از رسم و رسومات تا ارتباطات همه دلیلی برای تزلزل خانواده ها
آنقدر پیشوند و پسوند ازدواج را سخت می گیریم که والدین مجبورند به هر دری بزنند تا این رسم و رسومات اجرا شود و مهم تر از همه مهریه های بالا و جهازیه های بالاتر از آن که سدی شده اند برای ازدواج.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنان کویر نوشت ، گاهی در میان کلام مردم می توان به مشکلات و معضلات جامعه پی برد؛ کافی است گوشمان را شنوا کنیم و بشنویم.چندی پیش برای رسیدن به مقصد خویش سوار تاکسی شدم، راننده تاکسی با مرد دیگری که از قراری با هم همکار بودند و او نیز تاکسی داشت، هم صحبت شدند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا , زنان کویر, گاهی در میان کلام مردم می توان به مشکلات و معضلات جامعه پی برد؛ کافی است گوشمان را شنوا کنیم و بشنویم., چندی پیش برای رسیدن به مقصد خویش سوار تاکسی شدم، راننده تاکسی با مرد دیگری که از قراری با هم همکار بودند و او نیز تاکسی داشت، هم صحبت شدند.,راننده ی تاکسی از دوستش پرسید که ماشینت کجاست و چرا مدتی است سر کار نمی آیی؟
آن فرد در جواب گفت: ماشینم را برای خرید جهازیه ی دخترم فروختم! هر چند آن هم زیاد دردی را درمان نکرد. با فروش ماشین توانستم یک یخچال و ماشین لباسشویی بخرم.
راننده ی تاکسی که از قراری فقط پسر داشت و شصتش خبر دار نبود گفت: آدم وقتی که دختر داره باید از زمان تولدش شروع کند به خرید جهازیه و کم کم جمع آوری کند تا یکباره به قول معروف بهش فشار نیاد.
در همین حین مرد بیچاره خنده ای زد و در جوابش بیان کرد: کجای کاری؟ باید وسایل ست باشند یک رنگ و از مارک های معروف و کاملا امروزی، مگر می شود جهازیه را انبار کرد و بعد از چند سال رونمایی کرد؟
در این گفت و شنود سوال و جواب ها برعکس شد؛ اینبار آن مرد از راننده ی تاکسی پرسید تو که پسر داری از آن ها راضی هستی؟ با هم خوب هستید؟
راننده ی تاکسی جوابی داد که بسیار قابل تامل بود؛ چرا که گفت: آری ما با هم خوبیم؛ آنها در اتاق خود و در کنار تلویزیون اتاق خود هستند و من در اتاق خودم زیاد کاری به کار هم نداریم ولی با هم خوبیم!
در این گفت و شنودهای متداول که شاید بارها و بارها خود شما نیز شنیده باشید به چند معضل بزرگ جامعه اشاره شد.
اول اینکه آنقدر پیشوند و پسوند ازدواج را سخت می گیریم که والدین مجبورند به هر دری بزنند تا این رسم و رسومات اجرا شود و مهم تر از همه مهریه های بالا و جهازیه های بالاتر از آن که سدی شده اند برای ازدواج.
از طرفی تزلزل خانواده ها، که مفهوم و معنای آن را ارتباطات و فضای مجازی از بین برده اند و پدر خانواده دلش خوش است که پسرانش کاری به کار او ندارند و هر کدام در اتاقی برای خود زندگی می کنند و مفهوم آن را داشتن روابط خوب با فرزندانش می داند!
انتهای پیام/
راننده ی تاکسی از دوستش پرسید که ماشینت کجاست و چرا مدتی است سر کار نمی آیی؟
آن فرد در جواب گفت: ماشینم را برای خرید جهازیه ی دخترم فروختم! هر چند آن هم زیاد دردی را درمان نکرد. با فروش ماشین توانستم یک یخچال و ماشین لباسشویی بخرم.
راننده ی تاکسی که از قراری فقط پسر داشت و شصتش خبر دار نبود گفت: آدم وقتی که دختر داره باید از زمان تولدش شروع کند به خرید جهازیه و کم کم جمع آوری کند تا یکباره به قول معروف بهش فشار نیاد.
در همین حین مرد بیچاره خنده ای زد و در جوابش بیان کرد: کجای کاری؟ باید وسایل ست باشند یک رنگ و از مارک های معروف و کاملا امروزی، مگر می شود جهازیه را انبار کرد و بعد از چند سال رونمایی کرد؟
در این گفت و شنود سوال و جواب ها برعکس شد؛ اینبار آن مرد از راننده ی تاکسی پرسید تو که پسر داری از آن ها راضی هستی؟ با هم خوب هستید؟
راننده ی تاکسی جوابی داد که بسیار قابل تامل بود؛ چرا که گفت: آری ما با هم خوبیم؛ آنها در اتاق خود و در کنار تلویزیون اتاق خود هستند و من در اتاق خودم زیاد کاری به کار هم نداریم ولی با هم خوبیم!
در این گفت و شنودهای متداول که شاید بارها و بارها خود شما نیز شنیده باشید به چند معضل بزرگ جامعه اشاره شد.
اول اینکه آنقدر پیشوند و پسوند ازدواج را سخت می گیریم که والدین مجبورند به هر دری بزنند تا این رسم و رسومات اجرا شود و مهم تر از همه مهریه های بالا و جهازیه های بالاتر از آن که سدی شده اند برای ازدواج.
از طرفی تزلزل خانواده ها، که مفهوم و معنای آن را ارتباطات و فضای مجازی از بین برده اند و پدر خانواده دلش خوش است که پسرانش کاری به کار او ندارند و هر کدام در اتاقی برای خود زندگی می کنند و مفهوم آن را داشتن روابط خوب با فرزندانش می داند!
انتهای پیام/
راننده ی تاکسی از دوستش پرسید که ماشینت کجاست و چرا مدتی است سر کار نمی آیی؟
آن فرد در جواب گفت: ماشینم را برای خرید جهازیه ی دخترم فروختم! هر چند آن هم زیاد دردی را درمان نکرد. با فروش ماشین توانستم یک یخچال و ماشین لباسشویی بخرم.
راننده ی تاکسی که از قراری فقط پسر داشت و شصتش خبر دار نبود گفت: آدم وقتی که دختر داره باید از زمان تولدش شروع کند به خرید جهازیه و کم کم جمع آوری کند تا یکباره به قول معروف بهش فشار نیاد.
در همین حین مرد بیچاره خنده ای زد و در جوابش بیان کرد: کجای کاری؟ باید وسایل ست باشند یک رنگ و از مارک های معروف و کاملا امروزی، مگر می شود جهازیه را انبار کرد و بعد از چند سال رونمایی کرد؟
در این گفت و شنود سوال و جواب ها برعکس شد؛ اینبار آن مرد از راننده ی تاکسی پرسید تو که پسر داری از آن ها راضی هستی؟ با هم خوب هستید؟
راننده ی تاکسی جوابی داد که بسیار قابل تامل بود؛ چرا که گفت: آری ما با هم خوبیم؛ آنها در اتاق خود و در کنار تلویزیون اتاق خود هستند و من در اتاق خودم زیاد کاری به کار هم نداریم ولی با هم خوبیم!
در این گفت و شنودهای متداول که شاید بارها و بارها خود شما نیز شنیده باشید به چند معضل بزرگ جامعه اشاره شد.
اول اینکه آنقدر پیشوند و پسوند ازدواج را سخت می گیریم که والدین مجبورند به هر دری بزنند تا این رسم و رسومات اجرا شود و مهم تر از همه مهریه های بالا و جهازیه های بالاتر از آن که سدی شده اند برای ازدواج.
از طرفی تزلزل خانواده ها، که مفهوم و معنای آن را ارتباطات و فضای مجازی از بین برده اند و پدر خانواده دلش خوش است که پسرانش کاری به کار او ندارند و هر کدام در اتاقی برای خود زندگی می کنند و مفهوم آن را داشتن روابط خوب با فرزندانش می داند!
انتهای پیام/
راننده ی تاکسی از دوستش پرسید که ماشینت کجاست و چرا مدتی است سر کار نمی آیی؟
آن فرد در جواب گفت: ماشینم را برای خرید جهازیه ی دخترم فروختم! هر چند آن هم زیاد دردی را درمان نکرد. با فروش ماشین توانستم یک یخچال و ماشین لباسشویی بخرم.
راننده ی تاکسی که از قراری فقط پسر داشت و شصتش خبر دار نبود گفت: آدم وقتی که دختر داره باید از زمان تولدش شروع کند به خرید جهازیه و کم کم جمع آوری کند تا یکباره به قول معروف بهش فشار نیاد.
در همین حین مرد بیچاره خنده ای زد و در جوابش بیان کرد: کجای کاری؟ باید وسایل ست باشند یک رنگ و از مارک های معروف و کاملا امروزی، مگر می شود جهازیه را انبار کرد و بعد از چند سال رونمایی کرد؟
در این گفت و شنود سوال و جواب ها برعکس شد؛ اینبار آن مرد از راننده ی تاکسی پرسید تو که پسر داری از آن ها راضی هستی؟ با هم خوب هستید؟
راننده ی تاکسی جوابی داد که بسیار قابل تامل بود؛ چرا که گفت: آری ما با هم خوبیم؛ آنها در اتاق خود و در کنار تلویزیون اتاق خود هستند و من در اتاق خودم زیاد کاری به کار هم نداریم ولی با هم خوبیم!
در این گفت و شنودهای متداول که شاید بارها و بارها خود شما نیز شنیده باشید به چند معضل بزرگ جامعه اشاره شد.
اول اینکه آنقدر پیشوند و پسوند ازدواج را سخت می گیریم که والدین مجبورند به هر دری بزنند تا این رسم و رسومات اجرا شود و مهم تر از همه مهریه های بالا و جهازیه های بالاتر از آن که سدی شده اند برای ازدواج.
از طرفی تزلزل خانواده ها، که مفهوم و معنای آن را ارتباطات و فضای مجازی از بین برده اند و پدر خانواده دلش خوش است که پسرانش کاری به کار او ندارند و هر کدام در اتاقی برای خود زندگی می کنند و مفهوم آن را داشتن روابط خوب با فرزندانش می داند!
انتهای پیام/
راننده ی تاکسی از دوستش پرسید که ماشینت کجاست و چرا مدتی است سر کار نمی آیی؟
,آن فرد در جواب گفت: ماشینم را برای خرید جهازیه ی دخترم فروختم! هر چند آن هم زیاد دردی را درمان نکرد. با فروش ماشین توانستم یک یخچال و ماشین لباسشویی بخرم.
,راننده ی تاکسی که از قراری فقط پسر داشت و شصتش خبر دار نبود گفت: آدم وقتی که دختر داره باید از زمان تولدش شروع کند به خرید جهازیه و کم کم جمع آوری کند تا یکباره به قول معروف بهش فشار نیاد.
,در همین حین مرد بیچاره خنده ای زد و در جوابش بیان کرد: کجای کاری؟ باید وسایل ست باشند یک رنگ و از مارک های معروف و کاملا امروزی، مگر می شود جهازیه را انبار کرد و بعد از چند سال رونمایی کرد؟
,در این گفت و شنود سوال و جواب ها برعکس شد؛ اینبار آن مرد از راننده ی تاکسی پرسید تو که پسر داری از آن ها راضی هستی؟ با هم خوب هستید؟
,راننده ی تاکسی جوابی داد که بسیار قابل تامل بود؛ چرا که گفت: آری ما با هم خوبیم؛ آنها در اتاق خود و در کنار تلویزیون اتاق خود هستند و من در اتاق خودم زیاد کاری به کار هم نداریم ولی با هم خوبیم!
,در این گفت و شنودهای متداول که شاید بارها و بارها خود شما نیز شنیده باشید به چند معضل بزرگ جامعه اشاره شد.
,اول اینکه آنقدر پیشوند و پسوند ازدواج را سخت می گیریم که والدین مجبورند به هر دری بزنند تا این رسم و رسومات اجرا شود و مهم تر از همه مهریه های بالا و جهازیه های بالاتر از آن که سدی شده اند برای ازدواج.
,از طرفی تزلزل خانواده ها، که مفهوم و معنای آن را ارتباطات و فضای مجازی از بین برده اند و پدر خانواده دلش خوش است که پسرانش کاری به کار او ندارند و هر کدام در اتاقی برای خود زندگی می کنند و مفهوم آن را داشتن روابط خوب با فرزندانش می داند!
,,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه