گذری بر خاطرات مردم زنجان
دلم برای آن روزها تنگ شده است/قدیمی ترین پرده خوان استان زنجان
دلم بسیار هوای کودکی را کرده است، زمانی که، خاطرات بسیاری دارم، دلم برای آن صداقت ها، پاکی ها، یکدلی ها و یکرنگی ها، تنگ شده است، دلم برای آن حرمت ها، ارزش ها و احترام ها و سلام و علیک ها تنگ شده، تنگ.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از زنجانم، برای صداها، آدم ها و لحظات، نذری ها، معرکه ها که همه چیز داشت، طلوع خورشید، ستاره ها، آسمان شفاف تنگ شده،برای پرده پارچه ای که روی آن نقاشی کشیده شده بود، برای روضه هاو اشک ها ، نان و پنیرها ، قصه های مادر از گذشته ها، دلم برای همه آدمهای آن زمان تنگ شده است، غروب و برگشتن ها، حیف.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زنجانم,گویا زندانی زمان هستم که ساعتش و تقویمش محاصره ام کرده اند و دست و پایم زنجیر به ده ها وابستگی شده است.
,دلم پرواز می خواهد پرواز به کودکی ها…
, ,
,
, “مرحوم سلیمان حیدری” تنها و قدیمی ترین “پرده خوان” زنجان و آخرین آنها بود،عکس پرده اثری است از مرحوم اسماعیل زاده نقاش شهیر سبک قهوه خانه ای زنجان.
,مرحوم مشهدی سلیمان در میدان پایین در مجاورت معرکه هایی که چشم بندها و پهلوانان بر پامی کردند اقدام به پرده خوانی می کرد.
,البته شاید وجهه فرهنگی یا مذهبی دادن به این پرده خوانی ،جفا در حق اهل مذهب و فرهنگ می باشد و فقط از بعد ثبت واقعه تاریخی و آن خاطراتی که دست در دست پدر و مادر بودیم و از کنار این معرکه عبور می کردیم و سر به عقب برمی گرداندیم تا ببینیم چه می گوید، منتشر شد چرا که یادآور خاطرات شیرین خیلی از زنجانی ها بخصوص جوانان است.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه