به مناسیت سالروز شهادت "شیخ محمد خیابانی"؛
مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بیشرفانه است...
شهید شیخ محمد خیابانی، آخرین کلماتش را با جمله «مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بیشرفانه است»، خاتمه میدهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت خبری کریمه، ... در سال 1297 ق در خامنه، از توابع شهرستان شبستر، به دنیا آمد که نامش را محمد نهادند، پدر او حاجی عبدالحمید در روسیه به تجارت مشغول بود و قریب سی سال در شهر پتروفسکی، پایتخت آن روز جمهوری خودمختار مسلماننشین داغستان، مقیم و مشغول دادوستد بود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت خبری کریمه،, سایت خبری کریمه،, سایت خبری کریمه،,محمد در اوایل کودکی مقدمات دروس آن دوره را در مکتب خواند و سپس به روسیه سفر کرد و در تجارتخانه پدر مشغول کار شد و پس از آن به تبریز بازگشت.
,شیخ محمد خیابانی علاوه بر فضایل و کمالات علمی اخلاقاً نیز مقام ارجمندی داشت، بیانش به زبان مادری و لسان پارسی بسیار رسا و شیرین و در عین حال، برّان و در زهد و تقوا و پرهیزکاری نیز مشهور و معروف همگان بود.
,شهید شیخ محمد خیابانی قبل از انقلاب مشروطیت که در عنفوان جوانی بود، قریب یکی دو سال ظهرها در مسجد جامع و شبها در مسجد کریمخان، واقع در محله خیابان تبریز امامت کرد و بیش از هزار مأموم داشت.
,وی در سراسر زندگی سیاسی خود بههیچ وجه آلوده نشد و نه تنها پیوستگی به سیاست بیگانهای نداشت و جز عشق به دیار و سرزمین ایران چیزی محرک و پشتیبان او نبود، بلکه جاهطلبیها و خودخواهیها و ریاستجوییهایی که در دیگران، آفات بسیار برانگیخت و ماجراها و رسواییهای زیادی را فراهم کرد، در او نبود.
, وی در سراسر زندگی سیاسی خود بههیچ وجه آلوده نشد و نه تنها پیوستگی به سیاست بیگانهای نداشت و جز عشق به دیار و سرزمین ایران چیزی محرک و پشتیبان او نبود، بلکه جاهطلبیها و خودخواهیها و ریاستجوییهایی که در دیگران، آفات بسیار برانگیخت و ماجراها و رسواییهای زیادی را فراهم کرد، در او نبود.,بالاتر از همه اینکه ابداً توقع مادی از کسی نداشت و هرگز زندگی خود را به پستیها و کوتهنظریهایی که یگانه محرک دیگران بود نیالود.
,ایشان چندین سال، یکی از مؤثرترین مردان سیاست ایران بود، چه در تهران و چه در تبریز وجود او در روی دادن حوادث و در جریان وقایع بسیار مؤثر بود و بهآسانی میتوانست از نفوذ خود برای به دست آوردن هرچه میخواست بهرهمند شود. با این همه در زندگی ساده نزدیک به تهیدستی زیست و روزی که از جهان رفت، اندوخته محقر دیگران را هم نداشت.
,افکار اصلاحی و آرمانهای انسانی شیخمحمد خیابانی که بیشتر از راه سخنرانیها و نطقهای عمومی او القا شده، سرشار از روشنگری، آزادیخواهی، بیگانهرانی، حریتآموزی، فلاح گستری، تباهیستیزی، ملیتپروری و دیانتشعاری است.
,حتی برخی از آگاهان معتقدند که هنوز سالها زود است تا جامعه افکار خیابانی را بفهمد و هضم کند، آنچه مسلم است این است که مجموعه آرمانی این مصلح اسلامی نشان میدهد که عقل بیدار و خون جوشان این فرزند آگاه دین، هیچ خواری، فساد، وطنفروشی، فرودستی، فقر، نابسامانی و بیعدالتی و جهل و جنایت را نمیپذیرفته است و پایه مبارزه با این همه را روی داشتن قدرت و دادن آگاهی استوار میداشته است.
, حتی برخی از آگاهان معتقدند که هنوز سالها زود است تا جامعه افکار خیابانی را بفهمد و هضم کند، آنچه مسلم است این است که مجموعه آرمانی این مصلح اسلامی نشان میدهد که عقل بیدار و خون جوشان این فرزند آگاه دین، هیچ خواری، فساد، وطنفروشی، فرودستی، فقر، نابسامانی و بیعدالتی و جهل و جنایت را نمیپذیرفته است و پایه مبارزه با این همه را روی داشتن قدرت و دادن آگاهی استوار میداشته است.,این شهید گرانقدر در بخشی از نطقهای خود آورده است: ظلم را پذیرفتن خود یک خیانت است و در مقابل ظلمی که به همنوع میشود ساکت نشستن نیز خیانت است. آمال خودتان را ممکن بدانید. نباید قوت قلبی را که برای ما لازم است در افراد جستوجو کنیم، ملت است که باید آن را داشته باشد. تا روزی که مانند شیر و شکر آمیزش نکرده و یکوجود نشدهاید، حق ندارید زبان به تنقید دیگران بگشایید. وقتی که متحد شدید، قلب متین و شجاع خواهید داشت. همینکه مقصود در نظر شما مشخص شد مانند مرغ سریعالطیر به طرف آن خواهید شتافت.
,همچنین در جایی دیگر مطرح میکند که آزادی و استقلال یک ملت منوط بر این است که در کودکی، معنی عزت و ذلت، شرافت و دنائت را به او یاد داده باشند، ملتی که تفاوت این حیثیات را نداند، ممکن نیست زنده نیکنام باشد...
,

, آری، شیخمحمد خیابانی نمونهای از عالمان آگاه و شجاع اسلام است که دوست و همرزمش درباره وی چنین مینویسد:
, آری، شیخمحمد خیابانی نمونهای از عالمان آگاه و شجاع اسلام است که دوست و همرزمش درباره وی چنین مینویسد:,فراموش نمیکنم شهامت و متانت فقید شهید خیابانی مرحوم را که روز اول دستگیری تصمیم گرفت ابداً ولو یک حرف هم باشد به صاحبمنصبان عثمانی نگوید و اعتنا نکند و حتی با رفقا قرار گذاشته بود که در موقع استنطاق ابداً به سؤالاتشان جواب ندهد و تنها بگوید: شما حق ندارید ما را استنطاق کنید و در این رأی راسخ بود و اعتنایی به تهدیدات عثمانیها نکرد و ابداً جوابی به آنها نداد.
,نحوه قیام و شهادت شیخ محمد خیابانی
, نحوه قیام و شهادت شیخ محمد خیابانی,پس از اینکه قیام تبریز، به رهبری خیابانی، سامانی مییابد و نفوذ ملی را بسط میدهد دولت وقت درصدد از میان بردن این قیام برمیآید، نخست ایادی خائن به ملت و دژخیمان دشمنِ مردم را به آذربایجان گسیل میدارد تا از هرگونه اقدام درباره سرکوب کردن قیام مردم خودداری نکنند. بدین گونه کار منتهی به پراکنده شدن آزادیخواهان و اختفای خیابانی در منزل یکی از عالمان دینی تبریز، حاجشیخ حسنعلی میانجی میشود.
,شرح این پیشامد و واقعه شهادت خیابانی را هم حاجمحمدعلی بادامچی و هم سیدعلی آذری مرقوم داشتهاند، مؤلف اخیرالذکر این واقعه را از قول نوه حاجشیخ حسنعلی میانجی که خود شاهد واقعه بوده، آورده و تفصیل آن را ثبت کرده است:
,

, مرحوم خیابانی، بهواسطه تسخیر عالیقاپو و فقدان قوای ملی ناگزیر از پنهان شدن شد. پیش از آنکه به خانه ما بیاید، یکی از دوستان خیلی نزدیک او که عضو هیئتمدیره قیام نیز بود، چهار ساعت او را به انتظار خود گذاشت و وقت بسیار گرانبهایش را عبث و بیهوده ساخت.
,هنگامیکه به خانه ما آمد و جریان را به پدربزرگم گفت، ایشان باکمال محبت و شجاعت او را پذیرفت.
,پدربزرگم طرز فرار او را از خانهاش پرسید، خیابانی چنین گفت: «چند دقیقه پیش که قزاقان به در خانهام هجوم آوردند، من چاره را در این دیدم که به پشتبام بروم و خود را به کوچه شما بیندازم و همین کار را کردم. پس از فرود آمدن از پشتبام، تفنگ و قطار فشنگم را زنم از بالای بام انداخت. برداشتم و مستقیماً آمدم اینجا.»
,آن شب ما ابداً به خواب نرفتیم. به نوبت کشیک میدادیم. من و مادربزرگم مأمور پذیرایی خیابانی شدیم. روز بعد از اختفا، پدربزرگم به خیابانی پیشنهاد کرد که هرگاه موافقت فرمایید نزد مخبرالسلطنه میروم و برای شما تأمین میگیرم. خیابانی چنین پاسخ داد: «شما شخصیت بزرگی هستید، او کوچکتر از آن است که شما نزد او بروید.»
,بعدازظهر روز دوم اختفا، وقتی که اسماعیل قزاق و همراهانش وارد خانه ما شدند و به طرف زیرزمین روانه شدند، خیابانی او را از پنجره زیرزمین دید و امکان داشت قبل از شلیک اسماعیل، او را از پا درآورد، ولی به احترام قولی که داده بود ابداً تیر خالی نکرد. اسماعیل قزاق بلادرنگ چندین تیر از پنجره زیرزمین به طرف شیخ که با پیراهن و زیرشلواری بود، خالی کرد... شیون و غوغای عجیبی در خانه ما به راه افتاده بود... اسماعیل و همراهانش وارد زیرزمین شدند، پس از لحظهای جسد خونآلود شیخ را از زیرزمین خارج کردند و به میان کوچه بردند.
,جسد را در کوچه روی نردبان کوچکی انداختند و به مقر فرمانفرمایی مخبرالسلطنه بردند...
,اینگونه بود که یکی دیگر از شهیدان بزرگ اسلام، سربلند و سرخکفن، به صف دیگر مجاهدان پیوست و آزاده مردی با ترجیح دادن مرگ بر تسلیم، ورقی تابناک بر تاریخ شهیدان فضیلت بیفزود، شهادت شیخ محمد خیابانی در روز بیست و نهم ماه ذیحجه سال ۱۳۳۸ هجری قمری اتفاق افتاد.
, اینگونه بود که یکی دیگر از شهیدان بزرگ اسلام، سربلند و سرخکفن، به صف دیگر مجاهدان پیوست و آزاده مردی با ترجیح دادن مرگ بر تسلیم، ورقی تابناک بر تاریخ شهیدان فضیلت بیفزود، شهادت شیخ محمد خیابانی در روز بیست و نهم ماه ذیحجه سال ۱۳۳۸ هجری قمری اتفاق افتاد.,

, ... و آخرین کلماتش را با جمله «مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بیشرفانه است»، خاتمه میدهد: جوانان! امیدهای آتیه وطن! بدانید که همواره افتخارات حقیقی در میانه جانفشانیهاست. شرافت واقعی نصیب کسی است که برای راحتی دیگران جاننثاری میکند و در میدان مبارزه حیات اجتماعی، پشت به حملات روزگار نشان نداد و مغلوب مصائب طاقتفرسا نشد.
, ... و آخرین کلماتش را با جمله «مرگ شرافتمندانه بهتر از حیات بیشرفانه است»، خاتمه میدهد: جوانان! امیدهای آتیه وطن! بدانید که همواره افتخارات حقیقی در میانه جانفشانیهاست. شرافت واقعی نصیب کسی است که برای راحتی دیگران جاننثاری میکند و در میدان مبارزه حیات اجتماعی، پشت به حملات روزگار نشان نداد و مغلوب مصائب طاقتفرسا نشد., .]
ارسال دیدگاه