برگی از دشمنی انگلیس در ایران؛
بانوان بافتی از خاطرات تلخ کلاه انگلیسی می گویند
سربازان ژاندارمری همیشه یک چنگک همراه داشتند وقتی زن یا دختری را با پوشش می دیدند با این چنگک به سرش می انداختند و هر چه پوشش سر این زنان و دختران بود یکجا می کندند و می بردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانابه نقل از”اقطاع“، مردم کشور ایران خیانتها و جنایات دد منشانه انگلیسیها را هیچ گاه از یاد نمی برند، از کشف حجاب اجباری زنان و دختران و گذاشتن کلاه فرنگی در زمان رضاخان گرفته تا روشن کردن آتش فتنه ۸۸، چرا که همه رفتارهای این روبا پیر در تقابل با اعتقادات و باورهای مردم این سرزمین بوده است .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, اقطاع, اقطاع, “,یکی از بانوان بافتی به نقل از مادر همسرش دوران تلخ کشف حجاب انگلیسی را اینگونه بازگو کرد: زنان آن زمان تعصب و اعتقاد خاصی روی حجابشان داشتند مخصوصا طبقه مرفه جامعه حتما مقیدبه استفاده از پوشیه بودند و عموم زنان و دختران زیر چادر چند پوشش دیگر از جمله دستمال سر ،چارقد و روسری می پوشیدند، سربازان ژاندارمری همیشه یک چنگک به دستشان بود و وقتی زن یا دختری را با پوشش می دیدند با این چنگک به سرش می انداختند و هر چه پوشش سر این زنان و دختران بود یکجا می کندند و می بردند.
,یک روز در خیابان ماموران آمدن چادر و چارقدم را بردند، سریع خودم را به خانه رساندم. در اینجور مواقع باید اینقدر دنبال این مامور می رفتیم و رشوه میدادیم تا چادر و چارقدمان را پس دهند چون فقط همان یک چادر یا چارقد را داشتیم.
,خانم دیگری از کشف حجاب اجباری زنان آن دوران گفت: زمانی که ساکن بردسیر بودم یک خانمی تعریف می کرد که ما یک سال تمام در زیر زمین خانه خودمان را مخفی کرده بودیم چرا که به دنبالمان بودند چادرمان را بردارند، هر روز ماموران می آمدند مردان خانه را به پاسگاه می بردند و می گفتند همسرت کجاست؟ آنها هم در جواب می گفتند نمیدانیم، وقتی همسر ما در خانه باشد چه فرقی می کند برای شما که حجاب داشته باشد یا نداشته باشد و ما تا یک سال کارمان در این زیر زمین راز و نیاز دعا بود تا آن حکومت سرنگون شود دیگر به چادر و حجاب ما کاری نداشته باشد.
,عباسعلی یحیی زاده یک از کاسبان شهر بافت آن روزها را اینگونه روایت کرد: کشف حجاب انگلیسی ها از سال ۱۳۱۴ شروع شد اما تا سال ۱۳۲۰ هم ادامه داشت، آن موقع ۹ سال داشتم، به خاطر دارم شبی مجلس روضه ای در خانه ما بر پا بود نیمه مراسم ماموران ژاندارمری به خانه ما ریختند مجلس را به هم زدند و چادر خانها را را از سرشان بر داشتند، پدرم و و دو روحانی را هم با خود بردند. در واقع ماموران ژاندارمری در هر شهر و روستایی دستور داشتند کشف حجاب کنند.
,یکی از بانوان دیگر به نقل از مادرش خاطره تلخ کلاه انگلیسی در روستای گوشک را روایت کرد: یک روز سر چشمه با چند تن از زنان روستا در حال لباش شستن بودیم، ماموران ژاندارمری آمدند چارقد و دستمال سرمان را برداشتن و یکی عدد کلاه سرمان گذاشتند و ما مات و مبهوت مانده بودیم با این کلاه چیکار کنیم . هرچه داد و فریاد دیم و التماس کردیم فایده ای نداشت.
,بیان این خاطرات اندوهگین نشان می دهد زنان مومن و مردان غیور این سرزمین هنوز طعم تلخ کلاه انگلیسی را که به بهانه تجدد بر سرشان گذاشتند به خاطر دارند و دیگر هیچگاه به این دشمنان کینه توز اعتقاداتشان، اعتماد نخواهند کرد.
,,
انتهای پیام/5054
]
ارسال دیدگاه