عصر روز پنجم محرم؛

از شکفتن تا شکوفاشدن در رکاب مولا/ «یا عباس یا عباس» تداعی عاشورا در غفلت زنگار گرفته قلوب

از شکفتن تا شکوفاشدن در رکاب مولا/ «یا عباس یا عباس» تداعی عاشورا در غفلت زنگار گرفته قلوب
عصر روز پنجم محرم از راه می رسد، مدرسه قلعه دیگر جای خالی ندارد، مردم در کوچه های اطراف هم ایستاده اند، توغ ها را آورده اند و با آداب خاص به هم متصل می کنند و با پارچه های سیاه می آرایند، صلوات، چاووشی خوانی، مدیحه سرایی و اسفند دود کردن جزء لاینفک این مراسم است. بالاخره دسته یا عباس یا عباس از راه می رسد توغ ها را بر میدارند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از خبرنگار پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود سکانس یک( تولد تا شهادت عباس): از آن روز که صدای گریه های کودک ام البنین در خانه طنین انداز شد و اشک های علی (ع) که دست های عباس را بوسه باران می کرد تا امروز که کربلاست و قمر بنی هاشم آماده پیکار گویی قرن ها گذشته، قرنی که قلب ها را به زنگار نشانده و چشم ها به کوری و گوش ها به کری گرائیده است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از خبرنگار پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود سکانس یک( تولد تا شهادت عباس): از آن روز که صدای گریه های کودک ام البنین در خانه طنین انداز شد و اشک های علی (ع) که دست های عباس را بوسه باران می کرد تا امروز که کربلاست و قمر بنی هاشم آماده پیکار گویی قرن ها گذشته، قرنی که قلب ها را به زنگار نشانده و چشم ها به کوری و گوش ها به کری گرائیده است., خبرنگار پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود ,

آن روز چشمان علی (ع) عشق و اشتیاق به ام البنین هدیه داد و دست های ماه بنی هاشم را به آغوش کشید که یاوری امامش را به حد کمال خواهد رساند و امروز خارج از گود این میدان نظاره گر هلهله و پایکوبی قومی است که برای به عزا نشاندن خاندان اهل بیت (ع) به پا شده است.

, آن روز چشمان علی (ع) عشق و اشتیاق به ام البنین هدیه داد و دست های ماه بنی هاشم را به آغوش کشید که یاوری امامش را به حد کمال خواهد رساند و امروز خارج از گود این میدان نظاره گر هلهله و پایکوبی قومی است که برای به عزا نشاندن خاندان اهل بیت (ع) به پا شده است.,

این همه آدم آمدند و رفتند و بازنگشتند و هیچ کس نگفت نیامدند اما کسی هست، یک نفر که تاریخ از نیامدنش می جوشد، و هر روز تکرار می شود« نیامد، نیامد، ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ... »

, این همه آدم آمدند و رفتند و بازنگشتند و هیچ کس نگفت نیامدند اما کسی هست، یک نفر که تاریخ از نیامدنش می جوشد، و هر روز تکرار می شود« نیامد، نیامد، ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ... »,

سکانس دو (آغاز محرم): سید اشعار محتشم می خواند و مردم با صدای بلند یا حسین (ع) می گویند

, سکانس دو (آغاز محرم): سید اشعار محتشم می خواند و مردم با صدای بلند یا حسین (ع) می گویند, سکانس دو (آغاز محرم): سید اشعار محتشم می خواند و مردم با صدای بلند یا حسین (ع) می گویند, سکانس دو (آغاز محرم): سید اشعار محتشم می خواند و مردم با صدای بلند یا حسین (ع) می گویند,

محرم در شاهرود اشک ها به سخن می آیند و این روز را که  به حضرت ابوالفضل العباس (ع) تعلق دارد را رنگ کربلا می زنند. کوچه ها و محله های قدیمی و سنتی شاهرود "مسجد آقا، تکیه شریعت، تکیه بید آباد" حال و هوای نینوا می گیرند. زن و مرد می آیند تا از این روز علم ها را برافرازند تا ظهر عاشورا که علم علمدار کربلا بر زمین می افتد، بیرق عزایشان رونق بگیرد.

, محرم در شاهرود اشک ها به سخن می آیند و این روز را که  به حضرت ابوالفضل العباس (ع) تعلق دارد را رنگ کربلا می زنند. کوچه ها و محله های قدیمی و سنتی شاهرود "مسجد آقا، تکیه شریعت، تکیه بید آباد" حال و هوای نینوا می گیرند. زن و مرد می آیند تا از این روز علم ها را برافرازند تا ظهر عاشورا که علم علمدار کربلا بر زمین می افتد، بیرق عزایشان رونق بگیرد.,

از صبح امروز بابای مسجد با ذکر نام مقدس آقا و مولایمان حسین بن علی (ع) مراسم را در مسجد آقا شروع می کند و مردم هم یکصدا با او ارباب خود را صدا می زنند. دسته محتشم کوچک مثل سال های گذشته سیاهپوش و پر صلابت به سمت منزل شخصی که سال پیش طوغ نذر کرده و از آن نگهداری کرده بود، حرکت کرد. صدای سینه زنی، زنجیر زنی همراه با طبل و شیپور و سنچ مردم را به خیابان ها کشانده است.

, از صبح امروز بابای مسجد با ذکر نام مقدس آقا و مولایمان حسین بن علی (ع) مراسم را در مسجد آقا شروع می کند و مردم هم یکصدا با او ارباب خود را صدا می زنند. دسته محتشم کوچک مثل سال های گذشته سیاهپوش و پر صلابت به سمت منزل شخصی که سال پیش طوغ نذر کرده و از آن نگهداری کرده بود، حرکت کرد. صدای سینه زنی، زنجیر زنی همراه با طبل و شیپور و سنچ مردم را به خیابان ها کشانده است.,

سید با آن صدای حزن انگیزش اشعار محتشم می خواند و ما هم با صدای بلند یا حسین (ع) می گفتیم. منزل به منزل حرکت می کردیم و هر منزل بعد از چاووشی خوانی و توزیع نذورات مردم و مصیبت خوانی راهی منزل بعد می شدیم.

, سید با آن صدای حزن انگیزش اشعار محتشم می خواند و ما هم با صدای بلند یا حسین (ع) می گفتیم. منزل به منزل حرکت می کردیم و هر منزل بعد از چاووشی خوانی و توزیع نذورات مردم و مصیبت خوانی راهی منزل بعد می شدیم.,

زبانه و بدنه و چوب توغ روی دست ها در حرکت است، بوی اسفند و صدای صلوات پیچیده و بالاخره به  مسجد صابر که محل جمع کردن توغ هاست می رسیم، ده مرتبه یا الله و پنج مرتبه آیه امن یجیب و دعا تنها زمزمه مصیبت زدگان کربلاست. توغ ها می مانند تا بقیه مراسم بعد ازظهر انجام شود.

, زبانه و بدنه و چوب توغ روی دست ها در حرکت است، بوی اسفند و صدای صلوات پیچیده و بالاخره به  مسجد صابر که محل جمع کردن توغ هاست می رسیم، ده مرتبه یا الله و پنج مرتبه آیه امن یجیب و دعا تنها زمزمه مصیبت زدگان کربلاست. توغ ها می مانند تا بقیه مراسم بعد ازظهر انجام شود.,

صدای اذان ظهر بلند می شود، همه به نماز می ایستیم و بعد از شنیدن سخنرانی درباره واقعه خونبار کربلا و رشادت های امام حسین (ع) و یارانش، سفره های قلمکار پهن می شود و با ظرف های آبگوشت یا پلو از عزاداران پذایرایی می شود.

, صدای اذان ظهر بلند می شود، همه به نماز می ایستیم و بعد از شنیدن سخنرانی درباره واقعه خونبار کربلا و رشادت های امام حسین (ع) و یارانش، سفره های قلمکار پهن می شود و با ظرف های آبگوشت یا پلو از عزاداران پذایرایی می شود.,

سکانس سه (عصر روز پنجم محرم):  تمام راه های منتهی به مدرسه قلعه مملو از جمعیت است

, سکانس سه (عصر روز پنجم محرم):  تمام راه های منتهی به مدرسه قلعه مملو از جمعیت است, سکانس سه (عصر روز پنجم محرم):  تمام راه های منتهی به مدرسه قلعه مملو از جمعیت است, سکانس سه (عصر روز پنجم محرم):  تمام راه های منتهی به مدرسه قلعه مملو از جمعیت است,

عصر روز پنجم محرم از راه می رسد، مدرسه قلعه دیگر جای خالی ندارد، مردم در کوچه های اطراف هم ایستاده اند، توغ ها را آورده اند و با آداب خاص به هم متصل می کنند و با پارچه های سیاه می آرایند، صلوات، چاووشی خوانی، مدیحه سرایی و اسفند دود کردن جزء لاینفک این مراسم است. بالاخره دسته یا عباس یا عباس از راه می رسد توغ ها را بر میدارند. به دنبالشان تا مزار قدیمی مدفن آیت الله سبزواری حرکت می کنیم، هنوز سینه زنی، زنجیر زنی و نوحه خوانی ادامه دارد.

, عصر روز پنجم محرم از راه می رسد، مدرسه قلعه دیگر جای خالی ندارد، مردم در کوچه های اطراف هم ایستاده اند، توغ ها را آورده اند و با آداب خاص به هم متصل می کنند و با پارچه های سیاه می آرایند، صلوات، چاووشی خوانی، مدیحه سرایی و اسفند دود کردن جزء لاینفک این مراسم است. بالاخره دسته یا عباس یا عباس از راه می رسد توغ ها را بر میدارند. به دنبالشان تا مزار قدیمی مدفن آیت الله سبزواری حرکت می کنیم، هنوز سینه زنی، زنجیر زنی و نوحه خوانی ادامه دارد.,

دسته یا عباس در حالی که با دست چپ کمر یا گوشه پیراهن یکدیگر را گرفته اند و تشکیل دو صف منظم و موازی را داده اند با نظمی خاص و با سرعت یک قدم به جلو و دو قدم به عقب بر می دارند و میاندار با آهنگی موزون و محزون فریاد می زند " ای ماه بی قرینه " و دسته مردم با شور و هیجان فریاد " یا عباس یا عباس" سر می دهند، میاندار دم می دهد و آن ها به سر و سینه می زنند و پاسخ " یا عباس یا عباس" می دهند.

, دسته یا عباس در حالی که با دست چپ کمر یا گوشه پیراهن یکدیگر را گرفته اند و تشکیل دو صف منظم و موازی را داده اند با نظمی خاص و با سرعت یک قدم به جلو و دو قدم به عقب بر می دارند و میاندار با آهنگی موزون و محزون فریاد می زند " ای ماه بی قرینه " و دسته مردم با شور و هیجان فریاد " یا عباس یا عباس" سر می دهند، میاندار دم می دهد و آن ها به سر و سینه می زنند و پاسخ " یا عباس یا عباس" می دهند., .,

توغ ها روی دوش مردم با سرعت از یک در وارد و از بین مردم و دسته " یا عباس یا عباس " می گذرد و با عجله و در حال دویدن از در دیگر خارج می شود و این عمل چند بار تکرار می شود و شور و هیجان فراوانی در جمعیت ایجاد می کند و همگان را به یاد رشادت ها و جانبازی های قمر بنی هاشم (ع) می اندازد و گریه و شیون را به اوج خود می رساند.

