وقتی احساسات، محفظه ایمان مدعیان را می شکند؛
آیت اللهی که تسلیم عواطف پدرانه شد
در این نوشته نظری می اندازیم به عکس العمل مدعیان انقلابی گری و ایمان به تخلفات فرزندان خود، که چه کسانی بر احساس خود غلبه کرده و راه درست در پیش گرفتند و چه کسانی ایمان را زمین نهاده و احساسی عمل کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ناب نیوز؛ ایمان و تقوای انسان ها تنها به ادعا نیست، بلکه بایستی از شرایط سخت و آزمون ها نمره قبولی بگیرد. اگر فردی در امتحان ها و ابتلاء موفق وسربلند بود، آن گاه می توان گفت ایمان دارد، وگرنه مدعیان دین داری و تقوا زیادند اما مؤمن ومتقی راستین کم است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ناب نیوز؛ ,گاهی خانه ایمانی که داریم به ظاهر استوار است اما در یک تندباد نه چندان سخت فرو می ریزد و در آزمون و امتحانات، تحت تاثیر احساسات خود، پشت پا به همه اعتقادات خود زده، وبا چوب احساسات خانه خود را خراب می کنیم و در پذیرش حق و حقیقت نمی توانیم بر احساسات و عواطف خود غلبه کنیم لذا از آزمون نمره قبولی نمی گیریم، البته در این بین افراد زیادی هم هستند که حق را پذیرفته و سربلند زندگی می کنند.
,در این نوشته نظری می اندازیم به عکس العمل مدعیان انقلابی گری و ایمان به تخلفات فرزندان خود، که چه کسانی بر احساس خود غلبه کرده و راه درست در پیش گرفتند و چه کسانی ایمان را زمین نهاده و احساسی عمل کردند.
,از ابتدای خلقت بشریت در بسیاری موارد شاهد اینگونه قبولی ها و مردودی در امتحانات الهی بوده ایم. فرزند حضرت آدم (ع) در دریای گناه غرق می شود و پدر سر به فرمان الهی می نهد و ابراهیم خلیل الله کارد بر گلوی فرزند گذاشته و تسلیم محض خداوند می شود. علاوه بر پیامبران بزرگ الهی، از خواص و مردم عادی هم کسان زیادی بودند که اینگونه امتحان شدند و سرنوشت متفاوتی براساس میزان ایمان و تقوی خود داشته اند.
,درصدر اسلام موارد زیادی شاهد بودیم پدرانی که با فرزندان خود جنگیدند در حالیکه پدر با غلبه بر احساس پدرانه خود، به آنچه حق بود عمل کردند.
,در انقلاب نیز نمونه های زیادی داشتیم که پدران مؤمن به وظیفه الهی خود عمل کرده و به فرمان الهی گردن نهادند.از جمله آیت الله حسنی که در دستگیری فرزند منحرف خود کمک زیادی می کند و پس از اطلاع رسانی و لو دادن مخفیگاه او،موجب دستگیری، محاکمه و در نهایت اعدام پسر خود می شود و اعلام می کند برای من نظام اسلامی مهم تر است!
,آیت الله محمدی گیلانی که خود در مقام قضایی قرار داشت، فرزندان خود را که براثر غفلت و ناآگاهی و لجاجت، به منافقین خلق پیوسته بودند، دستگیر و حکم اعدام آنها را صادر می کند.
,همچنین آیت الله خزعلی و آیت الله جنتی نیز هرگز تحت تاثیر عواطف در برابر فرزندان خلافکار خود قرار نگرفتند و از مجازات آنها استقبال کرده و عدالت را پذیرفتند.
,اما دراین بین کسانی هستند که در عین محرز و مسلم شدن تخلفات بزرگ امنیتی واقتصادی فرزند آنها، نه تنها از عدالت پیروی نمی کنند بلکه از عمل خلاف فرزند خود دفاع کرده و حتی مجریان عدالت را مورد اتهام قرار می دهند.
,پدری که چندین سال در در منصب های مختلف نظام مسئولیت داسته است و در این چند دهه به چشم خود دیده که پرونده های مختلف بررسی و احکام اسلامی نیز جاری شده و هیچگاه اعتراض نکرده است، اما امروز که حکم تخلفات فرزند خود را می بیند، تحت تاثیر عواطف،محفظه ایمان خود را می شکند و از تهمت و افترا به نظام اسلامی و قوه قضاییه ابایی ندارد.
,بیشتر از این نمی نویسم، شما قضاوت کنید؛ آیا باید از گناه فردی که آقازاده هست، گذشت؟آیا پدری که بر مسندی از نظام نشسته، صرف داشتن این مقام، حق دارد خود و خانواده اش را تافته جدابافته بداند؟
,محمود. ز
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه