بازی های حقوق بشری و انقراض طبیعی پهلوی
موضوع انقراض و پایان یافتن بدیهی سلطنت طلبان از آنجا قوت می گیرد که رضا پهلوی علی رغم تلاش فراوان برای بقای خود تا کنون تنها چند فرزند دختر را تقدیم جریان سلطنت کرده که تجارب تاریخی نشان می دهد که این مسئله جدای از مباحث سیاسی مشکلاتی خانوادگی و حواشی فراوانی را برای ایشان ایجاد کرده است و مهمترین مسئله آن را می توان عدم وجود میراث خوار پسر خواند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از دیده بان، یکی از دلایل عمده زنبارگی و فحشای سازمان یافته پهلوی و در عین حال خیانت های مکرر شاه بعنوان شخص اول مملکت به همسرانش را می توان عدم بدنیا آوردن فرزندان پسر و وجود میراث خواران سلطنت قلمداد کرد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,در این راستا شاید بتوان مهم ترین عامل جدایی فوزیه همسر مصری شاه از خاندان پهلوی را تولد دخترش یعنی شهناز دانست. «نیلوفر کسری» بعنوان نگارنده خاطرات فرح دیبا در مقاله «عقدکنان محمدرضا با فوزیه» می نویسد:« رضاشاه که قصد داشت از طریق وصلت با فوزیه در سطح جهانی اعتباری بیابد، به داشتن فرزند پسر (با تابعیتی مصری و ایرانی) بسیار دلبسته بود. اما تولد شهناز در 5 آبان 1319 نقشه او را برهم زد و فوزیه را با آن روی سکه آشنا کرد. چه شاه پیر پس از شنیدن خبر تولد فرزند دختر اخمهایش را درهم کشید و ناخشنودی خود را ابراز کرد.
,فوزیه در جایی شنیده بود که ولادت اولین نوزاد دختر در خانواده سلطنتی شگون ندارد و شوم است. سالها قبل از ازدواج با شاه به او گفته بودند اگر اولین نوزاد سلطنتی دختر باشد آن پادشاه کشته و یا تبعید میشود و عجیب اینکه این پیشگویی عوامانه در سال 1320 به تحقق پیوست. در این میان اوقات تلخیها، گفتوگوها و حرف و حدیثهای افراد گوناگون و از همه مهمتر طعنههای تاجالملوک(همسر رضاشاه) و خواهران محمدرضا حالت روحی فوزیه را بدتر کرد.
,در عین حال این دم به دنیا آمدن فرزندان پسر حواشی گسترده ای در درباره به خود اختصاص می داد،تاجایی که برخی تاریخ نگاران «اشرف پهلوی» را عامل اصلی جدایی فوزیه و محمدرضا می دانند.«اردشیر زاهدی» که با دختر فوزیه و محمدرضا یعنی «شهناز» ازدواج کرده بود درباره نقش اشرف پهلوی در طلاق فوزیه می گوید:« اشرف، فوزیه را متهم به هرزگی میکند.» شمس، خواهر اشرف هم مانند اردشیر زاهدی اشرف را عامل از هم گسیختگی پیوند از دواج فوزیه و شاه دانسته است، به طوری که شمس بعدا به ثریا زن دوم شاه، هشدار میدهد که مواظب اشرف باشد چون وی زنی خودخواه و توطئهگر است.
,«محمدناصر صولت قشقایی» هم در بخشی از کتابش درباره دلایل طلاق فوزیه، به نقل از «قاسم غنی» یکی از نزدیکان دربارپهلوی به ماجرایی اشاره می کند که تا به حال کمترکسی به ان اشاره می کند:«بعد از آنکه یک شبی در حضور خود شاه والا حضرت اشرف،شمعدانی نقره را به طرف سر فوزیه پرتاب کرد که اگر فوزیه رد نکرده بود،یا سرش میشکست یا کور می شد، والا حضرت اشرف خواست نقشهی خودش را عملی کند،بدین قسم که اول فوزیه را از دربار طرد کند و بعد هم، ولایت عهدی خودش را پابرجا کند. به خانم علاء وعده داد که دخترش را برای شاه خواهد گرفت و ملکه ایران می شود. خانم علاء هم یک خانم حقّه بازیست، فورا باور کرد و این نامه را آورد. عرض کردم در این نامه ها چه بوده است؟ جواب داد که در هر دو نامه فوزیه را تهدید کرده بودند که اگر به ایران آمدی به وسیله زهر تو را خواهند کشت و مسمومت می کنند و از این قبیل چیزها و امضا هم خیرخواه شما بود.
,با همه این تفاسیر آنچه مد نظر است سیر طبیعی انقراض جریان سلطنت طلب با منتهی شدن ایشان به فردی همچون رضا ربع پهلوی است چرا که پس از مرگ مشکوک به قتل علیرضا پهلوی در سالهای اخیر،رضا پهلوی را می توان آخرین بازمانده این خاندان تحقیر شده و جدا افتاده قلمداد کرد که ادعای سلطنت را به دوش می کشد.
,

, موضوع انقراض و پایان یافتن بدیهی سلطنت طلبان از آنجا قوت می گیرد که رضا پهلوی علی رغم تلاش فراوان برای بقای خود تا کنون تنها چند فرزند دختر را تقدیم جریان سلطنت کرده که تجارب تاریخی نشان می دهد که این مسئله جدای از مباحث سیاسی مشکلاتی خانوادگی و حواشی فراوانی را برای ایشان ایجاد کرده است و مهمترین مسئله آن را می توان عدم وجود میراث خوار پسر خواند.
,نکته دیگر آن است که ربع پهلوی برای بقای خود در فضای سیاسی اپوزوسیون خارج ایران همواره دست به دامن گروه هایی شده است که از سوی غربی ها حمایت مالی و معنوی می شوند.
,یکی از گروه های مذکور موسسات حقوق بشری هستند که علیه جمهوری اسلامی فعالیت می نمایند و در عین جال سالها تلاش کرده اند موضوعاتی همچون تک همسری و حقوق مد نظرشان را در حوزه زنان پیگری کنند و حضور ربع پهلوی در این چنین گروه هایی منجر شده است تا جدای از فحشای پنهان و آشکارش، وی نتواند همسر دیگری برای آوردن فرزند پسر برگزیند و این مسئله در این راستا قابل تامل است.
,گزاره دیگری که در این بین مطرح است جایگاه تحقیر شده زنان در جریان سلطنت طلب است.
,از زنان مطرح دوران پهلوی می توان به فرح دیبا،اشرف و فاطمه پهلوی اشاره کرد که فصل مشترک همه این زنان فساد و تمایل به فحشا نامشروع در فضای دربار می باشد و می توان به جرات این ادعا را مطرح کرد که بی توجهی به جایگاه زنان در دربار و نگاه لذت جویی و مصرفی به ایشان از دلایل اصلی اتفاقات شنیع دربار پهلوی و اقتضای فضای سلطنتی است.
,رضا خان بعنوان دست نشانده انگلیسی ها در پایه گذاری پهلوی در ایران تمام عاطفه اش را به پای محمدرضا می ریخت و آنچنانکه باید و شاید به اشرف بعنوان خواهر دوقولوی محمدرضا محبت نمی کرد، تاجایی که اشرف خود نیز متوجه این تفاوت و تبعیض شده بود و بعدها به هنگام تدوین خاطراتش به این موضوع اشاره کرد:
,«قبل از من خواهرم، شمس به دنیا آمده بود و حالا هم پسری متولد شده بود که رؤیاهای پدر و مادرم را برآورده می ساخت. این حقیقت که من در همان روزی متولد شده بودم که محمدرضا پهلوی ولیعهد و شاه آینده ایران به دنیا آمده بود، همیشه این فکر را در من تقویت می کرد که هرگز نباید از پدر و مادرم انتظار داشته باشم محبت و علاقه مخصوصی نسبت به من اظهار نمایند.»
,اشرف پهلوی هم در شمار زنان و دخترانی بود که بدلایل تامین حقارت های شخصیتی در دوران بعد از پدرش بی پروا به در جلسات علنی فحشا در نقاط مختلف کشور و بالاخص باشگاه آمریکایی ها می رفت و با افراد مختلف و در عین حال سربازان آمریکایی رابطه برقرار می کرد. خودش در این مورد نیز می نویسد:
,«در اولین سال های پس از رفتن پدرم به تبعید، تغییرات مهمی در زندگی من ایجاد شد. با وجود آنکه ما در دوره ای پر از اضطراب زندگی می کردیم، حضور این همه خارجی در تهران سبب شده بود که این سال ها برای من به صورت دوره ای برای کشف و شناخت چیزهای تازه درآمد. شهر تهران فعالیت و جنب و جوش بیشتری پیدا کرده و در پیرامون ماطنین موسیقی و زبان های گوناگون به گوش می رسید. افکار و عادات و رسوم خارجی کم کم شروع به خودنمایی می کرد، با وجود آن که من آدم محتاطی هستم و در آن زمان با عده معدودی روابط خصوصی داشتم، بی اندازه کنجکاو بودم بدانم دیگران چگونه زندگی می کنند و افکار و احساسات آنان چیست؟ با از بین رفتن کنترل شدیدی که پدرم نسبت به ما اعمال می کرد و در شرایط حاد و پر فراز و نشیب دوران جنگ، من آزاد بودم که برنامه روزانه ام را آن طوری که خودم می خواستم تنظیم کنم با در نظر گرفتن شیفتگی خاصی که به فرهنگ غربی پیدا کرده بودم، هنگامی که شنیدمسربازان آمریکایی به پایگاه امیرآباد خواهند آمد، نتوانستم جلوی خودم را بگیرم
,دلم می خواست یک شب را بدون دردسر و دور از تشریفات رسمی در چنین مجلسی بگذرانم. از این رو به صورت ناشناس به امیرآباد می رفتم... رابطه سربازان آمریکایی نسبتاً گرم و دوستانه بود.
,در پایان گفتنی است،فساد خاندان پهلوی آنقدر گسترده است که در چند کتاب و مقاله نمی گنجد اما آنچه که در این سالها خود را نشان داده است این موضوع می باشد که جریان پهلوی در گردابی طبیعی برای انقراض قرار گرفته است که راه در روی از آن وجود ندارد و این مسئله در سالهای آینده به شکل فاحشی خودنمایی خواهد کرد.
,انتهای پیام
]
ارسال دیدگاه