به بهانه پایان جشنواره رویش دانشگاه کاشان؛
واکاوی اغتشاش هویتی یک تشکل دانشگاه کاشان
یکی از تشکل های دانشگاه کاشان که به قصد معرفی و جذب نیرو از دانشجویان جدیدالورود در جشنواره رویش شرکت کرده بود، غرفه خود را با مجموعه عکسهایی پر کرده بود که نشان از سردرگمی ایدئولوژیک و و اغتشاش هویتی فراوان آن تشکل داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از کاشان اول، سال گذشته انتخاباتی در دانشگاه کاشان توسط یکی از تشکلها برگزار شد که اما و اگرهای فراوانی داشت. عدهای که بیشترین انتقادها را به سازوکار شورای نگهبان و «نظارت استصوابی» داشتند، خودشان پا را از نظارت استصوابی هم فراتر گذاشتند و پس از ثبت نام گزینشی دانشجویان، دست به «چینش انتخابی» کاندیداهای شورای مرکزی خود زدند تا به عنوان یک تشکل رسمی دانشجویی که با رأی مستقیم دانشجویان روی کار آمده اند، شناخته شوند و مجوز فعالیت دریافت کنند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, کاشان اول,کار به این ترتیب بود که عده مذکور، تعدادی از دانشجویان مدنظر خود را دستچین و وارد لیست کاندیداها کرده و از ورود سایر دانشجویان متقاضی برای شرکت در تشکیلات خود جلوگیری کردند! سپس با تبلیغاتی هدایت شده و جهتدار نام نیروهای خود را از صندوقهای رأی بیرون آوردند و پرچم خود را از این تشکل، به اهتزاز درآوردند؛ یک انتخابات مهندسی شده تمام عیار!
جالبتر از فرآیند خود انتخابات این تشکل، فرآیند تدوین اساسنامهای بود که هسته اولیه این تشکل قبل از تأسیس، مبنای انتخابات و شکل دهی به مجموعه خود قرار دادند، آن را به دست خود نوشته و تأیید و تصویب کردند و به مرحله اجرا درآوردند. همین هم شد زیرساختی برای ممنوعیت ورود به تشکل برای دانشجویان خارج از حلقه پدرخواندهها! و انتصاب کسانی که این تشکل را ملک طلق خود میپنداشتند.
از طنز روزگار آنکه پدر فکری این تشکیلات که خود دانشجوی همین دانشگاه است، جانانه و به غیردموکراتیک ترین منطق، از این انتصابات برگزار شده دفاع کرده و آن را حق مسلم خود و اطرافیانش برمی شمرد.
البته ناگفته نماند که حق تدوین اساسنامه و برگزاری انتخابات و ضریب دادن به نیروی های فعال تشکل و تعیین شورای عمومی و شورای مرکزی و الخ برای هر تشکل دانشجویی محفوظ و جزئی از روال تشکل های دانشجویی است.
اما آن چیزی که باعث تناقض و مایه خنده و گریه است، طرح شعار دموکراسی حداکثری و آزادی مطلق اندیشه و حق انتخاب بی قید و شرط و … توسط عده است که در عمل، دستشان تا مرفق درون صندوق انتخاباتِ مهندسی شده و سرشان تا گردن داخل اسب تروای تشکل خودساخته است! و با این تلاشها و تقلاها، ذهن را به سمت حرکت آن پرنده می برند که بیشتر بدنش از برف بیرون است و خیال مخفی بودن دارد! با این تفاوت که آن پرنده، قصد تصرف جایی را در سر نمیپروراند!
در همین راستا، از نقش منفعلانه مسئولین ذیربط در دانشگاه و سرپوش نهادن بر این تخلف آشکار، سپاسگزاری کرده و آرزوی توفیق داریم!
اما بری که امسال از باغ سبز این تشکل رسید!
امسال دانشگاه کاشان برای آشنایی جدیدالورودها با تشکلها و کانونهای دانشگاه اقدام به برپایی جشنوارهای با نام «رویش» در محل نمایشگاههای دانشگاه کاشان کرد.
در یکی از غرفههای متعلق به این تشکل، تصویر یکی از سران فتنه ۱۳۸۸ که ممنوع التصویر و معروف به «باغی بر انقلاب»(۱) است، کنار عکس رهبر معظم انقلاب نصب شده بود. این تعبیر «باغی بر انقلاب» را کسی در مورد وی به کار نبرد جز خود همین رهبر مظلوم مقتدر. آن جا که در روزهای بستریاش در بیمارستان، چهار نفر واسطه شدند که این چهره سیاسی، به عیادت ایشان برود اما رهبر فرزانه انقلاب فرمودند که من او را «باغی انقلاب» میدانم و اجازه ملاقات ندادند.
اقدام غیرقانونی این تشکل در تبلیغ علنی این آتش بیار فتنه، در حالی رقم خورد که سال گذشته نیز در یکی از نشریات خود اقدام به چاپ و تکثیر تصویر او کرده بودند.
گرچه سال گذشته برخی از دانشجویان انقلابی و مدافع نظام در اعتراض به زدن عکس این فرد به کمیته مطبوعات دانشگاه شکایت کردند، اما اگر اقدام و تذکر جدی به این تشکل داده می شد، امسال شاهد تکرار این تبلیغ فتنهگری نبودیم.
در هرحال امسال دانشجویان انقلابی دانشگاه در اعتراض به این اقدام ساکت ننشستند و طوماری را امضا کرده و در آن خطاب به مسئولین حراست وزارت علوم، این اقدام غیرقانونی انجمن را محکوم کردند.
و اغتشاشات هویتی این تشکل ادامه دارد!
اما این تشکل در غرفه خود، عکسهای دیگری نیز منتشر کرده بود از رهبر انقلاب در کنار یکی از سران فتنه، از آیت الله طالقانی، آیت الله شهید دکتر بهشتی، شهید همت، شهید باکری، دکتر بازرگان، دکتر شریعتی، شاملو، دکتر مصدق، شجریان و.. که حاکی از سردرگمی ایدئولوژیک و و اغتشاش هویتی فراوان آن تشکل بود.
دکتر مصدق که امام خمینی(ره) او را حتی از دایره اسلام خارج میداند در فرمودش می فرماید: «او هم مسلم نبود!» (۲) چگونه در کنار آیت الله دکتر بهشتی(ره) که همین امام امت، او را «یک ملت برای ملت ایران» خطاب می کند و در شهادتش به عزا می نشیند، با هم جمع میشوند؟
آیا می توانیم شعار پیروی از راه امام خمینی(ره) را مدام سر بدهیم و در عمل، هیچ پایبندی به بدیهیات اندیشه های او نداشته باشیم؟
نهضت آزادی و بازرگان که امام خمینی(ره) در موردشان فرمود: «عقاید نهضت آزادی مستلزم آن است که امیر المؤمنین را مرتد بدانند.» و «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند، و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگرف حتی منافقین، « این فرزندان عزیز مهندس بازرگان»، بیشتر و بالاتر است!»(۳) چگونه با آیت الله طالقانی(ره) جمع میشود که امام خمینی (ره) در موردش فرمود: « او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود، برنده بود و کوبنده.»
آیا ملاک این تشکل برای صلاح و فساد افراد و عملکردشان، سلیقه شخصی خودشان است؟ پس چرا شعار شاگردی امام خمینی(ره) و پیروی از خط او را به زبان می آورند؟
به راستی اینها کجا و مجاهدانی همچون مرحوم طالقانی و شهید بهشتی و باکری و شهیدی همچون محمد ابراهیم همت کجا؟! که فرمود: «پیام من به شما در عصر غیبت این است که مطیع محض ولایت فقیه باشید»
به راستی کدام اندیشه بنیادی این دو دسته از شخصیت ها، با هم سنخیت دارد؟
این تناقضات و تناقضات فراوان دیگری از این قبیل، گویای آن است که این تشکل، هنوز تکلیف خودش را با نظام و انقلاب و امام راحل و امام حاضر انقلاب نمی داند و سردرگم و حیران است.
این اقدامات حتی صدای مسئول نهاد رهبری دانشگاه، حجت الاسلام شیخ علی روحانی را هم درآورد و ایشان در سخنرانی خود در مسجد دانشگاه، به نقد این شیطنت در انتخاب عکس و نیز گلایه از زدن عکس رأس فتنه کنار عکس رهبر معظم انقلاب پرداخت و گفت: «یک زمانی عکس بنی صدر را کنار امام خمینی(ره) میزدند، اما بنی صدر الان چه میکند؟! … اگر زمان امام علی (ع) دوربین فیلم برداری بود، حتما عکس شمر را کنار امام علی(ع) میزدند! چون شمر جانباز صفین بود! ولی سرانجام قاتل امام حسین شد. در نمایشگاه رویش که برای آشنایی جدید الورودها با تشکلها و کانونهای دانشگاه است، در یک غرفهای عکس فلانی را کنار عکس رهبری زده اند!»
که البته بعد از صحبت های حجت الاسلام روحانی، عکس مورد بحث از غرفه این تشکل برداشته شد که اگر برنمی داشتند، این اندازه با اطمینان، از اغتشاش هویتی و آمیختن حق و باطل در این تشکل سخن نمی گفتیم. چرا که شجاعت در دفاع از اندیشه -ولو بلغ ما بلغ- از مختصات یک مجموعه باانضباظ فکری و ثبات هویتی است.
در نهایت امیدواریم مسئولین دانشگاه از انفعال خارج شوند و در برابر خط قرمزهای نظام، از خود غیرت و حمیت نشان دهند تا ضمن برخورد با اقداماتی از این قبیل، روحیه قانون شکنی و مخالف خوانی از فضای دانشجویی رخت بربندد. آمین
پی نوشتها:
۱- باغى: بر کسى اطلاق مىشود که بیعت خویش را با پیشوای معصوم علیه السّلام شکسته و از اطاعت وى بیرون رفته باشد. (جواهر الکلام جلد۲۱، صفحه ۳۲۲، ریاض المسائل جلد۷، صفحه ۴۵۶)
۲- «اولش هم وقتی مرحوم آیتالله کاشانی دید که اینها خلاف دارند میکنند و [با آنها] صحبت کرد. اینها این کار را کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را آیتالله گذاشتند. این در زمان آن [مصدق] بود که اینها فخر میکنند به وجود او. او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدهاند و به اسم آیتالله توی خیابانها میگردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست. این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی بر اسلام میزد». صحیفه نور ج ۱۵ صفحه ۱۵(۲۵خرداد۶۰)
۳- نامه امام به محتشمی پور، وزیر وقت کشور در۳۰بهمن سال۶۶، (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحات ۴۸۱ و ۴۸۲)
__________
کاظم شریعتی
انتهای پیام/
کار به این ترتیب بود که عده مذکور، تعدادی از دانشجویان مدنظر خود را دستچین و وارد لیست کاندیداها کرده و از ورود سایر دانشجویان متقاضی برای شرکت در تشکیلات خود جلوگیری کردند! سپس با تبلیغاتی هدایت شده و جهتدار نام نیروهای خود را از صندوقهای رأی بیرون آوردند و پرچم خود را از این تشکل، به اهتزاز درآوردند؛ یک انتخابات مهندسی شده تمام عیار!
,جالبتر از فرآیند خود انتخابات این تشکل، فرآیند تدوین اساسنامهای بود که هسته اولیه این تشکل قبل از تأسیس، مبنای انتخابات و شکل دهی به مجموعه خود قرار دادند، آن را به دست خود نوشته و تأیید و تصویب کردند و به مرحله اجرا درآوردند. همین هم شد زیرساختی برای ممنوعیت ورود به تشکل برای دانشجویان خارج از حلقه پدرخواندهها! و انتصاب کسانی که این تشکل را ملک طلق خود میپنداشتند.
,از طنز روزگار آنکه پدر فکری این تشکیلات که خود دانشجوی همین دانشگاه است، جانانه و به غیردموکراتیک ترین منطق، از این انتصابات برگزار شده دفاع کرده و آن را حق مسلم خود و اطرافیانش برمی شمرد.
,البته ناگفته نماند که حق تدوین اساسنامه و برگزاری انتخابات و ضریب دادن به نیروی های فعال تشکل و تعیین شورای عمومی و شورای مرکزی و الخ برای هر تشکل دانشجویی محفوظ و جزئی از روال تشکل های دانشجویی است.
,اما آن چیزی که باعث تناقض و مایه خنده و گریه است، طرح شعار دموکراسی حداکثری و آزادی مطلق اندیشه و حق انتخاب بی قید و شرط و … توسط عده است که در عمل، دستشان تا مرفق درون صندوق انتخاباتِ مهندسی شده و سرشان تا گردن داخل اسب تروای تشکل خودساخته است! و با این تلاشها و تقلاها، ذهن را به سمت حرکت آن پرنده می برند که بیشتر بدنش از برف بیرون است و خیال مخفی بودن دارد! با این تفاوت که آن پرنده، قصد تصرف جایی را در سر نمیپروراند!
,در همین راستا، از نقش منفعلانه مسئولین ذیربط در دانشگاه و سرپوش نهادن بر این تخلف آشکار، سپاسگزاری کرده و آرزوی توفیق داریم!
,اما بری که امسال از باغ سبز این تشکل رسید!
, اما بری که امسال از باغ سبز این تشکل رسید!,امسال دانشگاه کاشان برای آشنایی جدیدالورودها با تشکلها و کانونهای دانشگاه اقدام به برپایی جشنوارهای با نام «رویش» در محل نمایشگاههای دانشگاه کاشان کرد.
,در یکی از غرفههای متعلق به این تشکل، تصویر یکی از سران فتنه ۱۳۸۸ که ممنوع التصویر و معروف به «باغی بر انقلاب»(۱) است، کنار عکس رهبر معظم انقلاب نصب شده بود. این تعبیر «باغی بر انقلاب» را کسی در مورد وی به کار نبرد جز خود همین رهبر مظلوم مقتدر. آن جا که در روزهای بستریاش در بیمارستان، چهار نفر واسطه شدند که این چهره سیاسی، به عیادت ایشان برود اما رهبر فرزانه انقلاب فرمودند که من او را «باغی انقلاب» میدانم و اجازه ملاقات ندادند.
,اقدام غیرقانونی این تشکل در تبلیغ علنی این آتش بیار فتنه، در حالی رقم خورد که سال گذشته نیز در یکی از نشریات خود اقدام به چاپ و تکثیر تصویر او کرده بودند.
,گرچه سال گذشته برخی از دانشجویان انقلابی و مدافع نظام در اعتراض به زدن عکس این فرد به کمیته مطبوعات دانشگاه شکایت کردند، اما اگر اقدام و تذکر جدی به این تشکل داده می شد، امسال شاهد تکرار این تبلیغ فتنهگری نبودیم.
,در هرحال امسال دانشجویان انقلابی دانشگاه در اعتراض به این اقدام ساکت ننشستند و طوماری را امضا کرده و در آن خطاب به مسئولین حراست وزارت علوم، این اقدام غیرقانونی انجمن را محکوم کردند.
,,
و اغتشاشات هویتی این تشکل ادامه دارد!
, و اغتشاشات هویتی این تشکل ادامه دارد!,اما این تشکل در غرفه خود، عکسهای دیگری نیز منتشر کرده بود از رهبر انقلاب در کنار یکی از سران فتنه، از آیت الله طالقانی، آیت الله شهید دکتر بهشتی، شهید همت، شهید باکری، دکتر بازرگان، دکتر شریعتی، شاملو، دکتر مصدق، شجریان و.. که حاکی از سردرگمی ایدئولوژیک و و اغتشاش هویتی فراوان آن تشکل بود.
,دکتر مصدق که امام خمینی(ره) او را حتی از دایره اسلام خارج میداند در فرمودش می فرماید: «او هم مسلم نبود!» (۲) چگونه در کنار آیت الله دکتر بهشتی(ره) که همین امام امت، او را «یک ملت برای ملت ایران» خطاب می کند و در شهادتش به عزا می نشیند، با هم جمع میشوند؟
,آیا می توانیم شعار پیروی از راه امام خمینی(ره) را مدام سر بدهیم و در عمل، هیچ پایبندی به بدیهیات اندیشه های او نداشته باشیم؟
,نهضت آزادی و بازرگان که امام خمینی(ره) در موردشان فرمود: «عقاید نهضت آزادی مستلزم آن است که امیر المؤمنین را مرتد بدانند.» و «نهضت به اصطلاح آزادی صلاحیت برای هیچ امری از امور دولتی یا قانونگذاری یا قضایی را ندارند، و ضرر آنها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بیمورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویلهای جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهکهای دیگرف حتی منافقین، « این فرزندان عزیز مهندس بازرگان»، بیشتر و بالاتر است!»(۳) چگونه با آیت الله طالقانی(ره) جمع میشود که امام خمینی (ره) در موردش فرمود: « او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود، برنده بود و کوبنده.»
,آیا ملاک این تشکل برای صلاح و فساد افراد و عملکردشان، سلیقه شخصی خودشان است؟ پس چرا شعار شاگردی امام خمینی(ره) و پیروی از خط او را به زبان می آورند؟
,به راستی اینها کجا و مجاهدانی همچون مرحوم طالقانی و شهید بهشتی و باکری و شهیدی همچون محمد ابراهیم همت کجا؟! که فرمود: «پیام من به شما در عصر غیبت این است که مطیع محض ولایت فقیه باشید»
,به راستی کدام اندیشه بنیادی این دو دسته از شخصیت ها، با هم سنخیت دارد؟
,این تناقضات و تناقضات فراوان دیگری از این قبیل، گویای آن است که این تشکل، هنوز تکلیف خودش را با نظام و انقلاب و امام راحل و امام حاضر انقلاب نمی داند و سردرگم و حیران است.
,این اقدامات حتی صدای مسئول نهاد رهبری دانشگاه، حجت الاسلام شیخ علی روحانی را هم درآورد و ایشان در سخنرانی خود در مسجد دانشگاه، به نقد این شیطنت در انتخاب عکس و نیز گلایه از زدن عکس رأس فتنه کنار عکس رهبر معظم انقلاب پرداخت و گفت: «یک زمانی عکس بنی صدر را کنار امام خمینی(ره) میزدند، اما بنی صدر الان چه میکند؟! … اگر زمان امام علی (ع) دوربین فیلم برداری بود، حتما عکس شمر را کنار امام علی(ع) میزدند! چون شمر جانباز صفین بود! ولی سرانجام قاتل امام حسین شد. در نمایشگاه رویش که برای آشنایی جدید الورودها با تشکلها و کانونهای دانشگاه است، در یک غرفهای عکس فلانی را کنار عکس رهبری زده اند!»
,که البته بعد از صحبت های حجت الاسلام روحانی، عکس مورد بحث از غرفه این تشکل برداشته شد که اگر برنمی داشتند، این اندازه با اطمینان، از اغتشاش هویتی و آمیختن حق و باطل در این تشکل سخن نمی گفتیم. چرا که شجاعت در دفاع از اندیشه -ولو بلغ ما بلغ- از مختصات یک مجموعه باانضباظ فکری و ثبات هویتی است.
,در نهایت امیدواریم مسئولین دانشگاه از انفعال خارج شوند و در برابر خط قرمزهای نظام، از خود غیرت و حمیت نشان دهند تا ضمن برخورد با اقداماتی از این قبیل، روحیه قانون شکنی و مخالف خوانی از فضای دانشجویی رخت بربندد. آمین
,,
پی نوشتها:
,۱- باغى: بر کسى اطلاق مىشود که بیعت خویش را با پیشوای معصوم علیه السّلام شکسته و از اطاعت وى بیرون رفته باشد. (جواهر الکلام جلد۲۱، صفحه ۳۲۲، ریاض المسائل جلد۷، صفحه ۴۵۶)
,۲- «اولش هم وقتی مرحوم آیتالله کاشانی دید که اینها خلاف دارند میکنند و [با آنها] صحبت کرد. اینها این کار را کردند که یک سگی را نزدیک مجلس عینک به آن زدند و اسمش را آیتالله گذاشتند. این در زمان آن [مصدق] بود که اینها فخر میکنند به وجود او. او هم مسلم نبود. من در آن روز در منزل یکی از علمای تهران بودم که این خبر را شنیدم که یک سگی را عینک زدهاند و به اسم آیتالله توی خیابانها میگردانند. من به آن آقا عرض کردم که این دیگر مخالفت با شخص نیست. این سیلی خواهد خورد و طولی نکشید که سیلی را خورد و اگر مانده بود سیلی بر اسلام میزد». صحیفه نور ج ۱۵ صفحه ۱۵(۲۵خرداد۶۰)
,۳- نامه امام به محتشمی پور، وزیر وقت کشور در۳۰بهمن سال۶۶، (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحات ۴۸۱ و ۴۸۲)
,__________
,کاظم شریعتی
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه