روایتی از مراسم یادبود آن 9 حاجی که در منا تشنه به دیدار معبود شتافتند
گریه امانش را بریده و لحظهای امانش نمیدهد گوشه روسری را در دست گرفته و می گوید بابایی 17 روز است که دلتنگتم؛ چراغ خانه مان بی تو خاموش است، انگار دردانه بابا هنوز باور ندارد که دیگر بابایش نیست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سبلانه، روضه خوان، روضه امام حسین می خواند و از عطش و تنهایی یاران و فرزندان امام می گوید، صدای ضجه ها و ناله ها بلند و بلندتر می شود و بُغضی که می گوید آرزوها داشتم برایت بابا.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سبلانه,,
گریه امانش را بریده و لحظهای امانش نمیدهد گوشه روسری را در دست گرفته و می گوید بابایی 17 روز است که دلتنگتم؛ چراغ خانه مان بی تو خاموش است، انگار دردانه بابا هنوز باور ندارد که دیگر بابایش نیست.
,,
می گوید می دانی بابای مهربانم ریسه ها هنوز بر در و دیوار خانه مان آویزان است و من منتظر آمدنت، حال درد نبودنت را چطور تاب بیاورم.
,,
روضه خوان از تنهایی حضرت زینب می خواند و از بی کسی اش، نوای روضه خوان به اینجا که می رسد، خواهر داغداری دستانش را رو به آسمان می گیرد و می گوید خدایا با غم نبودن برادرم چه کنم؟ و دیگرانی که اطرافش را میگیرند و از صبر زینب می گویند.
,,
نوحه خوان از لبان تشنه ای می گوید که امیدشان سیراب شدن با مشک پر آب عباس بود و مشکی که دیگر جایی برای ذخیره آب ندارد و دستانی که قلم شد و صاحبش دیگر به خیمه ها نیامد.
,حالا همه مجلس یک نوا یا حسین می گویند و خانواده های 9 حاجی پر کشیده در فاجعه منا هم نوا با همه بر عزای حسین می گریند و روضهخوان می گوید خوش به حال این حاجی های لب تشنه ، آنها که حسینی بودند و چون او تشنه به دیدار یار شتافتند.
,خوش به سعادتشان ...
,حال همه مجلس در سکوتی عظیم فرو رفته و همه دست به دعا گشوده اند، اینجا دل ها همه پر کشیده است به سوی معبود و زمزمه هایی که به آخر می رسد و همه یک دعا دارند "خدایا صاحب این عصر را زودتر برسان ".
,,
مراسم یادبود 9 حاجی جانباخته اردبیلی امروز در حسینیه بزرگ ثارلله اردبیل و با حضور گسترده مردم و مسئولین برگزار شد.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه