یادداشت
زیر چتر مصوبه مجمع تشخیص، ثروت مسئولان محرمانه می ماند
«محرمانه» ندانستن میزان ثروت و دارایی مسؤولان حکومت و بهعکس اعلام «علنی» آن، اهرمی مناسب برای «تعدیل» عطش رفاهطلبی و اشرافیگری برخی کارگزاران در نظام جمهوری اسلامی است؛ اهرمی که در سایه فشار «افکار عمومی» جامعه کارآمدی دوچندانی خواهد یافت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، در راستای مقابله با فساد اقتصادی مسؤولان، در تیرماه 84 طرحی با عنوان «صیانت از جامعه در برابر فساد اقتصادی» در مجلس شورای اسلامی مطرح شد و پس از فراز و نشیبهای گوناگون، اخیرا با تغییراتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید؛ تغییراتی که بعضا موجب تامل و شگفتی فراوان شده و از آن جمله است اعلام «محرمانه» بودن اموال و داراییهای مسؤولان و «جرم» قلمدادکردن افشای آن!
, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، در راستای مقابله با فساد اقتصادی مسؤولان، در تیرماه 84 طرحی با عنوان «صیانت از جامعه در برابر فساد اقتصادی» در مجلس شورای اسلامی مطرح شد و پس از فراز و نشیبهای گوناگون، اخیرا با تغییراتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید؛ تغییراتی که بعضا موجب تامل و شگفتی فراوان شده و از آن جمله است اعلام «محرمانه» بودن اموال و داراییهای مسؤولان و «جرم» قلمدادکردن افشای آن!, به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مکریان، در راستای مقابله با فساد اقتصادی مسؤولان، در تیرماه 84 طرحی با عنوان «صیانت از جامعه در برابر فساد اقتصادی» در مجلس شورای اسلامی مطرح شد و پس از فراز و نشیبهای گوناگون، اخیرا با تغییراتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید؛ تغییراتی که بعضا موجب تامل و شگفتی فراوان شده و از آن جمله است اعلام «محرمانه» بودن اموال و داراییهای مسؤولان و «جرم» قلمدادکردن افشای آن!, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مکریان,شگفتی هنگامی تشدید میشود که به سال 57 بازگردیم؛ زمانی که «جمهوری اسلامی ایران» با پرچمداری فقیهی عالیقدر و همراهی تودههای مردم پس از سالها مبارزه و جانفشانی شکل گرفت تا «آرمان»های ناب دینی و انسانی را جامه عمل بپوشاند و نمادی شود از حکومتی برپایه «آموزههای اسلامی».
, شگفتی هنگامی تشدید میشود که به سال 57 بازگردیم؛ زمانی که «جمهوری اسلامی ایران» با پرچمداری فقیهی عالیقدر و همراهی تودههای مردم پس از سالها مبارزه و جانفشانی شکل گرفت تا «آرمان»های ناب دینی و انسانی را جامه عمل بپوشاند و نمادی شود از حکومتی برپایه «آموزههای اسلامی»., شگفتی هنگامی تشدید میشود که به سال 57 بازگردیم؛ زمانی که «جمهوری اسلامی ایران» با پرچمداری فقیهی عالیقدر و همراهی تودههای مردم پس از سالها مبارزه و جانفشانی شکل گرفت تا «آرمان»های ناب دینی و انسانی را جامه عمل بپوشاند و نمادی شود از حکومتی برپایه «آموزههای اسلامی».,اگرچه انقلاب اسلامی توانست با هدایتهای امام راحل(ره) و به پشتوانه حضور حماسی و ایثارگریهای گاه وصفناشدنی مردم، به توفیقات بزرگی در تحقق آرمانهای اصیل دینی و انقلابی دست یابد اما با این همه برخی مسؤولان و متصدیان، آرامآرام از ارزشهای واقعی انقلاب فاصله گرفتند و چون «تاوانی معتنابه» دامنگیر آنان نمیشد، در همین مسیر به پیش رفتند.
, اگرچه انقلاب اسلامی توانست با هدایتهای امام راحل(ره) و به پشتوانه حضور حماسی و ایثارگریهای گاه وصفناشدنی مردم، به توفیقات بزرگی در تحقق آرمانهای اصیل دینی و انقلابی دست یابد اما با این همه برخی مسؤولان و متصدیان، آرامآرام از ارزشهای واقعی انقلاب فاصله گرفتند و چون «تاوانی معتنابه» دامنگیر آنان نمیشد، در همین مسیر به پیش رفتند., اگرچه انقلاب اسلامی توانست با هدایتهای امام راحل(ره) و به پشتوانه حضور حماسی و ایثارگریهای گاه وصفناشدنی مردم، به توفیقات بزرگی در تحقق آرمانهای اصیل دینی و انقلابی دست یابد اما با این همه برخی مسؤولان و متصدیان، آرامآرام از ارزشهای واقعی انقلاب فاصله گرفتند و چون «تاوانی معتنابه» دامنگیر آنان نمیشد، در همین مسیر به پیش رفتند.,برای نمونه، «سادهزیستی»، «اخلاص در خدمت به مردم» و «پرهیز از ثروتاندوزی» از جمله ملموسترین آرمانهایی است که مردم، همواره پایبندی به آن را از مسؤولان انتظار داشتهاند، اما این آرمانها به تدریج نزد طیفی از مسؤولان رنگ باخت و این روزها شنیدن خبرهایی درباره ثروتهای هزارمیلیاردی، خانههای رؤیایی و زندگیهای تجملاتی برخی مسؤولان و نزدیکانشان چندان شگفتیساز نیست.
, برای نمونه، «سادهزیستی»، «اخلاص در خدمت به مردم» و «پرهیز از ثروتاندوزی» از جمله ملموسترین آرمانهایی است که مردم، همواره پایبندی به آن را از مسؤولان انتظار داشتهاند، اما این آرمانها به تدریج نزد طیفی از مسؤولان رنگ باخت و این روزها شنیدن خبرهایی درباره ثروتهای هزارمیلیاردی، خانههای رؤیایی و زندگیهای تجملاتی برخی مسؤولان و نزدیکانشان چندان شگفتیساز نیست., برای نمونه، «سادهزیستی»، «اخلاص در خدمت به مردم» و «پرهیز از ثروتاندوزی» از جمله ملموسترین آرمانهایی است که مردم، همواره پایبندی به آن را از مسؤولان انتظار داشتهاند، اما این آرمانها به تدریج نزد طیفی از مسؤولان رنگ باخت و این روزها شنیدن خبرهایی درباره ثروتهای هزارمیلیاردی، خانههای رؤیایی و زندگیهای تجملاتی برخی مسؤولان و نزدیکانشان چندان شگفتیساز نیست.,این هرگز به معنای دفاع از «فلسفه فقر» و زیرسؤال بردن «تولید ثروت» نیست؛ چه اینکه تولید ثروت در نظام اسلامی، خود در زمره بزرگترین ارزشها به شمار میآید، منوط به اینکه اولا؛ ثروت در چارچوب «موازین قانونی و شرعی» به دست آمده باشد و ثانیا؛ در هزینهکرد آن، «معیارهای اخلاقی و انقلابی» هم در نظر گرفته شود.
, این هرگز به معنای دفاع از «فلسفه فقر» و زیرسؤال بردن «تولید ثروت» نیست؛ چه اینکه تولید ثروت در نظام اسلامی، خود در زمره بزرگترین ارزشها به شمار میآید، منوط به اینکه اولا؛ ثروت در چارچوب «موازین قانونی و شرعی» به دست آمده باشد و ثانیا؛ در هزینهکرد آن، «معیارهای اخلاقی و انقلابی» هم در نظر گرفته شود., این هرگز به معنای دفاع از «فلسفه فقر» و زیرسؤال بردن «تولید ثروت» نیست؛ چه اینکه تولید ثروت در نظام اسلامی، خود در زمره بزرگترین ارزشها به شمار میآید، منوط به اینکه اولا؛ ثروت در چارچوب «موازین قانونی و شرعی» به دست آمده باشد و ثانیا؛ در هزینهکرد آن، «معیارهای اخلاقی و انقلابی» هم در نظر گرفته شود.,به عبارتی دیگر، کارگزاران نظام اسلامی حتی اگر از راه قانونی ثروتی قابل توجه به دست آورده باشند، به لحاظ «اخلاقی» و مشی «انقلابی» مجاز نیستند خود و خانوادهشان از زندگیهای اشرافی، خانههای شاید چنددهمیلیاردی، امکانات رفاهی فوقالعاده و تجملات آنچنانی برخوردار باشند؛ آنهم در حالی که دستکم بخشی از «ولینعمتان» آنها در همین جامعه از تامین نیازهای ضروری برای خود و خانواده ناتوان هستند؛ نیازهایی از جنس مسکن، خوراک مناسب و حتی هزینه درمانهای فوری!
, به عبارتی دیگر، کارگزاران نظام اسلامی حتی اگر از راه قانونی ثروتی قابل توجه به دست آورده باشند، به لحاظ «اخلاقی» و مشی «انقلابی» مجاز نیستند خود و خانوادهشان از زندگیهای اشرافی، خانههای شاید چنددهمیلیاردی، امکانات رفاهی فوقالعاده و تجملات آنچنانی برخوردار باشند؛ آنهم در حالی که دستکم بخشی از «ولینعمتان» آنها در همین جامعه از تامین نیازهای ضروری برای خود و خانواده ناتوان هستند؛ نیازهایی از جنس مسکن، خوراک مناسب و حتی هزینه درمانهای فوری!, به عبارتی دیگر، کارگزاران نظام اسلامی حتی اگر از راه قانونی ثروتی قابل توجه به دست آورده باشند، به لحاظ «اخلاقی» و مشی «انقلابی» مجاز نیستند خود و خانوادهشان از زندگیهای اشرافی، خانههای شاید چنددهمیلیاردی، امکانات رفاهی فوقالعاده و تجملات آنچنانی برخوردار باشند؛ آنهم در حالی که دستکم بخشی از «ولینعمتان» آنها در همین جامعه از تامین نیازهای ضروری برای خود و خانواده ناتوان هستند؛ نیازهایی از جنس مسکن، خوراک مناسب و حتی هزینه درمانهای فوری!,«محرمانه» ندانستن میزان ثروت و دارایی مسؤولان حکومت و بهعکس اعلام «علنی» آن، اهرمی مناسب برای «تعدیل» عطش رفاهطلبی و اشرافیگری برخی کارگزاران در نظام جمهوری اسلامی است؛ اهرمی که در سایه فشار «افکار عمومی» جامعه کارآمدی دوچندانی خواهد یافت.
, «محرمانه» ندانستن میزان ثروت و دارایی مسؤولان حکومت و بهعکس اعلام «علنی» آن، اهرمی مناسب برای «تعدیل» عطش رفاهطلبی و اشرافیگری برخی کارگزاران در نظام جمهوری اسلامی است؛ اهرمی که در سایه فشار «افکار عمومی» جامعه کارآمدی دوچندانی خواهد یافت., «محرمانه» ندانستن میزان ثروت و دارایی مسؤولان حکومت و بهعکس اعلام «علنی» آن، اهرمی مناسب برای «تعدیل» عطش رفاهطلبی و اشرافیگری برخی کارگزاران در نظام جمهوری اسلامی است؛ اهرمی که در سایه فشار «افکار عمومی» جامعه کارآمدی دوچندانی خواهد یافت.,انگیزه مجمع تشخیص مصلحت در افزودن قید محرمانه هرچه باشد، تردیدی نیست که پافشاری بر پنهانکردن ثروت مسؤولان از چشم مردم، موجب شکلگیری «سوءتفاهم»های بیشتر و تشدید «شایعات» میشود و زمینه را برای «سوءاستفاده»های بعدی فراهم میآورد. معلوم نیست چرا برخی جامعه را نامحرم قلمداد میکنند و نگرانند که مبادا تودههای مردم از میزان ثروت و سطح زندگی مسؤولان و خانوادههایشان آگاه شوند!
, انگیزه مجمع تشخیص مصلحت در افزودن قید محرمانه هرچه باشد، تردیدی نیست که پافشاری بر پنهانکردن ثروت مسؤولان از چشم مردم، موجب شکلگیری «سوءتفاهم»های بیشتر و تشدید «شایعات» میشود و زمینه را برای «سوءاستفاده»های بعدی فراهم میآورد. معلوم نیست چرا برخی جامعه را نامحرم قلمداد میکنند و نگرانند که مبادا تودههای مردم از میزان ثروت و سطح زندگی مسؤولان و خانوادههایشان آگاه شوند!, انگیزه مجمع تشخیص مصلحت در افزودن قید محرمانه هرچه باشد، تردیدی نیست که پافشاری بر پنهانکردن ثروت مسؤولان از چشم مردم، موجب شکلگیری «سوءتفاهم»های بیشتر و تشدید «شایعات» میشود و زمینه را برای «سوءاستفاده»های بعدی فراهم میآورد. معلوم نیست چرا برخی جامعه را نامحرم قلمداد میکنند و نگرانند که مبادا تودههای مردم از میزان ثروت و سطح زندگی مسؤولان و خانوادههایشان آگاه شوند!,این در حالی است که مسؤولان محترم اگر با رعایت موازین قانونی و شرعی مال و ثروتی به دست آوردهاند، نهتنها نباید نگران باشند، بلکه باید خود صادقانه مردم- همان ولینعمتان- را از میزان داراییهایشان آگاه کنند و اگر کاسههایی زیر نیمکاسه دارند، باید هزینههای آن را از جیب خود بپردازند؛ نه از جیب «جمهوری اسلامی ایران» و به قیمت کاهش سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی و بدبینکردن بخشهایی از مردم به مسؤولان.
, این در حالی است که مسؤولان محترم اگر با رعایت موازین قانونی و شرعی مال و ثروتی به دست آوردهاند، نهتنها نباید نگران باشند، بلکه باید خود صادقانه مردم- همان ولینعمتان- را از میزان داراییهایشان آگاه کنند و اگر کاسههایی زیر نیمکاسه دارند، باید هزینههای آن را از جیب خود بپردازند؛ نه از جیب «جمهوری اسلامی ایران» و به قیمت کاهش سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی و بدبینکردن بخشهایی از مردم به مسؤولان., این در حالی است که مسؤولان محترم اگر با رعایت موازین قانونی و شرعی مال و ثروتی به دست آوردهاند، نهتنها نباید نگران باشند، بلکه باید خود صادقانه مردم- همان ولینعمتان- را از میزان داراییهایشان آگاه کنند و اگر کاسههایی زیر نیمکاسه دارند، باید هزینههای آن را از جیب خود بپردازند؛ نه از جیب «جمهوری اسلامی ایران» و به قیمت کاهش سرمایه اجتماعی حکومت اسلامی و بدبینکردن بخشهایی از مردم به مسؤولان.,وانگهی، کسی که در نظام اسلامی مسؤولیت میپذیرد، باید به «لوازم» آن نیز پایبند باشد و یکی از این لوازم میتواند «شفافیت» در محضر ملت، هم درباره اصل«میزان» اموال و داراییها و هم درباره «نوع» زندگی اقتصادی و تنعمات مادی باشد.
, وانگهی، کسی که در نظام اسلامی مسؤولیت میپذیرد، باید به «لوازم» آن نیز پایبند باشد و یکی از این لوازم میتواند «شفافیت» در محضر ملت، هم درباره اصل«میزان» اموال و داراییها و هم درباره «نوع» زندگی اقتصادی و تنعمات مادی باشد., وانگهی، کسی که در نظام اسلامی مسؤولیت میپذیرد، باید به «لوازم» آن نیز پایبند باشد و یکی از این لوازم میتواند «شفافیت» در محضر ملت، هم درباره اصل«میزان» اموال و داراییها و هم درباره «نوع» زندگی اقتصادی و تنعمات مادی باشد.,نکته قابل تامل دیگر این است که جرم دانستن افشای ثروت مسؤولان، ظلمی خفی را در حقّ مسوولان سادهزیست و پاکدست رقم میزند و موجب میشود حتی این گروه از مسوولان نیز از پیامدهای «بدبینی» و «حساسیت افکار عمومی» مصون نمانند.
, نکته قابل تامل دیگر این است که جرم دانستن افشای ثروت مسؤولان، ظلمی خفی را در حقّ مسوولان سادهزیست و پاکدست رقم میزند و موجب میشود حتی این گروه از مسوولان نیز از پیامدهای «بدبینی» و «حساسیت افکار عمومی» مصون نمانند., نکته قابل تامل دیگر این است که جرم دانستن افشای ثروت مسؤولان، ظلمی خفی را در حقّ مسوولان سادهزیست و پاکدست رقم میزند و موجب میشود حتی این گروه از مسوولان نیز از پیامدهای «بدبینی» و «حساسیت افکار عمومی» مصون نمانند.,بازخوانی خاطره زیر درباره رهبر انقلاب به نقل از حجتالاسلام مروی، نشان میدهد که زندگی برخی مسؤولان کشور تا چه میزان با آرمانهای انقلاب و خواست رهبری فاصله گرفته است:
, بازخوانی خاطره زیر درباره رهبر انقلاب به نقل از حجتالاسلام مروی، نشان میدهد که زندگی برخی مسؤولان کشور تا چه میزان با آرمانهای انقلاب و خواست رهبری فاصله گرفته است:, بازخوانی خاطره زیر درباره رهبر انقلاب به نقل از حجتالاسلام مروی، نشان میدهد که زندگی برخی مسؤولان کشور تا چه میزان با آرمانهای انقلاب و خواست رهبری فاصله گرفته است:,«...فرمودند خانواده ما گاهی میروند منزل بعضی از آقایان و میآیند تعریف میکنند که مثلاً دورتادور اتاق، پشتی قالیچهای بود؛ که ایشان فرمودند من تعجب میکنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قالیچهای باشد؟! نمیشود یک پشتی معمولی باشد؟ حتماً باید قالیچهای باشد؟ گران قیمت باشد؟ یک پشتی باشد که به دیوار تکیه ندهند؛ با یک پارچه معمولی هم میشود این را تأمین کرد و کنار اتاق گذاشت. چه ضرورتی دارد مخصوصاً ما روحانیون، زندگیها، خانهها و وضعیتمان این جوری باشد؟ بعد فرمودند در خانه ما یک فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیزیه خانمم بوده است که الان هم دیگر نخنما شده است. ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والاّ همه خانه ما موکت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه ما نیست و کلاً خانه ما با موکت فرش شده است.»
, «...فرمودند خانواده ما گاهی میروند منزل بعضی از آقایان و میآیند تعریف میکنند که مثلاً دورتادور اتاق، پشتی قالیچهای بود؛ که ایشان فرمودند من تعجب میکنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قالیچهای باشد؟! نمیشود یک پشتی معمولی باشد؟ حتماً باید قالیچهای باشد؟ گران قیمت باشد؟ یک پشتی باشد که به دیوار تکیه ندهند؛ با یک پارچه معمولی هم میشود این را تأمین کرد و کنار اتاق گذاشت. چه ضرورتی دارد مخصوصاً ما روحانیون، زندگیها، خانهها و وضعیتمان این جوری باشد؟ بعد فرمودند در خانه ما یک فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیزیه خانمم بوده است که الان هم دیگر نخنما شده است. ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والاّ همه خانه ما موکت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه ما نیست و کلاً خانه ما با موکت فرش شده است.», «...فرمودند خانواده ما گاهی میروند منزل بعضی از آقایان و میآیند تعریف میکنند که مثلاً دورتادور اتاق، پشتی قالیچهای بود؛ که ایشان فرمودند من تعجب میکنم! چه ضرورتی دارد حالا دور تا دور اتاق ما پشتی قالیچهای باشد؟! نمیشود یک پشتی معمولی باشد؟ حتماً باید قالیچهای باشد؟ گران قیمت باشد؟ یک پشتی باشد که به دیوار تکیه ندهند؛ با یک پارچه معمولی هم میشود این را تأمین کرد و کنار اتاق گذاشت. چه ضرورتی دارد مخصوصاً ما روحانیون، زندگیها، خانهها و وضعیتمان این جوری باشد؟ بعد فرمودند در خانه ما یک فرش دستبافت بیشتر نداریم، این هم جزو جهیزیه خانمم بوده است که الان هم دیگر نخنما شده است. ولی چون یادگاری است، این را در خانه نگه داشتیم؛ والاّ همه خانه ما موکت هست و اصلاً فرش دستبافت نداریم، حتی فرش ماشینی هم در خانه ما نیست و کلاً خانه ما با موکت فرش شده است.»,به راستی، زندگی ساده و الهامبخش بالاترین مقام «جمهوری اسلامی» کجا و زندگیهای اشرافی و مدهوشکننده برخی کارگزاران همین نظام کجا؟! الحق و الانصاف، چه ضرورتی دارد که با قید وبندهای غیرضروری - از جمله محرمانه دانستن ثروت مسؤولان- نظام اسلامی تحت زعامت چنین رهبری سادهزیست را ناچار به هزینهدادن برای آن دسته از مسؤولانی کرد که «التزام عملی» به سبک و منش معظمله در زندگی شخصی را برای خود دشوار میبینند؟!
, به راستی، زندگی ساده و الهامبخش بالاترین مقام «جمهوری اسلامی» کجا و زندگیهای اشرافی و مدهوشکننده برخی کارگزاران همین نظام کجا؟! الحق و الانصاف، چه ضرورتی دارد که با قید وبندهای غیرضروری - از جمله محرمانه دانستن ثروت مسؤولان- نظام اسلامی تحت زعامت چنین رهبری سادهزیست را ناچار به هزینهدادن برای آن دسته از مسؤولانی کرد که «التزام عملی» به سبک و منش معظمله در زندگی شخصی را برای خود دشوار میبینند؟!, به راستی، زندگی ساده و الهامبخش بالاترین مقام «جمهوری اسلامی» کجا و زندگیهای اشرافی و مدهوشکننده برخی کارگزاران همین نظام کجا؟! الحق و الانصاف، چه ضرورتی دارد که با قید وبندهای غیرضروری - از جمله محرمانه دانستن ثروت مسؤولان- نظام اسلامی تحت زعامت چنین رهبری سادهزیست را ناچار به هزینهدادن برای آن دسته از مسؤولانی کرد که «التزام عملی» به سبک و منش معظمله در زندگی شخصی را برای خود دشوار میبینند؟!,مرتضی رضائیان
, مرتضی رضائیان, مرتضی رضائیان,انتهای پیام/
, انتهای پیام/, انتهای پیام/]
ارسال دیدگاه