دسته چوبی گرگان ، آئینی کهن در تاریخ تشیع + تصاویر
مراسم دسته چوبی یکی از آئیین های قدیمی و مذهبی گرگان است که درخون خواهی امام حسین(ع) هرسال در ماه محرم برگزار می شود.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از گلستان ما، گرگان نام شهری است دراستان گلستان که تا سال 1316 ش " استراباد" نامیده می شد، یکی از آئین های کهن و خوب محرم در گرگان مراسم دسته چوبی است که در محله میخچه گران این شهر اجرا می شود.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, گلستان ما,این برنامه در شب شام غریبان اباعبدالله الحسین(ع) بعنوان خون خواهی و بصورت پیمایشی برپا می شود و حدود دو ساعت بطول می انجامد. در این شب جوانان پس از صرف شام، در حیاط تکیه قدیمی میخچه گران جمع می شوند و چوبهای بلندی به اندازه حدود 130 سانتی متر بعنوان نماد نیزه بدست می گیرند و ضمن آنکه نوحه خوان با حالتی حماسی نوحه سرایی می کند، جمعیت با یک دست چوبها را در هوا بلند می کنند و تکان می دهند و با دست دیگر سینه می زنند.
,

, از جمله اشعار مداحان چنین است:
, از جمله اشعار مداحان چنین است:,ما غلامان علی، ما غلامان علی، چوبه دَوران می زنیم، تیغ برفرق یزید نامسلمان می زنیم.
, ما غلامان علی، ما غلامان علی، چوبه دَوران می زنیم، تیغ برفرق یزید نامسلمان می زنیم.,می کِشم در آغوش، می کِشم در آغوش، علی اکبرم را ، علی اصغرم را.
, می کِشم در آغوش، می کِشم در آغوش، علی اکبرم را ، علی اصغرم را.,الله رحمان و رحیم، چندین جوان نازنین، رفتند و ماهم می رویم. هُو یا امیرالمومنین
, الله رحمان و رحیم، چندین جوان نازنین، رفتند و ماهم می رویم. هُو یا امیرالمومنین,اللهُ رحمانُ و رحیم، چندین جوان ماه رو ، با هم نشستند روبرو ، رفتند و ماهم می رویم. هُو یا امیرالمومنین
, اللهُ رحمانُ و رحیم، چندین جوان ماه رو ، با هم نشستند روبرو ، رفتند و ماهم می رویم. هُو یا امیرالمومنین,وای عزایی شده، وای عزایی شده، اَمر الهی شده، به دشتِ کَربُ و بَلا ، حسین فدایی شده
, وای عزایی شده، وای عزایی شده، اَمر الهی شده، به دشتِ کَربُ و بَلا ، حسین فدایی شده,و اشعار دیگر ...
,آنها بسیارجالب و منظم همراه با طبل و7 مشعلِ دسته بلندِ روشن، که در جلوی دسته قرار می گیرد به حرکت در می آیند و تقریبا به تمام تکایای گرگان می روند و بعنوان خون خواهان امام حسین(ع) نوحه سرایی می کنند.
,مسیر حرکت از تکیه میخچه گران به تکایای سرپیر، سبزه مشهد، سرچشمه، دوشنبه ای، درب نو، میدان عباسعلی، نعلبندان و پاسرو می باشد و در آخر از تکیه پاسرو به تکیه میخچه گران برمی گردند و پس از چند دقیقه عزاداری و نوحه خوانی ، چوبها و پرچمها را به انبار تکیه میخچه گران تحویل می دهند و سپس شرکت کنندگان لباس نوحه خوان اصلی و پیراهن او را به عنوان تبرک پاره پاره می نمایند و هرکس تکه ای را با خود به تبرک می برد. در پایان هم با شیر داغ از شرکت کنندگان پذیرایی به عمل می آید.
,

, بطوری که در افکار عمومی- بدون مستند تاریخی- می گویند در سال 61 هجری از طرف امام حسین(ع) نامه ای برای مردم استراباد رسید که از آنها درخوست یاری و کمک شده بود.علاقمندان اهل بیت رسول الله(ص) جمع شدند و از مضمون نامه و مظلومیت امام مطلع شدند.
,سپس برای یاری امام حسین(ع) اعلام آمادگی کردند و به نیزه و شمشیر و اسب مجهز شدند و بسوی کربلا به راه افتادند. اما در بین راه احتمالا در حدود آمل یا تهران و قم که رسیدند خبر شهادت امام حسین(ع) و یارانش به آنها رسید.
,لذا با اشک و آه و عزا بازگشتند. از آن پس هر سال عصر روز عاشورا بعنوان نماد حرکت آن روز ، مردم در تکیه محله میخچه گران گِردهم می آیند و نفری یک چوب دست بعنوان نماد نیزه بدست می گیرند و با حرکت در محلات قدیمی شهر و تکایای گرگان(استراباد سابق) شور و حماسه و ارادت خود را نسبت به امام حسین(ع) تجدید می نمایند.
,یکی از اسناد تاریخی این مراسم عکسی است از دوره ناصرالدین شاه که حائز اهمیت می باشد.
, دوره ناصرالدین شاه که حائز اهمیت می باشد.,

,
, عکس از عبدالله قاجار- اهالی شهر استراباد را در دوره ناصرالدین شاه نشان می دهد در حالی که ایام محرم از روز پنجم الی هفتم هر کس چوبی در دست گرفته و حیدر حیدر می گویند و امیرخان سردار نیز در سر در مسجد داخل عکس دیده می شود. آنها این حرکت پر شور و غوغا را شبیه زمانی می دانند که خبر شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) به این ولایت رسید و مردم برای نصرت و جهاد ، دیوانه وار سر و پا برهنه به این شکل حرکت نموده اند. آنها این کار را دارای ثواب بیشمار می دانستند.
, عکس از عبدالله قاجار- اهالی شهر استراباد را در دوره ناصرالدین شاه نشان می دهد در حالی که ایام محرم از روز پنجم الی هفتم هر کس چوبی در دست گرفته و حیدر حیدر می گویند و امیرخان سردار نیز در سر در مسجد داخل عکس دیده می شود. آنها این حرکت پر شور و غوغا را شبیه زمانی می دانند که خبر شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) به این ولایت رسید و مردم برای نصرت و جهاد ، دیوانه وار سر و پا برهنه به این شکل حرکت نموده اند. آنها این کار را دارای ثواب بیشمار می دانستند.,غلامرضا خارکوهی - مولف و تاریخ نگار گلستانی
, غلامرضا خارکوهی - مولف و تاریخ نگار گلستانی ,انتهای پیام/ج
, انتهای پیام/ج]
ارسال دیدگاه