, توغ ها روی دوش مردم با سرعت از یک در وارد و از بین مردم و دسته " یا عباس یا عباس " می گذرد و با عجله و در حال دویدن از در دیگر خارج می شود و این عمل چند بار تکرار می شود و شور و هیجان فراوانی در جمعیت ایجاد می کند و همگان را به یاد رشادت ها و جانبازی های قمر بنی هاشم (ع) می اندازد و گریه و شیون را به اوج خود می رساند., .,

نوحه خوانان کم کم سعی می کنند عزاداران را آرام کرده تا نوحه سرایی و عزاداری ادامه پیدا کند و به این ترتیب آرامش در میان سیل جمعیت برقرار شده و مردم یکسره در حال عزاداری بر سر و سینه می زنند.

, نوحه خوانان کم کم سعی می کنند عزاداران را آرام کرده تا نوحه سرایی و عزاداری ادامه پیدا کند و به این ترتیب آرامش در میان سیل جمعیت برقرار شده و مردم یکسره در حال عزاداری بر سر و سینه می زنند., .,

درانتها با ندای " یا مظلوم ... یا غریب ... یا ابا عبد الله " مراسم همزمان با نماز مغرب و عشاء به پایان می رسد و عزاداران به سرعت خود را برای برپایی نماز به مساجد می رسانند.

, درانتها با ندای " یا مظلوم ... یا غریب ... یا ابا عبد الله " مراسم همزمان با نماز مغرب و عشاء به پایان می رسد و عزاداران به سرعت خود را برای برپایی نماز به مساجد می رسانند., .,

سکانس چهار( گفتگو با کارشناس): حمیدرضا حسنی از مراسم پنجم محرم شاهرود می گوید

, سکانس چهار( گفتگو با کارشناس): حمیدرضا حسنی از مراسم پنجم محرم شاهرود می گوید, سکانس چهار( گفتگو با کارشناس): حمیدرضا حسنی از مراسم پنجم محرم شاهرود می گوید, سکانس چهار( گفتگو با کارشناس): حمیدرضا حسنی از مراسم پنجم محرم شاهرود می گوید,

کارشناس مسائل فرهنگی شهرستان شاهرود با اشاره به این که در حدود 150 سال پیش عده ای از ترکمنان یاغی، شهر را مورد تعرض قرار داده و در قلعه ولووا معروف به قلعه ولی آباد جنب مسجد نجفعلی نجفیان (اشرفی) مشرف بر شهر مستقر شده بودند و به خود اجازه هر گونه تعرض و اهانتی را به مردم شهر می دادند عنوان کرد: روز پنجم محرم مردم برای اعتراض از تکیه بازار به طرف قلعه ولی آباد با طبل و سنج و تعداد زیاد علم و طوق حرکت کردند.

, کارشناس مسائل فرهنگی شهرستان شاهرود با اشاره به این که در حدود 150 سال پیش عده ای از ترکمنان یاغی، شهر را مورد تعرض قرار داده و در قلعه ولووا معروف به قلعه ولی آباد جنب مسجد نجفعلی نجفیان (اشرفی) مشرف بر شهر مستقر شده بودند و به خود اجازه هر گونه تعرض و اهانتی را به مردم شهر می دادند عنوان کرد: روز پنجم محرم مردم برای اعتراض از تکیه بازار به طرف قلعه ولی آباد با طبل و سنج و تعداد زیاد علم و طوق حرکت کردند., .,

حمیدرضا حسنی اذعان داشت: یاغی ها که به پیشرفته ترین اسلحه آن دوره که یک نوع تفنگ ساده است مجهز بودند با شنیدن صدای یا عباس یا عباس و نزدیک تر شدن مردم، قلعه را رها کرده و به تاخت از شهر گریختند، این شد که منحصر به فردترین مراسم عزاداری شاهرود در تکیه بازار شکل گرفت.

, حمیدرضا حسنی اذعان داشت: یاغی ها که به پیشرفته ترین اسلحه آن دوره که یک نوع تفنگ ساده است مجهز بودند با شنیدن صدای یا عباس یا عباس و نزدیک تر شدن مردم، قلعه را رها کرده و به تاخت از شهر گریختند، این شد که منحصر به فردترین مراسم عزاداری شاهرود در تکیه بازار شکل گرفت., .,

وی با اشاره به اینکه بعد از ظهر روز پنجم، بزرگان و هیئت های قدیمی درتکیه بازار (زنجیری) جمع شده و در حال عزاداری به همه تکایا و منازلی که طوق دارند رفته و طوق ها را یکی یکی جمع آوری می کنند ابراز داشت: در ابتدای حرکت تا برگشت به تکیه زنجیری در طول مسیر کاروان مردم نذورات خود را از قبیل کله قند تحویل داده و گوسفند قربانی می‌کنند و هرلحظه برتعداد طوق ها وجمعیت افزوده می شود.

, وی با اشاره به اینکه بعد از ظهر روز پنجم، بزرگان و هیئت های قدیمی درتکیه بازار (زنجیری) جمع شده و در حال عزاداری به همه تکایا و منازلی که طوق دارند رفته و طوق ها را یکی یکی جمع آوری می کنند ابراز داشت: در ابتدای حرکت تا برگشت به تکیه زنجیری در طول مسیر کاروان مردم نذورات خود را از قبیل کله قند تحویل داده و گوسفند قربانی می‌کنند و هرلحظه برتعداد طوق ها وجمعیت افزوده می شود., .,

این کارشناس مسائل فرهنگی با بیان این مطلب که قسمت های مختلف طوق ها توسط دسته های عزاداری به سمت محله قلعه ولی آباد حرکت داده می شود و در آن جا قسمت های مختلف طوق ها را بر روی هم سوار کرده و با شال های ابریشمین رنگارنگ تزیین می کنند اظهار داشت: در آن هنگام خدام تکیه بازار با پرچم سفید به محله قلعه ولی آباد می رسند.

, این کارشناس مسائل فرهنگی با بیان این مطلب که قسمت های مختلف طوق ها توسط دسته های عزاداری به سمت محله قلعه ولی آباد حرکت داده می شود و در آن جا قسمت های مختلف طوق ها را بر روی هم سوار کرده و با شال های ابریشمین رنگارنگ تزیین می کنند اظهار داشت: در آن هنگام خدام تکیه بازار با پرچم سفید به محله قلعه ولی آباد می رسند., .,

حسنی یادآور شد: تمامی طوق ها و خیل عظیم مردم بویژه جوانان که برخی همه ساله نذر حضور در این مراسم را دارند با حالتی خاص سینه زنان کمر یکدیگر را با دست گرفته "یاعباس یاعباس" کنان پشت سر پرچم سفید به سمت تکیه بازار حرکت می کنند.

, حسنی یادآور شد: تمامی طوق ها و خیل عظیم مردم بویژه جوانان که برخی همه ساله نذر حضور در این مراسم را دارند با حالتی خاص سینه زنان کمر یکدیگر را با دست گرفته "یاعباس یاعباس" کنان پشت سر پرچم سفید به سمت تکیه بازار حرکت می کنند., .,

وی یادآور شد: وقتی جمعیت سینه زنان که طول آن بیش ازصدها متر است وارد تکیه بازار می شوند عزاداری به اوج خود می رسد.

, وی یادآور شد: وقتی جمعیت سینه زنان که طول آن بیش ازصدها متر است وارد تکیه بازار می شوند عزاداری به اوج خود می رسد., .,

این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه در این زمان تمام تکیه پر از حزن و اندوه می شود، گویی از در و دیوار آن غم می بارد و با آوای ملکوتی اذان مغرب مراسم پایان می یابد گفت: هرشخص طوق های خود را برداشته به تکیه و منزل خود می برد و تا پایان ایام محرم برافراشته نگه می دارد.

, این کارشناس فرهنگی با بیان اینکه در این زمان تمام تکیه پر از حزن و اندوه می شود، گویی از در و دیوار آن غم می بارد و با آوای ملکوتی اذان مغرب مراسم پایان می یابد گفت: هرشخص طوق های خود را برداشته به تکیه و منزل خود می برد و تا پایان ایام محرم برافراشته نگه می دارد., .,

سکانس پنج(پایان مراسم): دعا می کنم عباس دستم بگیرد و وفاداری ومعرفت بیاموزد

, سکانس پنج(پایان مراسم): دعا می کنم عباس دستم بگیرد و وفاداری ومعرفت بیاموزد, سکانس پنج(پایان مراسم): دعا می کنم عباس دستم بگیرد و وفاداری ومعرفت بیاموزد, سکانس پنج(پایان مراسم): دعا می کنم عباس دستم بگیرد و وفاداری ومعرفت بیاموزد,

نماز مغرب و عشاء اقامه می شود و همه به سمت هیئت ها وحسینه های خود حرکت می کنند. با خود زمزمه می کنم دستم را بگیر... همیشه در آغازِ از تو گفتن، به پایان می‏رسم. یا «باب الحوایج!» بگذار تو را آواز بخوانم «اَلسَّلامُ عَلَی العَبّاسِ بْنِ اَمیرالمُؤمِنین المَواسیِ اَخاهُ بِنَفْسِه...». دستم را بگیر، و دانشم بیاموز؛ ای عین عدالت، تقوا، حکمت و معرفت! دستم را بگیر، تا تو را آواز بخوانم «وَ اِنَّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَاللّه‏ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ مَنْزِلَهً یَغْبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَوْمَ القِیامَهِ». و با تمامِ شهیدان، در حسرتِ رسیدن به مقامت بمانم. دستم را بگیر، تا تنها و تنها، ذره‏ای از مضامینِ آسمانی واپسین نگاهت را بسرایم؛ آن‏گاه که فریادِ «العطشِ» کودکان از خیمه‏ها، چشم‏هایت را به آسمان، پیوند زد و حرفِ دلت بر زبان آمد: «خدای من! می‏روم؛ باز هم می‏روم، تا مَشکی آب بیاورم».

, نماز مغرب و عشاء اقامه می شود و همه به سمت هیئت ها وحسینه های خود حرکت می کنند. با خود زمزمه می کنم دستم را بگیر... همیشه در آغازِ از تو گفتن، به پایان می‏رسم. یا «باب الحوایج!» بگذار تو را آواز بخوانم «اَلسَّلامُ عَلَی العَبّاسِ بْنِ اَمیرالمُؤمِنین المَواسیِ اَخاهُ بِنَفْسِه...». دستم را بگیر، و دانشم بیاموز؛ ای عین عدالت، تقوا، حکمت و معرفت! دستم را بگیر، تا تو را آواز بخوانم «وَ اِنَّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَاللّه‏ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ مَنْزِلَهً یَغْبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَوْمَ القِیامَهِ». و با تمامِ شهیدان، در حسرتِ رسیدن به مقامت بمانم. دستم را بگیر، تا تنها و تنها، ذره‏ای از مضامینِ آسمانی واپسین نگاهت را بسرایم؛ آن‏گاه که فریادِ «العطشِ» کودکان از خیمه‏ها، چشم‏هایت را به آسمان، پیوند زد و حرفِ دلت بر زبان آمد: «خدای من! می‏روم؛ باز هم می‏روم، تا مَشکی آب بیاورم».,

گزارش:  وستا –الف

, گزارش:  وستا –الف ,

 پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود

,  پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود ,  پایگاه خبری نسل شاهوار شهرستان شاهرود ,

انتهای پیام/ج

, انتهای پیام/ج]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه