دولت سازندگی یا گرفتاری؟/ چه زمانی پروژه امام زدایی در کشور کلید خورد؟
وقتی هاشمی رفسنجانی عنوانِ «کابینهی کار» را برای دولت خود انتخاب کرد غربیها احساس کردند میتوانند از این گرایش نیز برای اغراض تبلیغاتی خود بهره جویند. صدای آمریکا در ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ گفت: «یکی از مسؤولیتهای این کابینه کمک به هاشمی رفسنجانی در ایجاد روابط بهتر با غرب است»…[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از ندای اصفهان، جمهوری اسلامی ایران برآمده از ایمان و مجاهدت بی نظیر و عواطف پاک ملت بزرگی است که آوازه فرهنگ تمدن و آرمان خواهی او، سراسر تاریخ را آکنده کرده است. صدها هزار قامت بلند از بهترین ها بر خط مقدم جبهه بر خاک افتاده اند تا پرچم ملت ایران با سرافرازی و به سه رنگ عزت و آبادی و شجاعت بماند. ولی متاسفانه تعدادی می خواهند از رنگ عزت و آبادی کشور سوء استفاده نمایند و مانع پیشرفت انقلاب باشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان,هر حادثه و واقعه تاریخی سیاسی بازیگر یا بازیگرانی دارد و از لوازم فهم حادثه، شناخت بازیگران و چیستی نقش آنهاست اما مهمتر از شناخت بازیگران عیان، شناخت بازیگران پشت پرده یا بازیگردانان ماجراها و وقایع است.
,در قسمت قبل (اینجا) از جریان های چپ در کشور سخن گفتیم و در این قسمت خواهیم دید که چگونه گردش قدرت، تعاریف و جایگاه چپ و راست را نیز عوض می کند.
, اینجا,***
,سخن گفتن از دولت سازندگی (۱۳۷۶ـ ۱۳۶۸) شاید سهل و ممتنعترین کار در سیاست ایرانی باشد. دولتی که برخی آن را دولت امیرکبیر معاصر و برخی دیگر، منشأ تمام گرفتاریها و نارسایی ها می دانند. اکبر هاشمی رفسنجانی که به گفتهی مرتضی نبوی در دوران ریاست مجلسش (۱۳۶۸ـ ۱۳۵۹) میکوشید تا دولت رجایی و موسوی را اداره کند، در ابتدای دولتش اعلام کرد که دولت او دولت کار است و وزرایش را از کار سیاسی منع کرد (هرچند مهمترین حزب دولت ساخته در دوران هاشمی رفسنجانی شکل گرفت)(+). هاشمی در دولت اوّلش نیمی از بخش سیاسی ـ فرهنگی کابینه را به جناح چپ داد و نیمی را به جناح راست! مصطفی معین، محمّد خاتمی و عبدالله نوری وزرای چپ و فلاحیان و ولایتی وزرای راست بودند. امّا عرصهی اقتصادی دولت یکدست بود: عادلی، محلوجی ریا، وهاجی، روغنی زنجانی و نوربخش تکنوکرات هایی بودند که تورّم پنجاه درصدی را در مقابل رشد اقتصادی نادیده میگرفتند. در دولت دوم هاشمی رفسنجانی تندروهای چپ مانند مصطفی معین و عبدالله نوری از عرصه خارج شدند و محافظه کاران راست، هاشمی گلپایگانی و بشارتی جایگزین آنها شدند. در سال ۱۳۷۳ بیش از سی عضو ارشد دولت هاشمی حزب کارگزاران سازندگی را بنا نهادند و در انتخابات مجلس پنجم و دوم خرداد ۱۳۷۶ حضوری فعّال داشتند. یکی دیگر از ویژگیهای دولت هاشمی نفوذ گستردهی خانواده او در تمام امورات دولت بود. محمّد هاشمی معاون اجرایی و ستادی دولت، محسن هاشمی رئیس دفتر رئیس جمهور و بازرس ویژهی رئیس جمهور، مهدی هاشمی در نفت، فائزه هاشمی در سیاست و ورزش، و یاسر هاشمی در وزارت کشاورزی و جهاد سازندگی حضور داشتند.
, +, ., ,
,
, جابجایی چپ و راست
, جابجایی چپ و راست,فعّالین جبههی مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور سال ها مترصّد اثرگذاری بر محیط سیاسی جمهوری اسلامی از طریق برجستهنمایی اختلاف سلایق و یافتن نقاط افتراق قابل گسترش بوده اند. پس از رحلت امام خمینی (ره) آنها با این تصوّر که وفاق بین اصحاب سلایق مختلف وضعیتی شکننده یافته است با امید بیشتری وارد صحنه شدند. انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری با توجّه به گرایش او به تغییر برخی از جهت گیریها در زمینه های اقتصادی، بازسازی و نیز روابط خارجی این تصوّر را در غربی ها تقویت میکرد. صدای آمریکا در روز ۸ مرداد ۱۳۶۸ یعنی قبل از انتخاب رئیس جمهور جدید مدّعی شد: «آقای هاشمی رفسنجانی در یکی از سخنرانیهای اخیر خود گفت که در صورت احراز مقام ریاست جمهموری مسألهی بازسازی اقتصاد کشور را بر ایدئولوژی انقلابی رجحان خواهد داد.» رادیو آمریکا در همین روز با این ادّعا که افراد حامی حزب الله لبنان در ایران در حال کنار گذاشته شدن هستند یک دستهبندی جدید را ارائه کرد که در یک سوی دیگر «تندروها به رهبری علیاکبر محتشمیپور» وزیر کشور وقت و سفیر پیشین جمهوری اسلامی در دمشق قرار داشت. تبلیغات غربیها همواره تا حدّی متّکی بر واقعیتها و پر و بال دادن به وجوه منفی آنها بوده است. بهطور طبیعی بعد از جنگ بایستی برخی از روشهای اقتصادی متحوّل میشد و در جریان این تحوّل، نقش اصلی را متخصّصین ایفا میکردند.
, .,وقتی آقای هاشمی رفسنجانی عنوانِ «کابینهی کار» را برای دولت خود انتخاب کرد غربیها احساس کردند میتوانند از این گرایش نیز برای اغراض تبلیغاتی خود بهره جویند. صدای آمریکا در ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ گفت: «کابینهی جدید ایران شامل دوازده عضو تازه و ترکیب آن در برگیرندهی افراد متخصّص و روشنفکر است. یکی از مسؤولیتهای این افراد کمک به هاشمی رفسنجانی در ایجاد روابط بهتر با غرب است». این رادیو و نیز بیبیسی و اسرائیل در این مقطع داستانسرایی مفصّلی دربارهی «حذف افراطیون به رهبری محتشمی» به راه انداختند. محمل این سناریوی تبلیغاتی انتقادهایی بود که نمایندگان مجلس سوم نسبت به عدم معرّفی آقای سید علیاکبر محتشمیپور بهعنوان وزیر کشور داشتند. دامنهی این داستانسرایی حتّی به رادیوی منافقین نیز کشیده شده بود. منافقین مدّعی شده بودند که رژیم صهیونیستی اطّلاعاتی را که از بازجویی شیخ عبدالکریم عبید (روحانی لبنانی شیعه و در بند این رژیم) درباره آقای محتشمی به دست آوردهاند در اختیار آقای هاشمی رفسنجانی قرار دادهاند، تا موضع او در برابر محتشمیپور تقویت شود!
,گویا اجماع مرکّبی از موافقان و مخالفان دولت جدید در جهت تحقّق برنامههای تفرقه افکنانه غربیها به وجود آمده بود. در مجلس فردی مثل قاسم شعله سعدی در دفاع از دولت جدید از «پایان دولت شعار» دم میزد و «رجایی خراسانی» از لزوم تجدید نظر در روابط ایران و آمریکا سخن میگفت. در مقابل برخی از نمایندگان بهگونهای موضعگیری میکردند که گویا واقعاً در دوران پس از حضرت امام (ره) قرار است اصول عزّتمندانهی نظام به کنار نهاده شود. امّا همهی شواهد بر این دلالت میکرد که رهبری جدید نظام همچنان مصمّم بر ادامهی راه امام است. رهبر معظّم انقلاب که سه ماه از دوران جانشینی امام راحل (ره) در جایگاه ولایت امر را میگذراندند در روز ۲۳ شهریور با اشاره به نمونههایی از کج فهمی ها و درک نادرست برخی از مدّعیان تشخیص مصلحت انقلاب یا به اصطلاح صاحبنظران مسائل سیاسی، به یادآوری اقدامات این افراد در تأمین خوراک تبلیغاتی برای رادیوهای خارجی در دوران جنگ تحمیلی پرداختند و دربارهی کج فهمی و نابخردی همین افراد در مسألهی سیاست خارجی و موضع ضدّ استکباری جمهوری اسلامی فرمودند:
,«عدّهای از مدّعیان مصلحت اندیش طیّ چند سال گذشته، مردم و مسؤولان نظام و رهبر عظیمالشأن فقیدمان را مورد سؤال قرار میدادند که چرا شما با آمریکای قدرتمند که در جهان غول وحشتناکی است رزمآوری و مبارزه میکنید.» ایشان در نهایت اینگونه به ردّ کج خیالی طرفداران بهبود رابطه با آمریکا پرداختند: «آمریکا برای همیشه کینهی این ملّت، انقلاب و دولت را در دل خود نگه خواهد داشت و قصد او از آشتی و دوستی، باز هم دشمنی، سوء استفاده و استثمار است.» اگرچه منظور رهبر معظّم انقلاب در این سخنان گروهک نهضت آزادی بود، امّا درواقع این موضعگیری خط بطلانی بر توهّمی بود که برخی از جریانهای سیاسی همصدا با رسانههای بیگانه به آن دامن میزدند. بدون تردید نمیتوان گفت که هیچ تلاشی در بدنهی کارشناسی دولت سازندگی برای ایجاد انحراف در سیاست خارجی عزّتمندانهی نظام صورت نمیگرفت امّا لحن اعتراض جناح منتقد بیشتر مؤیّد ادّعاهای غربیها دربارهی روند تجدید نظر اساسی در سیاستهای اصولی نظام بود.
,اظهارات آن زمان افراد شاخص این جناح با توجّه به نظرات فعلی آنها واقعاً خواندنی است. ابراهیم اصغرزاده در نطق قبل از دستور۲ مهرماه ۱۳۶۸ خود گفته بود: «هنگامی با جهان غرب منافع مشترک خواهیم داشت که از مواضع انقلابی خودمان عدول کنیم. این یک اصل است. در اینجا یک دفعه برای همیشه خواهیم گفت که عدول از مواضع انقلابی عدول از منافع ملّی است.» موضعگیری دربارهی سیاست خارجی در آن مقطع در تحلیلهای جناح منتقد همواره از طریق تقاطع دادن با سلیقههای اقتصادی پیگیری میشد. اصغرزاده در ۲۲ آذرماه ۱۳۶۸ در اظهاراتی رجزگونه چنین گفت: «کور خواندهاند آنها که فکر میکنند با پایین کشیدن شعار مبارزهی فقر و غنا میتوانند راه را برای بازگشت سرمایهدارها و صاحبان گردن کلفت صنایع و نهایتاً بازگشت غرب باز کنند. در جامعهی ما گرایش ضدّ غربی یک گرایش اصیل است. گرایش ضدّ سرمایه داری، یک گرایش اسلامی شرعی و انقلابی است.» این مواضع «چپگرایانه» در شرایطی ابراز میشد که در مباحث مبنایی گرایش به نظرات سروش دربارهی نسبیت معرفت دینی، مسیری کاملاً متضاد با این مواضع را در اذهان ابرازکنندگان همین موضعگیریها گشوده بود. مسیری که غایتی جز پیوستن به قافلهی «راستگرایان» لیبرال دموکرات نداشت.
,برنامهی تنشزدایی با کشورهای غربی در دوران پس از جنگ با اعتراضهایی روبهرو میشد. منتقدان دولت جدید معتقد بودند که با توجّه به اقدامات گورباچف آخرین رهبر اتّحاد جماهیر شوروی سابق مثل عقبنشینی از افغانستان و دادن آزادیهای مذهبی در جمهوریهای شوروی، بایستی اولویت سیاست خارجی، توسعهی روابط با این دولت و بهطور کلی بلوک شرق باشد. آنها دستگاه سیاست خارجی را به خاطر عدم پیگیری این خط، سرزنش میکردند. امّا واکنش آنان به اوّلین موج فروپاشی بلوک شرق نشان داد که این موضعگیری نیز عمدتاً حول محور منازعات جناحی بوده است. نیکلای چائوشکو رهبر نظام کمونیستی رومانی اندکی پس از بازگشت از سفر تهران سرنگون و اعدام شد(+). جریان موسوم به چپ در مجلس سوم که تا آن موقع وزارت امور خارجه را به دلیل عدم اهتمام در توسعهی روابط با بلوک شرق مورد انتقاد قرار میداد به ناگاه دکتر ولایتی وزیر امور خارجه را به سبب دعوت از چائوشکو مورد سؤال قرار دادند. این موضوع در شرایط حسّاس آن زمان به حربهای برای تضعیف وزرات امور خارجه تبدیل شد. شاید بتوان گفت: اوّلین انتقاد صریح آیت الله العظمی خامنهای (مدّظلّه العالی) (در جایگاه رهبری انقلاب) از جناحهای سیاسی داخلی به همین موضوع مربوط میشد. در شرایطی که غرب سعی میکرد از سقوط پیاپی دولتهای بلوک رقیب برای تضعیف روحیهی دیگر حکومتهای مخالف خود استفاده کند؛ جریان موسوم به چپ با این سؤال در واقع به برنامههای غرب کمک میکرد. زمانی که رهبر معظّم انقلاب تضعیف کنندگان وزارت امور خارجه را «افراد غیر مسؤول» خواندند؛ نمایندگانی که به این موج دامن زده بودند سعی کردند با کشیدن حوزهی منازعه به درگیری لفظی با روزنامهی رسالت موضوع را مدیریت کنند. جناح اکثریت مجلس سوم، مخالفت امام(ره) با برخی از موضعگیریهای روزنامهی رسالت در برابر دولت روزهای جنگ را به رخ دستاندرکاران این روزنامه میکشیدند. آنها با یادآوری حمایت «رسالت» از دولت جدید اینگونه وانمود میکردند که در شرایط جدید روند امامزدایی در کشور آغاز شده است. این در حالی بود که اکثریت اعضای دولت جدید را کارگزاران و مدافعان سابق دولت قبلی تشکیل میدادند.
, +,امیر قنبری (پژوهشگر و کارشناس علوم سیاسی)
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه