مادری که در خواب برگه اهدا عضو را امضا کرد؛
لیلی به 7 پیکر جان دوباره بخشید+تصاویر
نمی دانم اعضای لیلا را به چه کسانی اهدا کرده اند اما می دانم که نام و یاد لیلا با این کار ماندگار شده و من حالا به جای یک لیلا چند لیلا دارم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از سبلانه لیلا دختری آرام و سنگ صبور پدر بود؛ در همان کودکی مادرش را از دست داد و چند سالی بیشتر نیست که خود مادر دختری زیباست، قرار بود میهمان خانه پدر باشد که آن حادثه اتفاق افتاد...
, شبکه اطلاع رسانی دانا, لیلا دختری آرام و سنگ صبور پدر بود؛ در همان کودکی مادرش را از دست داد و چند سالی بیشتر نیست که خود مادر دختری زیباست، قرار بود میهمان خانه پدر باشد که آن حادثه اتفاق افتاد...,,

, ,
پدر لیلا در گفتگو با خبرنگار سبلانه می گوید لیلا از همان کودکی دختری مهربان، فداکار و غمخوار خانواده بود، تازه صاحبخانه شده بود و قرار بود روز پنجشنبه 15 آذر ماه برای نهار به خانه ما بیاید؛ آن روز سفره پهن بود و ما منتظر آمدن لیلا ....
, سبلانه,,
ساعت سه و نیم بود که تلفن خانه زنگ خورد؛ صدایی ناآشنا که خبر تصادف لیلا را به ما داد، دخترم در بیمارستان فاطمی اردبیل بستری شده بود، وقتی به بیمارستان رسیدیم لیلا انگار به خواب رفته بود و قیافه مهربان و آرامش از میان دستگاه های ناپیدا بود؛ چند روز که گذشت دکتر مولایی مرا به اتاقش برد و از بودن و نبودن لیلا برایم گفت اینکه لیلا می تواند زندگی را به چند نفر هدیه کند.
,,
لیلا در خواب برگه اهدا عضو را امضا کرد
, لیلا در خواب برگه اهدا عضو را امضا کرد ,لحظات سختی بود زنده نبودن لیلا برایم سخت و سخت تر از آن، دادن این خبر به فرزند کوچک و همسرش بود؛ فضای خانه بی لیلا سرد و بی روح بود؛ دلتنگی و داغ از دست دادن لیلا آن قدر سخت بود که اهدا عضو را برای خانواده اش مردد می کرد و من بر سر دو راهی بودم تا اینکه خواب عجیبی دیدم.
,,

, ,
تا صبح خوابم نمی برد در یک لحظه پلکهایم سنگین شد خواب لیلا را دیدم؛ دیدم که لیلا به مهمانی آمده و من برای این مهمانی دو خروس سر بریده ام یکی از خروس ها توپر و داخل خروس دیگر خالی بود و لیلا اصرار می کرد من خروس تو خالی را بردارم؛ می گفت بابا این خروس تو خالی را بردار ....
,,
از خواب که بیدار شدم تمام فکر و ذهنم درگیر خواب و رویایم بود چرا لیلا اصرا داشت من خروسی را بردارم که داخلش را خالی کرده بودند.
,,
انگار تعبیر خوابم همان اهدا اعضای لیلا بود درست همان طور که دخترم در خواب از من خواست؛ حالا دیگر مطمئن بودم که باید اعضای لیلا را اهدا کنم و همسرش نیز از این کار راضی بود.
,,

, ,
صبح زود لباس هایم را پوشیدم و به بیمارستان رفتم و زیر برگه اهدا را امضا کردم درست همان طور که لیلا از من خواسته بود.
,,
پدر لیلا می گوید نمی دانم اعضای لیلا را به چه کسانی اهدا کرده اند اما می دانم که نام و یاد لیلا با این کار ماندگار شده و من حالا به جای یک لیلا چند لیلا دارم.
,,
,
,
لیلا محمدی زنی 25 ساله اهل اردبیل و ساکن نمین بود که قصد داشت برای دیدار خانواده به خانه پدری اش در محله حسن آباد اردبیل بیاید که در اتوبان بزرگراه بسیج نزدیکی پل زیر گذر کلخوران تصادف کرد و مرگ مغزی شد؛ اعضای لیلای 25 ساله پس از رضایت خانوداه اش به هفت نفر اهدا شد.
,,
به گفته دکتر فرهاد پورفرضی رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان اردبیل در سال جاری در این استان اعضای5 نفر اهداء شده و در دو سال گذشته 18 مرگ مغزی در استان اردبیل اتفاق افتاده که با اهدای اعضای این 18 نفر 69 نفر به زندگی بازگشته اند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه