خدا قوت نارنجی پوشهای شهرم /همت و تلاش اوست که شهری تمیز و پاک داریم

خدا قوت نارنجی پوشهای شهرم /همت و تلاش اوست که شهری تمیز و پاک داریم
کار لباس نارنجی شب و روز ، گرما و سرما، آفتاب، باران وبرف نمی شناسد او با جاروی دسته بلندش که بهترین دوست او در تاریکی شب و روشنای روز هست ، کوچه و خیابان ما را تمیز می نماید تا ما از فضای پاک و زیبای شهر لذت ببریم.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از  پایگاه اطلاع رسانی کرمان ۱۴۰۰؛ هر شب که به خانه بر می گردم در خیابان نزدیک خانه امان می بینمش ، وقتی بهش سلام می کنم و خدا قوت می گویم با گرمی جواب می دهد و با خوشرویی احوال همسرم را نیز جویا می شود بعد از جواب دادن مجددا مشغول کار می شود .

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه اطلاع رسانی کرمان ۱۴۰۰,

دیشب که دیدمش بسیار گرفته بود وقتی نزدیکش رسیدم مثل همیشه سلام و خداقوت گفتم زیاد تحویل نگرفت ، چهره اش بسیار برافروخته بود جلو رفتم و گفتم حاج آقا مثل همیشه شاد و خوشرو نیستی چی شده؟

,

گفت: ای بابا دلم از دست این مردم بی فکر و بی وفا ،خونه علی الخصوص جوونای این محله.

,

پرسیدم چرا؟

,

گفت : ببینید شما وقتی حیاط خانه اتان یا اصلا داخل خانه اتان را تمیز می کنید آن هم با زحمت زیاد، بعد پسر شیطونتون بعد از خوردن پفک یا بیسکوییت آشغال آن را روی اتاق بریزد و یا همسرتان تنقلاتی مثل تخمه بخورد و پوست آن را روی اتاق یا حیاط پرت کند چه حالی می شوی؟

,

پاسخ دادم: خدا آنروز را نیاره ، عصبانی می شوم آنهم چجور! تازه مجبورشان می کنم که خودشان آن را جمع کنند و حتی ممکن است تنبیه اشان کنم و از یک وعده غذا محرومشان می کنم.

,

گفت: خوب حالا می بینی آنها که از اعضای خانواده اتان هستند این طور عصبانی می شوی ، حال بعضی از این مردم بی انصاف را بگو که بدون توجه به اینکه این شهر و این خیابان و کوچه مثل خانه اشان هست در تمیزی آن کوشا نیستند.

,

ازش پرسیدم همیشه که این طور نیست؟

,

در جوابم پاسخ داد: نه بیشتر مواقعی که مراسم جشنی باشد و یا در همین ماه محرم که از اول دهه با ایستگاه های صلواتی که در سطح شهر ایجاد کرده اند باعث بوجود آمدن این آشغال ها شده است؟

,

گفتم : من ایستگاه هایی را که دیدم همه اشان در جلوی ایستگاه شان یکی ، دوتا سطل بزرگ زباله گذاشته بودند.

,

گفت: آن بندگان خدا این کار را می کنند ولی این عابران و رانندگان و سرنشینان اتومبیل هایی که پذیرایی می شوند حاضر نیستند لیوان شربت یا چای نذری که می خورند زباله آن را در ماشین نگه دارند تا به سطل زباله برسند و آن را داخل آن بیندازند، متاسفانه این کار را نمی کنند و بعد از خوردن آن را به درون خیابان پرتاب می کنند.

,

آخه کار ما شب و روز نمی شناسد و حتی سرما و گرما ، باران و برف و آفتاب نمی شناسد، ما به همین مردم و ملت خدمت می کنیم ، گرچه نگاه همه به ما جور دیگر است . برخی فکر می کنند رفتگر شهرداری یعنی خود زباله یعنی اینکه از جامعه ترد شده یعنی زیاد به حساب نمی آییم.

,

باور کنید حتی برای رفت و آمد و صله ارحام با اقوام مشکل داریم ، گاهی اوقات برخورد برخی از افراد جامعه با خانواده ام طور دیگر است بطور مثال یکی از فرزندانم در دانشگاه تحصیل می کند و گاهی اوقات به من می گوید بابا چرا رفتی رفتگر شدی من که به شما و بخاطر زحمتی که می کشید افتخار می کنم ولی دوستانم نظرشان در رابطه با شما چیز دیگری ست.

,

جدای از اینها گوشمان پر است از حرفهای جور واجور، که من اصلا به آنها توجه نمی کنم خوب بالاخره اگر ما هم نباشیم هیچ وقت شما نمی توانید شهری تمیز و زیبا داشته باشید.

,

شغل ما هم مثل دیگر شغلهاست ، فقط تفاوت این است که دیگری با کت و شلوار تمیز ادکلن زده پشت میز می نشیند و ما هم با لباس کثیف مشغول جارو زدن در کوچه و خیابان هستیم، دوست او خودکارش است و دفتر و دستکش ولی دوست من و امثال من جارویمان است که هیچگاه از خودمان دورش نمی کنیم.

,

او در تابستان در کنار کولر است و در زمستان در کنار بخاری ، کارش سبک تر است و راحت تر ، اما کار ما بسیار سخت است و طاقت فرسا ، در زمستان همین لباس و دستکش گرم کنمان است و در تابستان خنکای درختان و نسیم کولرمان می شود، شاید برای بعضی ها این سوال پیش بیاید که پس کار معدن چیا چطور؟ باید بگویم آنها نیز کارشان سخت تر از ماست. البته من خودم را با آنها مقایسه نمی کنم.

,

اینکه بخواهی هر روز گرد و خاک و زباله خیابان و کوچه را تمیز کنی و یا زباله های گندیده ای که درون جوی های کنار خیابان رها می شود جمع کنی شاید برای شما چندش آور باشد ولی این کار ماست.

,

درست است در مقابل این زحمات ما حقوقی که دریافت می کنیم گاهی اوقات دخلمان با خرجمان نمی خواند و دچار مشکل می شویم ولی با این همه به کارمان ادامه می دهیم و از مردم خوب و شریف شهر می خواهیم که کوچه و خیابان شهر را همانند خانه خود بدانند و آن را تمیز نگه دارند، چه می شود یک پاکت زباله کوچک در اتومبیل خود داشته باشند و از خوراکیهایی که استفاده می کنند زباله آن را درون آن پاکت بریزند نه خیابان.

,

آیا حاضر می شوید فقط برای یک ثانیه داخل خیابان بمانید و مشغول جمع کردن زباله باشید ؟ پس ما را درک کنید و با ما هم مثل دیگران رفتار نمایید و در رعایت نظافت شهر کوشا باشید.

,

به او قول دادم تا این خبر را منعکس نمایم گر چه دو سال قبل نیز با یکی از همین دوستان در چهارراه آزادگان مصاحبه کردم ، امید آن داریم که با انعکاس این خبرها و مصاحبه ها مردم نجیب کرمان در رعایت نظافت و تمیزی شهر کوشاتر باشند و بدانند که ریختن زباله چه به صورت عمد و یا سهو به داخل کوچه و خیابان حق الناس است.

,

علاوه بر این سعی کنیم هر زمان که از کنارشان عبور می کنیم نسبت به آنان بی توجه نباشیم و با گفتن فقط یک خداقوت از آنان تشکر نماییم ، این کار ما به آنان در این هوای سرد پاییزی دلگرمی خواهد داد. انشاءالله

,

خدا قوت ای نارنجی پوشها.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه