ازسیب قرمزتبلیغاتی صدام حسین تا خاطرات تلخ و شیرین آزادگان قشمی
اعضای ومدیرعامل خانه مطبوعات سازمان منطقه آزاد قشم به همراه نماینده بنیاد شهید این شهرستان به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی با آزادگان شهرستان قشم دیدارکردند .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری قشم آزاد ، جاوید ایزدپناه یکی از آزادگان سرافراز شهرستان قشم در جمع اعضای خانه مطبوعات سازمان منطقه آزاد قشم به خاطرات جنگ و اسارت پرداخت و افزود : سال ۶۴ قبل ازماه مبارک رمضان بود که چند شب قبل از اسارت خواب دیدم اسیر شده ام که بعد از چند شب این خواب به واقعیت پیوست و شب عملیات در بصره با ضربه گلوله های دشمن قایق ما واژگون شد و ساعت یک شب اسیر شدیم .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از پایگاه خبری قشم آزاد ، جاوید ایزدپناه یکی از آزادگان سرافراز شهرستان قشم در جمع اعضای خانه مطبوعات سازمان منطقه آزاد قشم به خاطرات جنگ و اسارت پرداخت و افزود : سال ۶۴ قبل ازماه مبارک رمضان بود که چند شب قبل از اسارت خواب دیدم اسیر شده ام که بعد از چند شب این خواب به واقعیت پیوست و شب عملیات در بصره با ضربه گلوله های دشمن قایق ما واژگون شد و ساعت یک شب اسیر شدیم ., قشم آزاد ,,
,
وی می گوید : با تمام توان همه ی اسرا در زمان اسارت تلاش می کردیم که روحیه ی خود را از دست ندهیم چرا که به خوبی می دانستیم اگر روحیه ی خود را از دست بدهیم دشمن خوشحال می شود و ازاین موقعیت سواستفاده می کند .
,,
,
این جانباز و آزاده جنگ تحمیلی به یک اتفاق معجزه آسا در راه کربلا اشاره کرد و اظهار داشت : دشمن اسرا را برای رفتن به کربلا آماده کرد بود راهی مسیر کربلا شدیم که یکی از زیردستان صدام با صدای بلند گفت که ، خداوند صدام حسین رو حفظ کند و انتظار داشت که ما اسرا برای این دعا آمین بگوییم اماهیچ یک ازما برای این دعا آمین نگفتیم و این شد که همه ای گروه رو علامت گذاری کردند که بعدا به عنوان سردسته ی شورشیان اعدام کنند ولی وقتی به ارودگاه رفتیم اثری از نشانه ها روی بدن بچه ها نبود که این یکی از معجزه های الهی در آن زمان برای ما اسرا بود .
,,
,
ایزدپناه بازی تبلیغاتی با تصویربرداران حرفه یکی از حیله های صدام در دوران اسارت عنوان کرد و افزود : پس از برقراری آتش بس ، بعثی ها با استفاده از تبلیغات برآن بودندکه به جامعه جهانی بگویند حکایت رفتار نامناسب با اسیران واقعیت ندارد و ما رفتار خوبی با اسیران داریم اما این رفتارها تازمانی بود که دوربین های تبلیغاتی وجود داشتند و بعد ازآن کتک کاری ها شروع می شد .
,,
,
وی بیان کرد : اسرایی که مثل ما سن پایینی داشتن از شکنجه هایی از قبیل گذاشتن اتو رو بدن ، کشیدن ناخن با دم باریک و میخ های نعل اسبی معاف بودیم .
,,
,
ایزدپناه به یکی از خاطرات دوران اسارت اشاره کرد و می گوید : در ارودگاه قدم میزدم که معاون حزب بعث به نام جابر با ۱۹۰ کیلو وزن منو صدا زد و به زبان عربی از من خواست تا خودم را برایش معرفی کنم من هم گفتم جاوید مختاراحمد ایزدپناه گفت من را روی دوشت سوارکن جابر با ۱۹۰ کیلو وزن سوار بر دوش من شد و از آنجا که ما به دلیل تغذیه نامناسب توانی نداشتیم نتواستم آن را بلند کنم که به این خاطر شکنجه شدم .
,,
,
این جانباز و آزاده قشمی حفاظت از انقلاب و میهن از وظایف همگانی دانست و تاکید کرد : تا زنده ایم پشت سر ولی فقیه هستیم و از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران حفاظت می کنیم .
,,
,
گفتنی است ” جاوید ایزدپناه در سن ۱۷ سالگی عازم جنگ شد و در سال ۶۴ توسط نیروهای متجاوز بعث عراق اسیر شد که سابقه ۵ سال اسارت ، ۲۷ ماه جبهه و ۲۵ درصد جانبازی در کارنامه ی وی می درخشد .
,,
,
خلیل رادمنش یکی دیگر از آزادگان شهرستان قشم در این دیدار اظهار داشت : سال دوم راهنمای ترک تحصیل کردم و در تاریخ ۶۱/۱/۲۹ عازم جبهه شدم که بعد از چهار ماه در عملیات ولفجر ۳ اسیرشدم .
,,
,
این آزاده قشمی اظهارداشت : ما هشت نفر در آتیش دشمن محاصر شدیم و با تمام شدن مهمات جنگی اکثریت ما زخمی شده بودیم که مجبور به تسلیم شدن شدیم ، دستانمان رو از پشت و چشمانمان را بستند و ما را به اسارت بردند .
,,
,
رادمنش سرکشی مسولان به خانواده شهداء مایعه ی خوشحالی و تقویت روحیه خانواده شهدا و ایثارگران دانست و افزود : ما در راه خدا و برای دفاع ازمیهن جنگیدیم و هیچ چشمداشتی از مسولان نداریم .
,,
,
یحیی دادی نسب قشمی یکی دیگر از آزادگان قشمی در این باره گفت : من زمانی که اعزام شدم جزو تیپ ثارالله بودم و به دلیل اینکه سنم کم بود نمی گذاشتند اعزام شویم خلاصه از پنجره قطار به داخل رفتم و در زیر صندلی پنهان شدم تا به اهواز رسیدیم و عازم جنگ شدیم .
,,
,
وی ادامه داد : در سن ۱۶سالگی در سال ۶۱ به اسارت نیروهای متجاوز بعث عراق درآمدم و بعد ار هشت سال و سه ماه اسارت به میهن اسلامی بازگشتم .
,,
,
وی می گوید : دستگاه تبلیغاتی صدام حسین سعی می کرد از حضور این ۲۳ نوجوان استفاده کند و علاوه بر نمایش یک چهره بظاهر انساندوستانه از خود، جمهوری اسلامی ایران را متهم کند به استفاده از کودکان در جنگ تحمیلی برای جامه عمل پوشاندن به این نقشه است که این ۲۳ نفر را در ظاهر می نوازند و حتی به حضور صدام حسین می برند و دیکتاتور عراق از دخترش میخواهد که به هر یک گلی بدهد به نشانه دوستی و محبت و بعد هم وعده می دهد آزادشان خواهد کرد که بروند درسشان را بخوانند و برای او نامه بنویسند این فقط وعدهای بودکه هیچ گاه محقق نشد .
,,
,
جوانترین آزاده قشمی به سیب سرخ تبلیغاتی جلوی دوربین بعثی ها در دوران اسارت اشاره کرد و افزود : عراقی ها با چند دانه سیب سرخ و هزاران دوربین برای تبلیغات و نشان دادن چهره مظلوم از خود وارد اردوگاه ما اسرا می شدند و سیب سرخی به ما میداند تا از آن برای تبلیغات غیر واقعی رفتارهای انسان دوستانه برای خود استفاده کنند .
,,
,
وی ادامه داد : ما فهمیدیم که داستان از چه قرار است، در واقع حضورعکاسهای خبری گویای این نکته بود که قرار است از این مسله استفاده تبلیغاتی شود، اما حقیقت این بود که درآن شرایط کاری از دست ما برنمی آمد .
,محمد امین ذاکری نماینده بنیاد شهید و امور ایثارگران در این دیدارها گفت :اجر معنوی مصیبتهایی که بر آزادگان ما وارد آمده کسی جز خداوند متعال نمی تواند پاداش آن را بدهد و بجز آزادگان خانواده های آنان نیز در ثواب این پایدارای شریک هستند.
,,
,
وی افزود :رژیم بعثی برای بهره برداری تبلیغاتی قصد داشت تا روحیه آزادگان را ضعیف نشان دهد اما رزمندگان ما حتی در اسارت هم اجازه ندادند به آرمانها و ارزشهای آنها اهانتی شود و همه آسیبهای و شکنجه های جسمی و روحی را بر جان خریدند و حتی در این راه هم به شهادت رسیدند.
,,
,
ذاکری از اصحاب رسانه خواست تا با انتشار خاطرات آزادگان در مطبوعات و سایتها ، حماسه هایی را که آزادگان برای حفظ عزت و آبروی ملت ایران در برابر دژخیمان بعثی داشته اند برای اقشار مردم به تصویر بکشند.
,گفتنی است ” در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان ایرانی پس از سالها اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق به کشورعزیزمان بازگشتند .
,]
ارسال دیدگاه