یادداشت یک معلم
با حضور در مدرسه ایام خوش گذشته برایم تداعی می شد
این روزها وقتی توفیق حضور در مدرسه را می یا بیم، هم ایام خوش گذشته برایم تداعی می شد و هم پازل زیبایی از گروه ها و جمعیت های مختلف را در مدرسه رویت می کنیم و در این چند روز آنچه دیدیم شور، نشاط، صحت ، صداقت، رفتار طبیعی و سالم بود که کودکان از خود بروز می دادند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از قرچک آنلاین; روزهای آغازین مهر بنا به وظیفه و به دعوت مسئولان آموزش و پرورش، میهمان برخی مدارس شهرستان بودم، مدارسی که رسماً آغاز سال تحصیلی را رقم می زدند و روز شکوفه ها و جشن عاطفه ها و امثال این ها روحم را جلا و رنگ و بو می بخشیدند .
در این روزها وقتی من و سایرین توفیق حضور در مدرسه را می یابییم. هم ایام خوش گذشته برایمان تداعی می شد و هم پازل زیبایی از گروه ها، جمعیت های مختلف را در مدرسه رویت می منیم. معمولاً در گوشه ای از حیاط مدرسه اولیا دانش آموزان که غالباً مادران هستند و با هزار امید و آرزو فرزند دلبندشان را برای نخستین بار روانه مدرسه کرده اند قرار داردند و گوشه ای هم صندلی هایی چینده شده که مسئولان روی آنها لم می دادند و میز های کوتاه و عسلی که دم دست قرار می گرفت تا مسئولان پذیرایی شوند و سایرین تماشا؟!
مدیر و معاونین مدرسه هم طفلکی ها دائم در تکاپو و اداره مراسم بودند و گروه مجری هم با ساز و آواز به مجلس شور می دادند و سایرین را با هنرنمایی شاد می کنند!
اما زیباترین بخش این ملغمه آموزشی، تربیتی آنجا بود که صفوف منظم و بهم پیوسته دانش آموزان قرار داشت و آینده سازان فردای مملکت با روپوش های هم رنگ و خوش فرم کنار هم ایستاده اند و هم آوایی می کردند و مثل نگینی که در انگشتری جلوه کند بین ما می درخشیدند و احساسات پاک خود رابه هیچ قید و بندی بروز می دهند و خنده کودکانه آنها از بین غنچه لب هایشان ارزانی جمع می شد .
هر زمان که اقتضاء می کرد و مجری درخواست می کرد چنان از صمیم دل کف می زدند و شادمانی می کننند که موج انرژی گرم و مثبت شان صورت ما را هم می نواخت و یواشکی با پا یا دست همراهی و هم آوایی می کنیم و کودک درونمان به سرعت بیدار می شد و حس نوستالژیک قریبی را با ما همراه می ساخت .
,
,
,
, ,
,
,
اما آنچه مرا بیش از هر چیز دیگر در این ایام به فکر فرو می برد این است که این کودکان معصوم با این روحیات پاک و بی آلایش که حدیث نبوی کل مولودٍ یولد علی الفطره را بیاد می آورد چرا در محیط مدرسه به سرعت رنگ عوض کرده و پوست می اندازند، آیا این تعارض و تفاوت نتیجه روش های غلط آموزشی ماست ؟!
نکند خدای ناکرده بعد پنجاه سال هنوز هم همان حرف پیاژه باشد که گفت : بچه های ما تا وقتی خوب و خلاق هستند که به مدرسه نرفته اند ؟!
وقتی ما آنها را به مدرسه فرا می خوانیم با روش های بد آموزشی هم خلاقیت و هُنر را در آنها می کشیم و هم اینکه آنها را به موجوداتی مسخ شده تبدیل می کنیم .
در این چند روز آنچه من دیدم شور، نشاط ، صحت، صداقت، رفتار طبیعی و سالم بود که کودکان از خود بروز می دادند.
اُمید آنکه این صفات را قدر بدانیم و با دلسوزی و روش های صحیح و آگاهانه بتوانیم نسلی را آموزش دهیم که مایه افتخار و مباهات باشند و فردا که به محصول کارمان نظر می کنیم خستگی از تنه مان به درآید و کیف کنیم از اینکه چنین گل هایی را در باغ و بستان تعلیم و تربیت پرورش داده ایم .
البته معلمین و همکاران جوان آگاه باشند که این کار صد البته زحمت بسیار دارد و خون دل ها باید خورد و بقول فخر الدین اسعد گرگانی :
نبینی باغبان چون گل بکارد
چه مایه غم خورد تا گل برآرد
به روز و شب بود بی صبر و بی خواب
گهی پیراید او را گه دهد آب
گهی از بهر او خوابش رمیده
گهی از خار او دستش خلیده
به امید آن همه تیمار بیند
که تا روزی بر او گل بار بیند
به امید سالی توأم با موفقیت و بهروزی برای همه مردم جمهوری اسلامی ایران بویژه معلمین عزیز و دلسوز و دانش آموزان گرامی .
یادداشت اصغر قاسمی بازنسته آموزش و پرورش شهرستان قرچک
انتهای پیام/
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه