به مناسبت هفته دولت:

2 واحد «اقتصاد مقاومتی» و «ساده زیستی» پای درس استاد شهید رجایی

2 واحد «اقتصاد مقاومتی» و «ساده زیستی» پای درس استاد شهید رجایی
از ساده زیستی شهید رجایی همین بگویم به ایشان گفتم: حالا شما نوشابه و سیب نخورید. گفتند نه من اصلا سر همچنین سفره ای اصلا غذا نمی خورم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سرویس سیاسی شیرازه، معمولا هرکسی که از مسئولین به مشهد می آید مهمان آستان قدس است. من چون اخلاق آقای رجایی را می دانستم به مسئول مهمان سرای آستان قدس گفتم شما از همان غذایی که به زئران می دهید برای ما هم بیاورید. آن روز غذا قورمه سبزی بود. همان غذا را آوردند سر سفره روی زمین هم نشسته بودیم. نزدیک دار الزهد بود. عکس آن را هم هنوز دارم. وقت نهار دیدم همه دارند غذا می خورند به جز آقای رجایی. به ایشان گفتم: چرا غذا نمی خورید؟ گفت من سر سفره ای که دو غذا وجود داشته باشد یعنی هم خورش باشد ،هم میوه وهم نوشابه اصلا غذا نمی خورم. در حالی که روی سفره همان خورش قورمه سبزی بود و برنج و یک بشقاب کوچک سیب هم بود وچند عدد نوشابه. نوشابه را هم به این دلیل آورده بودند که ان زمان، آب مشهد سنگین بود و نمی شد زیاد از آن خورد. و آب معدنی و دوغ هم خیلی مرسوم نبود و مردم بیشترهمراه با غذا از نوشابه استفاده می کردند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شیرازه, شیرازه,

من به آقای رجایی گفتم حالا شما نوشابه و سیب نخورید. گفتند نه من اصلا سر همچنین سفره ای اصلا غذا نمی خورم. بعد مجبور شدیم نوشابه و سیب را برداریم. پس از اینکه نوشابه ها را جمع کردیم، شهید رجایی گفت: اگر امروز بر سر سفره نخست وزیر یک نوشابه اضافه شود، از فردا بر سر سفره استانداران، مدیران کل تا پایین ترین اداره و آن هم در بستر تاریخ این اتفاق تکرار می شود. این یک نوشابه برای من مبلغی هزینه ندارد و می توانم از خودم هزینه آن را پرداخت نمایم، اما نمی خواهم این یک رسم شود و فرهنگ آن در میان مسئولین رواج پیدا کند.

,

به من گفت که شب را به منزل شما می آیم. یک وعده هم می خواهم مهمان استاندار باشم.

,

ما کل پذیرایی مان از رئیس جمهور 4 عدد تخم مرغ نیمرو بود و دو سه عدد نان لواش و یک کاسه کوچک ماست روی یک سفره مشمایی که زیر آن هم موکت بود. این بود غذای شاهانه ما برای آقای رئیس جمهور! آخر سر هم بعد از شام گفتند که کت من پاره شده است و بی زحمت بدهید همسرتان یکی دو کوک بزند و این رفتارها اعتقادی بود و واقعا به ساده زیستی اعتقاد داشت و مثل امروز نبود که تنها شعار بدهد.

, آخر سر هم بعد از شام گفتند که کت من پاره شده است و بی زحمت بدهید همسرتان یکی دو کوک بزند,

منبع: برگرفته از خاطرات دکتر غفوری فرد استاندار وقت خراسان

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه