نویسنده کتاب «روش‌های آموزش در تربیت بدنی»:

آموزش؛ شمشیری در دست انسان پرورش‌نیافته

آموزش؛ شمشیری در دست انسان پرورش‌نیافته
فرشاد سارجالویی، نویسنده کتاب «روش‌های آموزش در تربیت بدنی» علاوه بر نویسندگی در حوزه علم تربیت بدنی، هنگام مصاحبه نیز بسیار خوب صحبت می‌کند و به همین دلیل می‌توان درباره موضوعات عمیقی مثل فلسفه تربیت بدنی با گفت‌وگو کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از آس‌پرس به بهانه انتشار کتاب «روش‌های آموزش در تربیت بدنی» مصاحبه‌ای را با وی انجام داده‌ایم که با هم می‌خوانیم:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آس‌پرس ,

•    مفهوم مفهوم آموزش و پرورش یا به طور خلاصه همان «تربیت» از نگاه شما چیست؟

, •    مفهوم مفهوم آموزش و پرورش یا به طور خلاصه همان «تربیت» از نگاه شما چیست؟,

پیش از تعریف آموزش و پرورش ضروری است به چند نکته اشاره کنم. نخست این که در فرهنگ سرزمین ما از زمان قدیم، دو مفهوم «تعلیم» و «تربیت» را به کار می‌برده‌اند که بعدها آن دو کلمه را به «آموزش» و «پرورش» ترجمه کردند. همیشه چنین تصور می‌شد و می‌شود که مربی یا مؤسسه‌ آموزشی (اعم از رسمی یا غیررسمی) دو کار را درباره‌ کودکان و نوجوانان انجام می‌دهد. نخست «آموزش» یعنی آموختن بعضی مواد و موضوع‌های خاص به کودکان و دیگری، «پرورش» یعنی انسان بار آوردن آنان! در امر آموزش فقط به معلومات یا مواد درسی توجه می‌شود، در صورتی که در امر پرورش، تهذیب اخلاق و تزکیه‌ نفس انسان مورد عنایت قرار می گیرد. همچنین آموزش با تن آدمی سروکار دارد، در حالی که پرورش با روح و عقل وی!

,

•    پس شما هم معتقدید که آموزش بدون پرورش زیان‌بخش خواهد بود. اینطور نیست؟

, •    پس شما هم معتقدید که آموزش بدون پرورش زیان‌بخش خواهد بود. اینطور نیست؟,

بله، زیرا مانند این است که شمشیر به دست فرد بدهند، اما موارد و روش استفاده از آن را به او نیاموزند. این طرز پندار، نتیجه‌ این تصور درباره‌ انسان بود که او از دو جنبه‌ تن و روان یا جسم و عقل یا بدن و روح ترکیب یافته است. بر این اساس، آموزش با تن او و پرورش با روان او سر و کار دارد و این نگرش نسبت به انسان در روان‌شناسی فیلسوفان یونانی قرون وسطایی و گروهی از روان‌شناسان و مربیان قرون معاصر مشاهده می‌شود و حتی بعضی از فیلسوفان مسلمان هم از این نگرش متأثر شده‌اند و آن را ترکیبی از تن و روان پنداشته‌اند. هرگاه مؤسسه‌ آموزشی درباره‌ فرد چنین تصور کند، در فعالیت‌های آموزشی آن، این ویژگی‌ها مشاهده خواهد شد. نخست این که مواد و موضوع‌های درسی به دو گروه مربوط به «آموزش» و «پرورش» تقسیم خواهد شد. همچنین فعالیت‌های آموزشی مربی نیز به دو شکل «آموزش» و «پرورش» انجام خواهند گرفت. گاهی مربیان نیز به دو گروه «مربیان آموزشی» و «مربیان پرورشی» طبقه‌بندی خواهند شد. این نیز باعث از بین رفتن وحدت لازم میان مواد درسی به ویژه در دوره‌ ابتدایی می‌شود و به شخصیت دانش‌آموزان لطمه می‌زند. با این توضیح که اولا «پرورش» مقدم بر «آموزش» منظور خواهد شد و دوم این که توجه به پرورش بدن در مقابل پرورش روح یا روان، بی‌ارزش یا کم‌ارزش تلقی خواهد شد. نامطلوب بودن کیفیت پرورش، نگرانی به وجود خواهد آورد، اما نامطلوب بودن کیفیت آموزش، چندان مهم و قابل توجه نخواهد بود. از سوی دیگر، به بعضی از درس‌ها بیش از درسهای دیگر اهمیت داده خواهد شد و این نیز در گرایش دانش‌آموزان نسبت به مواد گوناگون درسی اثر منفی خواهد گذاشت. موضوع دیگر این که وجود چند نوع معلم ضروری خواهد بود، در صورتی که در مقطع دبستان، به ویژه در کلاس‌های اول و دوم و سوم، باید یک معلم درسها را تدریس کند.

,

ایراد دیگری که رخ خواهد داد، این است که مربیان یا معلمان، به اصطلاح «پرورشی» دروس خود را مهم‌تر تلقی خواهند کرد و پیوسته این تلقی خود را به دانش‌آموزان تلقین خواهند کرد. این نیز سبب خواهد شد که دانش‌آموزان نه تنها درس‌های دیگر، بلکه درسهای خود همین معلمان را نیز جدی نگیرند.

,

از سوی دیگر، دانش‌آموزان به ارتباط درونی میان مواد مختلف درسی و بین آن‌ها و زندگی متوجه نخواهند شد، در صورتی که پی بردن به این ارتباط واقعی، از ضروریت‌های آموزش و پرورش به شمار می‌رود. آخرین آسیب هم این است که مسئولیت آموزش و پرورش، طبعاً لوث خواهد شد.

,

اگر به دقت به مطالعه‌ انسان بپردازیم و پندار و گفتار و کردار (رفتار) او را در اوضاع و احوال مختلف بررسی ‌کنیم، درمی‌یابیم انسان در حکم واحدی است؛ تجزیه و تفکیک‌ناپذیر و تجزیه‌ او به دو جنبه‌ متفاوت بدن و روان درست نیست. او یکی است و نه بیش‌تر، زیرا هر رفتاری از کل وجود او سر می‌زند و هر عامل خارجی در کل وجود او اثر می‌گذارد. برای مثال، اگر سرما می‌خورد، همه‌ وجودش منقلب می‌شود، همچنان که از فعالیت‌های بدنی ناتوان است به درستی نمی‌تواند به مسایل ذهنی هم بپردازد. همچنین شادی‌ها و غم‌های او همگی با کل وجودش بستگی دارند. مراجعه به قرآن مجید و مطالعه‌ دقیق آیات مربوط به انسان نیز همین نگرش را تأیید می‌کند؛ یعنی خداوند در قرآن، انسان را به صورت یک واحد یا کل، مخاطب قرار داده است، نه تن او یا روان او را.

,

•    اگر مؤسسه‌ آموزشی، انسان را به صورت واحد کل در نظر بگیرد، آنگاه فعالیت‌های آموزشی چه ویژگی‌ها خواهد داشت؟

, •    اگر مؤسسه‌ آموزشی، انسان را به صورت واحد کل در نظر بگیرد، آنگاه فعالیت‌های آموزشی چه ویژگی‌ها خواهد داشت؟,

نخست این که مواد و موضوعهای درسی در عین اختلاف ظاهری، به سوی هدف واحدی متوجه خواهند شد و آن «تغییر رفتار» فرد به صورت یک کل خواهد بود.

,

دیگر این که همه‌ مواد و موضوع‌های درس ارزش خاص خود را حفظ خواهند کرد و هیچ درسی فدای درس دیگر نخواهد شد.

,

همچنین فعالیت‌های آموزشی همانند مواد و موضوع‌های درسی از وحدت منطقی لازم برخوردار خواهند بود و معلم، مربی و دانش‌آموزان همگی برای رسیدن به هدف خاص روشن یعنی «تغییر رفتار» یا «شکل خاص دادن به رفتار محصل» فعالیت خواهند کرد. به سخن دیگر، معلم فعالیت‌های تربیتی (آموزشی) خود را به دو نوع تربیتی و آموزشی تقسیم نخواهد کرد، بلکه تنها به تغییر رفتار محصلان خواهد اندیشید و تلاش خواهد کرد.

,

از سوی دیگر، به جای تقسیم مربیان به مربیان آموزشی و مربیان محصل، از آنان با عنوان «مترادف» تلقی خواهند شد.

,

ویژگی دیگر این که «آموزش» و «پرورش» به جای این‌که یکی در دیگری مقدم منظور شود، به اصطلاح «مترادف» تلقی خواهند شد.

,

همچنین در مؤسسات تربیت معلم، داوطلب یا دانشجو نیز یک انسان واحد برای یک حرفه‌ واحد یعنی راهنمایی کودکان و نوجوانان در تغییر رفتار در نظر گرفته می‌شود. از سوی دیگر، در ارزش‌یابی معلم به کل رفتار آموزشی او یعنی «تربیت» توجه خواهد شد. همچنین معلم روش تدریس را جدا از متن درس تصور نخواهد کرد و به کل رفتار دانش‌آموزان توجه خواهد داشت و هیچ جنبه‌ای از او را مهم‌تر از سایر جنبه‌ها در نظر نخواهد گرفت.

,

•    با توجه به نکات یاد شده و رفع شبهه‌ دوگانگی در انسان، شما ترجیح می دهید که به جای دو کلمه‌ آموزش و پرورش، اصطلاح «تربیت» را به کار ببرد. این موضوع را قبول دارید؟

, •    با توجه به نکات یاد شده و رفع شبهه‌ دوگانگی در انسان، شما ترجیح می دهید که به جای دو کلمه‌ آموزش و پرورش، اصطلاح «تربیت» را به کار ببرد. این موضوع را قبول دارید؟,

 بله و اگر گاهی ناگزیر از کاربرد همان دو کلمه شده ایم، به همان معنا و مفهوم واحد (تربیت) توجه داشته ایم. در واقع، تربیت در زندگی انسان، چنان‌که در مقدمه‌ کتاب گفته شد، همیشه نقش حساس داشته و به سبب همین نقش اساسی همواره مورد توجه انسان بوده است، به طوری که کلمه‌ «تربیت» یا کلمات معادل آن را در همه‌ اجتماعات بشری ملاحظه می‌کنیم و همگان آن را یک امر مهم منظور کرده‌اند.

,

از سوی دیگر، تربیت سالم در صورتی امکان‌پذیر است که بر شناخت‌های درست و علمی معلم از دانش‌آموز، چگونگی یادگیری او، محیط و امکان‌ها و مواد و موضوع‌های درسی مبتنی باشد.

,

•    اساسا از نگاه شما تعریف تربیت چیست؟

, •    اساسا از نگاه شما تعریف تربیت چیست؟,

در بحث از مفهوم «تربیت» یا «آموزش و پرورش» ناگزیر مسأله‌ انسان مطرح می‌شود، زیرا مفهوم تربیت تقریباً در همه‌ دوران تاریخ بشر با مفهوم انسان مقارن بوده است، یعنی هرجا افراد بشر زندگی کرده‌اند، مسأله‌ «تربیت» مطرح شده است. هرگاه بحث از «تربیت» به میان آمده است، در واقع، زندگی و تربیت برای انسان دو مفهوم لازم و ملزومند. شاید هم مترادف بوده‌اند که بدون یکی دیگری امکان ندارد. انسان تا وقتی زنده است، به تربیت نیاز دارد و او را تربیت می‌کنند تا بتواند زندگی کند، زیرا منظور اززندگی، سازگاری با محیط طبیعی و اجتماعی است و انسان برخلاف حیوانات دیگر، قدرت این سازگاری را کمتر از طبیعت می‌گیرد و بیشتر به یادگیری آن از دیگران نیازمند است. عمل آموختن سازگاری را زیر عنوان «تربیت» مورد بررسی قرار می‌دهند.

,

•    قدری هم درباره ضرورت تربیت (آموزش و پرورش) صحبت کنید.

, •    قدری هم درباره ضرورت تربیت (آموزش و پرورش) صحبت کنید.,

گفتیم که انسان ناگزیر است برای زنده ماندن با محیط طبیعی و اجتماعی سازگاری کند و این سازگاری در صورتی سودمند خواهد بود که سازنده و مثبت باشد و پیدایش این‌گونه سازگاری مستلزم تربیت است. از این رو، تربیت برای انسان، امری ضروری و حیاتی به شمار می‌آید.

,

درباره علت‌هایی که برای ضرورت تربیت انسان می‌توان نام برد، باید گفت که تربیت، مهم‌ترین عامل موفقیت در سازگاری سازنده و مثبت است. همچنین انسان ناچار است اجتماعی زندگی کند و زندگی اجتماعی سالم و سودمند بدون تربیت (البته تربیت صحیح) امکان ندارد. شخصیت آدمی در خلأ و انزوا رشد نمی‌کند، بلکه عمدتاً ضمن تعامل در جامعه‌ی بشری رشد و تکامل می‌یابد. از سوی دیگر، فرهنگ و تمدن انسان محصول تربیت است و با چگونگی آن ارتباط مستقیم دارد. همچنین تربیت سبب می‌شود که فرد و گروه را با حقوق و وظایف یا مسئوولیت‌های اجتماعی خویش آشنا می‌سازد.

,

این موضوع را هم باید مد نظر داشته باشیم که پیشرفت‌های علمی، فنی و هنری به طور مستقیم با تربیت و کیفیت آن بستگی دارد. همچنین تربیت به انسان زندگی می‌بخشد و زندگی او را از زندگی سایر موجودات زنده ممتاز می‌کند.

,

 

,

•    اهمیت فلسفه در حل مسائل تربیتی چه وقت آشکار می‌شود؟

, •    اهمیت فلسفه در حل مسائل تربیتی چه وقت آشکار می‌شود؟,

اهمیت فلسفه در حل مسائل تربیتی هنگامی آشکار می‌شود که بخواهیم «آموزش و پرورش» یا «تریبت» را تعریف کنیم؛ تعریفی که اغلب به مجموعه‌ی اعتقادات قبلی ما درباره‌ طبیعت، طبیعت آدمی، انسان و جامعه بستگی دارد. با توجه به این مسأله‌ مهم که همواره دیدگاه‌های فلسفی متعددی وجود دارند، تعریف روشن و متفق‌القولی از تربیت نخواهیم داشت.

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه