مظلومیت «فرهنگ» در دولتهای پساانقلابی ایران
معمولاً هر وقت از توسعه در یک جامعه نام برده میشود آنچه به ذهن متبادر میگردد توسعه در بخشهای عمرانی و سیاسی و اقتصادی است و معمولاً مقولهی فرهنگ مورد غفلت قرار میگیرد و به رابطهی فرهنگ با اجزای دیگر توسعه توجهی نمیشود.[
انسان از همان ابتدایی که خود را در زمین یافت، به جستوجوی روشی برای زندگی کردن پرداخت. او با انسانهای دیگر و طبیعت روبهرو بود و از آنجا که خداوند متعال پدر همهی انسانهای امروزین را آدم ابوالبشر قرار داد و او را نبی خود در زمین، بنابراین ارتباط انسان با خدا هماهنگکنندهی ارتباط او با دیگران و طبیعت قرار گرفت. این برخورد انسان با دیگران و طبیعت، در به دست آوردن قاعدهای برای زندگی است. با گذشت زمان و رشد علمی و تکنولوژیکی، انسان به راههای جدیدی برای به استخدام درآوردن طبیعت و مبادله با انسانهای دیگر دست یافت و همین طور تاریخی در پشت سر خود و آیندهای برای نسلهای خود یافت که در این معادله به روش زندگی پرداخت. این همان معادلهای است که میتوان به آن «فرهنگ» گفت.
,
«انسان اساساً موجودی فرهنگی است. فرآیند درازمدت انسان شدن، که حدود پانزده میلیون سال پیش آغاز شده است، اساساً گذر از انطباقی ژنتیکی با محیط طبیعی به انطباقی فرهنگی بوده است.» (دنی کوش، 1947، ص 6) که البته به نظر بنده، وجود انبیا و دین تغییرات اساسی در زندگی انسان از زمان آدم ابوالبشر به وجود آورده و نوع برخورد انسان با طبیعت را تغییر داده است. در جریان این تحول که به پدید آمدن انسان اندیشهورز یا انسان نخستین انجامید، بشر از زندگی صرفاً حیوانی همراه با نیازهای اولیهی مادی فاصله گرفت و تمامی زندگی او در پرتو اندیشه قرار گرفت که فرهنگ او نیز همین است.
,
پس دیگر نزد انسان هیچ چیز طبیعی خالص نیست، حتی کارکردهایی که به نیازهای فیزیولوژیکی مربوط میشوند؛ مانند گرسنگی، خواب، میل جنسی و غیره که همگی تحت تأثیر فرهنگ قرار دارند. برای همین، جوامع گوناگون به این نیازها به صورتهای مختلف پاسخ میدهند. بنابراین «نه تنها فرهنگ این امکان را به انسان میدهد که خود را با محیط خویش منطبق سازد، بلکه این توانایی را نیز به او میبخشد که محیط را با خود، با نیازها و برنامههای خود انطباق دهد. به بیانی دیگر، فرهنگ تغییر شکل طبیعت را امکانپذیر میسازد.» (همان)
,
هر جامعهای در روند رو به رشد خود، در جهت تأمین نیازهایش، به تمام اجزای توسعه توجه دارد. توسعهای که در فرهنگ دینی ما به نام رشد و آبادانی از آن یاد میشود، شامل توسعه در عمران، توسعه در علم، در روابط دیپلماتیک، در فرهنگ و... است. معمولاً هر وقت از توسعه در یک جامعه نام برده میشود، آنچه به ذهن متبادر میگردد، توسعه در بخشهای عمرانی و سیاسی و اقتصادی است و معمولاً مقولهی فرهنگ مورد غفلت قرار میگیرد و به رابطهی فرهنگ با اجزای دیگر توسعه توجهی نمیشود. لذا به وجود آمدن مریضیهای فرهنگی در کشور ما، که روند توسعهای آن بعد از هشت سال دفاع مقدس آغاز شده است و اکنون مقام معظم رهبری از آن به عنوان مظلومیت بخش فرهنگ یاد میکنند (بیانات معظمله در دیدار رئیسجمهور و اعضاى هیئت دولت به مناسبت هفتهی دولت، 4 شهریور 1386) دور از انتظار نیست.
,
در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است.
,
برای این کار لازم است مهمترین دستگاه متولی امر فرهنگ در کشور، یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی، همایشها و رسالههای دکتری را در جهت تئوریپردازی چنین مسئلهای، که در رشد و بالندگی کشور نقش بسزایی دارد، معطوف کند. در این میان، همهی دستگاهها و سازمانهای فرهنگی موظف به برنامهریزی و اجرای سیاستهای نظام اسلامی در جهت تعالی فرهنگی مردم هستند که البته باید هماهنگی منظمی میان این برنامهها وجود داشته باشد. برای داشتن یک برنامهریزی هماهنگ و کامل از جهت کلی و جزئی بودن آن، باید به شناخت کاملی از جامعهی هدف در شاخصهای فرهنگی آن دست یابیم تا با مشخص کردن نقطهی متعالی بتوان به ترسیم خطوط کلی و جزئی مسیر رشد و بالندگی فرهنگی دست یافت. شاخصبندی در امر فرهنگ ما را در برنامهریزیها و مسیر توسعهی فرهنگی یاری میرساند، خصوصاً که این شاخصها با ادبیات اسلامی و در قیاس با شاخصهای جهانی یونسکو تهیه شده باشد.
,
در این نوشتهی اندک، به عنوان شروع کار، به زوایای مختلف اهمیت فرهنگ در توسعهی ایرانیاسلامی اشاره میکنیم.
,
دستهبندی فرهنگ
, دستهبندی فرهنگ,
برای شناسایی فعالیت فرهنگی و فرهنگ در جامعه، باید به دستهبندی مردم در استفاده از فرهنگ توجه کنیم. معمولاً سنجش فرهنگ در دو قسمت اقتصادی و غیراقتصادی انجام میگیرد (چنان که یونسکو چنین دستهبندیای ارائه داده است). از این حیث، به سه دسته از فرهنگ میرسیم:
,
- فرهنگ عامهپسند (mass culture): فرهنگ عامهپسند همان فرهنگ روزمرهی مردم در مصرفگرایی و خوشگذرانی است. این فرهنگ توزیعشده به وسیلهی رسانههای توده است که آدورنو و هورکهایمر، دو اندیشمند مطالعات انتقادی، از آن به عنوان صنعت فرهنگ نام میبرند. اساساً این نوع فرهنگ به سمت پر کردن اوقات فراغت و بازار تمایل دارد. مردم برای آن چیزی پول میدهند که از آن لذت ببرند و خوششان بیاید. «Popular culture» هم در این تقسیمبندی شبیه فرهنگ عامهپسند است.
, - , , mass culture, Popular culture,
- فرهنگ عامه (folk culture): در فرهنگ عامه، سنتهای جامعه بازنمایی میشود و در حقیقت نشانی از گذشتهی فرهنگ در جامعه دیده میشود. در فرهنگ ایرانی، مراسم محرم را در این فرهنگ میبینیم که از درون عمق سنتهای دیرین ایرانیاسلامی برآمده است. شاید این فرهنگ را به نوعی فرهنگ دینی جامعه بدانیم، اما باید توجه داشت که لزوماً سنتی بودن موافقت با دینی بودن ندارد، بلکه در عصر حاضر، شاهدیم محصولات فرهنگی با قالبهای عامهپسند و محتوای عامه تولید میشود.
, - , , folk culture,
- فرهنگ عمومی (public culture): اساساً فرهنگ مورد نظر نظم عمومی جامعه است. این فرهنگ ایدهآل جامعه و همهگیر است. فرهنگهای مضافی مثل فرهنگ آپارتماننشینی، ترافیک، موبایل، کامپیوتر و از این دست، در قالب همین فرهنگ تعریف میشوند. در این فرهنگ تلاش میشود برقراری نسبت درست میان افراد و رفتار در عرصهی عمومی برسیم.
, - , , public culture,
ویژگیهای فرهنگ
, ویژگیهای فرهنگ,
فرهنگ و امر فرهنگی را میتوان با ویژگیهایی شناسایی کرد. یونسکو برای فرهنگ سه ویژگی برمیشمارد: آموزش، آرشیو کردن و نگهداری کردن. آموزش باعث انتقال در امر فرهنگ میشود که میتواند آموزش حرفهای (اقتصادی) یا غیرحرفهای (غیراقتصادی) باشد. به طور مثال، آموزش علوم میتواند اقتصادی باشد و آموزش هنر تاریخی یک جامعه از سوی دولت آن غیراقتصادی باشد. انتقالپذیری فرهنگ در واقع نتیجهی آموزشپذیر بودن آن است.
,
فرهنگ از طریق آموزش، از نسلی به نسلی دیگر منتقل میشود و تداوم مییابد که این همان انتقال در بستر زمان است که به نوعی میتوان آن را انتقال طولی فرهنگ دانست. فرهنگ همچنین در پی جابهجاییها و تماسها و انواع گوناگون ارتباطات انسانی در بستر مکان نیز جابهجا میشود و عناصر و اجزایی از آن، از قوم و جامعهای به قوم و جامعهای دیگر انتقال مییابد که در این حالت، انتقال عرضی فرهنگ رخ داده است. انتقال زمانی فرهنگ در سراسر حیات هر فرهنگ و با آهنگی کموبیش یکسان صورت میپذیرد؛ اما انتقال مکانی و حجم عناصری که انتقال مییابد به میزان تماسها و شدت و ضعف روابط، حجم مبادلات و متغیرهایی از این قبیل وابسته است (آشنا، کلاس سیاستگذاری فرهنگی/ فریدون وحیدا، 1381، ص 2).
,
در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است.
در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است.
در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است.
در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است.
, در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است., در نگاه توسعهای به کشور ما بعد از انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس، روبهرویی فرهنگ ایرانی اسلامی با فرهنگ متجدد غرب، تضادهای زیادی را در فرهنگ عمومی کشور به وجود آورده که توجه مقام معظم رهبری به تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی، ناشی از حملهی فرهنگ غربی به فرهنگ اسلامی است و همواره بعد از انقلاب، خلأ کشف تئوری توسعهی پایدار با محوریت فرهنگ دینی، مشهود بوده است.,
آرشیو کردن: در حقیقت با این ویژگی است که حافظهی فرهنگی یک جامعه حفظ میشود، حوزهی میراث معنوی فرهنگ در عرصهی آرشیو میگنجد. به طور مثال، بابت کتابخانههای عمومی و سازمان اسناد، دولت هزینه میکند. وقتی وارد میراث مادی فرهنگ میشویم، وارد بُعد حفاظت فرهنگ شدهایم. حفاظت یعنی حفظ اموال غیرمنقول تاریخی که به صورت موزهها تعبیه میشود. پیوند فرهنگ با گذشته و تاریخ، خود از طریق آرشیو و حفظ و نگهداری صورت میگیرد.
,
فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران
, فرهنگ در جمهوری اسلامی ایران,
بعد از بحثهایی که در باب ویژگیهای فرهنگ و تقسیمبندی آن در یک جامعه داشتیم، لازم است به مقولهی فرهنگ در جامعهی جمهوری اسلامی ایران توجه داشته باشیم و اگر بتوانیم تحلیلی از فرهنگ در سه دستهی آن در این جامعه داشته باشیم، به شاخصبندی مناسبتری از فرهنگ ایرانیاسلامی دست خواهیم یافت. در ابتدا به نگاه رهبران ایران بعد از انقلاب اسلامی در باب فرهنگ توجه میکنیم.
,
از نگاه امام خمینی (رحمت الله علیه)، فرهنگ خودی هر جامعه مناسبترین فرهنگ برای رشد و بالندگی آن جامعه است و تلاش در جهت هر چه پُربارتر کردن این فرهنگ، موجب استقلال فرهنگی خواهد شد. در ادبیات امام، فرهنگ غربی ویرانگر فرهنگ شرقی است؛ ولی با این وجود، امام بر اخذ وجوه مثبت فرهنگ غربی تکیه دارد. خودباوری فرهنگی در اندیشهی امام یک اصل اساسی است.
,
امام معتقد است غرب در پی استیلای فرهنگی خویش بر شرق است و این استیلا نظم فرهنگی جامعهی شرقی را بر هم خواهد زد. ایشان در پیام تاریخی خویش به گورباچف به این نکته اشاره کرده و میفرمایند: «شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایهداری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعهی خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند.» (امام خمینی، صحیفهی نور، ج 21، ص 200)
,
غربستیزی منطقی امام، همواره بر جهت خاص حفظ و کسب استقلال فرهنگی استوار بوده است. از نگاه امام، غربستیزی فرهنگی در کنار تحول فرهنگی در چارچوب فرهنگ شرقی باید به استقلال فرهنگی بینجامد. از نگاه امام خمینی (رحمت الله علیه)، باید اصلاح یک جامعه را از اصلاح فرهنگی آن جامعه آغاز کرد. انقلاب اسلامی ایران، به رهبری امام نیز در پی تجدید حیات معنوی و فرهنگی انسان و جامعه بوده و هست. این شیوهی اصلاح فرهنگی امام الگویی از تحول فرهنگی در پرتو تعهد فرهنگی را به جهان امروز عرضه نمود.
,
رهبر انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان، در تاریخ 7 اسفند 1386، مسئلهی فرهنگ و صفآرایی فرهنگی در دنیا را یک مسئلهی درجه اول و بسیار بااهمیت دانستند و افزودند: «فرهنگ همانند هوای تنفسی در یک جامعه است که اگر این هوا سالم باشد، در رفتار، منش و جهتگیری افراد تأثیرگذار خواهد بود. مسائل فرهنگی نیازمند بحثهای مبسوط و تأمل و تعمق بیشتر از جانب همهی مسئولان است.»
,
مظلومیت فرهنگ
, مظلومیت فرهنگ,
«...نکتهى بعدى که مىخواهم سفارش کنم این است که از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافاً بخش مظلومى است. الآن در گزارش آقاى رئیسجمهور، اصلاً اسمى از فرهنگ نیامد یا در اولویتبندیها این اولویت فداى اولویتهاى دیگر شد و آنها تقدم پیدا کرد که در کوتاهى وقت، بیان بشود! این مظلومیت است دیگر. واقعاً مسئلهى فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلى از مشکلات جامعهى ما با فرهنگسازى حل مىشود. توجه بکنید که امروز، عمده قواى دشمنان ما در جبههى فرهنگى دارد کار مىکند. این جنگهاى روانى، این فعالیتهاى فرهنگى، این بودجههاى پنهان و آشکارى که براى منحرف کردن ذهنها مىگذارند، همهاش مربوط به مسئلهى فرهنگ است.
,
فرهنگ مثل هواست که انسان وقتى که این هوا را استنشاق کرد، با هوایى که استنشاق کرده و با آن جانى که گرفته، مىتواند دو قدم بردارد و جلو برود. بقیهى کارها همه برخاستهى از آن چیزى است که شما استنشاق کردهاید. اگر چنانچه یک جایى، هواى مسمومى تزریق بشود، نتیجهاى که در اندامها دیده خواهد شد تابع آن مسمومیتى است که در این هواست. اگر فضا را با دود یا مخدرى تخدیر کنند، وقتى شما آن را استنشاق کردید، رفتار شما متناسب با آن چیزى خواهد شد که استنشاق کردهاید؛ فرهنگ یک چنین حالتى دارد. فرهنگ را دست کم نگیرید. خیلى مهم است. بنابراین صرف وقت کنید و در بودجه هم برایش پول و فصول قابل توجهى بگذارید تا جهتِ ارزشى به فرهنگ بدهید. از جملهى کارهایى که مسئولین فرهنگى دولت خیلى باید به آن بپردازند و واقعاً یک دقیقه را در آن فروگذار نکنند، این است که به فرهنگ عمومى جامعه و ابزارها و وسائل فرهنگى، جهت ارزشى بدهند. چون تلاش زیادى شده تا جریانهاى فرهنگى و عاملهاى فرهنگى ـهنر و ادبیات و شعر و سینما و بقیهـ در جهت غیرارزشى حرکت کنند و راه بیفتند. شما باید کمک کنید و همهى تلاشتان را بکنید که به تحرکات فرهنگى کشور در جهت ارزشى جهت بدهید.» (بیانات معظمله در دیدار رئیسجمهور و اعضاى هیئت دولت به مناسبت هفتهی دولت، 4 شهریور 1386)
,
بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند.
بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند.
بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند.
بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند.
, بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند., بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند., بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383 شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند.,
بعد از اینکه مقام معظم رهبری در سال 1383، شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول طراحی مهندسی فرهنگی دانستند، در شهریور سال 86، خطاب به هیئت دولت، بحث مظلومیت فرهنگ را پیش کشیدند. این فرآیند دغدغههای رهبری در مورد فرهنگ، حاکی از بیتوجهی مسئولین به فرهنگ است. البته لازم به ذکر است شاید فرهنگ در اولویت دغدغههای مردم نیز جایگاه مناسبی نداشته باشد و این ناشی از مشکلات و مسائلی است که مردم در زندگی خود با آن روبهرو هستند. شاید عنوان کنیم که چون مسئولان در تأمین نیازهای اولیهی زندگی که معیشت و مسکن بوده است کوتاهی کردهاند و دیگر مردم مقصر بیتوجهی به فرهنگ نیستند.
,
در دورههای گوناگون انتخابات که در کشور ما برگزار میشود، شعارها طبق خواستههای مردم است. تا چه اندازه شعارها صبغه و رنگ فرهنگی دارد؟ تا چه اندازه مسئولین به مشکلات فرهنگی مردم اشاره میکنند؟ تا چه اندازه رسانهها از مسئولین مطالبات فرهنگی دارند و از دغدغههای مذهبی مردم پیروی میکنند؟
,
همان طور که برای همهی ما گرانیهای اخیر فشارآور شده و دغدغهی امروز ما معیشت شده است، بنابراین مسئولین و رسانهها نیز پیگیر مسئلهی معیشت هستند. راستی، نباید این نکته را فراموش کرد که قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایران 43 درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکردند و در سال 1385 این آمار به 11 در صد رسید، اما همهی کارشناسان علوم سیاسی و حتی خود مردم، دلیل و علت انقلاب اسلامی را وضعیت اقتصادی نمیدانند، بلکه مردم به خاطر خواستههای فرهنگی خود به رهبری علمای دین، دست به قیام زدند و تنهاترین انقلاب در جهان از جنس فرهنگ را رقم زدند.
,
بخش دولتی و سازمانهای دولتی که هر کدام در عرض دیگری دست به فعالیت زده و هر عرصهای را در حوزهی وظایف خود میداند چقدر توانسته فرهنگ مطلوب انقلاب اسلامی را در فرآیند جامعهی امروز ما جاری کند؟ این سؤال مهمی است که هر کدام از این سازمانها از جهت عهدهدار شدن قسمتی از فرهنگ عمومی کشور وظیفهی پاسخگویی به آن را دارند. چقدر مردم فرهنگ دینی خود را مرهون فعالیتهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سازمان تبلیغات اسلامی یا پایگاههای بسیج در سراسر کشور میدانند؟ هر کدام از این سازمانها به طور مشخص به چه فعالیت مؤثری در فرهنگ عمومی میتواند اشاره کند؟ شاید قبل از همهی این سؤالات باید گفت آیا متولی فعالیتهای فرهنگی در کشور تنها بخش دولتی است؟ مؤسسات خصوصی تا چه حد میتوانند در این فعالیتها موفق عمل کنند و دوام و بقای خود را حفظ کنند، زیرا آنها به پول نفت وصل نیستند تا بودجهی تضمینشدهای در سبد سالانهی خود داشته باشند؟
,
امر فرهنگ از سوی مسئولان دولتی مورد غفلت واقع شده است که دلایل متعددی میتوان برای آن برشمرد:
,
- در اولویت قرار گرفتن امر فرهنگ بعد از امنیت، سیاست، اقتصاد، بهداشت و...
, - , ,
- توجه کمتر مسئولین و مردم به مقولهی فرهنگ با توجه به دغدغههای ناشی از مشکلات متعدد اقتصادی و دعواهای سیاسی در کشور.
, - , ,
- عینی نبودن فرهنگ در بستر جامعه که معمولاً با عنوان هنر شناخته میشود.
, - , ,
- حضور فرهنگ در همهی عرصههای زندگی روزمره را نیز میتوان یکی از دلایل این بیتوجهی دانست، زیرا همچون همان هوای تنفسی، به قدری با این واقعیت در تماس قرار گرفتهایم که وجود آن از یادها رفته است.
, - , ,
شاید دعوا هنوز سر برخی از تعاریفی همچون فرهنگ، فعالیت فرهنگی و مسئولیت امر فرهنگ باشد. اگر فرهنگ را با توجه به تعریفی که گذشت، مجموعهی بینشها و کنشهایی بدانیم که نسل به نسل در یک جامعه منتقل میشود، آن گاه فرهنگ دینی فرهنگی است که بینش و رفتار آن برخاسته از دین است و ارزشهای دینی بین نسلها منتقل میشود. در این میان، فعالیت فرهنگی، آمادهسازی بستر رشد ارزشهای دینی و تقویت بینشها و آگاهی عمومی است.
,
با توجه به این تعاریف، نظام انقلاب اسلامی باید بستر آمادهای در جهت دستیابی به حیات طیبه باشد. سازمانهایی که در جمهوری اسلامی وظیفهی فعالیت فرهنگی دارند باید فعالیت ایشان در حوزهی تخصصی خود، به بُعدی از ابعاد وجودی انسان توجه داشته باشد و در کل نظام فرهنگی باید همهی این فعالیتها در هماهنگی رشد و پرورش استعدادهای بشری باشد. حال تمام مشکل همین هماهنگی در نظام فرهنگی است.
,
یکی از بهترین راهکارهای اجرایی که میتوان در هماهنگی نظام فعالیت فرهنگی در کشور اجرایی کرد، تنفیذ قدرت تام این فعالیتها به شورای انقلاب فرهنگی است که در خط مقدم ستاد فرهنگی کشور با جهتدهی مقام معظم رهبری قرار دارد. اگر بودجه و نظارت بر فعالیتها در یک ستاد و فعالیتها در سازمانها و نهادهای متعدد جریان داشته باشد، شاید قدمی مناسب به سمت سازماندهی فعالیتهای فرهنگی برداشته شود.(*)
,
ارسال دیدگاه