معرفی شهدای روحانی(10)

آخرین بوسه اش را برضریح امام رضا(ع) زد و رهسپار راه شهادت شد

آخرین بوسه اش را برضریح امام رضا(ع) زد و رهسپار راه شهادت شد
وقتی که نور هستی اش را در هودجی از نور و در هبوطی عارفانه به زمین فرستادند، تپش قلبش طنین و آهنگ حیات بود و نوید تولد کودکی را در روستای«سرخنکلاته» از توابع گرگان می داد. نامش را محمّد ابراهیم گذاشتند، امّا برای او آغاز حیات در سال 1344 نبود.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  طوبی گلستان؛ این پایگاه خبری صفحه درخشانی از زندگی یک روحانی شهید را ورق میزند تا روشنی بخش زندگی ما باشد.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, طوبی گلستان؛,

 

,

نام: محمد ابراهیم                تحصیلات: سوم دبیرستان

,

نام‌خانوادگی: تازیک             تاریخ شهادت: 66/2/1

,

نام پدر: علی نقی               محل دفن: روستای سرخنکلانه

,

تاریخ تولد: 1344                  سن هنگام شهادت: 22

,

محل تولد: سرخنکلاته          نام عملیات: کربلای 10

,

       ش ش: 48                         منطقة عملیاتی: سر دشت

,

 

,

او تولدش را در بعثت نبی مکرّم اسلام و آغاز حیاتش را در نزول فرشتة وحی در شریان رگهای مرده انسانها می دانست. قرآن ، ثمرة وحی بود و محمّد ابراهیم آیه های صبح سپید زندگیاش را با فراگرفتن قرآن می گذراند.

,

در هفت سالگی به دبستان رفت و بعد از اتمام دوران ابتدایی به گرگان مهاجرت نمود و سال اوّل راهنمایی را در آن دیار سپری کرد. همزمـان بـا پیروزی انقلاب اسلامی بـه زادگاهش بازگشـت و در آنجا ادامـة تحصیل داد و بـا موفقیّت مقـطـع راهنمـایی را نیز بـه اتمام رساند. همیـن ایام بود کـه مدرسة علمیة آن شهر توسط نمایندة حضرت امام ، آیت الله نور مفیدی افتتاح شد. او که سودا و قرار دل را در شوره زار عصر غیبت، فقط با قدم نهادن در حوزه مییافت، پای به حوزة علمیّة نهاد و از محضر آیت الله نور مفیدی بهره مند گردید.

,

استعداد الهی و فطرت بیدار و روح بزرگ محمّد ابراهیم، او را به شهر علم و اجتهاد، قم کشاند تا در جوار کریمة اهل بیت (س) مراتب کمال و انسانیت را طی کند.

,

بسیج مدرسة عشق و حماسه و ایثار است و شهید تازیک با عضویت در بسیج آماده شد که در دانشگاه عظیم انسانسازی، یعنی جبهه قدم نهد. بعد از گذراندن آموزش نظامی به جبهه عزیمت کرد و بعداز مدتی به مرخصی آمد و به زیارت علی بن موسی الرضا(ع) تشرّف یافت.

,

در آنجا بود که بـاخبر شد سپاهیان مهدی (عج) از شهر گرگان، در22 بهمن عازم جبهه می شوند و او با آخرین بوسه بـر ضریح مبارک امام رضا (ع) و در وداعی عاشقانـه رهسپار گرگان شد وهمراه بـا سپاهیـان حضرت مهدی (عج) بار دیگر عازم جبهه شد.

,

بعد از مدّتی در عید نوروز 66 به مرخصی آمد و بعد از نه روز دوباره به جبهه مراجعت نمود. به ناگاه جذبة معشوق در طور سینای جبهه در عملیّات کربلای 10 در تاریخ 1 / 2 / 66 بر جانش نشست و در تولد دوباره اش ساکن کوی بهشتیان شد.

,

آنان رفتند و ما ماندیم تا رسالت زینبی را بر دوش کشیم . آیا می شود ما نیز روزی غزل وصال را بر برگ شقایق بنگاریم و چون شهید تازیک قهرمان فتح آسمانها شویم ؟! به این امید خاک قبرش را در روستای «سرخنکلاته» بر دیده می نهیم.

,

«نام و یادش تا ابد ، شمع محفل عاشقان کوی یار باد.»

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه