مصالح دزفول در اولویت است
آیا این فضای نقادی نباید واجد خطوط قرمزی باشد تا از هدر رفتن ظرفیت ها و سرمایه ها جلوگیری کند؟ فی المثل همین فضای انتخابات مجلس یا شورای شهر را در نظر بگیرید. چه حجمی از تخریب و جدل و تحقیر و تقدیس بیهوده در مورد کاندیداها در جریان است؟[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از دزفول امروز: بسیاری از گره های فرهنگی و اجتماعی و نیز مدیریتی دزفول را وقتی واکاوی می کنیم حتما در بین دلایل به معضل «ضعف روحیه همکاری» در بین دوستان همشهری می رسیم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دزفول امروز,اینجا جای ریشه یابی این معضل نیست که چرا علیرغم تاکید اسلام بر یدالله مع الجماعه تاریخ عملکرد ما ایرانیان عموما و دزفولی ها خصوصا پر از «فردگرایی» است و نه کار جمعی. (فارغ از استثناهایی مثل دوران دفاع مقدس) همچنین فرصتی هم برای ارائه راهکار نیست. اما عجالتا و در محدوده شهرستان خودمان لازم است نکته ای مهم متذکر شویم چرا که فرصت ها در پیش چشممان چون ابرها می گذرند.
,همواره برای بنده این مسئله مایه افتخار بوده که شهرستان دزفول برای کشور منطقه ای «مدیرپرور» بوده و به قول یکی از بزرگان نظام «دزفول دین خود را به نظام مدیریتی کشور نیز ادا کرده است». و قطعا این مسئله ریشه در روحیه خودباوری، فضای معنوی و فرهنگ غنی این گوشه از کشورمان دارد. اما این ارزش مهم روی دیگری نیز دارد که مع الاسف این یکی نقطه قوت تلقی نمی شود. اینکه هر کدام از این مدیران و نخبگان اگر در دزفول باقی می ماندند به این توفیقات و افتخارات نمی رسیدند و یا حتی اگر همین حالا برگردند باید با بسیاری از استعدادها و توانایی ها و ظرفیت های خود خداحافظی کنند؛ چرا؟ چون باید انرژی و توان خود را صرف درگیری و جدل با همشهریان یا همکاران خود نمایند!
,تعمدا به مصادیق ورود نمی کنم. هر کدام از خوانندگان عزیز قطعا در محیط پیرامونی خود –از اداره گرفته تا مسجد محل و از گروه واتس آپ گرفته تا جمع های حقیقی و …- می توانند نمونه هایش را بیابند. مخاطب بنده در این متن بیشتر بچه های حزب اللهی و همفکر و هم خط است. آنجا که می بینیم در ساده ترین مسائل –فرضا عملکرد فلان مدیر شهری در فلان حوزه مسئولیتی اش- جدل های طولانی پیش می آید و نهایتا هم به ثمر نمی رسد. محال ممکن است که حتی در یک جمع سه نفره بتوانید در این زمینه به یک نتیجه واحد برسید! آیا واقعا اقدامات عینی یک مدیر بر سر صحنه تا این حد مبهم و محل اختلاف است یا چیزی در درون ما مانع اشتراک نظر است؟
,ممکن است کسی اشکال کند که ما هرکدام بالاخره جاذبه و دافعه ای داریم و خواه ناخواه بر مبنای آرمان های خود دیگران را و تصمیمات و برنامه ها را در محک می گذاریم و نقادی از آنچه خطا می پنداریم نه تنها حق ماست که ضرورت نیز هست.
,این سخن درست و به حقی است. اما آیا این فضای نقادی نباید واجد خطوط قرمزی باشد تا از هدر رفتن ظرفیت ها و سرمایه ها جلوگیری کند؟ فی المثل همین فضای انتخابات مجلس یا شورای شهر را در نظر بگیرید. چه حجمی از تخریب و جدل و تحقیر و تقدیس بیهوده در مورد کاندیداها در جریان است؟ خط قرمز ما در این جدل ها –که عملا به مهاجرت عده زیادی از نخبگان یا مسئولیت گرفتن برخی افراد متوسط به پایین- چیست؟
,به نظر حقیر و در عین اینکه به دغدغه های تمامی طرف ها (به فرض حسن نیت) احترام می گذارم، ما برای انتخابات (چه مجلس و چه شورای شهر) نیازمند یک نگاه کلان نگر و فارغ از بگو مگوهای روزمره هستیم. و آن نگاه کلان در درجه اول مصالح ملی و در گام بعدی مصالح خود شهرستان دزفول است. کما اینکه در طول این سال ها که به اختلاف و بحث گذشته آنکه متضرر شده در درجه اول خود دزفول، اقتصاد و فرهنگ دزفول و جایگاه دزفول بوده است.
,دزفول آخرین منزلی است که همه ما باید در آن گرد هم باشیم. فارغ از گرایشات سیاسی یا اختلافات دیگر. نگاهی به انتخابات های گذشته و حجم تخریب این کاندیدا علیه آن کاندیدا و طرفداران این علیه آن، حاصلی جز تاسف برای همه ما به جا نمی گذارد.
,انتخابات یکی از مظاهر عالی جمع انقلابی گری و واقع بینی است. انقلابی گری یعنی انتخاب اصلح و واقع بینی یعنی پذیرش عیب ها و اشکالات همین فرد. انقلابی گری یعنی حتی اگر کاندیدای ما پیروز شد در نقد و تذکر اشکالاتش کوتاه نیاییم و واقع بینی یعنی اینکه حتی اگر کاندیدای ما پیروز نشد بتوانیم از فرد پیروز در جهت همان مصالح کلان که ذکر شد حداکثر استفاده را ببریم. آیا چنین چیزی (پرونده ای به نام مصالح کلان دزفول) در افق دید ما وجود دارد و گشوده است؟ آیا چیزی داریم که بر اساس آن هر مسئول شهر را –فارغ از اینکه از او خوشمان بیاید یا نیاید- مورد نقد قرار دهیم؟
,به نظر حقیر زمان به سرعت به ضرر ما در حال گذر است و ما اگر مصالح شهرمان را در گوشه چشم داریم، راهی نداریم جز اینکه اولا چشم اندازی برای وضعیت فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و … برای دزفول تهیه کنیم و ثانیا هر مسئول و مدیر را –چه رفیق و چه رقیب- بر اساس آن بسنجیم و ثالثا خود نیز همواره و در هر شرایط بخشی از راه حل باشیم.
,اگر این چشم انداز نباشد اصالتا نقد و ارزیابی مدیران ناممکن است و اگر خودمان برای این افق -که ضامن مصالح کلان دارالمومنین است- همراه و مطالبه گر نباشیم چیزی جز بحث و جدل های بیهوده که تبعاتش پیش تر به عرض رسید برای مان نمی ماند. اینها البته همه یک شرط دارد و آن اینکه خود را معتقد و مقید به آن مصالح کلان بدانیم و به آن اولویت بدهیم. به خاطر داشته باشیم اگر دزفول نباشد نه ما می مانیم نه رفیقان و نه رقیبان مان!
,- محمد کوره پز
ارسال دیدگاه