یادداشت:
گفتاردرمانی رئیس جمهور با «بگم بگم» های تکراری مرهم نمی شود
"گفتن"های تاریخ دار رئیس جمهور فعلی از "بگم بگم" های رئیس جمهور قبلی بیشتر پرده ادبیات سیاسی در ایران را دریده و پل های محدوده سخنوری سیاسی را پرتَرَک تر کرده است، زیرا با توجه به ساختار سیاسی دهه 80 و وجود سران فتنه ایی که هر یک خود را در میدان سیاست اعجوبه ایی می دانستند و به زعم خود دارای پایگاه اجتماعی و مردمی گسترده ایی بودند، "بگم بگم" گفتن ها ی احمدی نژاد جرقه ایی بر کاخ پوشالی فتنه گرانی بود که باید نقاب از رویشان برداشته می شد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل ازشاهوخبر؛ معمولا در جوامع مختلف افراد عامه به دنبال ازاین در شنیدن و از آن ور بازگفتن هستند، قیدوبند خاصی برای حفظ آداب واگویی وقایع ندارند و این عادت آنچنان مرسوم بوده که مَثَل ها و اشعار فراوانی درباره آن به صورت طنز و هزل نوشته شده و یا در ادبیات عامه در منظر کنایه، ایما واشاره درآمده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, شاهوخبر,دراین میان سنجیده گویی و گزیده گویی سخن مناسب لازمه ارتباطات بهینه اجتماعی بوده و برای بیان مقصود ابزار مهم ارتباط انسانی و از محاسن سخنوری می باشد، که خاص و عام باید به آن پایبند بوده تا چهارچوب نظام اجتماعی از گردونه آداب خارج نگردد.
,دگرگونی های مختلف در قرون متمادی باعث شده که نظم وآداب در سخنوری تغییرات زیادی پیداکند و هر صنف، طبقه، پایگاه و به عبارتی هرفردی دارای دیالکت و مباحثه مختص به خود گشته که با توجه به گفتار فرد می توان به میزان اندیشه و توانایی اندیشگی وی پی برد.
,طبقه سیاسیون نیز از جمله دسته هایی هستند که ادبیات خاص خود را دارند و بیان و گفتار آنها باید نشأت گرفته از علم اندوزی بر پایه سیاست باشد؛ سیاسیونی که عبارت های عامیانه به کار برند و در سخنانشان قیود ادبی سیاسی را کاربردی ننمایند، مورد هجمه قرار گرفته و به حاشیه رانده می شوند.
,سیاستمدارباید به نحوی سخن گوید که شنونده به تأمل و تفکر واداشته شود و به وی فرصت داده شود که طعم و نغزی گفتار سنجیده وی را بچشد؛ برای ادای معنی واحد عبارت های مترادف به کار برد و از واژه ها و تعبیرهای متعدد استفاده نماید تا در عین بازگویی مطلب، پیچپدگی سخنوری خود را نشان دهد و اندیشه ها را به سوی تأملی سیاسی برانگیزد.
,مردسیاست در میانه کلام خود که با تعابیر گوناگون بیان نموده، همواره یکی از عبارت ها یا یک واژه و تعبیر را به عنوان کلید پیام رسانی معین برمی گزیند و ضربه سخن خود را بر شنونده فرود می آورد تا افاده مقصود کند.
,سخنوران قهار در عالم سیاست معتقدند برای انتخاب واژه و تعبیر کلیدی، گنجینه لغوی بیان کننده باید در حد لازم غنی باشد؛ یعنی سخنور باید چیزی در آستین داشته باشد.به خصوص در میان ما ایرانی ها که اگر در هر طبقه و صنفی باشیم باید کوشش نماییم تا منظور خود را به بهترین وجه بیان داریم، زیرا انتخاب یک فعل، صفت یا یک قید بجا و پر محتوا کار چند جمله را کرده و منظور را انتقال می دهد.
,در طی یک دهه گذشته واژه های جدیدی به دایره لغات بعضی ازسیاستمداران ایرانی اضافه شده است که باعث شده پل های میان ادبیات سیاسیون با ادبیات عوام تَرَک برداشته و حدود واژگان در هم شکسته شود. یکی از این واژه ها "بگم بگم" های رئیس جمهور قبلی بود که اوج واگویی آن در جریان انتخابات سال 88 و برای به زیر کشیدن حریفان انتخاباتی به کار برده شد و اکنون رئیس جمهور کنونی ظاهرا آگاهانه از آن بهره می برد و با سرگرم نمودن حریفان، بیان آخر را برای آخر بازی می گذارد و "بگم بگم" هایش همراه "گفتن" هایی برای آتیه شده است.
,"گفتن"های تاریخ دار رئیس جمهور فعلی از "بگم بگم" های رئیس جمهور قبلی بیشتر پرده ادبیات سیاسی را در ایران دریده است و پل های محدوده سخنوری سیاسی را پرتَرَک تر کرده است، زیرا با توجه به ساختار سیاسی دهه 80 و وجود سران فتنه ایی که هر یک خود را در میدان سیاست اعجوبه ایی می دانستند و به زعم خود دارای پایگاه اجتماعی و مردمی گسترده ایی بودند، "بگم بگم" گفتن های احمدی نژاد جرقه ایی بر کاخ پوشالی فتنه گرانی بود که باید نقاب از رویشان برداشته می شد.
,احمدی نژاد فرد دست بسته ایی نبود و با هر ادبیاتی که به کف می آورد بی محابا ضربه خود را وارد می ساخت، با زیرکی و زودتر از همگان برنامه چهره های روبرو خود را شناسایی کرده و می دانست که در آستین خود فتنه ها دارند.
,ولی امروز که روحانی یکه تاز میدان داخلی و بین المللی سیاست ایران شده وبر طبق گفته های خویش سیاسیون آداب دان و دارای نظم سیاسی را در اطراف خود دارد دیگر نیازی به "بگم بگم" و "بعداً میگم" ندارد و این لغات نه تنها ضربه ایی بر توان سخنوری وی است بلکه باعث می شود از ادبیات سیاستمداری در ایران فاصله گرفته و با نوای نرم خود ادبیات کوچه بازاری را نشرسیاسی دهد.
,نکته مهم که سیاست مداران به آن پایبند بوده و روحانی نیز باید این گونه باشد، آشکارگویی و عدم لاپوشانی در سخنوری است، اگر واقعا چیزی برای بیان وجود دارد و کلید حل معادلات پشت پرده در دستان وی است، بی محابا و بدون واهمه سخن خود را برای ملت بازگو نماید تا بالاخره دری گشوده گردد و نیز لاپوشانی سیاسی در میان سیاسیون حال ایران رخت بربندد.
,انتهای پیام/ف
,
ارسال دیدگاه