری و تجسم اخلاص و صبر دریای عمیق علوم لدنی، بر پیروان و دوستداران و رهروان راه آن حضرت تسلیت باد.

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه