خشکسالی، تویسرکان را رکورد دار بیکاری در استان همدان کرد
چند سالی است که شهرستان تویسرکان با مشکلات عدیده ای در بخش های مختلف از جمله کشاورزی و اقتصاد مواجه شده است، برخی از این مشکلات به طور ناخواسته و برخی دیگر نیز به دلیل برخی از استنباط های اشتباه و اقدامات و تصمیمات غیرمدبرانه صورت پذیرفته است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا،به نقل از رودآور عابدینی در یادداشتی نوشت؛ خشکسالی و سرمازدگی از جمله عوامل ایست که بصورت ناخواسته در برخی از سالها و در اقتصادهای مختلف مخصوصا اقتصادهای که درآمد آنها وابسته به محصولات کشاورزی می باشد، مشکلاتی را به وجود میآرود. شهرستان تویسرکان نیز از این امر مستثنا نیست، امروزه کمتر کشاورزی را می توان یافت که از مشکلات بی آبی و به تبع آن مشکلات اقتصادی پیرامون آن سخن به میان نیاورد. گرچه این دسته از مشکلات نه تنها در بعد کشاورزی بلکه در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی ریشه دوانیده و مشکلات متعددی از جمله بیکاری را به بار آورده است، اما سوال این است، که راه برون رفت از این مشکلات و مسائل چیست؟
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, رودآور,مشخص است هنگامی که بخش قابل توجهی از اقتصاد یک شهر وابسته به یک محصول خاص باشد ممکن است مشکلات متعددی را برای اقتصاد شهر بوجود آرود. چنین اقتصادی بسیار پر ریسک و لرزان است چراکه در برههی زمانی که شرایط لازم برای آن محصول فراهم نشود سبب عدم توفیق در برداشت آن محصول میشود. زمانی که قشری تمام اقتصادش از جمله درآمد و مشاغلش وابسته به یک محصول خاص همانند فراوده های خام (گردو) باشد و از طرفی تمام تلاش مسئولین و دلسوزان شهری تنها برای تقویت یک جنبه از یک محصول خاص باشد، آن شهر باید تمام امکانات و شرایط لازم برای کاشت و برداشت آن را داشته باشد. از جمله این موارد میتوان به خاک حاصل خیز، شرایط آب و هوای مناسب، امکانات لازم برای مواجهه شدن با مشکلات غیر طبیعی و طبیعی و وجود منبع درآمدی جایگزین و بازار متقاضی و .... را می توان اشاره کرد. چنانچه هر کدام از این شرایط و موارد فوق فراهم نشود چه حالتی پیش خواهد آمد؟
در چند سال گذشته مشکلات متعددی از جمله پدیده های طبیعی سبب شده است تا بزرگترین منبع درآمدی (گردو) دچار مشکلات سرمازدگی یا کم آبی شود. لزوما هنگامی که این مشکلات به وجود میآید ابعاد مختلف اقتصاد شهری اعم از امر و معاش دچار نوعی ضعف و خلاء میشود که به تبع آن بیکاری بوجود خواهد آمد. یکی از پیامدهای مهم بیکاری و نبود مشاغل با در آمد مناسب پدیدهی قاچاق است. ضربات جبران ناپذیر قاچاق بر پیکرهی اقتصاد بر هیچ کسی پوشیده نیست. اما مسئله اینجاست که اگر جوانی که قاچاق را به عنوان شغل خود برگزیده است ،دست از آن بکشد، آیا تضمینی وجود دارد که شغلی با همان درآمد برایش فراهم گردد؟
پس به نظر می رسد مسئولین به جای صرف وقت و هزینههای پیشگیرانه و نه چندان موثر از قبیل مسائل مختلف و حاشیه ای که نه تنها اغلب اوقات مثمر ثمر واقع نگردیده اند که حتی موجب اخلال در مشاغل دیگر نیز گردیده است،باید تمرکز و بودجه خود را صرف تولید کار و کار آفرینی کنند نه اینکه با پناه بردن به فعالیتهای حاشیه ای بپردازند.
از دیگر پیامدهای نبود شغل مناسب و بیکاری، مهاجرت بخش بزرگی از جمعیت روستاها و شهرستان به کلان شهرها است .جمعیتی که بخش بزرگی از آنها را جوانانی تشکیل می دهند، که به عنوان قلب تپنده و نیروی محرکه جامعه، عدم حضورشان لطمه های اقتصادی واجتماعی فراوانی را بر پیکره جامعه سنتی ما وارد خواهد آورد. طبیعتا هیچ جوانی دوری از خانواده ،زندگی در غربت را دوست نخواهد داشت. اما چاره چیست؟ اجبار کاری و اقتصادی او را به این مهاجرت ناخواسته واداشته است.این در حالی است که اگر فردی از افراد اجتماع پس انداز و یا توشه ای پس از سال ها کار در منطقه برای خود ذخیره کرده باشد،نیز به دلایلی همچون: فقر اقتصادی منطقه، نبود زیرساخت های مناسب اقتصادی ، ریسک بالای بازار و دیر بازدهی بازار کاری منطقه ترجیح می دهد پولش را در جایی دیگر سرمایه گذاری کند که از دیدگاه اقتصادی خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی یک منطقه به نوبه خود یک فاجعه برای آن منطقه اقتصادیست.
یکی از عوامل تاثیر گذار در بیکاری میزان آگاهی و توجه مسولین نسبت به این مقوله است. آیا مسئولین شهری و منطقهای از تبعات این معضل آگاهی دارند؟ آیا این بزرگواران تلاشی در جهت بهبود این وضعیت می نمایند ؟ وتا چه حد از بودجه های دریافتی شان را به موضوع کارآفرینی و مبحث اشتغال تخصیص می دهند؟ تا چه میزان به حمایت از بخش خصوصی پرداخته اند و چه تسهیلاتی را برایشان فراهم آورده اند؟
همواره راه های سنتی نتوانسته سبب توسعه یک اقتصاد و در ابعاد کوچکتر شهرستان شود برای نمونه و در بعد ملی میتوان به کرهجنوبی اشاره کرد، کشوری که تا چند دههی گذشته پوشیده از زمینهای بایر بوده و مردمان آنها در بدترین شرایط زندگی به امر و معاش می پرداختند اما با گذشت زمان و انتخاب یک راهبرد مناسب توانستهاند خود را به کشوری ثروتمند تبدیل کند. انتخاب راهبرد مناسب توسط دولت کره سبب شده تا اقتصاد کره بسیار دگرگون شود و در برخی از زمینه ها با کمبود نیروی فعال مواجه شدهاند و برای مقابله با کمبود نیروی فعال دست به انتقال نیروهای فعال از سایر کشورها زدهاند. امروز جایگاه اقتصادی کره جنوبی در حدیست که کوچکترین تغییر در آن ، موجب تغییراتی در اقتصاد جهان میشود. این نمونهای از یک اقتصاد مبتنی بر تصمیمات موثر و آینده نگر می باشد. برای نمونه در بعد کوچکتر می توان به شهرستان ملایر اشاره نمود که در چند دههی گذشته توانسته پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در بخش های مختلف صنعتی و غیر صنعتی داشته باشد.
شهرستان تویسرکان گرچه دارای منابع خدادادی زیادی میباشد اما این راه(خام فروشی منابع خدادادی) نباید همیشه بعنوان نقشهی راهی مطمئن در اقتصاد معیشتی تلقی شود، مقام معظم رهبری بارها تاکید نموده اند که خام فروشی همانند بچه پولداری است که خود برای بدست آرودن پول زحمتی نمیکشد، بنابراین خام فروشی محصولات نباید به عنوان تنها راه درآمدی تلقی شود و از طرف دیگر نباید توفیقات صورت گرفته در این بخش از جمله عرضهی کود و... را به عنوان رمز موفقیت دانست و آن را به عنوان ابزار تجمید و تخریب دانست. سوال این است آیا روش سنتی باید همچنان باقی بماند و جوانانی با استعداد باید راههای سنتی یعنی کشاورزی به سبک چندین سال گذشته را ادامه دهند؟
در پاسخ باید گفت تنها راه برون رفت از این مشکلات، پناه بردن به سمت اقتصاد صنعتیست. ابتدای این امر نیازمند فراهم ساختن زیرساخت لازم جهت ورود سرمایه داران بخش خصوصی میباشد که البته در اقتصادهای پیشرفته لازمهی این امر، تشکیل زیرساختهای متنوع خصوصا زیرساختهای قانونیست. با توجه به پیگیریهای صورت گرفته توسط مسئولین محترم شهری، تلاشهای متنوعی در جهت پیشرفت در زمینههای مختلف صورت گرفته اما وجود مشکلات متعدد در بخشهای مختلف به خصوص مشکلات معیشتی نیازمند تلاش مردمی در کنار تلاشهای مسئولین محترم میباشد نه اینکه تنها با پناه بردن و چشم دوختن به کمک های دولتی به دنبال راه چارهای برای خروج از مشکلات باشیم. همراه مردم به خصوص در اقتصادهای موفق نه تنها توانسته به عنوان یک شریک در برطرف کردن مشکلات کنار دولت عمل کند بلکه در برخی از مواقع نیز راه حلی برای رفع مشکلات و مسائل مختلف عمل کرده اند. البته مسئولین محترم نیز باید زیرساختهای مختلف را برای ورود بخش خصوصی فراهم سازند از جمله این زیرساختها ارائه مشوقهای مالیاتی است که تا حدودی و در برخی از مناطق صورت پذیرفته اما نیازمند تلاش های جدی تری میباشد. ادامه دارد...
انتهای پیام/پ
مشخص است هنگامی که بخش قابل توجهی از اقتصاد یک شهر وابسته به یک محصول خاص باشد ممکن است مشکلات متعددی را برای اقتصاد شهر بوجود آرود. چنین اقتصادی بسیار پر ریسک و لرزان است چراکه در برههی زمانی که شرایط لازم برای آن محصول فراهم نشود سبب عدم توفیق در برداشت آن محصول میشود. زمانی که قشری تمام اقتصادش از جمله درآمد و مشاغلش وابسته به یک محصول خاص همانند فراوده های خام (گردو) باشد و از طرفی تمام تلاش مسئولین و دلسوزان شهری تنها برای تقویت یک جنبه از یک محصول خاص باشد، آن شهر باید تمام امکانات و شرایط لازم برای کاشت و برداشت آن را داشته باشد. از جمله این موارد میتوان به خاک حاصل خیز، شرایط آب و هوای مناسب، امکانات لازم برای مواجهه شدن با مشکلات غیر طبیعی و طبیعی و وجود منبع درآمدی جایگزین و بازار متقاضی و .... را می توان اشاره کرد. چنانچه هر کدام از این شرایط و موارد فوق فراهم نشود چه حالتی پیش خواهد آمد؟
در چند سال گذشته مشکلات متعددی از جمله پدیده های طبیعی سبب شده است تا بزرگترین منبع درآمدی (گردو) دچار مشکلات سرمازدگی یا کم آبی شود. لزوما هنگامی که این مشکلات به وجود میآید ابعاد مختلف اقتصاد شهری اعم از امر و معاش دچار نوعی ضعف و خلاء میشود که به تبع آن بیکاری بوجود خواهد آمد. یکی از پیامدهای مهم بیکاری و نبود مشاغل با در آمد مناسب پدیدهی قاچاق است. ضربات جبران ناپذیر قاچاق بر پیکرهی اقتصاد بر هیچ کسی پوشیده نیست. اما مسئله اینجاست که اگر جوانی که قاچاق را به عنوان شغل خود برگزیده است ،دست از آن بکشد، آیا تضمینی وجود دارد که شغلی با همان درآمد برایش فراهم گردد؟
پس به نظر می رسد مسئولین به جای صرف وقت و هزینههای پیشگیرانه و نه چندان موثر از قبیل مسائل مختلف و حاشیه ای که نه تنها اغلب اوقات مثمر ثمر واقع نگردیده اند که حتی موجب اخلال در مشاغل دیگر نیز گردیده است،باید تمرکز و بودجه خود را صرف تولید کار و کار آفرینی کنند نه اینکه با پناه بردن به فعالیتهای حاشیه ای بپردازند.
از دیگر پیامدهای نبود شغل مناسب و بیکاری، مهاجرت بخش بزرگی از جمعیت روستاها و شهرستان به کلان شهرها است .جمعیتی که بخش بزرگی از آنها را جوانانی تشکیل می دهند، که به عنوان قلب تپنده و نیروی محرکه جامعه، عدم حضورشان لطمه های اقتصادی واجتماعی فراوانی را بر پیکره جامعه سنتی ما وارد خواهد آورد. طبیعتا هیچ جوانی دوری از خانواده ،زندگی در غربت را دوست نخواهد داشت. اما چاره چیست؟ اجبار کاری و اقتصادی او را به این مهاجرت ناخواسته واداشته است.این در حالی است که اگر فردی از افراد اجتماع پس انداز و یا توشه ای پس از سال ها کار در منطقه برای خود ذخیره کرده باشد،نیز به دلایلی همچون: فقر اقتصادی منطقه، نبود زیرساخت های مناسب اقتصادی ، ریسک بالای بازار و دیر بازدهی بازار کاری منطقه ترجیح می دهد پولش را در جایی دیگر سرمایه گذاری کند که از دیدگاه اقتصادی خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی یک منطقه به نوبه خود یک فاجعه برای آن منطقه اقتصادیست.
یکی از عوامل تاثیر گذار در بیکاری میزان آگاهی و توجه مسولین نسبت به این مقوله است. آیا مسئولین شهری و منطقهای از تبعات این معضل آگاهی دارند؟ آیا این بزرگواران تلاشی در جهت بهبود این وضعیت می نمایند ؟ وتا چه حد از بودجه های دریافتی شان را به موضوع کارآفرینی و مبحث اشتغال تخصیص می دهند؟ تا چه میزان به حمایت از بخش خصوصی پرداخته اند و چه تسهیلاتی را برایشان فراهم آورده اند؟
همواره راه های سنتی نتوانسته سبب توسعه یک اقتصاد و در ابعاد کوچکتر شهرستان شود برای نمونه و در بعد ملی میتوان به کرهجنوبی اشاره کرد، کشوری که تا چند دههی گذشته پوشیده از زمینهای بایر بوده و مردمان آنها در بدترین شرایط زندگی به امر و معاش می پرداختند اما با گذشت زمان و انتخاب یک راهبرد مناسب توانستهاند خود را به کشوری ثروتمند تبدیل کند. انتخاب راهبرد مناسب توسط دولت کره سبب شده تا اقتصاد کره بسیار دگرگون شود و در برخی از زمینه ها با کمبود نیروی فعال مواجه شدهاند و برای مقابله با کمبود نیروی فعال دست به انتقال نیروهای فعال از سایر کشورها زدهاند. امروز جایگاه اقتصادی کره جنوبی در حدیست که کوچکترین تغییر در آن ، موجب تغییراتی در اقتصاد جهان میشود. این نمونهای از یک اقتصاد مبتنی بر تصمیمات موثر و آینده نگر می باشد. برای نمونه در بعد کوچکتر می توان به شهرستان ملایر اشاره نمود که در چند دههی گذشته توانسته پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در بخش های مختلف صنعتی و غیر صنعتی داشته باشد.
شهرستان تویسرکان گرچه دارای منابع خدادادی زیادی میباشد اما این راه(خام فروشی منابع خدادادی) نباید همیشه بعنوان نقشهی راهی مطمئن در اقتصاد معیشتی تلقی شود، مقام معظم رهبری بارها تاکید نموده اند که خام فروشی همانند بچه پولداری است که خود برای بدست آرودن پول زحمتی نمیکشد، بنابراین خام فروشی محصولات نباید به عنوان تنها راه درآمدی تلقی شود و از طرف دیگر نباید توفیقات صورت گرفته در این بخش از جمله عرضهی کود و... را به عنوان رمز موفقیت دانست و آن را به عنوان ابزار تجمید و تخریب دانست. سوال این است آیا روش سنتی باید همچنان باقی بماند و جوانانی با استعداد باید راههای سنتی یعنی کشاورزی به سبک چندین سال گذشته را ادامه دهند؟
در پاسخ باید گفت تنها راه برون رفت از این مشکلات، پناه بردن به سمت اقتصاد صنعتیست. ابتدای این امر نیازمند فراهم ساختن زیرساخت لازم جهت ورود سرمایه داران بخش خصوصی میباشد که البته در اقتصادهای پیشرفته لازمهی این امر، تشکیل زیرساختهای متنوع خصوصا زیرساختهای قانونیست. با توجه به پیگیریهای صورت گرفته توسط مسئولین محترم شهری، تلاشهای متنوعی در جهت پیشرفت در زمینههای مختلف صورت گرفته اما وجود مشکلات متعدد در بخشهای مختلف به خصوص مشکلات معیشتی نیازمند تلاش مردمی در کنار تلاشهای مسئولین محترم میباشد نه اینکه تنها با پناه بردن و چشم دوختن به کمک های دولتی به دنبال راه چارهای برای خروج از مشکلات باشیم. همراه مردم به خصوص در اقتصادهای موفق نه تنها توانسته به عنوان یک شریک در برطرف کردن مشکلات کنار دولت عمل کند بلکه در برخی از مواقع نیز راه حلی برای رفع مشکلات و مسائل مختلف عمل کرده اند. البته مسئولین محترم نیز باید زیرساختهای مختلف را برای ورود بخش خصوصی فراهم سازند از جمله این زیرساختها ارائه مشوقهای مالیاتی است که تا حدودی و در برخی از مناطق صورت پذیرفته اما نیازمند تلاش های جدی تری میباشد. ادامه دارد...
انتهای پیام/پ
مشخص است هنگامی که بخش قابل توجهی از اقتصاد یک شهر وابسته به یک محصول خاص باشد ممکن است مشکلات متعددی را برای اقتصاد شهر بوجود آرود. چنین اقتصادی بسیار پر ریسک و لرزان است چراکه در برههی زمانی که شرایط لازم برای آن محصول فراهم نشود سبب عدم توفیق در برداشت آن محصول میشود. زمانی که قشری تمام اقتصادش از جمله درآمد و مشاغلش وابسته به یک محصول خاص همانند فراوده های خام (گردو) باشد و از طرفی تمام تلاش مسئولین و دلسوزان شهری تنها برای تقویت یک جنبه از یک محصول خاص باشد، آن شهر باید تمام امکانات و شرایط لازم برای کاشت و برداشت آن را داشته باشد. از جمله این موارد میتوان به خاک حاصل خیز، شرایط آب و هوای مناسب، امکانات لازم برای مواجهه شدن با مشکلات غیر طبیعی و طبیعی و وجود منبع درآمدی جایگزین و بازار متقاضی و .... را می توان اشاره کرد. چنانچه هر کدام از این شرایط و موارد فوق فراهم نشود چه حالتی پیش خواهد آمد؟
در چند سال گذشته مشکلات متعددی از جمله پدیده های طبیعی سبب شده است تا بزرگترین منبع درآمدی (گردو) دچار مشکلات سرمازدگی یا کم آبی شود. لزوما هنگامی که این مشکلات به وجود میآید ابعاد مختلف اقتصاد شهری اعم از امر و معاش دچار نوعی ضعف و خلاء میشود که به تبع آن بیکاری بوجود خواهد آمد. یکی از پیامدهای مهم بیکاری و نبود مشاغل با در آمد مناسب پدیدهی قاچاق است. ضربات جبران ناپذیر قاچاق بر پیکرهی اقتصاد بر هیچ کسی پوشیده نیست. اما مسئله اینجاست که اگر جوانی که قاچاق را به عنوان شغل خود برگزیده است ،دست از آن بکشد، آیا تضمینی وجود دارد که شغلی با همان درآمد برایش فراهم گردد؟
پس به نظر می رسد مسئولین به جای صرف وقت و هزینههای پیشگیرانه و نه چندان موثر از قبیل مسائل مختلف و حاشیه ای که نه تنها اغلب اوقات مثمر ثمر واقع نگردیده اند که حتی موجب اخلال در مشاغل دیگر نیز گردیده است،باید تمرکز و بودجه خود را صرف تولید کار و کار آفرینی کنند نه اینکه با پناه بردن به فعالیتهای حاشیه ای بپردازند.
از دیگر پیامدهای نبود شغل مناسب و بیکاری، مهاجرت بخش بزرگی از جمعیت روستاها و شهرستان به کلان شهرها است .جمعیتی که بخش بزرگی از آنها را جوانانی تشکیل می دهند، که به عنوان قلب تپنده و نیروی محرکه جامعه، عدم حضورشان لطمه های اقتصادی واجتماعی فراوانی را بر پیکره جامعه سنتی ما وارد خواهد آورد. طبیعتا هیچ جوانی دوری از خانواده ،زندگی در غربت را دوست نخواهد داشت. اما چاره چیست؟ اجبار کاری و اقتصادی او را به این مهاجرت ناخواسته واداشته است.این در حالی است که اگر فردی از افراد اجتماع پس انداز و یا توشه ای پس از سال ها کار در منطقه برای خود ذخیره کرده باشد،نیز به دلایلی همچون: فقر اقتصادی منطقه، نبود زیرساخت های مناسب اقتصادی ، ریسک بالای بازار و دیر بازدهی بازار کاری منطقه ترجیح می دهد پولش را در جایی دیگر سرمایه گذاری کند که از دیدگاه اقتصادی خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی یک منطقه به نوبه خود یک فاجعه برای آن منطقه اقتصادیست.
یکی از عوامل تاثیر گذار در بیکاری میزان آگاهی و توجه مسولین نسبت به این مقوله است. آیا مسئولین شهری و منطقهای از تبعات این معضل آگاهی دارند؟ آیا این بزرگواران تلاشی در جهت بهبود این وضعیت می نمایند ؟ وتا چه حد از بودجه های دریافتی شان را به موضوع کارآفرینی و مبحث اشتغال تخصیص می دهند؟ تا چه میزان به حمایت از بخش خصوصی پرداخته اند و چه تسهیلاتی را برایشان فراهم آورده اند؟
همواره راه های سنتی نتوانسته سبب توسعه یک اقتصاد و در ابعاد کوچکتر شهرستان شود برای نمونه و در بعد ملی میتوان به کرهجنوبی اشاره کرد، کشوری که تا چند دههی گذشته پوشیده از زمینهای بایر بوده و مردمان آنها در بدترین شرایط زندگی به امر و معاش می پرداختند اما با گذشت زمان و انتخاب یک راهبرد مناسب توانستهاند خود را به کشوری ثروتمند تبدیل کند. انتخاب راهبرد مناسب توسط دولت کره سبب شده تا اقتصاد کره بسیار دگرگون شود و در برخی از زمینه ها با کمبود نیروی فعال مواجه شدهاند و برای مقابله با کمبود نیروی فعال دست به انتقال نیروهای فعال از سایر کشورها زدهاند. امروز جایگاه اقتصادی کره جنوبی در حدیست که کوچکترین تغییر در آن ، موجب تغییراتی در اقتصاد جهان میشود. این نمونهای از یک اقتصاد مبتنی بر تصمیمات موثر و آینده نگر می باشد. برای نمونه در بعد کوچکتر می توان به شهرستان ملایر اشاره نمود که در چند دههی گذشته توانسته پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در بخش های مختلف صنعتی و غیر صنعتی داشته باشد.
شهرستان تویسرکان گرچه دارای منابع خدادادی زیادی میباشد اما این راه(خام فروشی منابع خدادادی) نباید همیشه بعنوان نقشهی راهی مطمئن در اقتصاد معیشتی تلقی شود، مقام معظم رهبری بارها تاکید نموده اند که خام فروشی همانند بچه پولداری است که خود برای بدست آرودن پول زحمتی نمیکشد، بنابراین خام فروشی محصولات نباید به عنوان تنها راه درآمدی تلقی شود و از طرف دیگر نباید توفیقات صورت گرفته در این بخش از جمله عرضهی کود و... را به عنوان رمز موفقیت دانست و آن را به عنوان ابزار تجمید و تخریب دانست. سوال این است آیا روش سنتی باید همچنان باقی بماند و جوانانی با استعداد باید راههای سنتی یعنی کشاورزی به سبک چندین سال گذشته را ادامه دهند؟
در پاسخ باید گفت تنها راه برون رفت از این مشکلات، پناه بردن به سمت اقتصاد صنعتیست. ابتدای این امر نیازمند فراهم ساختن زیرساخت لازم جهت ورود سرمایه داران بخش خصوصی میباشد که البته در اقتصادهای پیشرفته لازمهی این امر، تشکیل زیرساختهای متنوع خصوصا زیرساختهای قانونیست. با توجه به پیگیریهای صورت گرفته توسط مسئولین محترم شهری، تلاشهای متنوعی در جهت پیشرفت در زمینههای مختلف صورت گرفته اما وجود مشکلات متعدد در بخشهای مختلف به خصوص مشکلات معیشتی نیازمند تلاش مردمی در کنار تلاشهای مسئولین محترم میباشد نه اینکه تنها با پناه بردن و چشم دوختن به کمک های دولتی به دنبال راه چارهای برای خروج از مشکلات باشیم. همراه مردم به خصوص در اقتصادهای موفق نه تنها توانسته به عنوان یک شریک در برطرف کردن مشکلات کنار دولت عمل کند بلکه در برخی از مواقع نیز راه حلی برای رفع مشکلات و مسائل مختلف عمل کرده اند. البته مسئولین محترم نیز باید زیرساختهای مختلف را برای ورود بخش خصوصی فراهم سازند از جمله این زیرساختها ارائه مشوقهای مالیاتی است که تا حدودی و در برخی از مناطق صورت پذیرفته اما نیازمند تلاش های جدی تری میباشد. ادامه دارد...
انتهای پیام/پ
مشخص است هنگامی که بخش قابل توجهی از اقتصاد یک شهر وابسته به یک محصول خاص باشد ممکن است مشکلات متعددی را برای اقتصاد شهر بوجود آرود. چنین اقتصادی بسیار پر ریسک و لرزان است چراکه در برههی زمانی که شرایط لازم برای آن محصول فراهم نشود سبب عدم توفیق در برداشت آن محصول میشود. زمانی که قشری تمام اقتصادش از جمله درآمد و مشاغلش وابسته به یک محصول خاص همانند فراوده های خام (گردو) باشد و از طرفی تمام تلاش مسئولین و دلسوزان شهری تنها برای تقویت یک جنبه از یک محصول خاص باشد، آن شهر باید تمام امکانات و شرایط لازم برای کاشت و برداشت آن را داشته باشد. از جمله این موارد میتوان به خاک حاصل خیز، شرایط آب و هوای مناسب، امکانات لازم برای مواجهه شدن با مشکلات غیر طبیعی و طبیعی و وجود منبع درآمدی جایگزین و بازار متقاضی و .... را می توان اشاره کرد. چنانچه هر کدام از این شرایط و موارد فوق فراهم نشود چه حالتی پیش خواهد آمد؟
در چند سال گذشته مشکلات متعددی از جمله پدیده های طبیعی سبب شده است تا بزرگترین منبع درآمدی (گردو) دچار مشکلات سرمازدگی یا کم آبی شود. لزوما هنگامی که این مشکلات به وجود میآید ابعاد مختلف اقتصاد شهری اعم از امر و معاش دچار نوعی ضعف و خلاء میشود که به تبع آن بیکاری بوجود خواهد آمد. یکی از پیامدهای مهم بیکاری و نبود مشاغل با در آمد مناسب پدیدهی قاچاق است. ضربات جبران ناپذیر قاچاق بر پیکرهی اقتصاد بر هیچ کسی پوشیده نیست. اما مسئله اینجاست که اگر جوانی که قاچاق را به عنوان شغل خود برگزیده است ،دست از آن بکشد، آیا تضمینی وجود دارد که شغلی با همان درآمد برایش فراهم گردد؟
پس به نظر می رسد مسئولین به جای صرف وقت و هزینههای پیشگیرانه و نه چندان موثر از قبیل مسائل مختلف و حاشیه ای که نه تنها اغلب اوقات مثمر ثمر واقع نگردیده اند که حتی موجب اخلال در مشاغل دیگر نیز گردیده است،باید تمرکز و بودجه خود را صرف تولید کار و کار آفرینی کنند نه اینکه با پناه بردن به فعالیتهای حاشیه ای بپردازند.
از دیگر پیامدهای نبود شغل مناسب و بیکاری، مهاجرت بخش بزرگی از جمعیت روستاها و شهرستان به کلان شهرها است .جمعیتی که بخش بزرگی از آنها را جوانانی تشکیل می دهند، که به عنوان قلب تپنده و نیروی محرکه جامعه، عدم حضورشان لطمه های اقتصادی واجتماعی فراوانی را بر پیکره جامعه سنتی ما وارد خواهد آورد. طبیعتا هیچ جوانی دوری از خانواده ،زندگی در غربت را دوست نخواهد داشت. اما چاره چیست؟ اجبار کاری و اقتصادی او را به این مهاجرت ناخواسته واداشته است.این در حالی است که اگر فردی از افراد اجتماع پس انداز و یا توشه ای پس از سال ها کار در منطقه برای خود ذخیره کرده باشد،نیز به دلایلی همچون: فقر اقتصادی منطقه، نبود زیرساخت های مناسب اقتصادی ، ریسک بالای بازار و دیر بازدهی بازار کاری منطقه ترجیح می دهد پولش را در جایی دیگر سرمایه گذاری کند که از دیدگاه اقتصادی خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی یک منطقه به نوبه خود یک فاجعه برای آن منطقه اقتصادیست.
یکی از عوامل تاثیر گذار در بیکاری میزان آگاهی و توجه مسولین نسبت به این مقوله است. آیا مسئولین شهری و منطقهای از تبعات این معضل آگاهی دارند؟ آیا این بزرگواران تلاشی در جهت بهبود این وضعیت می نمایند ؟ وتا چه حد از بودجه های دریافتی شان را به موضوع کارآفرینی و مبحث اشتغال تخصیص می دهند؟ تا چه میزان به حمایت از بخش خصوصی پرداخته اند و چه تسهیلاتی را برایشان فراهم آورده اند؟
همواره راه های سنتی نتوانسته سبب توسعه یک اقتصاد و در ابعاد کوچکتر شهرستان شود برای نمونه و در بعد ملی میتوان به کرهجنوبی اشاره کرد، کشوری که تا چند دههی گذشته پوشیده از زمینهای بایر بوده و مردمان آنها در بدترین شرایط زندگی به امر و معاش می پرداختند اما با گذشت زمان و انتخاب یک راهبرد مناسب توانستهاند خود را به کشوری ثروتمند تبدیل کند. انتخاب راهبرد مناسب توسط دولت کره سبب شده تا اقتصاد کره بسیار دگرگون شود و در برخی از زمینه ها با کمبود نیروی فعال مواجه شدهاند و برای مقابله با کمبود نیروی فعال دست به انتقال نیروهای فعال از سایر کشورها زدهاند. امروز جایگاه اقتصادی کره جنوبی در حدیست که کوچکترین تغییر در آن ، موجب تغییراتی در اقتصاد جهان میشود. این نمونهای از یک اقتصاد مبتنی بر تصمیمات موثر و آینده نگر می باشد. برای نمونه در بعد کوچکتر می توان به شهرستان ملایر اشاره نمود که در چند دههی گذشته توانسته پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در بخش های مختلف صنعتی و غیر صنعتی داشته باشد.
شهرستان تویسرکان گرچه دارای منابع خدادادی زیادی میباشد اما این راه(خام فروشی منابع خدادادی) نباید همیشه بعنوان نقشهی راهی مطمئن در اقتصاد معیشتی تلقی شود، مقام معظم رهبری بارها تاکید نموده اند که خام فروشی همانند بچه پولداری است که خود برای بدست آرودن پول زحمتی نمیکشد، بنابراین خام فروشی محصولات نباید به عنوان تنها راه درآمدی تلقی شود و از طرف دیگر نباید توفیقات صورت گرفته در این بخش از جمله عرضهی کود و... را به عنوان رمز موفقیت دانست و آن را به عنوان ابزار تجمید و تخریب دانست. سوال این است آیا روش سنتی باید همچنان باقی بماند و جوانانی با استعداد باید راههای سنتی یعنی کشاورزی به سبک چندین سال گذشته را ادامه دهند؟
در پاسخ باید گفت تنها راه برون رفت از این مشکلات، پناه بردن به سمت اقتصاد صنعتیست. ابتدای این امر نیازمند فراهم ساختن زیرساخت لازم جهت ورود سرمایه داران بخش خصوصی میباشد که البته در اقتصادهای پیشرفته لازمهی این امر، تشکیل زیرساختهای متنوع خصوصا زیرساختهای قانونیست. با توجه به پیگیریهای صورت گرفته توسط مسئولین محترم شهری، تلاشهای متنوعی در جهت پیشرفت در زمینههای مختلف صورت گرفته اما وجود مشکلات متعدد در بخشهای مختلف به خصوص مشکلات معیشتی نیازمند تلاش مردمی در کنار تلاشهای مسئولین محترم میباشد نه اینکه تنها با پناه بردن و چشم دوختن به کمک های دولتی به دنبال راه چارهای برای خروج از مشکلات باشیم. همراه مردم به خصوص در اقتصادهای موفق نه تنها توانسته به عنوان یک شریک در برطرف کردن مشکلات کنار دولت عمل کند بلکه در برخی از مواقع نیز راه حلی برای رفع مشکلات و مسائل مختلف عمل کرده اند. البته مسئولین محترم نیز باید زیرساختهای مختلف را برای ورود بخش خصوصی فراهم سازند از جمله این زیرساختها ارائه مشوقهای مالیاتی است که تا حدودی و در برخی از مناطق صورت پذیرفته اما نیازمند تلاش های جدی تری میباشد. ادامه دارد...
انتهای پیام/پ
مشخص است هنگامی که بخش قابل توجهی از اقتصاد یک شهر وابسته به یک محصول خاص باشد ممکن است مشکلات متعددی را برای اقتصاد شهر بوجود آرود. چنین اقتصادی بسیار پر ریسک و لرزان است چراکه در برههی زمانی که شرایط لازم برای آن محصول فراهم نشود سبب عدم توفیق در برداشت آن محصول میشود. زمانی که قشری تمام اقتصادش از جمله درآمد و مشاغلش وابسته به یک محصول خاص همانند فراوده های خام (گردو) باشد و از طرفی تمام تلاش مسئولین و دلسوزان شهری تنها برای تقویت یک جنبه از یک محصول خاص باشد، آن شهر باید تمام امکانات و شرایط لازم برای کاشت و برداشت آن را داشته باشد. از جمله این موارد میتوان به خاک حاصل خیز، شرایط آب و هوای مناسب، امکانات لازم برای مواجهه شدن با مشکلات غیر طبیعی و طبیعی و وجود منبع درآمدی جایگزین و بازار متقاضی و .... را می توان اشاره کرد. چنانچه هر کدام از این شرایط و موارد فوق فراهم نشود چه حالتی پیش خواهد آمد؟
,در چند سال گذشته مشکلات متعددی از جمله پدیده های طبیعی سبب شده است تا بزرگترین منبع درآمدی (گردو) دچار مشکلات سرمازدگی یا کم آبی شود. لزوما هنگامی که این مشکلات به وجود میآید ابعاد مختلف اقتصاد شهری اعم از امر و معاش دچار نوعی ضعف و خلاء میشود که به تبع آن بیکاری بوجود خواهد آمد. یکی از پیامدهای مهم بیکاری و نبود مشاغل با در آمد مناسب پدیدهی قاچاق است. ضربات جبران ناپذیر قاچاق بر پیکرهی اقتصاد بر هیچ کسی پوشیده نیست. اما مسئله اینجاست که اگر جوانی که قاچاق را به عنوان شغل خود برگزیده است ،دست از آن بکشد، آیا تضمینی وجود دارد که شغلی با همان درآمد برایش فراهم گردد؟
,پس به نظر می رسد مسئولین به جای صرف وقت و هزینههای پیشگیرانه و نه چندان موثر از قبیل مسائل مختلف و حاشیه ای که نه تنها اغلب اوقات مثمر ثمر واقع نگردیده اند که حتی موجب اخلال در مشاغل دیگر نیز گردیده است،باید تمرکز و بودجه خود را صرف تولید کار و کار آفرینی کنند نه اینکه با پناه بردن به فعالیتهای حاشیه ای بپردازند.
,از دیگر پیامدهای نبود شغل مناسب و بیکاری، مهاجرت بخش بزرگی از جمعیت روستاها و شهرستان به کلان شهرها است .جمعیتی که بخش بزرگی از آنها را جوانانی تشکیل می دهند، که به عنوان قلب تپنده و نیروی محرکه جامعه، عدم حضورشان لطمه های اقتصادی واجتماعی فراوانی را بر پیکره جامعه سنتی ما وارد خواهد آورد. طبیعتا هیچ جوانی دوری از خانواده ،زندگی در غربت را دوست نخواهد داشت. اما چاره چیست؟ اجبار کاری و اقتصادی او را به این مهاجرت ناخواسته واداشته است.این در حالی است که اگر فردی از افراد اجتماع پس انداز و یا توشه ای پس از سال ها کار در منطقه برای خود ذخیره کرده باشد،نیز به دلایلی همچون: فقر اقتصادی منطقه، نبود زیرساخت های مناسب اقتصادی ، ریسک بالای بازار و دیر بازدهی بازار کاری منطقه ترجیح می دهد پولش را در جایی دیگر سرمایه گذاری کند که از دیدگاه اقتصادی خروج نقدینگی از چرخه اقتصادی یک منطقه به نوبه خود یک فاجعه برای آن منطقه اقتصادیست.
,یکی از عوامل تاثیر گذار در بیکاری میزان آگاهی و توجه مسولین نسبت به این مقوله است. آیا مسئولین شهری و منطقهای از تبعات این معضل آگاهی دارند؟ آیا این بزرگواران تلاشی در جهت بهبود این وضعیت می نمایند ؟ وتا چه حد از بودجه های دریافتی شان را به موضوع کارآفرینی و مبحث اشتغال تخصیص می دهند؟ تا چه میزان به حمایت از بخش خصوصی پرداخته اند و چه تسهیلاتی را برایشان فراهم آورده اند؟
,همواره راه های سنتی نتوانسته سبب توسعه یک اقتصاد و در ابعاد کوچکتر شهرستان شود برای نمونه و در بعد ملی میتوان به کرهجنوبی اشاره کرد، کشوری که تا چند دههی گذشته پوشیده از زمینهای بایر بوده و مردمان آنها در بدترین شرایط زندگی به امر و معاش می پرداختند اما با گذشت زمان و انتخاب یک راهبرد مناسب توانستهاند خود را به کشوری ثروتمند تبدیل کند. انتخاب راهبرد مناسب توسط دولت کره سبب شده تا اقتصاد کره بسیار دگرگون شود و در برخی از زمینه ها با کمبود نیروی فعال مواجه شدهاند و برای مقابله با کمبود نیروی فعال دست به انتقال نیروهای فعال از سایر کشورها زدهاند. امروز جایگاه اقتصادی کره جنوبی در حدیست که کوچکترین تغییر در آن ، موجب تغییراتی در اقتصاد جهان میشود. این نمونهای از یک اقتصاد مبتنی بر تصمیمات موثر و آینده نگر می باشد. برای نمونه در بعد کوچکتر می توان به شهرستان ملایر اشاره نمود که در چند دههی گذشته توانسته پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در بخش های مختلف صنعتی و غیر صنعتی داشته باشد.
,شهرستان تویسرکان گرچه دارای منابع خدادادی زیادی میباشد اما این راه(خام فروشی منابع خدادادی) نباید همیشه بعنوان نقشهی راهی مطمئن در اقتصاد معیشتی تلقی شود، مقام معظم رهبری بارها تاکید نموده اند که خام فروشی همانند بچه پولداری است که خود برای بدست آرودن پول زحمتی نمیکشد، بنابراین خام فروشی محصولات نباید به عنوان تنها راه درآمدی تلقی شود و از طرف دیگر نباید توفیقات صورت گرفته در این بخش از جمله عرضهی کود و... را به عنوان رمز موفقیت دانست و آن را به عنوان ابزار تجمید و تخریب دانست. سوال این است آیا روش سنتی باید همچنان باقی بماند و جوانانی با استعداد باید راههای سنتی یعنی کشاورزی به سبک چندین سال گذشته را ادامه دهند؟
,در پاسخ باید گفت تنها راه برون رفت از این مشکلات، پناه بردن به سمت اقتصاد صنعتیست. ابتدای این امر نیازمند فراهم ساختن زیرساخت لازم جهت ورود سرمایه داران بخش خصوصی میباشد که البته در اقتصادهای پیشرفته لازمهی این امر، تشکیل زیرساختهای متنوع خصوصا زیرساختهای قانونیست. با توجه به پیگیریهای صورت گرفته توسط مسئولین محترم شهری، تلاشهای متنوعی در جهت پیشرفت در زمینههای مختلف صورت گرفته اما وجود مشکلات متعدد در بخشهای مختلف به خصوص مشکلات معیشتی نیازمند تلاش مردمی در کنار تلاشهای مسئولین محترم میباشد نه اینکه تنها با پناه بردن و چشم دوختن به کمک های دولتی به دنبال راه چارهای برای خروج از مشکلات باشیم. همراه مردم به خصوص در اقتصادهای موفق نه تنها توانسته به عنوان یک شریک در برطرف کردن مشکلات کنار دولت عمل کند بلکه در برخی از مواقع نیز راه حلی برای رفع مشکلات و مسائل مختلف عمل کرده اند. البته مسئولین محترم نیز باید زیرساختهای مختلف را برای ورود بخش خصوصی فراهم سازند از جمله این زیرساختها ارائه مشوقهای مالیاتی است که تا حدودی و در برخی از مناطق صورت پذیرفته اما نیازمند تلاش های جدی تری میباشد. ادامه دارد...
,انتهای پیام/پ
,]
ارسال دیدگاه