مرحوم پرورش کجای تاریخ شهر من ایستاده است؟

مرحوم پرورش کجای تاریخ شهر من ایستاده است؟
استاد سید علی اکبر پرورش بدون هیچ شکی پدر جریان چهارم است؛ بسیاری از کسانی که عقاید اسلامی و آموزه های انقلابی را بعدا ترویج کردند از پای صحبت های او آموخته بودند...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، مقدمه: برای رسیدن به قدرت سیاسی سه پایه اساسی لازم است: ۱- اندیشه ۲- تشکیلات ۳- نخبگان

, شبکه اطلاع رسانی دانا, صاحب نیوز, مقدمه:,

چنانچه گروهی نتواند این سه پایه اساسی را کسب نماید، نمی تواند قدرت پایدار سیاسی داشته باشد. چنین مرام و مسلکی موقتی خواهد بود و با گردش روزگار پدید آمده و با حوادث پیش رو نابود می شود.

,

در شهر اصفهان همانند کل ایران چهار جریان قدرتمند سیاسی فعال بوده اند. برای این جریان ها سه خصوصیت غیرقابل انکار می توان برشمرد:

, اصفهان, برای این جریان ها سه خصوصیت غیرقابل انکار می توان برشمرد:,

اول آن که هر کسی که سطح معلومات، معرفت و اختیاراتش بیش از سطح عوام می شده است و قصد فعالیت در سطوح قدرت سیاسی و تاثیرگذاری درازمدت در مسائل حاکمتی را داشته است چه بخواهد و چه نخواهد باید نسبت خود را با این چهار قطب قدرت سیاسی تعیین نماید. در واقع این چهارقطب همچون آهن ربا نخبگان را به خود جذب می کنند و نخبگان بدون وصل شدن به ایشان در عالم قدرت حرفی برای گفتن ندارند.

, اول,

دوم آن که آحاد مردم اگر چه دارای تاثیرگذاری سیاسی هستند اما این تاثیرگذاری تنها در حضور خیابانی، رأی دادن و مسائلی از این دست است که معمولا یک یا دو روز بیشتر طول نمی کشد، حال آن که از فردای آن روز کشورداری و اداره دولت نیازمند دانش و معرفتی است که برای کسب آن علم خواه یا ناخواه به سمت یکی از این چهار قطب کشیده می شویم.

, دوم,

سوم آن که هر گروهی که پس از مدتی ساختار قدرت رسمی را در اختیار می گیرد، مجبور است به یکی از این اقطاب خود را نزدیک کند. برای مثال آن گروهی که در انتخابات به قدرت می رسد و یا قصد تاثیرگذاری درازمدت سیاسی دارند باید خود را به تدریج متصل به جریانی کنند که سه پایه اصلی تشکیل قدرت (اندیشه، تشکیلات، قدرت) را داشته باشد.

, سوم,

چهار جریان تاریخی تاثیرگذار بر قدرت در ایران در نیم قرن اخیر به این شرح است:

, چهار جریان تاریخی تاثیرگذار بر قدرت در ایران در نیم قرن اخیر به این شرح است:,

۱-      چپ گرای افراطی (به محوریت حزب توده): تقریبا بدون هیچ اغراقی می توان گفت که تا پیش از انقلاب اسلامی تمامی نخبگان گذرشان به این تشکیلات خورده است. از لحاظ اندیشه این جریان غنی شده از انواع اندیشه های مارکسیستی و چپ گرا بوده است. البته این جریان در بعد تشکیلاتی خود رابطه با حکومت شوروی را در پرونده دارد. با از تب و تاب افتادن اندشه های مارکسیستی و با فروپاشی شوروی کمونیستی، از نفوذ این جریان در ایران به شدت کاسته شده است اما در هر صورت در تاریخ شهر اصفهان جریان چپ گرای افراطی همواره توانسته بوده با جذب نخبگان و با در دست داشتن پایگاه های فرهنگی (به خصوص در صنعت چاپ و نشر کتاب) در جریانات قدرت سیاسی خود را به مدت طولانی مستقیم و غیر مستقیم، تاثیرگذار نشان دهد.

, چپ گرای افراطی (به محوریت حزب توده):,

۲-      راست گرای افراطی (به محوریت جبهه ملی و نهضت آزادی): این جریان توانست پایبندی خود به کلیات دو اصل مذهب و ملت را به بخش عظیمی از نخبگان دانشگاهی نشان دهد. البته این جریان در سال های انقلابی، چندان طرفداری نداشت اما با دورشدن از سال های انقلاب ۵۷ و فضای دفاع مقدس گرایش به این جریان بیشترگردید. تا جایی که در سال های پایانی دهه ۷۰ ملی مذهبی ها توانستند فضای مطبوعات آن زمان کشور را در دست بگیرند و برخی جریانات دانشجویی را به خود نزدیک سازند. در میان نویسندگان، اهالی فرهنگ و اساتید دانشگاه نیز منش به اصطلاح مهندس بازرگانی و نگاه اسطوره ای به دکتر مصدق فراوان دیده می شود. در زمینه اندیشه نیز ملی گرایان به کلیات مسائل مذهبی خود را پایبند نشان دادند و در مرام و عقیده کاملا دست راستی عمل نموده و بیش از سایر گروه های تاثیرگذار در قدرت سیاسی ایران گرایش به لیبرالیسم از خود نشان دادند. تاکید بر آزادی، حقوق بشر و دموکراسی از اصول فکری این جریان است. با توجه به این که قبل و بعد از انقلاب چندان به صورت مشخص قدرت رسمی سیاسی در اختیار این دسته نبوده است معمولا تاثیرگذاری ایشان در عالم قدرت غیر مستقیم اما همواره محسوس و مستمر بوده است. ذات فرهنگی این جریان سبب شده که آن ها همواره در زیرپوست شهر احساس شوند و به سرمایه گذاری تدریجی بر روی جذب نیروهای مستعد و سوق دادن آن ها به تفکرات غربی روی آورند.

, راست گرای افراطی (به محوریت جبهه ملی و نهضت آزادی):,

۳-      جریان التقاط (با محوریت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی): این جریان در دهه شصت آموزه های اسلامی را با مباحث مارکسیستی تلفیق کرد و بدین صورت اداره دولت میرحسین موسوی را به عهده گرفت. با فروپاشی شوروی و رونق گرفتن تفکرات راست گرا مانند حلقه کیان در دهه هفتاد این جریان، به التقاط از سمت دیگر روی آورد و آموزه های اسلامی را مباحث لیبرالیستی تلفیق کرد و بدین ترتیب اداره دولت سید محمد خاتمی را به عهده گرفت. در این چرخش نام اندیشمندانی چون عبدالکریم سروش بسیار حائز اهمیت است. در واقع فضای انقلابی دهه شصت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به سمت مباحث مارکسیستی سوق داد و در اداره اقتصادی کشور به وضوح از تئوری های چپ استفاده شد. آن ها توانستند روحانیون مبارز یا همان خط امامی ها را با خود همراه سازند. در دهه هفتاد نیز همین نفرات بودند که باز با نگرشی التقاطی به تلفیق مباحث غربی و اسلامی دست زدند و از این نگاه تشکیلاتی مانند جبهه مشارکت متولد شد که به وضوح توانست در آن زمان ارکانی از قدرت را به دست گیرد. دولتمردان زمانه خاتمی تاکید فروان داشتند که خود را جدای از ملی مذهبی ها یا همان جریان دوم ذکر شده نشان دهند. آن ها در جهت تربیت نیرو و جذب نخبگان تلاش های سازماندهی شده فراوانی نشان دادند اما با گذر زمان بسیاری از نخبگان این جریان آهسته آهسته دست از التقاط برداشتند و آشکارا بر مفاهیم مطلق غربی پافشاری کردند و حتی بزرگان فکری این جریان نیز از دوحرفی دست برداشتند و جان کلام یا همان لیبرال بودن را بیان کردند.

, جریان التقاط (با محوریت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی):,

۴-      حوزه و بازار (به محوریت هیئت موتلفه و جامعه روحانیت مبارز): حوزه و بازار همچون سر و بدن هستند. بسیاری از نهادهای ما در جریان نوسازی اجباری رضاخانی ساخته شده اند و بازار از معدود نهادهایی است که بر پایه های سنتی خود همچنان پابرجا مانده و در قدرت تاثیرگذار است. از طرف دیگر روحانیت شیعه که میراث معرفتی قرآن و اهل بیت را با خود حمل می کند بیشترین توان تاثیرگذاری بر روی توده های مردم را دارد. جامعه روحانیت مبارز در واقع سازمان یافته ترین تشکیلات سیاسی در میان حوزه های علمیه ایران است. این تشکل در اکثر پست های کلیدی بعد از انقلاب حضور داشته است و معمولا خط فکری معیار مذهبیون با نویسندگان و خطبای آنان یا روحانیون متصل به آنان اعلام می شده است. هیئت موتلفه با سابقه ای تشکیلاتی از دهه چهل تا به امروز توانسته هم در عالم سیاست و هم در فضای اقتصاد خود را صاحب سبک همچنان سرپا نگه دارد. جمعیت تشکیلات ساز جامعه اسلامی مهندسین نیز فرزند همین جریان به حساب می آید. آن چه که مهم تر از حضور رسمی این جریان در قدرت است، تعریف مفاهیم توسط نخبگان این جریان است. نکته بسیار مهم دیگر اینکه این جریان بیش از سه جریان قبلی همراهی مردی را با خود داشته است. این همراهی دائمی و بخشی از آن تضمین شده و پرعصبیت بوده و پایگاه آن مساجد، هیئات مذهبی و پایگاه های بسیج بوده است.

, حوزه و بازار (به محوریت هیئت موتلفه و جامعه روحانیت مبارز): ,

نکته تکمیلی: گاهی اوقات میان جریان سوم و جریان چهارم یک کانون قدرت دست به دست می شده است. برای مثال در حزب جمهوری اسلامی شاهد درگیری های پر از کشمکش بین دو گروه به رهبری موتلفه و گروه دیگر که بنای حمایت از سیاست های دولت موسوی را داشته اند، بوده ایم. و یا در دولت هاشمی رفسنجانی قدرت میان دو گروه به نحوی تقسیم شده بود.

, نکته تکمیلی:,

و اما مرحوم پرورش کجای تاریخ شهر من ایستاده است؟

, و اما مرحوم پرورش کجای تاریخ شهر من ایستاده است؟,

استاد سید علی اکبر پرورش بدون هیچ شکی پدر جریان چهارم است که خود و فرزندان معنوی اش در طول حاکمیت جمهوری اسلامی در قدرت مستقیم و غیر مستقیم تاثیرگذار بوده اند.

, استاد سید علی اکبر پرورش,

او پدر این جریان از لحاظ اندیشه است زیرا بسیاری از کسانی که عقاید اسلامی و آموزه های انقلابی را بعدا ترویج کردند از پای صحبت او آموخته بودند. (البته منکر این مسئله نمی شوم که ایشان نیز مانند هر اندیشمندی سیر تفکری خودشان را داشتند و عقایدشان فارغ از محدودیت زمانه خود و نگاه ایدئولوژی زده آن روزگاران نبوده است)

,

او پدر این جریان از لحاظ تشکیلات است زیرا به همراه علی اکبر اژه ای به نوعی می توان گفت پایه گذار مراکز فرهنگی شهر اصفهان بودند که به نوعی تشکیلاتی شدن را به نوجوانان از همان ابتدا می آموخت. او در تشکیلاتی شدن بسیاری از نهادها و ارگان های انقلابی نیز همت گمارده است.

,

و او پدر این جریان از لحاظ نخبگان بوده است و این مهم را به وضوح از مراسم تشییع او خواهید فهمید.

, و او پدر این جریان از لحاظ نخبگان بوده است و این مهم را به وضوح از مراسم تشییع او خواهید فهمید.,

______________________

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه