کلت ۴۵ غیر مجاز اعلام شده بود/قلمم را ارزان نمی فروشم

کلت ۴۵ غیر مجاز اعلام شده بود/قلمم را ارزان نمی فروشم
نویسنده جوان اراکی از انگیزه های نوشتن کتاب کلت ۴۵ می گوید و اینکه هرچند پرداختن به موضوع منافقین و گروههای تروریستی از جنبه سیاسی خارج شده و ابعاد انسانی را در بر می گرد اما کتابش با این محور غیر مجاز اعلام و پس از ماهها چاپ می شود و توجه خوانندگان زیادی را به خود جلب می کند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از دیار آفتاب،کلت ۴۵ اولین رمان حسام الدین مطهری است که با توجه به فعالیت های منافقین پیش و پس از انقلاب اسلامی نگاشته است.

مطهری متولد ۱۳۶۶ است و علی رغم سن و سالش توانسته به خوبی زمان حاکم بر رمان خود را که در دهه ۴۰ تا ۶۰ است را به خوبی روایت کند.

کلت ۴۵ روایت سرگذشت زندگی خانواده ای است که ورود به فعالیت های سیاسی سبب جدایی آنها از هم می شود و در جایی که عواطف و احساسات می تواند افرادی را که سالها از هم دور بوده اند رابه سختی به هم گره بزند،آنها را مقابل هم قرار داده و حتی کشته شدنشان به دست یکدیگر را رقم می زند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا، , دیار آفتاب, دیار آفتاب,
,
,
,
,

, ,

 

,

حسام‌الدین مطهری، نویسنده کتاب کلت ۴۵ در گفتگو با دیارآفتاب با اشاره به انگیزه اصلی خویش در نگارش داستان گفت: محرک اصلی برای نگارش یک داستان سوژه نیست چرا که میل به نوشتن و خلق اثر می‌تواند انگیزه‌ای برای نوشتن باشد باید سوژه‌ای یافت شود تا بتوان خلق اثر داشت،نویسنده با توجه به زندگی روزمره، شکل‌گیری علاقه‌مندی‌ها و کسب تجربیات می‌تواند سوژه یابی کرده و به خلق اثر بپردازد.

وی افزود: من درباره موضوع کتاب، جسته و گریخته مطالبی را شنیده بودم، با توجه به شرایط خانوادگی با بسیاری از مسائل آشنا بودم از جمله درباره عملیات مرصاد پیش از آنکه از تلویزیون مطلبی را بشنوم در خانواده با آن آشنا شدم،درباره منافقین نیز شنیده بودم و بعدها متوجه شدم که لفظ منافق یا گروهک لفظ خیلی مناسبی برای آنان نیست.

مطهری بیان کرد: یک روز که با پدر به مزار شهداء رفته بودم، عکسی را به من نشان داد و گفت این مرد دوچرخه ساز بود که به دست منافقین به شهادت رسید، بعدها این شخصیت را در داستان خود مطرح کردم از سوی دیگر در مسجد "حاج تقوی"در اراک خاطرات و داستان‌های مختلفی را شنیده بودم، شنیدم که پس از عملیات مرصاد رزمندگانی که بازگشته بودند برای تسلیت گفتن به خانه یکی از شهداء رفته بودند به فاصله چند متر آن طرف‌تر همسایه دیگر فرزندش را در عملیات مرصاد از دست داده بود منتهی جز گروه منافقین بوده است و این موقعیت دردناکی برای افراد ایجاد می کرد.

نویسنده کتاب کلت ۴۵ تصریح کرد: من به این موضوع فکر می‌کردم که چطور می‌شود درون یک خانواده و یک اجتماع، انسان هایی که یک ملیت و مذهب دارند و مهم‌تر از آن هم میهن هستند با ادعاهای بزرگ رو در روی یکدیگر قرار گیرند و خود را حق بدانند، این موضوع با حوادث سال ۸۸ مصادف شد، اختلافاتی که در آن مقطع از زمان در بسیاری از خانواده‌ها شکل گرفت به مخاصمه رسید.

وی افزود: با آنچه که درباره منافقین شنیده بودم و علنی شدن فعالیت نظامی منافقین پس از خردادماه سال ۶۰  احساس کردم که این سوژه مناسبی می‌تواند باشد که ممکن است هر لحظه رخ دهد.

, دیارآفتاب, دیارآفتاب,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

نمی خواستم در فضای شتابزده روزنامه نگاری بمانم
مطهری با اشاره به سبقه داستان نویسی خویش گفت: پیش از نگارش این رمان فعالیت‌هایی برای داستان‌نویسی داشتم که به سرانجام نرسید و در کنار آن در سال ۸۵ فعالیت روزنامه‌نگاری را شروع کردم به نحوی که در روزنامه های کثیرالانتشار مشغول به کار حرفه‌ای شدم که این سبقه کار نوشتن در روزنامه و رعایت این مهم که گرفتار فضای شتاب‌زده روزنامه قرار نگیرم باعث شد تا تلاش‌هایی را برای نوشتن داستان و طرح‌های مختلف داشته باشم.

وی بیان کرد: در سال ۸۶ مجموعه داستانی را برای چاپ آماده کرده بودم که در مجموع بهتر دیدیم که منتشر نشود تا اینکه در سال ۸۸-۸۹ نوشتن کلت ۴۵ را آغاز کردم و در سال ۹۰ موفق شدم تا داستان کتاب را به اتمام رسانم و به آرمان بلند خود برای نوشتن داستان دست پیدا کنم.

مطهری افزود: برای نگارش داستان مطالعات مکتوبی را انجام دادم و مستقیم از خاطرات شفاهی افرادی که در آن برهه زمانی زیسته بودند و شاید در بطن ماجرا هم قرار داشتند، استفاده نکردم اما برای روشن شدن برخی مطالب و یافتن سوالات خویش به سراغ افراد با تجربه رفتم و خوشبختانه نتیجه مطلوبی حاصل شد به قدری قصه پردازی و ایجاد فضای حاکم به خوبی ترسیم شده بود که بازخورد خوبی داشت.

, نمی خواستم در فضای شتابزده روزنامه نگاری بمانم, نمی خواستم در فضای شتابزده روزنامه نگاری بمانم,
,
,
,
,
,


نویسنده کلت ۴۵ با اشاره به بهره‌گیری از آثار مکتوب درباره سازمان مجاهدین خلق گفت: بیشتر کارهای مکتوب در این زمینه را مطالعه کردم و به این منظور به خاطرات احمد احمد، عزتشاهی، شاهسوندی و بررسی دیگاه لطف‌الله میثمی، بررسی جزوه‌هایی از فعالیت سازمان مجاهدین خلق و نیز مطالعه خاطرات اعضای جدا شده از سازمان را که در اروپا منتشر کرده بودند پرداختم.

وی افزود: سخن راندن از سازمان مجاهدین خلق یک امر سهل و ممتنع است چرا که مطالب بسیاری برای نگارش درباره فعالیت‌های این سازمان وجود دارد ولی از سوی دیگر احتمال لوث شدن موضوع نیز می‌رود و این خود حرکت بر لبه تیغ است، هرساله تلویزیون کلیپ‌هایی درباره این سازمان پخش می کند به ویژه پس از اشغال عراق و کشف مدارک بیشتر به دست ایرانیان، داشتن این مطالب موارد ناگفته بسیاری را روشن ساخت که خود در نگارش کتابی درباره این سازمان کمک کننده خواهد بود.

,
,
,
,

 

,

رجوی جوانان با انگیزه را تبدیل به ماشین کوکی کرد

, رجوی جوانان با انگیزه را تبدیل به ماشین کوکی کرد, رجوی جوانان با انگیزه را تبدیل به ماشین کوکی کرد,

, ,


مطهری تصریح کرد: در تاریخ ما فرقه "مسعود رجوی" دست کم گرفته شده این فرقه دو خیانت بزرگ به ملت کرده که خود بسیط هستند و شاخ و برگ‌های گسترده دارند؛ اینکه نخبگان علمی و برتر جامعه را از ملت می‌گیرند و خیانت دوم آنان جذب نیروهای جوان کشور به بهانه‌های واهی افرادی که در آن زمان جوان و پر انگیزه بودند اما امروز به مانند یک ماشین کوکی هستند.

نویسنده کلت ۴۵ بیان کرد: زمانی که سازمان مجاهدین خلق توسط "حنیف نژاد" و طرفدارانش شکل می‌گیرد،آنان با این نگاه از بستر جریان خرداد ۴۲ خارج می‌شوند که در دنیا گروه‌های کمونیستی وجود دارند که در حال مبارزه مسلحانه هستند ما مسلمان هستیم چرا مسلحانه مبارزه نکنیم در حالی که واقعه‌ای نظیر خرداد ۴۲ در حال رویدادن است.

وی افزود: نگاه آنان به علم مبارزه مارکسیستی است و جریان چند سالی ادامه می‌یابد که اغلب آنان به علت ضعف ساختار امنیتی درون سازمان دستگیر می‌شوند از جمله "حنیف نژاد" و "مسعود رجوی" که این خود در زندان جریانات دیگری را رقم می‌زند از جمله آشنایی "رجوی" با حلقه اول یارانش که این خود قابل بررسی و مطالعه است.

مطهری با اشاره به رخدادهای همسو با سازمان مجاهدین خلق گفت: در همان سال‌ها در بیرون زندان حکمرانی افرادی نظیر "تقی شهرام" و "وحید افراخته" بر سازمان خود نیز قابل بررسی و پیشینه است تا زمانی که "مسعود رجوی" از زندان آزاد می‌شود و سعی می‌کند با الفاظ جدیدی سازمان مجاهدین خلق را دوباره احیاء کند و مبارزه مسلحانه آنان شکل می‌گیرد و حوادثی که اعضای سازمان را وادار به ترک ایران می‌کند تا به امروز که همچنان ادامه دارد به شکلی که پس از "حسن صباغ" ماندگارترین فرقه است این حوادث هر کدام قابل بررسی و کنکاش است.

,
,
,
,
,
,
,
,


نویسنده کلت ۴۵ تصریح کرد: سخن راندن از سازمان مجاهدین خلق بسیار شده و از سوی دیگر کارهای تبلیغاتی این گروه منافق بسیار قوی است، موسیقی‌ها و کلیپ‌هایی که ساخته‌اند فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهد و توانسته‌اند در جاهایی با حمایت استکبار تاثیراتی را داشته باشند، در این فضا که منافقان تاثیرگذاری نسبی دارند ما باید به شکل خنده‌داری به مردم ثابت کنیم که با یک خیانت در حق ملت و انسانیت روبرو هستیم.

,
,

 

,

پرداختن به موضوع منافقان سیاسی نیست ،انسانی است
وی در خصوص محور نوشتار خود بیان کرد: من حداقل موضوع را سیاسی نمی‌بینم پیش از هر چیز آن را  یک موضوع انسانی می‌دانم و معتقدم که این افراد در حق ملت، همنوعان خویش و در حق تاریخ این ملت خیانت بزرگی کردند و مردم باید نسبت به آن آگاه باشند چرا که اگاهی مردم می‌تواند در هر گونه مبارزه‌ای علیه آنان سازنده باشد.

مطهری تصریح کرد: در داستان کلت ۴۵ نگاه این بود که از یک جامعه کوچک شروع کنم زمانی که می‌خواهم بگویم جامعه ما هر زمان ممکن است به دلیل کور شدن چشم و گوش تعقل رو در روی یکدیگر قرار گیرد و ندانیم به چه علت در مقابل هم ایستاده‌ایم، سعی کردم نشان دهم با تعطیل شدن تعقل و انسانیت ممکن است افراد خانواده در تقابل با یکدیگر قرار گیرند و می‌توان این خانواده را بسط داد و یک کشور را در نظر گرفت.

وی افزود: بخشی از داستان به اراک باز می‌گردد چرا که خاطره خوشی از مسجد محل دارم و دیگر اینکه یکی از شهدایی که به دست مجاهدین خلق ترور شد معلم قرآن همان مسجد و ساکن همان محله بود به نام شهید "مهدی سلطانی"، عکس ۲۰ شهید محله ما در شبستان مسجد نصب شده بود که همواره با نگاه به عکس آنان نسبت به آنان احساس دین می‌کردم و از سوی دیگر در نگارش داستان نیاز به گریز بود که به این منظور داستان را در اراک خلق کردم.

, پرداختن به موضوع منافقان سیاسی نیست ،انسانی است, پرداختن به موضوع منافقان سیاسی نیست ،انسانی است,
,
,
,
,
,

 

,

بهترین کارگاه نویسندگی تجربه زندگی و مطالعه است
مطهری بیان کرد: قائل به کلاس داستان‌نویسی نیستم بهترین کارگاه برای داستان نویسی تجربه زندگی و مطالعه است چرا که مطالعه ذهن را از کلمات بارور می‌سازد و تا زمانی که کلمات جدیدی به ذهن ورود نکند نمی‌توان اثری خلق کرد، روش شهودی را بیشتر می‌پسندم.

نویسنده کلت ۴۵ با اشاره به مطالعات خود در زمینه‌های مختلف گفت: روزی فکر می‌کردم که مطالعه باید گسترده باشد و در هر رشته‌ای باید مطالعه داشته باشl، در حال حاضر فکر می‌کنم بیچارگی که عده‌ای از افراد و شبه نخبگان دارند تفکر غلطی است که احساس می‌کنند باید بیشتر علوم را فراگیرند.

وی افزود:  ترجیح می‌دهم بیشتر رمان مطالعه کنم چرا که رمان عصاره‌ای از روانشناسی، هنر، جامعه‌شناسی، فلسفه، منطق، خوبی‌ها و بدی‌هاست، حسنی که مطالعه رمان دارد این است که با مطالعه آن تجربیاتی را کسب می کنید که در طول زندگی آن را کسب نکرده‌اید رمان زندگی را طولانی‌تر کرده و این قدرت را به فرد می‌بخشد که با شخصیت‌های داستان همزاد پنداری کرده و تجربیات جدیدی را کسب کند.

مطهری بیان کرد: هیچ کتاب رمانی را دو بار نمی‌توانم بخوانم، در رابطه با رمان و داستان تصور می‌کنم که با خواندن چیزی را به دست آورده‌ام که تنها با مطالعه خودم مقدور بود و اگر شما آن را بخوانید به طور قطع نتیجه‌ای که کسب می‌کنید از دیگری متفاوت خواهد بود و هر کتابی نیز تجربه‌ای مجزا به خواننده خود می‌دهد که هر کدام در جایگاه خود ارزشمند هستند.

نویسنده کلت ۴۵ با اشاره به نویسندگان آثار فاخر و مورد علاقه خویش گفت: کارهای آنارشیستی را دوست دارم از جمله آثار "ویلیام فاکنر" و "همیل وی" را بسیار دوست دارم.

, بهترین کارگاه نویسندگی تجربه زندگی و مطالعه است, بهترین کارگاه نویسندگی تجربه زندگی و مطالعه است,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

 

,

اعتراف می کنم در انتخاب اسامی هوشمند نیستم

, اعتراف می کنم در انتخاب اسامی هوشمند نیستم, اعتراف می کنم در انتخاب اسامی هوشمند نیستم,

, ,


وی با اشاره به معیار خود در انتخاب اسامی افراد در داستان گفت: این حرف یک جور خود زنی است که بخواهم به آن اعتراف کنم ولی هرگز در انتخاب اسامی فرد هوشمندی نیستم چه اسم کتاب و چه شخصیت‌های داستان، هرگز وسواس نداشتم که چه اسمی را انتخاب کنم.

مطهری بیان کرد: نقدهایی را که درباره کتاب من نوشته شده مطالعه کرده‌ام، برخی نقدها می‌تواند سازنده باشد و برخی دیگر نیز به هیچ وجه نمی‌تواند سازنده باشد چون کسی که نقد را می‌نویسد انگیزه‌اش از نگارش کمک به خودش است نه به نویسنده کتاب، کار من نگارش داستان است و کسی که نقد می‌نویسد نیز کار خود را انجام می‌دهد.

,
,
,
,

 

,

به نقدی که بگوید نویسنده خوبی نیستم فکر نمی کنم
وی افزود: معتقدم داستان نویس خوبی هستم و اگر کسی بگوید که این گونه نیست اصلاً به آن نقد فکر نمی‌کنم چرا که در حوزه نوشتن شرایط ویژه‌ای حاکم است چرا که در رابطه با آنچه که با روح و روان مرتبط است سلیقه بسیار دخیل است و مجموعه‌ای از شرایط مختلف اجتماعی، فردی و سبک زندگی است.

مطهری تصریح کرد: اگر چه کتاب به چاپ دوم رسید ولی تصور این را نداشتم که چنین رخ دهد چرا که نویسنده تازه کار به دنبال استقبال از اثر خود نیست بلکه تلاش می‌کند آن را زودتر به اتمام رسانده و به چاپ رساند، اما از فروش و خوانده شدن کتاب راضی نیستم و در حقیقت فرد ایده‌آل گرایی هستم.این کتاب ظرفیت فروش و مطالعه بیشتر را دارد اما تصور می‌کنم مطرح نبودن نام من به عنوان نویسنده و مشکلات توزیع بخشی از مشکلاتی بودند که آنگونه که انتظار داشتم کتاب مورد استقبال افراد قرار نگرفت.

, به نقدی که بگوید نویسنده خوبی نیستم فکر نمی کنم, به نقدی که بگوید نویسنده خوبی نیستم فکر نمی کنم,
,
,
,

 

,

کلت ۴۵ غیر مجاز اعلام شد
وی بیان کرد: تاریخ چاپ کتاب ۹۲ بود در حالی که کتاب مهرماه ۹۰ به اتمام رسید و در اسفند ۹۱ به زیر چاپ رفت که این یک پروسه طولانی است؛ چیزی که برایم هنوز هم ناراحت کننده است ممیزی کتاب بود، برای دریافت مجوز انتشار کتاب در ارشاد، از دوستی شنیدم که  کتاب من غیرمجاز شده یعنی اینکه نمی‌توان حتی با اصلاحات آن را به چاپ رساند.

مطهری افزود: من تا آن زمان چنین چیزی را نشنیده بودم و زمانی که پیگیر شدم دیدم که سه ممیز برای کتاب نوشته شده با این بحث که این کتاب در جهت تطهیر چهره مجاهدین خلق و تخریب چهره مسئولان نظام است که هر سه آن را تائید کرده بودند، سرممیزی که با آن صحبت می‌کردم گفت که من با آن‌ها مخالف هستم اما بهتر است که کتاب چاپ نشود و زمانی که علت را جویا شدم گفت که اسم "مسعود رجوی" را در ادبیات وارد کرده و آن را ماندگار می‌کنی.

, کلت ۴۵ غیر مجاز اعلام شد, کلت ۴۵ غیر مجاز اعلام شد,
,
,
,

 

,

بیم جانم را داشتند
وی افزود: من با خود گفتم در حال حاضر نیز این شخصیت نامش وجود دارد و از سوی دیگر اذعان می‌کردند که بیم جان مرا دارند چرا که علیه منافقین متنی را نگارش کرده‌ام، باز هم متعجب ماندم که من اسم آنان را وارد ادبیات کرده و به آنان خدمت کرده‌ام یا علیه آنان چیزی نوشته‌ام، نگاه مسخره‌ای بود که جوان چرا می‌خواهی کتاب چاپ کنی به دنبال کار دیگر برو، این موضوع هنوز هم مرا ناراحت می‌کند.

نویسنده کلت ۴۵ با اشاره به خلق دیگر آثار خود گفت: بعد از کلت ۴۵ یک مجموعه داستان را جمع‌آوری کردم به نام "درخت به" که سال گذشته منتشر شد، سه کتاب دیگر نیز در حوزه ترویج کتاب و کتابخوانی نوشتم.

, بیم جانم را داشتند, بیم جانم را داشتند,
,
,
,


وی بیان کرد: ماه رمضان سال گذشته یک رمان را با نام "تذکره اندوهگینان"  را به پایان رساندم و در حال بازنویسی آن هستم که موضوع آن درباره انسان در جست و جوی شادی است، داستانی که در قرن چهارم و در یک فضای عرفانی شکل گرفته است.

,
,

 

,

قلمم را ارزان نمی فروشم
مطهری تصریح کرد: علاقه‌ای به سفارش‌نویسی ندارم اما اگر روزی قرار باشد به خاطر مسائل اقتصادی و گذران زندگی قلم خود را بفروشم آن را ارزان نخواهم فروخت، از لحاظ حرفه‌ای آن را نمی‌پسندم.

وی خاطرنشان کرد: پس از اتمام تحصیلات دوره دبیرستان وارد کار روزنامه‌نگاری شدم و حرفه‌ای آن را دنبال کردم و شاید در داستان کلت ۴۵ جایی که هنوز به دلم می‌نشیند و از نوشتن آن هنوز هم احساس خوبی دارم، شروع فصلی است که پس از گذشت چند سال صالح و مجتبی در زیرزمین خانه "حاج خدمتی" هستند، این فضا هنوز هم پس از گذشت سال‌ها برایم نزدیک و ملموس است.

انتهای پیام/

, قلمم را ارزان نمی فروشم, قلمم را ارزان نمی فروشم,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه