به بهانه سالروز آغاز دیکتاتوری "رضا خان پهلوی"؛
آغاز حکومت نامشروع شاه دیکتاتور و خونآشام پهلوی
نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی با فشارهای رضا پهلوی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی، مادهواحدهای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع و سلطنت ایران به شخص رضاخان پهلوی سپرده شد...[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از سایت خبری کریمه، ... در اسفندماه ۱۲۵۶ ش همزمان با سفر دوم ناصرالدینشاه قاجار به اروپا و زمزمه تشکیل قزاقخانه توسط روسها در ایران، در روستای آلاشت از توابع سوادکوه مازندران کودکی به دنیا آمد که نامش را "رضا" نهادند؛ نام پدرش عباس علی (سرهنگ فوج سوادکوه) و مادرش زهرا (نوشآفرین) از مهاجرین قفقاز میباشد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سایت خبری کریمه،, سایت خبری کریمه،, سایت خبری کریمه،,وی در محله سنگلج در کمال فقر و بدبختی، ذلت و خواری زندگی میکند و بزرگ میشود و برای تهیه نان و گردش زندگی مانند «دیکتاتور آلمان، آدولف هیتلر» به کارهای گوناگون از آن میان شاگردی مغازه آهنگری و کارگری در اصطبل خانه سفارت انگلیس جهت جمعآوری پِهِن اسبها گمارده میشود و سرانجام به یک نوجوان شرور، بیسواد و عقدهای تبدیل میگردد...
,آری، این نوجوان شرور، بیسواد و عقدهای کسی نیست جز رضا پهلوی، همان کسی که پس از خروج احمدشاه، عواملش اندیشه القای سلطنت و دیکتاتوری و رئیسجمهور شدن وی را پیش آوردند، اما تغییر حکومت کشور به جمهوری با مخالفت شدید رضا کودتاچی پهلوی با شکست روبرو شد.
,تا اینکه بالاخره نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی با فشارهای رضا پهلوی (لعنت الله علیه) در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی، مادهواحدهای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص رضاخان پهلوی سپرده شد و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس مؤسسان واگذار گردید.
,
عکس مراسم تاجگذاری رضا قلدر بیسواد
, عکس مراسم تاجگذاری رضا قلدر بیسواد, عکس مراسم تاجگذاری رضا قلدر بیسواد,سپس با تشکیل یک مجلس مؤسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به «رضا پهلوی» واگذار شد...
,

, جبه تاجگذاری رضاشاه
, جبه تاجگذاری رضاشاه, جبه تاجگذاری رضاشاه,گفتنی است که وی در دوره پادشاهی خود با قدرت سلطنت کرد و تمام امور مملکتی را در دست خود داشت، آزادیهایی که در جریان انقلاب مشروطه به دست آمده بود در دوره او از بین رفت و هیچ جریان مخالف را تحمل نمیکرد، به طوری که حتی بسیاری از رقبا و مخالفان خود در دستگاه حکومتی را کشت یا ساکت کرد!
,همچنین در زمینه نفت قرارداد دارسی را به ظاهر لغو کرد ولی عملاً آن را با قرارداد ۱۹۳۳ تمدید کرد. مجلس شورای ملی در دوره او جنبه نمایشی پیدا کرد و انتخابات با دستور از بالا و بر پایه فهرستهایی از نمایندگان مورد تائید او و انتصابی انجام میشد.
,شایان ذکر است که رضاشاه طبق روایتهای انگلیسی، فردی دموکرات، آزادیخواه، روشنفکر و متجدد، طرفدار مذهب، مدیر بسیار لایق، معمار ایران نوین، ضدبیگانه مخصوصاً شدیداً ضدانگلیسی، طرفدار حقوق زنان، وطنپرست واقعی و در یک کلام یک منجی و فردی که کوچکترین نقطهی منفیای در سرتاسر عمر خود ندارد، معرفی میشود.
,اما عصر پهلوی، بیش از آنکه با چنین عباراتی قابل وصف باشد، با کلیدواژههایی چون پزشک احمدی، قتل خاموش بیش از 200 شاعر و نویسنده بنام ایرانی، قتل خاموش فداکارترین فرزندان این آبوخاک، تقدیم بحرین و 32 جزیرهی بینظیر آن به انگلیس آن هم در صلح کامل و تقدیم بخشهای استراتژیکی از هامون و آرارات و بخشی از زرخیزترین نواحی ایران، همراه است، حکومتی که نه در دموکراسی و آزادیهای سیاسی و نه حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور و نه ارتقای رفاه عمومی، نه تنها خدمتی نکرده که حتی از شاهان عقبماندهی قاجار نیز پسرفتهتر بوده است!
,چرا که در دوران شانزدهسالهی حکومت رضاخان، رعب و وحشتی مثالزدنی و کمنظیر در عرصهی سیاسی و اجتماعی کشور سایه افکند و دستاوردهای چند ده سالهی مردم ایران که در مشروطیتی هرچند کمفروغ، ولی امیدبخش متبلور شده بود، مورد تعدی و تجاوزی نابکارانه قرار گرفت.
,در این میان، بهویژه آزادیخواهان و رجال و شخصیتهای سیاسی، ادبی و هنری کشور، سخت تحت تعقیب قرار گرفتند و به سرعت از عرصهی سیاسی و اجتماعی کشور حذف شدند.
,تا جایی که رضاشاه برای تقویت پایههای سلطنت دودمان پهلوی و افزایش ثروت و اقتدار خود، بسیاری از آزادیخواهان را که برای حاکمیت حکومت قانون مبارزه میکردند، به شیوههای ناجوانمردانهای به قتل میرساند.
,بر همین اساس ترور، قتل در زندان، قتل در تبعید، اعدام و به دار کشیدن مخالفان و... شیوههای مختلفی است که حکومت وحشت و اختناق رضاخان، منتقدان و مخالفان خود را با آن از بین میبرد و با این روش، صدای معترضان را در طول حکومت خویش خاموش میکرد...
, بر همین اساس ترور، قتل در زندان، قتل در تبعید، اعدام و به دار کشیدن مخالفان و... شیوههای مختلفی است که حکومت وحشت و اختناق رضاخان، منتقدان و مخالفان خود را با آن از بین میبرد و با این روش، صدای معترضان را در طول حکومت خویش خاموش میکرد...,
همچنین قلعوقمع عشایر ایران که یکی از مهمترین ارکان مبارزه با بیگانگان در طول تاریخ در کشور بودهاند، از دیگر اقدامات سرکوبگرانه و رعبانگیز رضاخان بوده است.
,چرا که رضاخان در دوران سلطنت خود، براساس مأموریتی که داشت، تلاش فراوانی کرد تا در راستای تأمین منافع و مطامع اربابان قدرت خود حرکت کند، از همین رو، علاوه بر سیاست تخته قاپو کردن (یکجانشینی اجباری) و خلع سلاح عشایر، به کشتار دستهجمعی عشایر و قتل و ترور سران ایلیاتی بهویژه بختیاریها و قشقاییها پرداخت.
,قتل 25 تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی از این جملهاند، روایت رفتارهای غیرانسانی و کشتارهای وحشیانهی ارتش خشن و بیرحم رضاخانی در برخورد با عشایر، روایتی بسیار تلخ و دردآور است...
, قتل 25 تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی از این جملهاند، روایت رفتارهای غیرانسانی و کشتارهای وحشیانهی ارتش خشن و بیرحم رضاخانی در برخورد با عشایر، روایتی بسیار تلخ و دردآور است...,علاوه بر این قتلعام و مجروح شدن بیش از 1500 تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامهی اجباری شدن کلاهفرنگی برای ایرانیان (کلاهشاپوی فرانسوی) و اقدامات ضداسلامی رضاشاه علیه حجاب، از دیگر صحنههای غمانگیز و دردآور تاریخ عصر پهلوی اول است.
, علاوه بر این قتلعام و مجروح شدن بیش از 1500 تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامهی اجباری شدن کلاهفرنگی برای ایرانیان (کلاهشاپوی فرانسوی) و اقدامات ضداسلامی رضاشاه علیه حجاب، از دیگر صحنههای غمانگیز و دردآور تاریخ عصر پهلوی اول است., علاوه بر این قتلعام و مجروح شدن بیش از 1500 تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد به جرم اعتراض به بخشنامهی اجباری شدن کلاهفرنگی برای ایرانیان (کلاهشاپوی فرانسوی) و اقدامات ضداسلامی رضاشاه علیه حجاب، از دیگر صحنههای غمانگیز و دردآور تاریخ عصر پهلوی اول است.,به طوری که رعبافکنی و وحشتآفرینی مأموران رضاخان در اجرای قانون کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم و صفر نیز نقطهی اوج خشونت و سرکوبگری این دوران است که با کمال بیرحمی و تحقیر ملی صورت پذیرفت.
, به طوری که رعبافکنی و وحشتآفرینی مأموران رضاخان در اجرای قانون کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان در ماه محرم و صفر نیز نقطهی اوج خشونت و سرکوبگری این دوران است که با کمال بیرحمی و تحقیر ملی صورت پذیرفت.,در همین روزهای تلخ و سیاه بود که مأموران رضاخان شب و روز در کوچهها و خیابانها میگشتند و هرجا زن باحجابی را مییافتند، با خشونت چادر و روسریاش را برمیداشتند و مردها را مجبور میکردند تا زنهایشان را سر برهنه به خیابانها و مجالس ببرند!
,رفتارهای قساوتآفرینی که بسیاری از مادران غیورمان را سالها گوشهنشین خانهها ساخت و سوگمندانه سبب مرگ بسیاری از زنان عفیف ایرانی شد، توجیه عجیب این اقدامات، موضوعی است که متأسفانه توسط برخی تاریخگویان جیرهخوار، بهعنوان الزامات مدرنسازی ایران مطرح و تئوریزه میشود و پس از آن از طریق شبکههای عامهپسند ماهوارهای در ذهن زنان و مردان این مرزوبوم تصویرسازی میگردد...
,چرا که امروزه تلاش هدفمند مستندهای تلویزیونی رسانههای معارض برای انکار حقایق تاریخی است! موضوعی که شبکههای ماهوارهای تطهیرکنندهی عصر پهلوی، با انگشت گذاردن بر آن، بر مطالعه و حافظهی تاریخی ضعیف بینندگان این شبکهها سوار شده و بهویژه با استفاده از تاکتیک «دروغ معقول» به شستوشوی کارنامهی ننگین ضددینی و ضدفرهنگی این عصر میپردازند...
, چرا که امروزه تلاش هدفمند مستندهای تلویزیونی رسانههای معارض برای انکار حقایق تاریخی است! موضوعی که شبکههای ماهوارهای تطهیرکنندهی عصر پهلوی، با انگشت گذاردن بر آن، بر مطالعه و حافظهی تاریخی ضعیف بینندگان این شبکهها سوار شده و بهویژه با استفاده از تاکتیک «دروغ معقول» به شستوشوی کارنامهی ننگین ضددینی و ضدفرهنگی این عصر میپردازند...,در حالی که اگر همین بینندگان کمی به حافظه تاریخی خود فشار آورده و یا درباره این عصر به تحقیق و مطالعه بپردازند، متوجه خواهند شد که رضاخان علاوه بر اینکه مزدور و شرور و... بود، فردی دیکتاتور خائن به کشور و وطنفروش بود...
, در حالی که اگر همین بینندگان کمی به حافظه تاریخی خود فشار آورده و یا درباره این عصر به تحقیق و مطالعه بپردازند، متوجه خواهند شد که رضاخان علاوه بر اینکه مزدور و شرور و... بود، فردی دیکتاتور خائن به کشور و وطنفروش بود...,چرا که خودِ نوری زاده در همین رابطه اعتراف کرد که رضاخان قلدر برای حفظ آبرو و قدرت "نوری سعید پاشا" نخستوزیر وقت عراق، مقداری از آبوخاک ایران را به وی بخشیده است!
, چرا که خودِ نوری زاده در همین رابطه اعتراف کرد که رضاخان قلدر برای حفظ آبرو و قدرت "نوری سعید پاشا" نخستوزیر وقت عراق، مقداری از آبوخاک ایران را به وی بخشیده است!, چرا که خودِ نوری زاده در همین رابطه اعتراف کرد که رضاخان قلدر برای حفظ آبرو و قدرت "نوری سعید پاشا" نخستوزیر وقت عراق، مقداری از آبوخاک ایران را به وی بخشیده است!]
ارسال دیدگاه