راز سر به مُهر 8 شهریور 4/
بررسی پرونده محمد کاظم پیرو رضوی متهم انفجار دفتر نخست وزیری
در بررسی ابعاد ناگفته، ابهام آلود و قابل پیگیری پرونده انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت شهیدان رجایی و باهنر درباره چگونگی نفوذ مسعود کشمیری مجرم ردیف اول این پرونده به اطلاعات نخست وزیری به نام برخی چهره ها بر می خوریم که در این زمینه نقش داشته اند؛ در ادامه به معرفی مختصر محمد کاظم پیرو رضوی از دیگر اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متهم پرونده انفجار دفتر نخست وزیری می پردازیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از تهران نیوز؛ وی که عموماً او را با عنوان «مهندس محمد رضوی» میشناسند، دانشجوی دانشکده مهندسی برق از دانشگاه صنعتی شریف بوده است. پیرو رضوی همچون بسیاری از دیگر اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، سابقه عضویت در سازمان مجاهدین خلق را داشته و مسئول تشکیلاتی وی «خلیل طباطبائی» بود. فردی که در میان نیروهای شاخصی که در دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر آن وقت) جذب نموده بود، بجز پیرو رضوی، اشرف ربیعی (رجوی) نیز قرار دارد. خلیل رفیعی طباطبائی اما تابستان ۱۳۵۲ به دست ساواک افتاد و زیر شکنجه کشته شد. در تیرماه سال ۱۳۵۱ فارغ التحصیل شده و قبل از انقلاب مدتی کارمند شرکت ایران ناسیونال و مدتی نیز کارمند شرکت مخابرات بوده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, تهران نیوز,رضوی نیز به خاطر همکاری با سازمان، در زمان شاه یک بار دستگیر و مدتی زندانی میشود. وی پیش از پیروزی انقلاب همچنین جذب گروه فلاح، یکی از گروههای تشکیل دهنده سازمان مجاهدین انقلاب میگردد. مرتضی الویری در کتاب خاطرات خود میگوید: « من و آقای «محمد رضوی» شرکتی تحت عنوان «شرکت پوش» تأسیس کردیم که مثلاً کارهای الکترومکانیکی و تعمیرات و مشاوره انجام میداد… دفتر شرکتپوش- در قلهک- را به محل کار گروه «فلاح» تبدیل کردیم… » اعضای این گروه به جهت وجود متخصص در میان آنها و همچنین به دلیل سوابق مبارزاتی و حضور در قسمتهای فنی راهپیماییها (همچون تأمین صوت) در ابتدای انقلاب مورد اقبال قرار گرفتند و به مراکز حساس کشور وارد شدند. مهندس رضوی نیز بعد از انقلاب مسئول کمیته اداره دوم ضد اطلاعات ارتش بوده است و حتی بعدها به عنوان نامزد وزارت اطلاعات مطرح میشود که به دلیل وجود شرط اجتهاد، از سوی مجلس پذیرفته نمی شود.
,سرهنگ محمد مهدی کتیبه در خصوص چگونگی حضور وی و همکارانش در کمیته اداره دوم ضد اطلاعات ارتش، آنها را معرفی شده از سوی حلیمی رئیس دفتر بازرگان در دفتر نخست وزیری معرفی نموده و گفته است: « در اواخر سال ۱۳۵۷ از طرف نخست وزیری عده ای را برای حفظ اسناد و مدارک سری و طبقه بندی شده در ارتش مأمور کردند.
,از جمله این افراد آقای کشمیری بود… بدین ترتیب ایشان (کشمیری) کلیه اسناد سری و طبقه بندی شده نیروی هوایی ، ضد اطلاعات و حفاظت اطلاعات آن نیرو را در اختیار گرفت. ایشان تا کمی قبل از انفجار دفتر نخست وزیری در نیروی هوایی بود و با آقای محمد رضوی و آقای داداشی که آنها هم از نخست وزیری معرفینامه داشتند و در ستاد مشترک فعالیت اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام می دادند، همکاری داشت …»
,مرحوم زوارهای اما حضور مهندس رضوی را اینگونه ترسیم کرده است: «از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب بود، به هادوی دادستان انقلاب معرفی شدند. از مجرای «هادوی» به اداره دوم ارتش (رکن۲) که اصلیترین تشکیلات حفاظتی ارتش به شمار میرفت، معرفی شد. او هم به ساختمانی رفت که مقر اصلی جاسوسی نظامی امریکا در خاورمیانه بود. در مقر فرماندهی اداری سیا در ایران حدود یک کامیون اسناد از طریق او جابهجا و مفقود شد.»
,درباره نوع ارتباط کشمیری و پیرو رضوی، ری شهری نیز در نقل خاطرات مربوط به کودتای نوژه می نویسد «در این مجموعه که از نیروهای انقلاب تشکیل میشد، دست کم منافقین، دو نفوذی داشتند: یکی همین شخص یعنی کشمیری و دیگری جواد قدیری که بعد از انفجار دفتر نخستوزیری به خارج گریختند… آقای رضوی خیلی مورد اعتماد مرحوم شهید رجایی بود… اما اعتماد ایشان به عنصری مانند کشمیری خطرساز شد.
,البته با در نظر گرفتن فضای آن روز ایران نمیتوانیم آقای رضوی را مقصر بدانیم، اما قصور وجود داشت… آقای رضوی آنقدر به کشمیری اعتقاد داشت که حتی پس از انفجار دفتر نخستوزیری در پاسخ به سؤال تلفنی اینجانب در این باره میگفت: من هنوز باور نکردهام که کشمیری در این جریان نقش داشته باشد…» این در حالی است که پس از انفجار دفتر نخست وزیری، در نتیجه بازرسی از منزل مسعود در شهرستان کرج، مقادیر زیادی سلاح و مهمات کشف شد.
,عزت شاهی در خاطرات خود در خصوص جواد قدیری میگوید: «بعد هم چندبار تلفنی با محمد رضوی صحبت کردم و درباره وی هشدار دادم که این آدم خطرناکی است که به دادرسی ارتش نفوذ کرده است ، حرفهایش را باور نکنید. آقای رضوی از حرفهای من ناراحت شد و با بی احترامی خاصی گفت: شما نسبت به اینها عقده دارید، چون اینها شما را در زندان اذیت کرده اند ، شما نسبت به آنها عقده ای شده اید و الان اینطور با آنها برخورد بدی می کنید ، ما باید جاذبه داشته باشیم و این افراد را جذب کنیم، حرفها و برخوردهای امثال شما دافعه ایجاد می کند… من خیلی با او [رضوی] صحبت کردم تا او بالاخره مشکوک بودن جواد را پذیرفت . گفتم شما در جایی که هستید باید نسبت به ایشان شک کنید . او گفت: من به تو هم شک دارم . به خودم هم شک دارم …در آخر هم ، رضوی حرفهای ما را نپذیرفت …»
,طبق نقلهای موجود وی مدتی در اطلاعات دفتر نخست وزیری مشغول بوده و پس از آن به وزارت صنایع سنگین و سپس به شرکت مخابرات رفته است. او در زمان تأسیس وزارت اطلاعات در سال ۶۳، گزینه نخست میرحسین موسوی و اطرافیانش جهت تصدی این سمت بوده که پس از تصویب لزوم مجتهد بودن وزیر اطلاعات این مسئله منتفی می شود. دوستان وی اطلاعاتی از وضع فعلی وی ارائه نمینمایند.
,انتهای پیام/ج
]
ارسال دیدگاه