به بهانه هفته دفاع مقدس در گفت و گو با رزمنده ی مبارز؛

از تحسین توسط صیاد شیرازی تا مسئول تأمین امنیتِ سردار کاظمی

از تحسین توسط صیاد شیرازی تا مسئول تأمین امنیتِ سردار کاظمی
به بهانه ی هفته دفاع مقدس گفت و گویی داشته ایم با محمد خان علیمرادیان همرزم شهید محمد محمودی از یادگاران دفاع مقدس که در طول دوران انقلاب در جبهه های مختلفی حضور داشته است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از  سراب روانسر، به بهانه هفته دفاع مقدس در گفت و گو با رزمنده ی مبارز محمد خان علیمرادیان همرزم شهید محمد محمودی از فرماندهان شجاع و با سابقه حضور در کنار سرداران و فرماندهان بزرگی همچون شهید صیاد شیرازی، شهید ناصر کاظمی، شهید ابراهیم همت در اورامانات خاطرات روزهای صبر و مقاومت را بیان کرد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سراب روانسر,

 

,

مشروح گفتگو خبرنگار سراب روانسر با محمد خان علیمرادیان بازنشسته ی سپاه  و از همرزمان شهید محمد محمودی به شرح زیر است:

,

 

,

محمد خان علیمرادیان با بیان اینکه محمد محمودی فرمانده آنها در عملیات ها و جبهه های مختلف در پاوه بود از شجاعت و رشادت شهید محمودی در هنگام باز گرداندن یکی از مجروحان در خط آتش دشمن می گوید.

,

 

,

علیمرادیان اظهار داشت: من یکی از سربازان و نیروهای محمد در گروهان بدر (گروهانی که محمد فرماندهی آن را به عهده داشت) بودم، در عملیات پاکسازی نیسانه، ارتش و سپاه با هم منسجم شدند و مشغول پاکسازی مناطق و جلوگیری از پیش روی نیروهای عراقی بودیم در این هنگام هواپیمای عراقی کل نیروها را به ضرب تیر وادار به عقب نشینی کرد یکی از نیروهای ارتش که محمد بدری بود  بر اثر اصابت تیر بر روی زمین افتاد، بی هیچ جانبداری باید گفت که کمتر کسی حتی جرأت نگاه کردن به پشت سر را داشت چه برسد به اینکه بخواهند به عقب برگردند. در این هنگام محمد در زیر باران تیر و خمپاره به عقب برگشت و او را که مجروح شده بود، کول گرفت، تا شاید بتواند او را نجات دهد.

,

 

,

علیمرادیان ادامه داد: محمد او را به قرارگاه باز گرداند اما بر اثر شدت جراحت، فرد مذکور شهید  شد، در این  هنگام صیاد شیرازی زمانی که  شجاعت و جسارت محمد را در زمان بازگرداندن فرد زخمی دید از او خواست که به ارتش بیاید و سوگند یاد کرد که درجه سروان تمامی را به او می دهند اما محمد قبول نکرد و گفت دوست دارم در سرزمین مادریم خدمت کنم هر چند فرقی نمی بینم.

,

 

,

همرزم شهید محمد محمودی با اشاره به سخنرانی سردار کاظمی در شمشیر عنوان داشت: در زمانیکه سردار کاظمی مشغول سخنرانی بود گروهان بدر (با فرماندهی محمد) مسئول تأمین امنیت سردار و حاضرین در محل بود.

,

 

,

در اواخر سخنرانی بود که منافقین به روستای شمشیر نزدیک شدند هر چند که در عملیاتی شدید و با شهادت یک نفر از همرزمان و کشتار شمار زیادی از منافقین، اوضاع آرام شد اما  شهید ناصر کاظمی که در آن زمان فرماندار وقت پاوه بود از ناحیه شکم مجروح شدند و زمانیکه به بیمارستان قدس پاوه منتقل شد و مردم خبر دار شدند با توجه به محبوبیت سردار مردم برای سلامتی سردار کاظمی روزه گرفتند.

,

 

,

علیمرادیان با بیان اینکه شهید محمودی بیش از 14 ماه در اسارت کامل به سر می برد و شکنجه های بسیاری را متحمل شد بود از رفتا عجیب و قابل تأمل شهید محمودی با فردی که در طول دوران اسارت تنها وظیفه اش شکنجه ی شهید محمودی بود، می گوید.

,

 

,

محمد علیمرادیان با اشاره به پاکسازی وزلی (روستایی از توابع بخش نوسود) و روستاهای نوسود که پاکشازی آنها در حدود دو ماه طول می کشد و جراحت شهید محمودی می گوید:

,

 

,

در این عملیات محمد چندین بار از ناحیه مچ پای راست دچار جراحت شد، هر چند محمد اینگونه جراحات را سطحی می دانست اما جراحت به نوعی بود که ما با دیدن تکه های  خمپاره در پای او تنمان می لرزید محمد به قدری شجاع بود که خودش آنها را از پایش خارج می کرد.

,

 

,

زمانیکه شب قبل از هر عملیات، زمان صرف شام که با هم بر سر یک سفره جمع می شدیم و آن را با فردای همان شب مقایسه می کردیم متوجه می شدیم که دو یا سه نفر از ما دیگر به صبح فردای آن روز نمی رسد، و محمد اینها را می دید و می گفت که آیا مجروحیت من سخت از این نبودن همرزمان است که در کمتر از 24 ساعت از بودنشان در بین ما نمی گذرد.

,

 

,

یک روز به ما خبر دادند که فردی مهم از منافقین توسط نیروهای سپاه دستگیر شده است، زمانیکه اسم او را پرسیدیم همین که شهید محمودی اسم او را شنید از جای بلند شد و گفت: من این فرد را می شناسم این همان فردی است که در طول زمان اسارت مسئول شکنجه کردن من بود.

,

 

,

همین که ما این حرف را شنیدیم کل گروهان خواستار این شدیم تا فرد دستگیر شده را به میان شهر بیآورند و شدید ترین شکنجه های را در ملأعام بر او وارد کنیم اما شهید محمودی به شدت مخالفت کرد و برای او از شهر مقداری خوارکی خردید و به ملاقات او رفت و با ملاطفت با او برخورد کرد.

,

 

,

زمانیکه دلیل این رفتار را از او پرسیدیم اینگونه پاسخ داد: اگر من هم به مانند او برخورد کنم دیگر نه باید اسمی از مرد و مردانگی ببرم.

,

 

,

روحش شاد و یادش گرامی

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه