یادداشت

نقاب فرهنگ بر چهره مدیری سیاسی

نقاب فرهنگ بر چهره مدیری سیاسی
قزوین شهر شهید مهدی شالباف است که در هنگام مجروحیت شدید روی تخت بیمارستان وقتی بانوی پرستار بدحجابی به اتاق می‌آمد چنان داد و فغان می کرد که گویی زخم بدحجابی آن پرستار از زخم کاری دشمن بعثی جانسوزتر است!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، صبح قزوین ؛ از مدیریت آقای احمدی در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی حدود چهارده ماه می‌گذرد و اکنون با طی شدن این بازه زمانی، می‌توان عملکرد مدیریتی ایشان را مورد بررسی اجمالی قرار داد، بدیهی است بسیاری از برنامه‌ها و اطلاعات آماری اداری این نهاد تاثیرگذار فرهنگی در اختیار نیست و انشالله تحلیلِ عمیقِ طول و عرض خدمات ایشان را به فرصتی دیگر واگذار می‌کنیم. 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح قزوین ,
1- دولت دکتر روحانی با شعار اعتدال، تدبیر و امید به میدان آمده و از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی این است که گروه‌هایی با سلایق و دغدغه‌های متفاوت سیاسی هر از چندی زمام امور را به دست می‌گیرند و این معنای واقعی مردم سالاری دینی است؛ اما باید بیان کرد که از ابتدای انقلاب اشخاص و جریان‌هایی نوخواسته و دم غنیمت شمار در تحرکات اجتماعی، خود را با شدت و هیاهو به جریان غالب سیاسی کشور چسبانده‌اند و از آبی که متاسفانه نمی‌توان گفت گل آلود نیست ماهی می‌ربایند. این گونه اتفاق‌ها از دوم خرداد 76 به بعد شکل پررنگتری به خود گرفت و البته دولت نهم و دهم همچنین دولت اعتدال کنونی نیز احتمالا از این قضیه مستثنا نیستند! متاسفانه عرصه فرهنگ و هنر گوشت قربانی عزا و عروسی فضای اجتماعی ماست و ضمن احترام به رییس جمهور محترم که از دستاوردهای مهم دولت خود بازشدن عرصه برای هنرمندان و اهل فرهنگ سخن گفته‌اند، نظر بسیاری از هنرمندان و فرهیختگان به ویژه در شهرستان‌ها اینگونه نیست! مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان طبق گفته صریح خود دستور از وزیر می‌گیرد و به نوعی تمام وقایع دوران مسوولیت ایشان، دستپخت مستقیم وزارت خانه فخیمه فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت امید و اعتدال به ویژه شخص وزیر محترم هست و خواهد بود! 
2- استان قزوین اگر چه نسبت به سایر استان‌های دیگر کشور وسعت و جمعیت چندانی ندارد اما از بسیاری جهات جزء استان‌های تاثیرگذار کشور است به ویژه در عرصه‌های ادب، تاریخ و هنر ویژگی ها و گذشته‌ای قابل توجه دارد. در دوران نه ساله تصدی محمد حسین شفیعی‌ها اگرچه آمار و ارقام و کیفیت برنامه‌ها به دلیل کمبودهای همه فهم اداری و عمرانی آن چنان در خور و شایسته این دیار مینودری نبود اما اعتدال رفتاری و رعایت کرامت انسانی ایشان اکثر هنرمندان، اهل قلم و مطبوعات استان را راضی نگه داشت. اکنون که چهارده ماه سکان به دیگری رسیده، متاسفانه این اداره کشتی بی لنگری را می‌مانَد و این ادّعا به خاطر دغدغه‌های سیاسی و به دلیل چشمداشت مادی مطرح نمی‌شود زیرا عرصه فرهنگ همواره فقیر و غریب مانده است و تنها افسوس بر بضاعت‌های ناشناخته مانده و استعدادهای به هدر رفته دل را می‌سوزاند. 
3- ماجرای حضور آقای مدیرکل از روز اول خود دِرامی پر تنش و با اوج و فرود به نظر می‌رسد. از تاکید وزیر و مسوول امور استان‌های ایشان تا صبوری استاندار و بعد بی میلی یکان یکان نمایندگان و مسئولان استان برای همکاری با مدیرکل که از قضا در نهایت جناح چپ و راست و معتدل در نا امیدی از توانمندی و حسن سلوک ایشان هم صدا شدند! ( نمونه بارز این ادعا در هنگام برگزاری نشست با آقای نوش آبادی خودنمایی کرد). تغییر و تعویض جایگاه همکاران به شیوه غیر قابل توجیه یکی دیگر از مسائلی بود که اهالی فرهنگ و هنر و حتی خود همکاران اداره کل را در شوک فرو می‌برد. مهدی رمضانی از معاونت فرهنگی هنری به کارمندی ساده اداره ارشاد در شهر اقبالیه تنزل درجه یافت، محمد صمدی به جای او قرار گرفت اما تا نوروز بیشتر میهمان نماند و بعد تا چندی این موقعیت مهم اداری خالی بود تا آقای پرهیزگاری به این موقعیت رسید. نمی‌دانم چند درصد از اهالی تاثیرگذار فرهنگ و هنر استان تا به حال با ایشان جلسه یا گفتگویی پیرامون فرهنگ و هنر داشته‌اند اما طبق جستجوی کلی بسیاری از این عزیزان هنوز حتی چهره این مرد شریف را ندیده اند. تعیین مسند معاونت اداری مالی که خود اُدیسه‌ای عظیم به نظر می‌رسد، از ابتدا محمد نوروزی همراه و هم قدم احمدی بود اما ابتدای امسال با فغان و توبه سر به طغیان نهاد تا او هم برای مدتی به اقبالیه تبعید شود در این مدت حتی دعوت به همکاری با یکی از ادارات فرهنگی استان داشته که با موافقت مدیرکل روبرو نشد و اکنون حدود چهل روز می‌شود که مدیرکل باز هم دست دوستی به این عزیز دراز کرده است! ماجرای تعویض‌های زود به زود سایر کارمندان از روابط عمومی به مالی و از مالی به اداری خود مقاله ای مجزا می‌طلبد و البته ترس هر کدام از این کارمندان نسبت به آینده شغلی خود که در صحت و شرافت بسیاری از آنان شکی نیست، مانع از پرداختن به نام و نشانشان می‌شود. 
4- از بدنه اداری اداره که بگذریم به انجمن‌ها می‌رسیم. چند ماهی می‌شود که انجمن موسیقی استان دچار زلزله‌ای چند ریشتری شده و سکان هدایت اکنون به عهده رای گیری از اهالی این انجمن نهاده شده است. آموزش و پژوهش در عرصه این هنر به ویژه در وادی سنتی و ملی آن به چند آموزشگاه خصوصی و حرکات فردی معطوف گردیده است. کنسرت‌هایی که هنرمندان بیرون از استان را در برمی‌گیرد، حتی اگر طبق تصمیمات درست و حساب شده باشد دردی از مسائل موسیقی استان دوا نخواهد کرد. انجمن نمایش که مسوول آن خود مدیر هنری این اداره کل می‌باشد و از قضا هنرمند شریف و تحصیلکرده‌ای است، خود می‌تواند اذعان کند که در طی این چهارده ماه چه امکاناتی برای هنرمندان این عرصه جهت اجرای عمومی و بالندگی نمایش در استان فراهم شده است؟! انجمن ادبی عبید بعد از برگزاری یک جشنواره‌ای که بنا بود کشوری باشد اما با درایت مدیرکل محترم استانی و محدود شد، جلسات دیگری برگزار نکرده و تنها شنیده شده مدیرکل عده‌ای شاعر نوجو و آزاداندیش را برای تقابل با این انجمن فراخوانده است! انجمن سینمای جوان که اکثر امکانات خود را از انجمن سینمای جوان کشور می‌گیرد با مدیریت قابل قبول و صبورانه محسن آقالر با مشکلات فراوان و امکانات مالی اندک همچنان در تکاپوی تولید فیلم هست و انشالله فیلم‌های کوتاه قابل قبولی را عرضه خواهد کرد. فعالیت انجمن تعزیه به تعطیلی کشیده شده و سایر انجمن‌ها نیز حجم برنامه هایشان حداقل به نصف کاهش یافته است. اکثریت اهالی فرهنگ و هنر استان اعتقاد دارند که این عرصه دچار سکته مغزی و قلبی شده است! نمایش ضعیف و ضد فرهنگی سوپراستار اگرچه به چند هنرمند محترم و توانمند نان می‌رساند اما از تصور و تلقی مدیرکل محترم و چه بسا وزارت فخیمه ارشاد از هنر ناب حکایت می‌کند! 
5- متاسفانه حواشی کار اداری و شایعات، جزیی لاینفک از کار در این مرز و بوم است اما توانمندی یک مدیر در رفتار و سلوک خود همراه با ایجاد انگیزه و به کار1گیری نیروهای متخصص می‌تواند از شدت آن بکاهد. 
6- اما اکنون که مدیرکل ارشاد با شهامت در دفاع از وزارت ارشاد و هم پیمانی با وزیر محترم اعلام کرده اند که از برگزاری کنسرت حمایت همه جانبه می‌کنند و حتی با هنجار شکنی ویژه خودشان تداخل جنسیتی را در هنگام کنسرت نوعی احترام به مخاطبان و شهروندان می‌شمارند، قضایا رنگ دیگری گرفته زیرا این سخنان در برابر نظر مشفقانه امام جمعه محترم استان پیرامون اوضاع نابسامان اجرای کنسرت در کشور و نه ماهیت هنر می‌باشد. سخن اصلی اینجاست، این که سوءمدیریت خود را در پشت موضع گیری جریان‌های سیاسی اجتماعی کشور پنهان کنیم! در تاریخ انقلاب ثبت شده که در برابر حجم زیاد تولیدات سینمایی مبتذل قبل از انقلاب امام خمینی در تصمیمی سرنوشت ساز تنها یک فیلم ( گاو ساخته ی مهرجویی ) را ملاک قرار دادند تا هنر سینما را سازنده توصیف کنند و این عرصه در بعد از انقلاب افتخارات بسیاری برای کشور اسلامی ما به ارمغان آورد. در زمینه موسیقی سخنان فقهی و جامعه شناسانه زیادی مطرح شده اما به هر حال بر همگان پیداست که جمهوری اسلامی برای هنرمندان واقعی این عرصه بستر مناسبی را فراهم کرده است. ورود به این عرصه تخصص و شناخت ویژه ای را طلب می‌کند و در ادامه این نوشته تنها از منظر منطقی و نه فقهی، هنری و جامعه شناسانه، حرف‌های مدیرکل انشالله محترم، بررسی می‌شود. 
7- مدیرکل گفته است عده ای موسیقی را لهو و لعب می‌پندارند اما سیاست‌های وزارت ارشاد و نظر شخصی خودشان این گونه نیست و تمام قد برای اجرای کنسرت در استان کمر همت بسته اند. امیدوارم منظورشان از عده‌ای امام جمعه محترم استان حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای عابدینی نباشند ولی واقعا شناخت یک فرایند فرهنگی و تمیز دادن آن از ابتذال و لهو و لعب کار ساده‌ای است؟! حتی یک اردوی زیارتی هم می‌تواند فضای لهو و لعب باشد و تنها در صورت رعایت شئون اخلاقی و اسلامی در هر پدیده هنری می‌توان از ابتذال و زوال فرهنگی دوری جست. موسیقی واقعی در فضای ویژه ای قابل شنیدن و لذت وافر هنری بردن است. کدام سالن استان با چه لوازم صوتی مناسبی تاکنون فضای قابل توجهی برای حَظِّ وافر هنری مخاطبان فراهم نموده است؟! در کل کشور تنها چند تالار استاندارد وجود دارد که مختص اجرای کنسرت هستند و برگزاری کنسرت موسیقی پاپ در ورزشگاه ها و سالن‌های غیر تخصصی ناخود آگاه شاءن کنسرت را در حد جُنگ تفریحی پایین می‌آورد. تازه به گواهی اساتید فن بسیاری از خوانندگان موسیقی پاپ کشور فالش ( خارج از قواعد موسیقیایی ) می‌خوانند. بررسی و تحلیل شرایط قابل قبول موسیقی در کشور در ورای این بحث است و در سطح کشور توسط متخصصان هنری و دینی دنبال می‌شود اما فضای شنیداری برای مخاطبان خود امر دیگری است و باید به مدیرکل ارشاد که حضور جمعی زن و مرد کنار هم را احترام به آنان می‌داند باید عرض کرد اینجا شهر دارالمومنین قزوین است! 
8- شهر قزوین با پیشینه تاریخی خود همواره ماوای عالمان دینی و مردم غیور و شریفی بوده است و حتی در زمان طاغوت نیز حجاب و اختلاط جنسی در مراسمات عزا و عروسی به شکلی حیا مدارانه و اسلامی برگزار می‌شده است و این یک خواسته فرهنگی مردم به نظر می‌رسد. قزوین شهر شهید علی شالی است که در هشت سالگی مانع از بستنی خوردن خواهران کوچکترش در خیابان می‌شد و بر حجاب آنان در سنین کم اصرار داشت. قزوین شهر شهید مهدی شالباف است که در هنگام مجروحیت شدید روی تخت بیمارستان وقتی بانوی پرستار بدحجابی به اتاق می‌آمد چنان داد و فغان می کرد که گویی زخم بدحجابی آن پرستار از زخم کاری دشمن بعثی جانسوزتر است! برای برگزاری مراسم و مجالس در نظر گرفتن خصلت‌های مردم شناسانه بومی لازم است اگر تمام کشور به گونه ای رفتار کنند دلیل نمی‌شود مردم غیور این شهر از حیای ذاتی خود چشم پوشی نمایند. برمی‌گردیم به سخن آقای مدیرکل که در کنسرت موسیقی چرا زن نباید کنار همسرش بنشیند؟! آقا اصلا چند درصد مخاطبان کنسرت‌های ما متاهل هستند ( طبق آمار حدود هفتاد درصد مخاطبان کنسرت‌ها جوانان مجرد اعم از دختر و پسر هستند)؟! آیا باید هنگام برگزاری کنسرت سند ازدواج دستشان بگیرند؟ آیا فضای اختصاص یافته با حجم مخاطبان همخوانی لازم را دارد؟ آیا در هنگام برگزاری کنسرت زن و شوهر باید درکنار هم حرف بزنند و پیرامون مسائل خانوادگی تصمیم بگیرند؟! این که زنان و مردان به شکلی جداگانه در کنسرت حضور یابند چه مشکلی در شنیدن موسیقی به وجود می‌آید؟! گیریم که در تهران و چند شهر دیگر کنسرت‌های مختلط برگزار شده آیا این مجوزی برای اجرای چنین مراسمی در قزوین با مختصات مردمی اصیل خود می‌شود؟ جوانان هنرمند ما باید هشیار باشند که چه کسی با چه انگیزه ای برای آزادیِ ظاهریِ آنان جامه می‌درانَد! هر کسی در این استان می‌تواند چنین اظهار نظرهایی بکند غیر از شخص مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی که وظیفه اصلی اش حفظ شرایط فرهنگی جامعه برای رعایت اخلاق اسلامی و رفتار دینی است. 
9- آن چه می‌ماند سخنی با مسوولان ارشد استان از استاندار محترم تا نمایندگان ارجمند و مدیران ارشد سیاسی نظامی و امنیتی است که عزیزان "چو می‌بینید که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینید گناه است" ! پای درد دل اهالی فرهنگ و هنر بنشینید و حتی کارمندان اداره کل ارشاد را دریابید تا به عمق قضایا پی ببرید و این اوضاع و احوال را به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی برسانید! 
انتهای پیام/پ
 
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه