غزل شاعر زرین دشتی برای مرگ دلخراش کودک سوری در آبهای ترکیه

غزل شاعر زرین دشتی برای مرگ دلخراش کودک سوری در آبهای ترکیه
فاضل رفیعی غیاثی شاعر زرین دشتی برای مرگ دلخراش کودک سوری در آبهای ترکیه غزلی سرود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از زرنوشت: فاضل (عارف) رفیعی غیاثی متولد سال ۱۳۶۴ در بخش فسارود شهرستان داراب با اصالتی زرین دشتی دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه داراب گذراند. وی از سال ۱۳۸۳ کار خبری را با عناوین خبرنگار, عکاس و سردبیری نمایندگیهای روزنامه های سبحان, خبر جنوب و افسانه شیراز در زرین دشت آغاز و هم اکنون یازده سال است که در این حرفه خطیر مشغول خدمت به مردم این خطه دیار می باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, زرنوشت, زرنوشت,

 رفیعی شعر را موهبت و نعمتی الهی میداند که بالقوه در ذات هر انسانی قرار دارد اما بسته به شرایط مختلف اعم از خانوادگی و اجتماعی و حتی جغرافیایی و غیره که بحثی طولانی می طلبد در برخی به فعلیت میرسد و در عده زیادی نه.

این شاعر جوان که سرودن را ار دوران راهنمایی آغاز کرده است ارتباط عمیق با شعر و ادب فارسی را جزیی از فرهنگ خانوادگی و تا حدود زیادی مدیون پدر و پدر بزرگ خود میداند و میگوید: مرحوم پدر بزرگم اگر چه بیسواد بود اما تعداد زیادی دو بیتی از ایشان بجای مانده است. همچنین پدر بزرگوارم که مداح اهل بیت است بیشتر اشعار نوحه هایش را خودش میسراید. و نیز دو برادر بزرگترم نثر های بسیار زیبایی مینویسند.

 فاضل رفیعی غیاثی متخلص به مسافر نخستین مجموعه شعر خود بنام صدای بال پروانه را بهار سالجاری به چاپ رساند و دو اثر دیگر که یکی مجموعه دوم اشعار و دیگری موضوعی اجتماعی تاریخی دارد را در دست تالیف دارد.رفیعی که غزل جنگ را پس از مرگ دلخراش کودک سوری در آبهای ترکیه سروده است در اینخصوص نیز گفت؛این شعر به لحاظ ادبی اصلا شعری قوی نیست و شاید در شرایط عادی هرگز چنین کارهایی را ارایه نمیکنم اما راستش دیدن این صحنه روحم را به درد آورد.

برای لجظه ای تمام وجودم سوخت،عرقی سرد بر جانم نشست و پر شدم از هزار چرا. چراهایی که پاسخش را میدانم و نمیدانم.احساسی که ایمان دارم با اکثر آدمها ان را شریک هستم. هر انسانی که ذره ای برای ادمیت و جایگاه اصیل انسان و انسانیت ارزش قایل باشد و در واقع درکی صحیح از حقیقت داشته باشد اگر چه توان بیان هم نداشته باشد اما با دیدن چنین صحنه ای اگر از درون آوار شود و در خویش فروریزد سیل از دیده ببارد عجیب نیست.بگذریم از عده قلیلی که با داشتن توان بیان و دسترسی به امکان ارایه اما متاسفانه حتی چنین صحنه دلخراشی را هم از نگاه غرض ورزانه بیمار خود میبینند و ... بگذریم.بهر حال به عقیده حقیر با دیدن چنین صحنه و صحنه هایی از این دست که این روزها بسیارند اگر بشر بر سر خود بکوبد رواست.

 

جنگ آری جنگ کودک میکشد

کرکس شومی که اردک میکشد

سنگدل،خونخوار،بی احساس،دون

قمری و طاووس و لک لک میکشد

آتشی افتاد گر در مزرعه

سبز و زرد و سرخ بی شک می کشد

هم مسلمان و مسیحی هم یهود

هندو و بودا ومزدک میکشد

کل دنیا را فرا میگیرد او

دسته جمعی یا که تک تک میکشد

رحم در آیین این دیوانه نیست

نوجوان و پیر وکودک میکشد

جنگ جنگ است از همان روز هبوط

تا همین حالا هم اینک،میکشد

آنزمان با نیزه و شمشیر و سنگ

این زمان با بمب و موشک می کشد

کاشکی پایان پذیرد گم شود

جنگ منفوری که کودک میکشد

فاضل رفیعی غیاثی

مسافر

شهریور ۹۴

,

 رفیعی شعر را موهبت و نعمتی الهی میداند که بالقوه در ذات هر انسانی قرار دارد اما بسته به شرایط مختلف اعم از خانوادگی و اجتماعی و حتی جغرافیایی و غیره که بحثی طولانی می طلبد در برخی به فعلیت میرسد و در عده زیادی نه.

,

این شاعر جوان که سرودن را ار دوران راهنمایی آغاز کرده است ارتباط عمیق با شعر و ادب فارسی را جزیی از فرهنگ خانوادگی و تا حدود زیادی مدیون پدر و پدر بزرگ خود میداند و میگوید: مرحوم پدر بزرگم اگر چه بیسواد بود اما تعداد زیادی دو بیتی از ایشان بجای مانده است. همچنین پدر بزرگوارم که مداح اهل بیت است بیشتر اشعار نوحه هایش را خودش میسراید. و نیز دو برادر بزرگترم نثر های بسیار زیبایی مینویسند.

,

 فاضل رفیعی غیاثی متخلص به مسافر نخستین مجموعه شعر خود بنام صدای بال پروانه را بهار سالجاری به چاپ رساند و دو اثر دیگر که یکی مجموعه دوم اشعار و دیگری موضوعی اجتماعی تاریخی دارد را در دست تالیف دارد.رفیعی که غزل جنگ را پس از مرگ دلخراش کودک سوری در آبهای ترکیه سروده است در اینخصوص نیز گفت؛این شعر به لحاظ ادبی اصلا شعری قوی نیست و شاید در شرایط عادی هرگز چنین کارهایی را ارایه نمیکنم اما راستش دیدن این صحنه روحم را به درد آورد.

,

برای لجظه ای تمام وجودم سوخت،عرقی سرد بر جانم نشست و پر شدم از هزار چرا. چراهایی که پاسخش را میدانم و نمیدانم.احساسی که ایمان دارم با اکثر آدمها ان را شریک هستم. هر انسانی که ذره ای برای ادمیت و جایگاه اصیل انسان و انسانیت ارزش قایل باشد و در واقع درکی صحیح از حقیقت داشته باشد اگر چه توان بیان هم نداشته باشد اما با دیدن چنین صحنه ای اگر از درون آوار شود و در خویش فروریزد سیل از دیده ببارد عجیب نیست.بگذریم از عده قلیلی که با داشتن توان بیان و دسترسی به امکان ارایه اما متاسفانه حتی چنین صحنه دلخراشی را هم از نگاه غرض ورزانه بیمار خود میبینند و ... بگذریم.بهر حال به عقیده حقیر با دیدن چنین صحنه و صحنه هایی از این دست که این روزها بسیارند اگر بشر بر سر خود بکوبد رواست.

,

 

,

جنگ آری جنگ کودک میکشد

, جنگ آری جنگ کودک میکشد,

کرکس شومی که اردک میکشد

, کرکس شومی که اردک میکشد,

سنگدل،خونخوار،بی احساس،دون

, سنگدل،خونخوار،بی احساس،دون,

قمری و طاووس و لک لک میکشد

, قمری و طاووس و لک لک میکشد,

آتشی افتاد گر در مزرعه

, آتشی افتاد گر در مزرعه,

سبز و زرد و سرخ بی شک می کشد

, سبز و زرد و سرخ بی شک می کشد,

هم مسلمان و مسیحی هم یهود

, هم مسلمان و مسیحی هم یهود,

هندو و بودا ومزدک میکشد

, هندو و بودا ومزدک میکشد,

کل دنیا را فرا میگیرد او

, کل دنیا را فرا میگیرد او,

دسته جمعی یا که تک تک میکشد

, دسته جمعی یا که تک تک میکشد,

رحم در آیین این دیوانه نیست

, رحم در آیین این دیوانه نیست,

نوجوان و پیر وکودک میکشد

, نوجوان و پیر وکودک میکشد,

جنگ جنگ است از همان روز هبوط

, جنگ جنگ است از همان روز هبوط,

تا همین حالا هم اینک،میکشد

, تا همین حالا هم اینک،میکشد,

آنزمان با نیزه و شمشیر و سنگ

, آنزمان با نیزه و شمشیر و سنگ,

این زمان با بمب و موشک می کشد

, این زمان با بمب و موشک می کشد,

کاشکی پایان پذیرد گم شود

, کاشکی پایان پذیرد گم شود,

جنگ منفوری که کودک میکشد

, جنگ منفوری که کودک میکشد,

فاضل رفیعی غیاثی

, فاضل رفیعی غیاثی,

مسافر

, مسافر,

شهریور ۹۴

, شهریور ,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه