آیا کمپین کار خود خودروسازان برای فرار از تعهداتشان نیست؟!
با نگاهی به گذشته خودروسازی در ایران و جهان به سادگی درمییابیم که یکی از بخشهایی که نتوانسته است رشد قابل توجهی داشته باشد، بخش خودروسازی است[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا، به نقل از جوان آنلاین، با نگاهی به گذشته خودروسازی در ایران و جهان به سادگی درمییابیم که یکی از بخشهایی که نتوانسته است رشد قابل توجهی داشته باشد، بخش خودروسازی است. نزدیک به یک قرن از ورود اولین خودرو (کالسکه دودی) به ایران میگذرد و در تمام طول این سالها نگاه ما به قراردادهای خارجی برای مونتاژ بوده و است در حالی که انتقال فناوری و درونزا کردن رشد این صنعت همواره مد نظر بوده است. امری که با آغاز تحریمها شعارهای «خودروی ملی» را بر باد داد و ضعفهای ساختاری آن را هویدا کرد. گسترش استفاده از خودرو با مونتاژ بیشتر همراه شد و پاسخگویی خودروسازان در خصوص افزایش تعداد مرگومیر ناشی از تصادفات و همچنین نارضایتیهای گسترده مردم تاکنون بیپاسخ مانده است.
نارضایتیهای گسترده و بحق مردم در طول سالیان گذشته پشتوانه کسانی گردید که آگاهانه سعی در همراهی مردم دارند. همه مردم ندای نابودی صنعت ملی خود را لبیک گفتند و همراه هم با وجود آنکه میدانستند صدها هزار نفر از صنعت خودروسازی به طور مستقیم و غیرمستقیم ارتزاق میکنند کمر به تلافی نامهربانی صنعت خودروسازی بستند. صنعتی که بعد از گذشت چندین دهه از آغاز فعالیتش هم اکنون باید با حمایت بیدریغ این مردم در دنیای خودروسازی جایگاهی شایسته داشته باشد. تعرفههای بسیار سنگین و انحصار بزرگ خودروسازی در کشور بهشتی بود که در کمتر جایی در دنیا میشد پیدا کرد. فرصتی که در دنیای پرتلاطم کنونی تکرار آن بعید به نظر میرسد.
سفره پهنی که به نام خودروسازی در این اواخر در ایران گسترده شده نه تنها ذینفعان داخلی که ذینفعانی در خارج را هم به طمع انداخت. نبود حداقل استاندارد، خدمات پس از فروش ناامیدکننده و غیر پاسخگو، آپشنهایی که آپشن نبودند بلکه ضروریات یک خودرو روز در جهان است، قیمت زیاد، حاشیه سود بسیار زیاد، کارگرانی که از پرداختهای خود ناراضی بودند و در کار خود نمود میدادند و... عواملی بودند که خودروسازی در ایران را در جهان بینظیر کرده بود. در مقابل خودروسازان را مغرور از وضعیت اسفبار این خودروها برای مشتریان خود کرده و در دوران وفور دلارهای نفتی قطعهسازی هم به چینیها سپرده شد (بر اساس گزارش تحقیق و تفحص) بود. خودروسازان در ایران سازمانها و نهادهای زیادی را با خود همراه کرده بودند و صدای مردم هم به واسطه این ریشه دواندن شوم در بین حامیان سنتی مردم، اصلا شنیده نشد.
به قول معروف «طاقچه بالا» گذاشتن خودروسازان برای شرکتهای بزرگ خودروسازی جهان به واسطه بازار بسیار پررونق داخلی و حمایتهای تعرفهای دولتمردان باعث شد حتی آنها هم از کمپین استقبال کنند تا بلکه بتوانند در شرایط بهتری دست به معامله با خودروسازان بزنند. البته ممکن است این کار حامیانی هم در داخل داشته باشد که خواستار پورسانت بیشتر از خارجیان هستند!
تنها دغدغه تحریمکنندگان داخلی صد هزار کارگر صنایع خودروسازی است که خودروسازان پشت معیشت آنها سنگر گرفتهاند. هر چند آنها هم از پرداختهای حقوق و دستمزد مدیران خودروسازی دل خوشی ندارند و از این خوان نعمت بهره کمی دارند. البته در دولت جدید این صدها هزار نفری که برای دولت بود و نبودشان زیاد تفاوت ندارد چون دولت نمیخواهد یک ملت را فدای کارگران شرکتهای خودروسازی کند، با چند واردکننده خودرو پرسود و منفعت جابهجا شدهاند. قطع کردن شریانهای اقتصادی رقیب هم میتواند یکی از اهداف بیمیلی دولتمردان برای حمایت تمام قد از خودروسازان باشد. به نظر میرسد اصلاحطلبان نقش کمی در تصمیمگیریهای مدیران ارشد خودروسازی داشته باشند، چراکه آنها به درخواستهای رئیسجمهور مبنی بر کاهش قیمتها تاکنون پاسخ مثبتی ندادهاند و دولت میخواهد هر طور که شده حرف خود را بر کرسی بنشاند. چون گرانی و بیکیفیتی خودروهای ساخت داخل در کارنامه دولت نقش دارد.
در یکی از سخنرانیهای اخیر ریاست محترم جمهور به دلالان تحریم اشاره داشتهاند. در بخش خودروسازی تحریم بهانهای شد تا به جای قطعات فرانسوی و ایرانی با کیفیت، قطعات چینی با یک سوم قیمت جایگزین گردد و تحریم بهانهای شود که به جای یک سوم شدن قیمت خودرو، قیمتها سه برابر شود و این یعنی فاصله شش برابری هزینه تا فایده. بدتر از آن اینکه بسیاری از قطعات موجود در انبارها با ارز دولتی تهیه و انبار شده بود، آن هم ارز 1200 تومانی. قراردادهای خودروسازها هم با قطعهسازان بلندمدت بوده و نوسان کمی در کوتاه مدت دارد و این یعنی سوءاستفاده تمام و کمال از تحریمهای بینالمللی. از سوی دیگر افزایش شدید نرخ ارز بهانه خوبی برای افزایش قیمت خودرو گردید هر چند که خودروسازان برخی محصولات خود را ملی و تماماً ساخت داخل عنوان میکردند، اما در برهه زمانی تحریم به نفعشان بود که منکر تولید قطعات در داخل گردند.
در هر حال وضعیت فعلی موجسواری آگاهانه از نارضایتی شدید و انباشته شده چند دهه گذشته است و بهره آن به جیب کسانی میرود که موجسواری را خوب بلد باشند!
شاید مهمترین بخش این سناریو شانه خالی کردن خودروسازان از تعهداتشان به بهانه تحریم خرید خودروی صفر کیلومتر باشد. آنها به دنبال آن هستند که «از آب گلآلود ماهی بگیرند». چه در بخش دیون و معوقات بانکی و قسطهای معوق شده و چه در بخش پرداخت مالیات و تعدیل نیرو باشد. آنها در سال گذشته رکودی را پشت سر گذاشتهاند که در 10 سال گذشته بیسابقه بوده است و شاید خود آنها هم در پیشبرد کمپین نقش داشته باشند تا برخی ناگواریها در این صنعت را توجیه کنند و در برابر برخی تعهدات شانه خالی کنند.
همچنین میتوان پیشبینی کرد که خودروسازان به نام حمایت از تولید داخل و بیکاری کارگران به مظلومنمایی پرداخته و به جای بازاریابی صحیح از روش تحریک احساسات به دنبال فروش باشند. کاری که نجفی در مصاحبه خود استارت آن را زده است.
اما نکته مهم این جریان تغییر قاعده بازی است. قواعدی که در قراردادهای چندین سال گذشته درج شده و برخی از آنها ناشی از شرایط تحریم و دشواری مسیر بوده است، اکنون باید به روز شود و این امتیازها برداشته شود.
سرانجام این اقدامات به کجا خواهد انجامید؟
جای هیچ شکی نیست که رکود در بازارهای مسکن و خودرو به زودی دامان بانکها را هم خواهد گرفت و البته کاهش شدید قیمت نفت هم در ازدیاد فشار بر بخش مالی بیتأثیر نیست. آنچه مسلم است دولت تاکنون سعی کرده است که با تمام توان از بروز فاجعه و تکرار سناریوی ورشکستگی بانکها همانند امریکاییها در رکود اخیر در ایران جلوگیری کند. اما از سوی دیگر هم نشان داده است به هیچ وجه حاضر نیست تاوان اشتباهات دیگران را با چاپ پول بدهد چراکه تلاش میکند به انضباط مالی و اصول حاکم بر اقتصاد پایبند باشد. انتشار بیرویه پول باعث افت بیشتر ارزش پول ملی و در نتیجه فشار بیشتر بر سایر تولیدکنندگان خواهد شد. در این برهه حساس و رکود سرسامآور، بانکها هم دریافتهاند که نمیتوانند با اقدامات غیراصولی خودروسازان همراه شوند و شاید به همین دلیل هم از اعطای وام جدید به آنها خودداری کردند. خودروسازان توان آن را دارند که منشأ یک بحران اقتصادی در کشور گردند و متأسفانه گوششان به توصیههای دولت هم بدهکار نیست.
همچنین از منظری دیگر افزایش قیمت سهام باعث افزایش شدید شاخص p/e در کل صنعت ایران گردید هرچند سهامداران با سود حدود 110 درصدی مواجه شدند اما صنایع برای کاهش دوره برگشت سرمایه شدیداً تحت فشار قرار گرفتند و در شرایط رکودی هم این امر بدون آسیب جدی به صنایع ممکن نبود. در این رابطه خودروسازان ایمن نبودند. کمپین فریاد بلند نارضایتی مشتریان خودروسازان است که خواه ناخواه شنیده خواهد شد و عاقبت بیتوجهی به سوءمدیریتهاست که حتی ذخایر عظیم نفت و گاز هم نمیتواند آن را پوشش دهد. این هشداری است جدی برای سایر عرضهکنندگان که رضایت مشتریان خود را چندین سال است نادیده گرفتهاند. شاید اکنون بهترین زمان قطع مسکنها و شروع جراحی بزرگ اقتصاد ایران باشد که نه در داخل و نه در خارج از کشور مشتری ندارد. شاید پایان حمایت کورکورانه از ضعفهای بزرگ باشد و خودروسازان باید صادقانه مسیر اصلاحی را در عمل آغاز کنند تا بار دیگر مردم با طیب خاطر به آنها بازگردند. البته اگر قدرت خریدی داشته باشند!
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
مجید گودرزی
,,
انتهای پیام/ط
]
ارسال دیدگاه