یادداشت/

چرایی عدم مذاکره با آمریکا با تاکید بر مبانی دینی ، امام و رهبری

چرایی عدم مذاکره با آمریکا با تاکید بر مبانی دینی ، امام و رهبری
بحث عدم مذاکره با آمریکا از اوان پیروزی انقلاب مطرح و پس از تسخیر لانه جاسوسی و تعطیلی سفارت آمریکا در این کشور شدت گرفت و حضرت امام و مقام معظم رهبری بر این مساله تاکید داشته و مقاومت می کنند .
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای چناران: بحث عدم مذاکره با آمریکا از اوان پیروزی انقلاب مطرح و پس از تسخیر لانه جاسوسی و تعطیلی سفارت آمریکا در این کشور شدت گرفت و حضرت امام و مقام معظم رهبری بر این مساله تاکید داشته و مقاومت می کنند .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای چناران,

 

,

حضرت امام قدس سره فرمودند: امریکا شیطان بزرگ است و ما با او مذاکره نمی کنیم. مذاکره ما با او مذاکره گرگ و میش است. اما در شرائط کنونی که مساله مذاکرات هسته ای مطرح شده و توافقاتی حاصل گردیده مطالب گوناگونی در نشریات در خصوص چرایی مذاکره و عدم مذاکره مطرح است و این سؤال بوجود می آید که آیا مذاکره با دشمن یک استراتژی ملی است یا مبنای دینی نیز دارد و اگر دارد مبانی قرآنی منع مذاکره چیست؟ چرا نباید مذاکره کنیم؟ درپاسخ به این سوال ، به تعدادی از آیات اشاره می شود:

,

 

,

درقرآن کریم در مورد عزت مسلمانان آیات متعددی وجود دارد در یک جا خداوند می فرماید: «للّهِ العزّةُ و لرسولهِ و للمؤمنین.» (منافقون: 8) در آیه ای دیگرمی فرماید: «مَن کانَ یُرید العزّةَ فللّه العزةُ جمیعا.» (فاطر: 10)

, للّهِ العزّةُ و لرسولهِ و للمؤمنین, مَن کانَ یُرید العزّةَ فللّه العزةُ جمیعا,

 

,

بنابراین یکی از مهمترین مبانی عدم مذاکره «حفظ عزّت اسلام و مسلمانان» است. مفهوم «عزّت» یک مبنا و اصل است که باید در تصمیم گیری های سیاسی مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، هرجا مذاکره با بیگانگان عزّت اسلام و مسلمانان را به نحوی خدشه دار می کند، نباید انجام بگیرد زیرا حفظ عزّت برای اسلام و مسلمانان و دولت اسلامی، مبنای قرآنی است.

,

 

,

متأسفانه امروز در جامعه ما بعضی ها حالت خودباختگی در برابر غرب و امریکا دارند، تصور می کنند که عزّت کشور ما در این است که آن ها را بپذیریم و با آنان وارد مذاکره شویم. قرآن این مسأله را نفی کرده و گفته است: «الذّینَ یتّخذونَ الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ أیبتغونَ عندهم العزّةَ فانَّ العزّة للّهِ جمیعا.» (نساء: 139) برخی که می خواهند کفّار را به عنوان ولیّ خودشان اتخاذ کنند، به این دلیل است که تصور می کنند عزّتشان در این کار است. اما قرآن به شدت این کار را نفی می کند و می فرماید: این پندار غلطی است. شما تصور می کنید کفّار برای شما عزّت می آورندعزّت نزد خداست.

, الذّینَ یتّخذونَ الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ أیبتغونَ عندهم العزّةَ فانَّ العزّة للّهِ جمیعا,

 

,

حفظ عزت مسلمین باعث شده تا رهبر انقلاب اسلامی نیز اجازه به حضور در مناظره های تحمیلی را ندهند. ایشان می فرمایند: آمریکائی‌ها مرتب از راه‌های گوناگون به ما پیغام می دهند که بیائید درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای گفتگو کنیم؛ هم به ما پیغام می دهند، هم در تبلیغات جهانی‌شان این را مطرح می کنند. مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریکا بارها و بارها می گویند بیائید در کنار گفتگوهای 1+ 5 که درباره‌ی مسائل هسته ‌ای بحث می کنند، آمریکا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره‌ی مسئله‌ی هسته‌ای ایران بحث کنند. من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته ‌ی ما نشان می دهد که گفتگو در منطق حضرات آمریکائی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم ــ منظورشان از گفتگو این نیست ــ منظورشان از گفتگو این است که بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول کنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام کردیم و گفتیم که این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود

,

 

,

مبنای دیگری که فقها به آن توجه دارند، قاعده «تعاون بر اثم و عدوان» است. قرآن کریم می فرماید: «تعاونوا علَی البرِّ و التقوی و لا تعاونوا علَی الاثم و العدوان.» (مائده: 2) همکاری و مشارکت در جایی که تقوا وجود دارد و عدم همکاری در جایی که با تعدی و گناه همراه است. یکی از دلایل عدم مذاکره با اسرائیل و امریکا این است که اگر با آنان وارد مذاکره شویم ، علی القاعده باید بخشی از نظرات آن ها را بپذیریم، آن ها هم قدری از نظرات ما را باید بپذیرند. که خود همین نشستن بر سر میز مذاکره در عالم سیاست معنا دارد.

, مبنای دیگری که فقها به آن توجه دارند، قاعده «تعاون بر اثم و عدوان» است, تعاونوا علَی البرِّ و التقوی و لا تعاونوا علَی الاثم و العدوان,

 

,

دو دولت که در کنار هم می نشینند، معنایش این است که تا حدی به هم نزدیک شده اند. گاهی همین کنار همدیگر نشستن مصداق «تعاون بر اثم و عدوان» است. افزون بر اینکه کشورهای متعددی را در تاریخ معاصر دیده ایم که با امریکا وارد مذاکره می شوند؛ امریکا از آن ها حمایت می کند، ولی وقتی می بیند آن حکومت به نفعش نیست، خودش در سرنگونی همان حکومت دست به کار می شود؛ مثل طالبان در افغانستان که امریکا مدتی از آن ها حمایت کرد، بعد خودش همان ها را سرنگون کرد. یا در جنگ با ایران، امریکا کاملاً از حکومت عراق حمایت کرد تا انقلاب اسلامی را تحت فشار قرار دهد. ولی بعدا به بهانه وجود سلاح هسته ای حکومت عراق را سرنگون کرد لذا هیچ استبعادی ندارد که در بحث هسته ای نیز در برنامه ای مدت دار به بهانه های مختلف به دنبال اجماع جهانی علیه نظام انقلاب اسلامی باشد.

,

 

,

یکی دیگر از مبانی منع مذاکره قاعده «نفی سبیل» است. خداوند می فرماید: «لن یجعلَ اللهُ لِلکافرینَ علَی المؤمنینَ سبیلاً.» (نساء: 241) «لن» نفی ابد می کند؛ یعنی هیچ گاه خداوند بر اهل ایمان سلطه ای از کافران قرار نداده است.. مقام معظّم رهبری و پیش از ایشان، حضرت امام راحل قدس سره با استناد به همین قاعده، بر عدم مذاکره تأکید داشته اند؛ زیرا با توجه به قرائنی که وجود دارد چنین مذاکره ای منجر به سلطه و گشایش مسیر برای سلطه غیر مسلمان ها و کفار بر مسلمان ها می شود و به همین دلیل، تأکید می شود که ما نباید مذاکره کنیم.

, یکی دیگر از مبانی منع مذاکره قاعده «نفی سبیل» است, لن یجعلَ اللهُ لِلکافرینَ علَی المؤمنینَ سبیلاً,

 

,

همچنین در سوره «آل عمران»، آیه 28 می فرماید: «لا یتّخذ المؤمنین الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنین.» مؤمنان نباید کفار را به عنوان ولیّ خود اتخاذ کنند در این باره، آیات دیگری نیز هست؛ از جمله: «یا ایُّها الّذینَ آمنوا لا تَتّخذوا الکافرینَ اَولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ.» (نساء:144)؛ «یا ایَّها الّذین آمنوا لا تَتّخذوا الیهود والنصاری اولیاء.» (مائده: 51) در این آیه، از کفار و یهود و نصارا اسم برده شده که آن ها را اولیای خود نگیرید. اگر چه صرف نشستن با شخصی که ادعای بزرگی دارد، یا صحبت کردن با او مشکلی ندارد، اما از آنجایی که در گفتمان آن ها سلطه پذیری مطرح است و قرائنی داریم که نشان می دهد دولت ها وحکومت هایی، مثل حکومت صهیونیستیِ امریکا، می خواهند بر مسلمانان سلطه پیدا کنند و آنان به زعمشان درنظم نوین جهانی دنیا را دهکده کوچکی می دانند که کدخدایی آن به دست آمریکا باید باشد، لذا با استناد به همین آیه نمی توانیم با آنان مذاکره کنیم زیرا نفس مذاکره با کسی که ادعای رهبری جهان را دارد، خود مصداق ولایت پذیری و سلطه پذیری است.

, لا یتّخذ المؤمنین الکافرینَ اولیاءَ مِن دونِ المؤمنین, یا ایُّها الّذینَ آمنوا لا تَتّخذوا الکافرینَ اَولیاءَ مِن دونِ المؤمنینَ, یا ایَّها الّذین آمنوا لا تَتّخذوا الیهود والنصاری اولیاء,

 

,

مبنای دیگری که قرآن کریم براساس آن مذاکره با نظام استکباری را از گناهان کبیره می داند این است که می فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا اِن تطیعوا الذّین کفروا یردّوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین.» (آل عمران: 149) دشمنان شما دوست دارند که شما از اسلام برگردید و از اسلام دست بکشید، این ها با اسلام جنگ دارند. قرآن می فرماید: آن ها شما را به عصر جاهلیت و دوران قبل از اسلام برمی گردانند و به کم تر از آن راضی نیستند. در آیه دیگری می فرماید«ولا تَرکَنوا اِلَی الذّینَ ظَلموا فتَمسَّکم النّارُ و ما لکم مِن دونِ اللّهِ من اولیاءَ» (هود: 113)، «لا ترکنوا» یعنی با اعتماد، دشمن را نپذیرید.

, مبنای دیگری که قرآن کریم براساس آن مذاکره با نظام استکباری را از گناهان کبیره می داند این است که می فرماید:, «یا ایّها الّذین آمنوا اِن تطیعوا الذّین کفروا یردّوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین.», ولا تَرکَنوا اِلَی الذّینَ ظَلموا فتَمسَّکم النّارُ و ما لکم مِن دونِ اللّهِ من اولیاءَ,

 

,

البته بعضی ها احساس می کنند که اگر پای میز مذاکره نروند، ممکن است منافع ملی و منافع جهان اسلام برباد رود؛ چون نظام سلطه یک واقعیت است و ما نمی توانیم آن را نپذیریم. قرآن کریم این منطق را به شدت تخطئه می کند: «لا یغُرنّک تقلّبُ الّذین کفروا فی البلاد.» (آل عمران: 196) قدرت مستکبران شما را فریب ندهد. «متاعٌ قلیلٌ ثم مأوئهم جهنم و بئسَ المهاد.» (آل عمران: 197)آمد و شدِ کفار در شهرها به حالت استکبار و گردن گشی یک ایّام گذرایی دارد، تمام می شود.

, لا یغُرنّک تقلّبُ الّذین کفروا فی البلاد, متاعٌ قلیلٌ ثم مأوئهم جهنم و بئسَ المهاد,

 

,

آنچه قرآن پیش بینی کرده است محقق شده و ما دیدیم که حضرت امام قدس سره در اوج قدرت امریکا و استکبار، فرمودند: «قدرت حقیقی، قدرت خداوند است و همه قدرت ها قدرت های پوشالی است. امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.» این منطق، منطق قرآنی است. اما اگر با منطق ضعف و زبونی با دشمن رو به رو شویم و فکر کنیم که دشمن هرکاری بخواهد می تواند انجام دهد، از موضع ضعف وارد مذاکره می شویم. آن موقع عزّت و سربلندی جهان اسلام و کشور بر باد می رود.

, قدرت حقیقی، قدرت خداوند است و همه قدرت ها قدرت های پوشالی است. امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند,

 

,

بنابراین، منطق قرآن این است که می فرماید: «فلا تَهِنوا و تَدعوا الی السلمّ و انتم الاعَلون.» (محمد: 35) سست نشوید و با سستی دعوت به صلح و مذاکره نکنید. شما بلندمرتبه هستید و عزّت دارید.

, فلا تَهِنوا و تَدعوا الی السلمّ و انتم الاعَلون,

 

,

یک دیگر از دلایل عدم مذاکره ،‌ عدم اشتراک سیاستهای ایران و آمریکابه خاطر اختلاف در همان مبانی است . مقام معظم رهبری درخطبه‌های نماز عید فطر سال جاری به این نکته چنین اشاره کردند: سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد. آمریکایی‌هاحزب‌الله را و مقاومت لبنان را -که فداکارترین نیروهای دفاع ملّی در یک کشورند- متّهم به تروریسم میکنند، از این بی‌انصافی بالاتر نمیشود. آن‌وقت در مقابل، دولت تروریست صهیونیستیِ کودک‌کُش را مورد حمایت خودشان قرار میدهند، با یک‌چنین سیاستی چگونه میشود معامله کرد، چگونه میشود مذاکره کرد، چگونه میشود به توافق رسید؟

, یک دیگر از دلایل عدم مذاکره ،‌ عدم اشتراک سیاستهای ایران و آمریکابه خاطر اختلاف در همان مبانی است,

 

,

زیاده خواهی مساله دیگری است که از زبان استکبار در سخنان و خواسته هایشان مشهود است که رهبر انقلاب نیز به این افزون طلبی ها در جمع دانشجویان دانشگاه افسری در سال جاری چنین پاسخ می دهند: حالا در همین مذاکرات باز حرفهای تازه‌ای میزنند. [مثلا] بازرسی‌ها، گفتیم که اجازه نمیدهیم از هیچ‌یک از مراکز نظامی هیچ بازرسی‌ای از سوی بیگانگان صورت بگیرد. میگویند بایستی ما بیاییم با دانشمندان شما مصاحبه کنیم یعنی در واقع بازجویی کنیم. ما اجازه نمیدهیم به حریم دانشمندان هسته‌ای ما و دانشمندان در هر رشته‌ی حسّاس و مهمّی، اندک‌اهانتی بشود. من اجازه نمیدهم بیگانگان بیایند با داشمندان ما، با فرزندان برجسته و عزیز ملّت ایران که این دانش گسترده را به اینجا رسانده‌اند، بخواهند بنشینند حرف بزنند. در دنیا هیچ عاقلی اجازه نمیدهد، هیچ دولتی اجازه نمیدهد؛ دانشمندانشان را مخفی میکنند، نمیگذارند اسمهایشان را هم کسی بفهمد. دشمن پُررو و وقیح توقّع دارد اجازه بدهند راه را باز کنند و بیایند با دانشمندان ما، با اساتید ما، با محقّقین ما گفتگو کنند، مذاکره کنند. درباره‌ی چه؟ درباره‌ی یک پیشرفت اساسی بومی علمی در کشور. این اجازه مطلقاً داده نخواهد شد؛ این را هم دشمنان بدانند، هم کسانی که منتظرند ببینند تصمیم نظام جمهوری اسلامی چه میشود. لذا علاوه بر زیاده خواهی دشمن و سلطه طلبی، خوش بین نبودن به پایان مذاکره،‌عدم صداقت در گفتار و عمل، داشتن روحیه استکباری و ایجاد شرائط برای نفوذ دشمن از جمله مواردی است که موجب شده حضرت امام و مقام معظم رهبری بر اساس مبانی دینی قاطعانه با مذاکره ای که هیچ نفعی به حال اسلام و ایران نخواهد داشت مقابله کنند.

,

 

,

به هر روی، آنچه بیان شد اشاره به برخی از مبانی منع مذاکره با دشمن بر اساس مبنای قرآن کریم و اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری بود و این مبانی هیچ منافاتی با اصل صلح و همزیستی مسالمت آمیز ندارد. اصل بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز با تمام کشورهاست است و در حال حاضر نیز ما به استثنای آمریکا و اسرائیل و یکی دو کشور اروپایی با تمام دنیا رابطه داریم ، اما وقتی دشمن سلاح را از رو بسته و با ایجاد اسلام هراسی و شیعه هراسی با بوجود آوردن امثال داعش و تکفیری ها و آتش افروزی در منطقه قصد نابودی اسلام و هویّت مسلمانان را دارد، در چنین شرایطی نمیشود با چنین دشمنی بر سر میز مذاکره به دلایلی که بیان شد، نشست .

, ، اما وقتی دشمن سلاح را از رو بسته و با ایجاد اسلام هراسی و شیعه هراسی با بوجود آوردن امثال داعش و تکفیری ها و آتش افروزی در منطقه قصد نابودی اسلام و هویّت مسلمانان را دارد، در چنین شرایطی نمیشود با چنین دشمنی بر سر میز مذاکره به دلایلی که بیان شد، نشست .,

 

,

البته توجه به این نکته لازم است یکی از زمینه های دفع شر دشمن و کافران در حد ضرورت، مذاکره است، اما به گونه ای که منجر به دفع شر دشمن و تحصیل منافع بهتر شود. در این صورت، مذاکره جایز است. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: نظام جمهوری اسلامی درباره‌ی موضوعات خاصّی که مصلحت بداند، با این شیطان برای رفع شرّ او و برای حلّ مشکل، مذاکره میکند؛ معنای این آن نیست که این ملّت مستأصل شده است، ابدا.

,

 

,

به همین دلیل، به صورتی حکیمانه، رهبرمعظّم انقلاب اسلامی براساس همین مبانی قرآنی، اصول سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی را براساس سه اصل مطرح کردند: «اصل عزت»، «اصل حکمت» و «اصل مصلحت».این ها مبانی ای است که براساس آن ها می توان مذاکره کرد، وگرنه چنانچه مذاکره زمینه سلطه دشمن شود، از گناهان به شمار می رود. به هر حال در حکومت و نظام اسلامی در بعد سیاست خارجی باید فعال عمل کرد نه منفعل و ابتکار عمل را در صحنه جهانی همسو با منافع مسلمین به دست گرفت.

, به صورتی حکیمانه، رهبرمعظّم انقلاب اسلامی براساس همین مبانی قرآنی، اصول سیاست خارجی نظام جمهوری اسلامی را براساس سه اصل مطرح کردند: «اصل عزت»، «اصل حکمت» و «اصل مصلحت».این ها مبانی ای است که براساس آن ها می توان مذاکره کرد، وگرنه چنانچه مذاکره زمینه سلطه دشمن شود، از گناهان به شمار می رود. به هر حال در حکومت و نظام اسلامی در بعد سیاست خارجی باید فعال عمل کرد نه منفعل و ابتکار عمل را در صحنه جهانی همسو با منافع مسلمین به دست گرفت.,

 

,

حجت الاسلام حسین مهدوی پارسا- محقق و کارشناس مسائل دینی و رییس سابق اداره تبلیغات اسلامی چناران

,

 

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه