برای پارچه نوشته هایی که رنگ ماتم گرفت؛
کعبه قربانگاه عشاق، گلوگاه کفار/ شرمتان باد که از تبار فتنه اید
کعبه همان منزلگه امن به ناگاه ناامن می شود،جرثقیل سنگین ظلم بر گستره بندگی می افتد.نفس کشیدن رنگ می بازد،کعبه می شود قربانگاه و عشاق می شوند قربانی…قربانیان عید قربان این بار آدم ها هستند![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری فریدن، حادثه فقط در هم تنیدگی نابسامانی ها نیست، گاهی حادثه آنقدر برایت دور از باور است که همه چارچوب های ذهنت به هم می ریزد. گاهی حتی اگر مرگ را شناخته باشی باور برخی مرگ ها برایت سخت می شود. مرگ گاهی در ذهنت شبیه تیرخوردن و زخم برداشتن است اما …
گاهی مرگ یعنی این که با تمام پیکرت فرش شوی برای عبور انسان هایی از جنس خودت بی آن که بتوانی برای زنده ماندن تقلا کنی. گاهی مرگ تو را در دوراهی باور یا انکار قرار می دهد. در تلاطم یافتن روزنه ای برای قرار، برای نفس و برای رهایی
,
,
فقط ذره ای احساس که داشته باشی سر تا پا بغض می شوی، بغض تو به اندازه تمام حیرانی پاگیرت می کند، پاگیر به خاطر جان های نابی که حیرت انگیزانه و ناباورانه از دست رفت. هجوم آدم ها روی آدم ها، خفگی و هراس از مردن،فشار جان ها و التماس برای زنده ماندن.
باورت می شود گاهی مرگ به این اندازه ناباورانه باشد؟ تن های پاکی که همه تعلق خود را روی زمین جا گذاشتند آدم هایی که غول وابستگی را قربانی و به سوی کعبه ی مقصود بار سفر بسته بودند.
,
,
قرار بود حاجی شوند، لبیک گویان رفته بودند تا حرم امن یار، نفرت زده از ابلیس، سنگ زنان به نشان های کفر و ظلمت، سیاه و سفید و عرب و عجم، همه در دریای شفاف یکتاپرستی قطره شده بودند.
اما افسوس که شیاطین آماج سنگ ها را تاب نیاوردند، گویی حاجیان را به مانند سنگ هایی دیدند که لرزه بر پیکره حکومت ننگینشان انداخته است، یکرنگی و وحدت قطره های عبودیت را نتوانستند ببینند برخود لرزیدند.
سردمدارانی که تمام هنرشان ریختن بمب های فطرت کش بر سر هم نوعان خودشان است، جاهلان همیشه جاهلی که شکم و شهوت و ظلم بی کفایتشان کرده و ننگ جهل را تا ابد همچون چارپایان افسار گسیخته به دوش می کشند، یمن را با خشم به ارث برده از خوی درندگی ویرانه کرده اند و برای عبور سرکرده خونخوارخود عرصه نفس کشیدن را برای حاجیان عاشق، تنگ کردند.
آنطرف تر سردمدار تن پرورشان از بالای قصر خویش و قیحانه نظاره گر جان دادن میهمانان کشورش است، تباری که قدرت جمع کردن این فاجعه را ندارد اما قدرت کذایی اش را با ریختن بمب بر سر یمنی های بخت برگشته به رخ می کشد. آنقدر خون وحشی گری در رگ هایشان جاریست که زبان درازشان به حفر گور دسته جمعی برای حجاج می چرخد! وبا همه ادعاهای زمختشان آنقدر ترسو و بزدل اند که وا می دهند. کدام درد را تاب بیاوریم؟ مرگ حاجیان در سرزمینی غریب با سایه غربت اندوهناکش یا بی حرمتی به پیکرهای جان باخته در راه عاشقی کعبه همان منزلگه امن به ناگاه ناامن می شود.
جرثقیل سنگین ظلم بر گستره بندگی می افتد نفس کشیدن رنگ می بازد کعبه می شود قربانگاه و عشاق می شوند قربانی قربانیان عید قربان این بار آدم ها هستند حج امسال و پس از آن غدیر و قصه حج الوداع به حج آخر حاجیان پیوند می خورد عجیب قافیه ها جور می شود واژه ها معنا می گیرند.
به راستی انگشتان حاجیان قربانی به چه اشاره می کرد؟ کفار باز هم برخود می لرزند ستون های پوشالی شان می ترکد، کعبه که دیر زمانی بهانه خوبی برای چپاولگری سردمداران کفر بوده است اکنون همچون گلوگاه پاپیچ آل فتنه است.
حال کفار باید در اوج شکم پرستی و شهوت گرایی و بی تدبیری به دنبال جمع کردن این حادثه تلخ و مرموز باشند کسانی که بلافاصله پس از این فاجعه ی هولناک به رقص و پایکوبی می پردازند گویی در پی مردن مسلمانی، قصه رقص بوزینه های آل فتنه تکرار گشته بوزینه هایی که جایشان روی شانه های یزیدیان و امویان بود.
فقط خدا می داند غم آن دخترکی که دیگر پدر را نمی بیند تا چه اندازه سنگین است یا آن مادری که ضربان قلبش با شنیدن خبر مرگ فرزند دلبندش می ایستد. فقط خدا می داند شوق حاجی شدن پدرها و مادرها با این حادثه شوم چگونه به زخمی جانکاه تبدیل می شود. حال عده ای بنشینند و بگویند حاجیان خود مقصر بوده اند یا عده ای بگویند حج باید تعطیل شود یا برخی پشت آل سعود را بگیرند و بگویند این فقط یک اتفاق بود و سقوط جرثقیل سنگدلی را گردن باد بیندازند اما به هرم نفس های گرم حاجیان زنده، راز این فاجعه غم بار برملا خواهد شد. همان حجاج بازمانده ای که به مثابه ی تنها سند زنده همچون سفیر ، حقیقت را به تمام جهان مصادره می کنند این جاست که بازهم کفار برخود خواهند لرزید! انسان که باشی از غم این رخداد عجیب ماتم می گیری گرچه آن ها که رفتند در خوب ترین جایگاه آرام گرفتند اما چه شد که حرم امن الهی اینچنین ناامن شد؟ و چه شد که در کشوری بارها مسلمانان می میرند وصدای کسی هم در نمی آید؟
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
برخی سران وقیحانه سکوت کرده اند و حتی آمار کشته های خود را فاش نمی کنند؟ این ها همان سران لال در برابر ظلم اند همان هایی که در برابرمصیبت فلسطین مظلوم سکوت کرده اند همان هایی که آبروی اسلام را با نوکری استعمار برده اند چه قدر بوی ظهور می دهد این ها وقتی اسلام گم شده وقتی حج بهانه ای می شود برای چپاول و کشتار و غارت دل ها که عزادار است.
,عزادار حاجیان سفر کرده تا عرش حاجیانی که پدرها و مادرها و فرزندان همه ی ایرانند مشتاقان دیدار دوست که به زمین برنگشتند خانه امن خدا بوی خون گرفت.
,شرمتان باد ای حقه باز های برآمده از تبار جاهلی شرمتان باد که هجرت امام حاجیان به کربلا نیز از بدعهدی و بی کفایتی شما بود شرمتان باد که از تبار فتنه اید.
,و می آیند مختارهایی که از “بارش آتش ها بر کعبه” انتقام سختی خواهند گرفت.
,انتهای پیام/گ
]
ارسال دیدگاه