ناگفته هایی از دفاع مقدس:
رزمنده ای که ۴۸ ساعت طعم شیرین شهادت را تجربه کرد
علی سالمی رزمنده ی هشت سال دفاع مقدس که طی ۹۷ ماه حضور در جبهه ۴۸ ساعت طعم شیرین شهادت را تجربه کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از”رودبار ما“،دفاع مقدس یکی از درخشان ترین صحنه های نقش آفرینی ملت مسلمان ایران است و هنوز ناگفته های بسیاری دارد که لازم است بیان شود تا نسلهای آینده با ایثار و فداکاری ملت ایران و رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ”, رودبار ما, رودبار ما, “،دفاع مقدس یکی از درخشان ترین صحنه های نقش آفرینی ملت مسلمان ایران است و هنوز ناگفته های بسیاری دارد که لازم است بیان شود تا نسلهای آینده با ایثار و فداکاری ملت ایران و رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند.,به مناسبت هفته دفاع مقدس گفتگویی با یکی از فعالان عزیز آن دوران، داشتیم که درادامه می خوانید:
,لطفأ خودتان را معرفی کنید؟
, لطفأ خودتان را معرفی کنید؟,سرهنگ علی سالمی که مدت ۳۱ سال بعنوان پاسدار در سپاه خدمت کردم ومدت ۹۷ ماه در جبهه های حق علیه باطل بودم و طی مدت حضورم در جبهه سه بار مجروح شدم بار اول در عملیات فاو بار دوم شلمچه و در مرحله آخر در عملیات پنج وین زمانی که در عملیات پنج وین مجروح شدم مرا به سردخانه بیمارستان تهران انتقال دادند و مدت ۴۸ساعت در آنجا بودم همه همرزمانم فکر کردند که من به شهادت رسیدم ولی بعد از این دوشبانه روز توفیق شهادت را نداشتم و مجددأ من را به بیمارستان انتقال دادند.
,چه مدت در جبهه حضور داشتید؟
, چه مدت در جبهه حضور داشتید؟,۲۱ ماه از جنگ گذشته بود که وارد شدم وتا آخر جنگ حضور داشتم.
,دفاع مقدس از نظر شما به چه معناست؟
, دفاع مقدس از نظر شما به چه معناست؟,دفاع مقدس دوتا پارامتر داره یکی اینکه جوانان ما از میهن دفاع کردند و در واقع هدف اصلی جوانان دفاع از اسلام و اسلامیت بود.
,در چه عملیات های حضور داشتید؟
, در چه عملیات های حضور داشتید؟,طریق القدس ،بیت المقدس و…تقریبأ در تمامی عملیات ها حضور داشتم.
,توصیه شما به جوانان امروزی چیست؟
, توصیه شما به جوانان امروزی چیست؟,جوانان امروزی باید زیر سایه جمهوری اسلامی حرکت کنند و زندگی شهداء را الگوی خود قرار دهند.
,یکی از بهترین خاطرات دوران دفاع مقدس شما چه بود؟
, یکی از بهترین خاطرات دوران دفاع مقدس شما چه بود؟,شهادت یکی از همرزمانم بود که یک روز من و شهید گلستانی باهم در دکل دیده بانی حرف می زدیم و با دوربین اطراف را نگاه می کرد ومن هم داشتم گرا را می نوشتم و گلوله به گردن این شهید عزیز اثابت کرد وسر را از بدنش جدا کرد و در این هنگام هنوز این شهید قهقهه می زد واینجا بود که من این کلام نورانی قرآن را درک کردم که شهداء در قهقهه مستانه شان عند ربهم یرزقونند.
,وسخن آخر؟
, وسخن آخر؟,جوانان ما مواظب باشند و اگر می خواهند در راه دین باشند باید مراقب ترفندهای دشمنان باشند زیرا دشمن هزاران ترفند دارد و اگر جوانان می خواهند در راه دین حرکت کنند و در دام ترفند های دشمن گرفتار نشوند باید وصیت نامه شهداء را مطالعه کنند.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه