با نگاه روانشناسانه به فیلم "هیس دخترها فریاد نمیزنند"
چگونه با کودکانی که مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند رفتار کنیم
یک کارشناس ارشد روانشناسی در نگاه تحلیلی به فیلم «هیس دخترها فریاد نمی زنند» گفت: این فیلم پیام و هشداری است که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم و حتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه با کودکان داشته باشیم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی طنین یاس- فیلم سینمایی هیس! دخترها فریاد نمیزنند، کاری از پوران درخشنده کارگردان توانمند کشورمان است که برای نخستینبار معضلات ناشی از تجاوز جنسی به کودک را به نمایش گذاشت و یکی از پر سر و صدا ترین و پرفروش ترین فیلم های جشنواره فجر سال 92 بود. در این فیلم بیتوجهی و سهلانگاری پدر و مادر دختر هشت سالهای، واقعهای را برای او رقم میزند که زخمش سالها بر روح او باقی میماند و همه زندگیاش را تحتالشعاع خود قرار میدهد. آنچه این زخم را عمیقتر میکند آزار و اذیتی است که او در کودکی متحمل شده و واقعه را به فاجعه ختم میسازد و به حدی از این اتفاق دچار وحشت و ترس میشود که حتی در بزرگسالی نیز این ترس و خاطره بد در ذهنش باقی میماند. حال که او دختر بزرگی شده و دوبار هم تا آستانه ازدواج رفته، فاجعه ای به بار میآورد که ریشه در ترس او در اتفاقات دوران کودکیاش دارد و این است که دخترک هیچکس را نمییابد تا دردش را با او در میان بگذارد...
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه اطلاع رسانی طنین یاس,
صحبتهای کودکتان را خوب گوش دهید
شهره میرزایی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در تحلیل فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از دید روانشناسانه به خبرنگار طنین یاس گفت: فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از نظرعلم روانشناسی به شدت قابل تحلیل است زیرا که دو طرف ماجرای "تجاوز به عنف" که در آن اتفاق میافتند، هر دو از نظر روانی هم تجاوز گر و هم قربانی بیمارهستند.
وی در توصیهای به والدین از آنها خواست که صحبتها و درد و دلهای فرزندشان را به خوبی بشنوند و خاطرنشان کرد: در نگاه تحلیلی به این فیلم که مخاطب اصلی آن پدر و مادرها و مربیان و معلمان هستند و پیام و هشدار آن برای اولیا و مربیان این بود که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم وحتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه ای با کودکان داشته باشیم.
وی ادامه داد: در مورد اینکه بیتوجهی والدین به روان کودک چه تبعاتی دارد، و به دنبال نشنیدن صدای فرزندانشان، تبعاتش سنگینتر است. وقتی نخواهیم بشنویم شاهد بدترین اتفاقات خواهیم بود.
زخم کهنه اما خوب شدنی
میرزایی تصریح کرد: آزار دیدن در کودکی یا به قول روان شناسها "childabuse" در روان هر کودکی میتواند اثرات پایداری بگذارد. هر کودکی نیاز دارد که در جهان کوچکش احساس امنیت کند. وقتی دنیای بیرون نا امن باشد، او این حس ناامنی را برای همیشه با خودش خواهدداشت. برای دختران این احساس ناامنی میتواند با احساس منفی دیگری هم همراه باشد. از بین رفتن پرده بکارت یا حتی گمان این قضیه میتواند به آنها احساس نقص یا ناپاکی دهد. باورهای زیر بنایی این احساسات مثل "جهان ناامن است" یا " من ناقص هستم" میتواند از آنها افراد گوشهگیر، مضطرب یا افسردهای بسازد که روابط اجتماعی چندان خوبی هم ندارند. اتفاقی که لااقل در دورههایی از زندگی برای نقش اصلی فیلم « هیس دخترها فریاد نمیزنند» افتاده بود.
این روانشناس عامل ناآگاهی را مهمترین عامل آسیبهای جنسی دانست و اظهارکرد: یکی ازمهمترین دلایلی که یک کودک را میتواند در معرض آسیبهای جنسی قرار دهد، ناآگاهی است. ناآگاهی او از مسائل جنسی، و چگونگی واکنش نشان دادن نسبت به میل جنسی از جانب کودک؛ از طرف دیگر همه کودکان احتیاج دارند آزادانه احساسات و نیازهایشان را بگویند.
این کارشناس ارشد بالینی، به سیستم غلط آموزش و پرورش در این رابطه اشاره کرد و افزود:. در سکانسی هوشمندانه از فیلم خانم درخشنده، میبینیم که یکی ازدست اندرکاران مدرسه وقتی که دختر بچه میخواهد در مورد تجاوز با او حرف بزند، میگوید آیا مشکلت به "درس" یا "مدرسه" ربط دارد؟ میشنود " نه! در مورد خودمه!" میشود حدس زد کودک چه میشنود "میبینی که وقت ندارم". این دقیقا اشکال آموزش و پرورش ما در کلان است، اشکالی که هنوز هم باقی است. ارجحیت " تکالیف درسی" بر "خود" بچهها. حتی وقتی که کودک در قالب یکی از هم کلاسیها میخواهد داستان آزار دیدن خودش را تعریف کند، میشنود که " هیس" و با آن دختر هم ارتباط قطع میشود.
کودک ترسیده دیر پا
وی در ادامه افزود: برآورده نشدن هم زمان نیاز به آزادی و امنیت در نقش اصلی فیلم اثرات دیر پایی دارد.او در دوره ای از زندگی تسلیم این اثرات میشود.اما زندگی خودش میتواند روان درمان بخش شود.در دوره ای حس میکند که حالا دیگر بر زندگی اش کنترل دارد و میخواهد ازدواج کند. اما آمدن تجاوزگر دوباره" کودک و ناامن و ترسیده" او را رو میکند و او از " بی آبرویی از نقص" فرار میکند.
عضو سازمان نظام روانشناسی در ادامه تشریح این فیلم پرمخاطب از منظر روانشناسانه تصریح کرد: در دورهای دیگر مهاجرت را به عنوان راه حل انتخاب میکند،اما در روز خرید عروسی " کودک ترسیده" دوباره غالب میشود و او به اشتباه گمان میکند که عکسهای بچگی در پاکتی است که در دست تجاوزگر است و داده تا داماد آنها را نگاه کند. این ترس آنقدر قوی است که او را به خودکشی وا میدارد.احساس تنفر از مردان هم هیجان منفی دیگری است که نقش اول فیلم با آن درگیر است. احساسی که او را از ازدواج روی گردان میکند. فقط آخرین مورد ازدواج است که میتواند این اطمینان به مردان را در او زنده کند و مهربانی پایدار را به او هدیه کند.آن هم به خاطر اتفاقی که در شب عروسی میافتد،بر باد میرود. اما در زمان قتل دختر فیلم از جبران افراطی استفاده میکند.او میخواهد خودش به تنهایی انتقام تمام تجاوزگران به کودکان را بگیرد. کاری که در نهایت او را به زندان و دادگاه میرساند و بالاخره او آن جاست که همه این قضیه را برای ما میگوید.جایی که دیگر خیلی دیر است...
ضرورت آموزش مهارتهای جنسی کودکان از سنین پیش دبستانی
وی به ضرورت آموزش مهار جنسی از سنین کودکی در دوران پیش دبستانی اشاره کرد و گفت: خانواده، مدرسه و جامعه برای آموزش مهارتهای زندگی به کلیه افراد جامعه نقش مکمل دارند. بنابر این باید انتظار داشت نهادهای آموزش دهنده با آموزش های علمی و به روزشان زمینه را برای ظهور اجتماعی و حضور امن دختران و پسران در جامعه را فراهم کنند که متاسفانه نکتهای که میتواند مانع تاثیر گذاری مطلوب این قبیل آموزشها شود، عدم آگاهی و به روز بودن اطلاعات،دانش و مهارتهای خود مربیان ،مهارت آموزان و والدین است.
مجهز نبودن آموزشدهندگانی مثل والدین
این روانشناس، تکنولوژی و استفاده نابه جا از اینترنت را خطری برای خانوادهها دانست و خاطرنشان کرد: در دنیایی که با دسترسی روز افزون کودکان و نوجوانان به اینترنت و سرعت دسترسی آنها به تکنولوژیهای جدید روبرو هستیم، مجهز نبودن آموزش دهندگانی مثل والدین به این ابزارهای جدید کسب اطلاعات و دانش،به ضرر آنها و فرزندانشان خواهد بود؛ همچنین والدین فقط زمانی میتوانند بر استفاده ی فرزندان از تکنولوژی،نظارت داشته باشند و مانع بروز خطراتی شوند که از این طریق میتواند فرزندشان را تهدید کند که خود با روش کاربرد آن آشنا باشند.به همین خاطر مربیانی چون کارشناسان مهد کودکها و معلمان مدارس، بایدمهارتهای لازم تربیت جنسی کودک را بدانند.
وی به عقیده غلط برخی والدین نسبت به مسائل جنسی کودکانشان اشاره کرد و افزود: متاسفانه عده ای چشم و گوش بسته بودن بچهها در زمینه جنسی را نشانه سلامت روان و اخلاق او میدانند.حال این که نا آگاهی بچهها در امور جنسی که در حقیقت ناشی از بی سوادی والدین و مربیان در این مسئله میتواند زمینه ی بروز مشکلاتی چون سوء استفاده جنسی و گزارش نکردن آن از سوی کودکان را در پی داشته باشد. علاوه بر این اگر راهنماییهای لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود،ممکن است فرزند در دام کسانی بیفتد که اطلاعات غلط یا زیاد از حد در اختیارش قرار دهند.پس غفلت در این زمینه عواقبی دارد که گاهی تا بزرگسالی و حتی در زندگی زناشویی گریبان فرزندان مان را خواهد گرفت.در همین زمینه پرسشی مطرح میشود.
عضو سازمان نظام روانشناسی افزود: کودکان عمدتا در سن چهار سالگی متوجه تفاوتهای خود و جنس مخالف میشوند و میآموزند جاهایی از بدنشان باید پوشانده شود و کسی نباید آنها را لمس کند.البته لزوم آموزش مسائل جنسی به پسر بچهها نیز نباید مغفول بماند، چراکه آنها نیز در معرض خطر تعرضات جنسی هستند وبخشی از این امور باید در دوره پیش دبستانی با شعر و آواز و نمایش عروسکی آموزش داده شود.مثل اینکه "کسی جز مامان و بابا و در نهایت دکتر اجازه ندارد اعضای خاصی از بدن شما را ببیند یا لمس کند.
وی در مورد پیشگیری از اتفاقات ناگوار فیلم هیس گفت: اگر در نهایت سیستم آموزشی مهارتهای زندگی را به کودک یاد میداد،اگر در این فیلم مادر و پدر به بهانه کار از تنها فرزندشان غفلت نمیکردند و با پرس و جوی بیشتری به کارگرشان اعتماد میکردند،اگر از ترس بی آبرویی جلوی حرف زدن دختر را نمیگرفتند،اگر دختر در نوجوانی این مسئله را با یک متخصص در میان میگذاشت،اگر فقط یک نفر به حرفش گوش میداد،این قتل و بعد از آن قصاص اتفاق نمیافتاد...
این روانشناس ادامه داد: به زبان روان شناسانه اگر به جای راه حلهای کودکانهای مثل "تسلیم شدن در مقابل ترس"، اجتناب از هر موقعیتی که ممکن است به لو رفتن عکسها منجر شود" و " جبران افراطی به شکل قتل یک متجاوزگر دیگر"، از راه حلهای بزرگسالانه ای مثل " حرف زدن از احساسات"، حل مساله با اطلاع دادن به روانشناس یا پلیس" یا " پیدا کردن آدمهایی شبیه خودش که از این آسیب سالم بیرون رفتهاند و حرف زدن با آنها" استفاده میکرد، هیچ گاه مورد تجاوز واقع شدن به قاتل شدن منجر نمیشد.
میرزایی در پایان تصریح کرد: در پایان باید گفت همیشه اینطور نیست که اثرات تجاوز به عنف این قدر که فیلم نشان داده است، پایدار بماند. ضرورت دارد والدین از کودکان در برابر آزار و اذیت جنسی دیگران حمایت و از این اتفاق پیشگیری نمایند و با فراهم آوردن محیطی امن و راحت اعتماد کودکان را به خود جلب نموده و توجه بیشتر و روابط صمیمانهای نسبت به او داشته باشند، همچنین برای آن دسته از کودکانی که از این مشکل رنج میبرند، حمایت از جانب خانواده، حمایت از جانب معلمان و اقوام، عزت نفس بالا، و داشتن روحیه مذهبی میتوانند در کمک کردن به آنها در بهبود از آسیب و صدمه موثر باشد.
انتهای پیام/خ
صحبتهای کودکتان را خوب گوش دهید
شهره میرزایی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در تحلیل فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از دید روانشناسانه به خبرنگار طنین یاس گفت: فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از نظرعلم روانشناسی به شدت قابل تحلیل است زیرا که دو طرف ماجرای "تجاوز به عنف" که در آن اتفاق میافتند، هر دو از نظر روانی هم تجاوز گر و هم قربانی بیمارهستند.
وی در توصیهای به والدین از آنها خواست که صحبتها و درد و دلهای فرزندشان را به خوبی بشنوند و خاطرنشان کرد: در نگاه تحلیلی به این فیلم که مخاطب اصلی آن پدر و مادرها و مربیان و معلمان هستند و پیام و هشدار آن برای اولیا و مربیان این بود که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم وحتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه ای با کودکان داشته باشیم.
وی ادامه داد: در مورد اینکه بیتوجهی والدین به روان کودک چه تبعاتی دارد، و به دنبال نشنیدن صدای فرزندانشان، تبعاتش سنگینتر است. وقتی نخواهیم بشنویم شاهد بدترین اتفاقات خواهیم بود.
زخم کهنه اما خوب شدنی
میرزایی تصریح کرد: آزار دیدن در کودکی یا به قول روان شناسها "childabuse" در روان هر کودکی میتواند اثرات پایداری بگذارد. هر کودکی نیاز دارد که در جهان کوچکش احساس امنیت کند. وقتی دنیای بیرون نا امن باشد، او این حس ناامنی را برای همیشه با خودش خواهدداشت. برای دختران این احساس ناامنی میتواند با احساس منفی دیگری هم همراه باشد. از بین رفتن پرده بکارت یا حتی گمان این قضیه میتواند به آنها احساس نقص یا ناپاکی دهد. باورهای زیر بنایی این احساسات مثل "جهان ناامن است" یا " من ناقص هستم" میتواند از آنها افراد گوشهگیر، مضطرب یا افسردهای بسازد که روابط اجتماعی چندان خوبی هم ندارند. اتفاقی که لااقل در دورههایی از زندگی برای نقش اصلی فیلم « هیس دخترها فریاد نمیزنند» افتاده بود.
این روانشناس عامل ناآگاهی را مهمترین عامل آسیبهای جنسی دانست و اظهارکرد: یکی ازمهمترین دلایلی که یک کودک را میتواند در معرض آسیبهای جنسی قرار دهد، ناآگاهی است. ناآگاهی او از مسائل جنسی، و چگونگی واکنش نشان دادن نسبت به میل جنسی از جانب کودک؛ از طرف دیگر همه کودکان احتیاج دارند آزادانه احساسات و نیازهایشان را بگویند.
این کارشناس ارشد بالینی، به سیستم غلط آموزش و پرورش در این رابطه اشاره کرد و افزود:. در سکانسی هوشمندانه از فیلم خانم درخشنده، میبینیم که یکی ازدست اندرکاران مدرسه وقتی که دختر بچه میخواهد در مورد تجاوز با او حرف بزند، میگوید آیا مشکلت به "درس" یا "مدرسه" ربط دارد؟ میشنود " نه! در مورد خودمه!" میشود حدس زد کودک چه میشنود "میبینی که وقت ندارم". این دقیقا اشکال آموزش و پرورش ما در کلان است، اشکالی که هنوز هم باقی است. ارجحیت " تکالیف درسی" بر "خود" بچهها. حتی وقتی که کودک در قالب یکی از هم کلاسیها میخواهد داستان آزار دیدن خودش را تعریف کند، میشنود که " هیس" و با آن دختر هم ارتباط قطع میشود.
کودک ترسیده دیر پا
وی در ادامه افزود: برآورده نشدن هم زمان نیاز به آزادی و امنیت در نقش اصلی فیلم اثرات دیر پایی دارد.او در دوره ای از زندگی تسلیم این اثرات میشود.اما زندگی خودش میتواند روان درمان بخش شود.در دوره ای حس میکند که حالا دیگر بر زندگی اش کنترل دارد و میخواهد ازدواج کند. اما آمدن تجاوزگر دوباره" کودک و ناامن و ترسیده" او را رو میکند و او از " بی آبرویی از نقص" فرار میکند.
عضو سازمان نظام روانشناسی در ادامه تشریح این فیلم پرمخاطب از منظر روانشناسانه تصریح کرد: در دورهای دیگر مهاجرت را به عنوان راه حل انتخاب میکند،اما در روز خرید عروسی " کودک ترسیده" دوباره غالب میشود و او به اشتباه گمان میکند که عکسهای بچگی در پاکتی است که در دست تجاوزگر است و داده تا داماد آنها را نگاه کند. این ترس آنقدر قوی است که او را به خودکشی وا میدارد.احساس تنفر از مردان هم هیجان منفی دیگری است که نقش اول فیلم با آن درگیر است. احساسی که او را از ازدواج روی گردان میکند. فقط آخرین مورد ازدواج است که میتواند این اطمینان به مردان را در او زنده کند و مهربانی پایدار را به او هدیه کند.آن هم به خاطر اتفاقی که در شب عروسی میافتد،بر باد میرود. اما در زمان قتل دختر فیلم از جبران افراطی استفاده میکند.او میخواهد خودش به تنهایی انتقام تمام تجاوزگران به کودکان را بگیرد. کاری که در نهایت او را به زندان و دادگاه میرساند و بالاخره او آن جاست که همه این قضیه را برای ما میگوید.جایی که دیگر خیلی دیر است...
ضرورت آموزش مهارتهای جنسی کودکان از سنین پیش دبستانی
وی به ضرورت آموزش مهار جنسی از سنین کودکی در دوران پیش دبستانی اشاره کرد و گفت: خانواده، مدرسه و جامعه برای آموزش مهارتهای زندگی به کلیه افراد جامعه نقش مکمل دارند. بنابر این باید انتظار داشت نهادهای آموزش دهنده با آموزش های علمی و به روزشان زمینه را برای ظهور اجتماعی و حضور امن دختران و پسران در جامعه را فراهم کنند که متاسفانه نکتهای که میتواند مانع تاثیر گذاری مطلوب این قبیل آموزشها شود، عدم آگاهی و به روز بودن اطلاعات،دانش و مهارتهای خود مربیان ،مهارت آموزان و والدین است.
مجهز نبودن آموزشدهندگانی مثل والدین
این روانشناس، تکنولوژی و استفاده نابه جا از اینترنت را خطری برای خانوادهها دانست و خاطرنشان کرد: در دنیایی که با دسترسی روز افزون کودکان و نوجوانان به اینترنت و سرعت دسترسی آنها به تکنولوژیهای جدید روبرو هستیم، مجهز نبودن آموزش دهندگانی مثل والدین به این ابزارهای جدید کسب اطلاعات و دانش،به ضرر آنها و فرزندانشان خواهد بود؛ همچنین والدین فقط زمانی میتوانند بر استفاده ی فرزندان از تکنولوژی،نظارت داشته باشند و مانع بروز خطراتی شوند که از این طریق میتواند فرزندشان را تهدید کند که خود با روش کاربرد آن آشنا باشند.به همین خاطر مربیانی چون کارشناسان مهد کودکها و معلمان مدارس، بایدمهارتهای لازم تربیت جنسی کودک را بدانند.
وی به عقیده غلط برخی والدین نسبت به مسائل جنسی کودکانشان اشاره کرد و افزود: متاسفانه عده ای چشم و گوش بسته بودن بچهها در زمینه جنسی را نشانه سلامت روان و اخلاق او میدانند.حال این که نا آگاهی بچهها در امور جنسی که در حقیقت ناشی از بی سوادی والدین و مربیان در این مسئله میتواند زمینه ی بروز مشکلاتی چون سوء استفاده جنسی و گزارش نکردن آن از سوی کودکان را در پی داشته باشد. علاوه بر این اگر راهنماییهای لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود،ممکن است فرزند در دام کسانی بیفتد که اطلاعات غلط یا زیاد از حد در اختیارش قرار دهند.پس غفلت در این زمینه عواقبی دارد که گاهی تا بزرگسالی و حتی در زندگی زناشویی گریبان فرزندان مان را خواهد گرفت.در همین زمینه پرسشی مطرح میشود.
عضو سازمان نظام روانشناسی افزود: کودکان عمدتا در سن چهار سالگی متوجه تفاوتهای خود و جنس مخالف میشوند و میآموزند جاهایی از بدنشان باید پوشانده شود و کسی نباید آنها را لمس کند.البته لزوم آموزش مسائل جنسی به پسر بچهها نیز نباید مغفول بماند، چراکه آنها نیز در معرض خطر تعرضات جنسی هستند وبخشی از این امور باید در دوره پیش دبستانی با شعر و آواز و نمایش عروسکی آموزش داده شود.مثل اینکه "کسی جز مامان و بابا و در نهایت دکتر اجازه ندارد اعضای خاصی از بدن شما را ببیند یا لمس کند.
وی در مورد پیشگیری از اتفاقات ناگوار فیلم هیس گفت: اگر در نهایت سیستم آموزشی مهارتهای زندگی را به کودک یاد میداد،اگر در این فیلم مادر و پدر به بهانه کار از تنها فرزندشان غفلت نمیکردند و با پرس و جوی بیشتری به کارگرشان اعتماد میکردند،اگر از ترس بی آبرویی جلوی حرف زدن دختر را نمیگرفتند،اگر دختر در نوجوانی این مسئله را با یک متخصص در میان میگذاشت،اگر فقط یک نفر به حرفش گوش میداد،این قتل و بعد از آن قصاص اتفاق نمیافتاد...
این روانشناس ادامه داد: به زبان روان شناسانه اگر به جای راه حلهای کودکانهای مثل "تسلیم شدن در مقابل ترس"، اجتناب از هر موقعیتی که ممکن است به لو رفتن عکسها منجر شود" و " جبران افراطی به شکل قتل یک متجاوزگر دیگر"، از راه حلهای بزرگسالانه ای مثل " حرف زدن از احساسات"، حل مساله با اطلاع دادن به روانشناس یا پلیس" یا " پیدا کردن آدمهایی شبیه خودش که از این آسیب سالم بیرون رفتهاند و حرف زدن با آنها" استفاده میکرد، هیچ گاه مورد تجاوز واقع شدن به قاتل شدن منجر نمیشد.
میرزایی در پایان تصریح کرد: در پایان باید گفت همیشه اینطور نیست که اثرات تجاوز به عنف این قدر که فیلم نشان داده است، پایدار بماند. ضرورت دارد والدین از کودکان در برابر آزار و اذیت جنسی دیگران حمایت و از این اتفاق پیشگیری نمایند و با فراهم آوردن محیطی امن و راحت اعتماد کودکان را به خود جلب نموده و توجه بیشتر و روابط صمیمانهای نسبت به او داشته باشند، همچنین برای آن دسته از کودکانی که از این مشکل رنج میبرند، حمایت از جانب خانواده، حمایت از جانب معلمان و اقوام، عزت نفس بالا، و داشتن روحیه مذهبی میتوانند در کمک کردن به آنها در بهبود از آسیب و صدمه موثر باشد.
انتهای پیام/خ
صحبتهای کودکتان را خوب گوش دهید
شهره میرزایی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در تحلیل فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از دید روانشناسانه به خبرنگار طنین یاس گفت: فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از نظرعلم روانشناسی به شدت قابل تحلیل است زیرا که دو طرف ماجرای "تجاوز به عنف" که در آن اتفاق میافتند، هر دو از نظر روانی هم تجاوز گر و هم قربانی بیمارهستند.
وی در توصیهای به والدین از آنها خواست که صحبتها و درد و دلهای فرزندشان را به خوبی بشنوند و خاطرنشان کرد: در نگاه تحلیلی به این فیلم که مخاطب اصلی آن پدر و مادرها و مربیان و معلمان هستند و پیام و هشدار آن برای اولیا و مربیان این بود که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم وحتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه ای با کودکان داشته باشیم.
وی ادامه داد: در مورد اینکه بیتوجهی والدین به روان کودک چه تبعاتی دارد، و به دنبال نشنیدن صدای فرزندانشان، تبعاتش سنگینتر است. وقتی نخواهیم بشنویم شاهد بدترین اتفاقات خواهیم بود.
زخم کهنه اما خوب شدنی
میرزایی تصریح کرد: آزار دیدن در کودکی یا به قول روان شناسها "childabuse" در روان هر کودکی میتواند اثرات پایداری بگذارد. هر کودکی نیاز دارد که در جهان کوچکش احساس امنیت کند. وقتی دنیای بیرون نا امن باشد، او این حس ناامنی را برای همیشه با خودش خواهدداشت. برای دختران این احساس ناامنی میتواند با احساس منفی دیگری هم همراه باشد. از بین رفتن پرده بکارت یا حتی گمان این قضیه میتواند به آنها احساس نقص یا ناپاکی دهد. باورهای زیر بنایی این احساسات مثل "جهان ناامن است" یا " من ناقص هستم" میتواند از آنها افراد گوشهگیر، مضطرب یا افسردهای بسازد که روابط اجتماعی چندان خوبی هم ندارند. اتفاقی که لااقل در دورههایی از زندگی برای نقش اصلی فیلم « هیس دخترها فریاد نمیزنند» افتاده بود.
این روانشناس عامل ناآگاهی را مهمترین عامل آسیبهای جنسی دانست و اظهارکرد: یکی ازمهمترین دلایلی که یک کودک را میتواند در معرض آسیبهای جنسی قرار دهد، ناآگاهی است. ناآگاهی او از مسائل جنسی، و چگونگی واکنش نشان دادن نسبت به میل جنسی از جانب کودک؛ از طرف دیگر همه کودکان احتیاج دارند آزادانه احساسات و نیازهایشان را بگویند.
این کارشناس ارشد بالینی، به سیستم غلط آموزش و پرورش در این رابطه اشاره کرد و افزود:. در سکانسی هوشمندانه از فیلم خانم درخشنده، میبینیم که یکی ازدست اندرکاران مدرسه وقتی که دختر بچه میخواهد در مورد تجاوز با او حرف بزند، میگوید آیا مشکلت به "درس" یا "مدرسه" ربط دارد؟ میشنود " نه! در مورد خودمه!" میشود حدس زد کودک چه میشنود "میبینی که وقت ندارم". این دقیقا اشکال آموزش و پرورش ما در کلان است، اشکالی که هنوز هم باقی است. ارجحیت " تکالیف درسی" بر "خود" بچهها. حتی وقتی که کودک در قالب یکی از هم کلاسیها میخواهد داستان آزار دیدن خودش را تعریف کند، میشنود که " هیس" و با آن دختر هم ارتباط قطع میشود.
کودک ترسیده دیر پا
وی در ادامه افزود: برآورده نشدن هم زمان نیاز به آزادی و امنیت در نقش اصلی فیلم اثرات دیر پایی دارد.او در دوره ای از زندگی تسلیم این اثرات میشود.اما زندگی خودش میتواند روان درمان بخش شود.در دوره ای حس میکند که حالا دیگر بر زندگی اش کنترل دارد و میخواهد ازدواج کند. اما آمدن تجاوزگر دوباره" کودک و ناامن و ترسیده" او را رو میکند و او از " بی آبرویی از نقص" فرار میکند.
عضو سازمان نظام روانشناسی در ادامه تشریح این فیلم پرمخاطب از منظر روانشناسانه تصریح کرد: در دورهای دیگر مهاجرت را به عنوان راه حل انتخاب میکند،اما در روز خرید عروسی " کودک ترسیده" دوباره غالب میشود و او به اشتباه گمان میکند که عکسهای بچگی در پاکتی است که در دست تجاوزگر است و داده تا داماد آنها را نگاه کند. این ترس آنقدر قوی است که او را به خودکشی وا میدارد.احساس تنفر از مردان هم هیجان منفی دیگری است که نقش اول فیلم با آن درگیر است. احساسی که او را از ازدواج روی گردان میکند. فقط آخرین مورد ازدواج است که میتواند این اطمینان به مردان را در او زنده کند و مهربانی پایدار را به او هدیه کند.آن هم به خاطر اتفاقی که در شب عروسی میافتد،بر باد میرود. اما در زمان قتل دختر فیلم از جبران افراطی استفاده میکند.او میخواهد خودش به تنهایی انتقام تمام تجاوزگران به کودکان را بگیرد. کاری که در نهایت او را به زندان و دادگاه میرساند و بالاخره او آن جاست که همه این قضیه را برای ما میگوید.جایی که دیگر خیلی دیر است...
ضرورت آموزش مهارتهای جنسی کودکان از سنین پیش دبستانی
وی به ضرورت آموزش مهار جنسی از سنین کودکی در دوران پیش دبستانی اشاره کرد و گفت: خانواده، مدرسه و جامعه برای آموزش مهارتهای زندگی به کلیه افراد جامعه نقش مکمل دارند. بنابر این باید انتظار داشت نهادهای آموزش دهنده با آموزش های علمی و به روزشان زمینه را برای ظهور اجتماعی و حضور امن دختران و پسران در جامعه را فراهم کنند که متاسفانه نکتهای که میتواند مانع تاثیر گذاری مطلوب این قبیل آموزشها شود، عدم آگاهی و به روز بودن اطلاعات،دانش و مهارتهای خود مربیان ،مهارت آموزان و والدین است.
مجهز نبودن آموزشدهندگانی مثل والدین
این روانشناس، تکنولوژی و استفاده نابه جا از اینترنت را خطری برای خانوادهها دانست و خاطرنشان کرد: در دنیایی که با دسترسی روز افزون کودکان و نوجوانان به اینترنت و سرعت دسترسی آنها به تکنولوژیهای جدید روبرو هستیم، مجهز نبودن آموزش دهندگانی مثل والدین به این ابزارهای جدید کسب اطلاعات و دانش،به ضرر آنها و فرزندانشان خواهد بود؛ همچنین والدین فقط زمانی میتوانند بر استفاده ی فرزندان از تکنولوژی،نظارت داشته باشند و مانع بروز خطراتی شوند که از این طریق میتواند فرزندشان را تهدید کند که خود با روش کاربرد آن آشنا باشند.به همین خاطر مربیانی چون کارشناسان مهد کودکها و معلمان مدارس، بایدمهارتهای لازم تربیت جنسی کودک را بدانند.
وی به عقیده غلط برخی والدین نسبت به مسائل جنسی کودکانشان اشاره کرد و افزود: متاسفانه عده ای چشم و گوش بسته بودن بچهها در زمینه جنسی را نشانه سلامت روان و اخلاق او میدانند.حال این که نا آگاهی بچهها در امور جنسی که در حقیقت ناشی از بی سوادی والدین و مربیان در این مسئله میتواند زمینه ی بروز مشکلاتی چون سوء استفاده جنسی و گزارش نکردن آن از سوی کودکان را در پی داشته باشد. علاوه بر این اگر راهنماییهای لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود،ممکن است فرزند در دام کسانی بیفتد که اطلاعات غلط یا زیاد از حد در اختیارش قرار دهند.پس غفلت در این زمینه عواقبی دارد که گاهی تا بزرگسالی و حتی در زندگی زناشویی گریبان فرزندان مان را خواهد گرفت.در همین زمینه پرسشی مطرح میشود.
عضو سازمان نظام روانشناسی افزود: کودکان عمدتا در سن چهار سالگی متوجه تفاوتهای خود و جنس مخالف میشوند و میآموزند جاهایی از بدنشان باید پوشانده شود و کسی نباید آنها را لمس کند.البته لزوم آموزش مسائل جنسی به پسر بچهها نیز نباید مغفول بماند، چراکه آنها نیز در معرض خطر تعرضات جنسی هستند وبخشی از این امور باید در دوره پیش دبستانی با شعر و آواز و نمایش عروسکی آموزش داده شود.مثل اینکه "کسی جز مامان و بابا و در نهایت دکتر اجازه ندارد اعضای خاصی از بدن شما را ببیند یا لمس کند.
وی در مورد پیشگیری از اتفاقات ناگوار فیلم هیس گفت: اگر در نهایت سیستم آموزشی مهارتهای زندگی را به کودک یاد میداد،اگر در این فیلم مادر و پدر به بهانه کار از تنها فرزندشان غفلت نمیکردند و با پرس و جوی بیشتری به کارگرشان اعتماد میکردند،اگر از ترس بی آبرویی جلوی حرف زدن دختر را نمیگرفتند،اگر دختر در نوجوانی این مسئله را با یک متخصص در میان میگذاشت،اگر فقط یک نفر به حرفش گوش میداد،این قتل و بعد از آن قصاص اتفاق نمیافتاد...
این روانشناس ادامه داد: به زبان روان شناسانه اگر به جای راه حلهای کودکانهای مثل "تسلیم شدن در مقابل ترس"، اجتناب از هر موقعیتی که ممکن است به لو رفتن عکسها منجر شود" و " جبران افراطی به شکل قتل یک متجاوزگر دیگر"، از راه حلهای بزرگسالانه ای مثل " حرف زدن از احساسات"، حل مساله با اطلاع دادن به روانشناس یا پلیس" یا " پیدا کردن آدمهایی شبیه خودش که از این آسیب سالم بیرون رفتهاند و حرف زدن با آنها" استفاده میکرد، هیچ گاه مورد تجاوز واقع شدن به قاتل شدن منجر نمیشد.
میرزایی در پایان تصریح کرد: در پایان باید گفت همیشه اینطور نیست که اثرات تجاوز به عنف این قدر که فیلم نشان داده است، پایدار بماند. ضرورت دارد والدین از کودکان در برابر آزار و اذیت جنسی دیگران حمایت و از این اتفاق پیشگیری نمایند و با فراهم آوردن محیطی امن و راحت اعتماد کودکان را به خود جلب نموده و توجه بیشتر و روابط صمیمانهای نسبت به او داشته باشند، همچنین برای آن دسته از کودکانی که از این مشکل رنج میبرند، حمایت از جانب خانواده، حمایت از جانب معلمان و اقوام، عزت نفس بالا، و داشتن روحیه مذهبی میتوانند در کمک کردن به آنها در بهبود از آسیب و صدمه موثر باشد.
انتهای پیام/خ
صحبتهای کودکتان را خوب گوش دهید
شهره میرزایی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در تحلیل فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از دید روانشناسانه به خبرنگار طنین یاس گفت: فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از نظرعلم روانشناسی به شدت قابل تحلیل است زیرا که دو طرف ماجرای "تجاوز به عنف" که در آن اتفاق میافتند، هر دو از نظر روانی هم تجاوز گر و هم قربانی بیمارهستند.
وی در توصیهای به والدین از آنها خواست که صحبتها و درد و دلهای فرزندشان را به خوبی بشنوند و خاطرنشان کرد: در نگاه تحلیلی به این فیلم که مخاطب اصلی آن پدر و مادرها و مربیان و معلمان هستند و پیام و هشدار آن برای اولیا و مربیان این بود که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم وحتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه ای با کودکان داشته باشیم.
وی ادامه داد: در مورد اینکه بیتوجهی والدین به روان کودک چه تبعاتی دارد، و به دنبال نشنیدن صدای فرزندانشان، تبعاتش سنگینتر است. وقتی نخواهیم بشنویم شاهد بدترین اتفاقات خواهیم بود.
زخم کهنه اما خوب شدنی
میرزایی تصریح کرد: آزار دیدن در کودکی یا به قول روان شناسها "childabuse" در روان هر کودکی میتواند اثرات پایداری بگذارد. هر کودکی نیاز دارد که در جهان کوچکش احساس امنیت کند. وقتی دنیای بیرون نا امن باشد، او این حس ناامنی را برای همیشه با خودش خواهدداشت. برای دختران این احساس ناامنی میتواند با احساس منفی دیگری هم همراه باشد. از بین رفتن پرده بکارت یا حتی گمان این قضیه میتواند به آنها احساس نقص یا ناپاکی دهد. باورهای زیر بنایی این احساسات مثل "جهان ناامن است" یا " من ناقص هستم" میتواند از آنها افراد گوشهگیر، مضطرب یا افسردهای بسازد که روابط اجتماعی چندان خوبی هم ندارند. اتفاقی که لااقل در دورههایی از زندگی برای نقش اصلی فیلم « هیس دخترها فریاد نمیزنند» افتاده بود.
این روانشناس عامل ناآگاهی را مهمترین عامل آسیبهای جنسی دانست و اظهارکرد: یکی ازمهمترین دلایلی که یک کودک را میتواند در معرض آسیبهای جنسی قرار دهد، ناآگاهی است. ناآگاهی او از مسائل جنسی، و چگونگی واکنش نشان دادن نسبت به میل جنسی از جانب کودک؛ از طرف دیگر همه کودکان احتیاج دارند آزادانه احساسات و نیازهایشان را بگویند.
این کارشناس ارشد بالینی، به سیستم غلط آموزش و پرورش در این رابطه اشاره کرد و افزود:. در سکانسی هوشمندانه از فیلم خانم درخشنده، میبینیم که یکی ازدست اندرکاران مدرسه وقتی که دختر بچه میخواهد در مورد تجاوز با او حرف بزند، میگوید آیا مشکلت به "درس" یا "مدرسه" ربط دارد؟ میشنود " نه! در مورد خودمه!" میشود حدس زد کودک چه میشنود "میبینی که وقت ندارم". این دقیقا اشکال آموزش و پرورش ما در کلان است، اشکالی که هنوز هم باقی است. ارجحیت " تکالیف درسی" بر "خود" بچهها. حتی وقتی که کودک در قالب یکی از هم کلاسیها میخواهد داستان آزار دیدن خودش را تعریف کند، میشنود که " هیس" و با آن دختر هم ارتباط قطع میشود.
کودک ترسیده دیر پا
وی در ادامه افزود: برآورده نشدن هم زمان نیاز به آزادی و امنیت در نقش اصلی فیلم اثرات دیر پایی دارد.او در دوره ای از زندگی تسلیم این اثرات میشود.اما زندگی خودش میتواند روان درمان بخش شود.در دوره ای حس میکند که حالا دیگر بر زندگی اش کنترل دارد و میخواهد ازدواج کند. اما آمدن تجاوزگر دوباره" کودک و ناامن و ترسیده" او را رو میکند و او از " بی آبرویی از نقص" فرار میکند.
عضو سازمان نظام روانشناسی در ادامه تشریح این فیلم پرمخاطب از منظر روانشناسانه تصریح کرد: در دورهای دیگر مهاجرت را به عنوان راه حل انتخاب میکند،اما در روز خرید عروسی " کودک ترسیده" دوباره غالب میشود و او به اشتباه گمان میکند که عکسهای بچگی در پاکتی است که در دست تجاوزگر است و داده تا داماد آنها را نگاه کند. این ترس آنقدر قوی است که او را به خودکشی وا میدارد.احساس تنفر از مردان هم هیجان منفی دیگری است که نقش اول فیلم با آن درگیر است. احساسی که او را از ازدواج روی گردان میکند. فقط آخرین مورد ازدواج است که میتواند این اطمینان به مردان را در او زنده کند و مهربانی پایدار را به او هدیه کند.آن هم به خاطر اتفاقی که در شب عروسی میافتد،بر باد میرود. اما در زمان قتل دختر فیلم از جبران افراطی استفاده میکند.او میخواهد خودش به تنهایی انتقام تمام تجاوزگران به کودکان را بگیرد. کاری که در نهایت او را به زندان و دادگاه میرساند و بالاخره او آن جاست که همه این قضیه را برای ما میگوید.جایی که دیگر خیلی دیر است...
ضرورت آموزش مهارتهای جنسی کودکان از سنین پیش دبستانی
وی به ضرورت آموزش مهار جنسی از سنین کودکی در دوران پیش دبستانی اشاره کرد و گفت: خانواده، مدرسه و جامعه برای آموزش مهارتهای زندگی به کلیه افراد جامعه نقش مکمل دارند. بنابر این باید انتظار داشت نهادهای آموزش دهنده با آموزش های علمی و به روزشان زمینه را برای ظهور اجتماعی و حضور امن دختران و پسران در جامعه را فراهم کنند که متاسفانه نکتهای که میتواند مانع تاثیر گذاری مطلوب این قبیل آموزشها شود، عدم آگاهی و به روز بودن اطلاعات،دانش و مهارتهای خود مربیان ،مهارت آموزان و والدین است.
مجهز نبودن آموزشدهندگانی مثل والدین
این روانشناس، تکنولوژی و استفاده نابه جا از اینترنت را خطری برای خانوادهها دانست و خاطرنشان کرد: در دنیایی که با دسترسی روز افزون کودکان و نوجوانان به اینترنت و سرعت دسترسی آنها به تکنولوژیهای جدید روبرو هستیم، مجهز نبودن آموزش دهندگانی مثل والدین به این ابزارهای جدید کسب اطلاعات و دانش،به ضرر آنها و فرزندانشان خواهد بود؛ همچنین والدین فقط زمانی میتوانند بر استفاده ی فرزندان از تکنولوژی،نظارت داشته باشند و مانع بروز خطراتی شوند که از این طریق میتواند فرزندشان را تهدید کند که خود با روش کاربرد آن آشنا باشند.به همین خاطر مربیانی چون کارشناسان مهد کودکها و معلمان مدارس، بایدمهارتهای لازم تربیت جنسی کودک را بدانند.
وی به عقیده غلط برخی والدین نسبت به مسائل جنسی کودکانشان اشاره کرد و افزود: متاسفانه عده ای چشم و گوش بسته بودن بچهها در زمینه جنسی را نشانه سلامت روان و اخلاق او میدانند.حال این که نا آگاهی بچهها در امور جنسی که در حقیقت ناشی از بی سوادی والدین و مربیان در این مسئله میتواند زمینه ی بروز مشکلاتی چون سوء استفاده جنسی و گزارش نکردن آن از سوی کودکان را در پی داشته باشد. علاوه بر این اگر راهنماییهای لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود،ممکن است فرزند در دام کسانی بیفتد که اطلاعات غلط یا زیاد از حد در اختیارش قرار دهند.پس غفلت در این زمینه عواقبی دارد که گاهی تا بزرگسالی و حتی در زندگی زناشویی گریبان فرزندان مان را خواهد گرفت.در همین زمینه پرسشی مطرح میشود.
عضو سازمان نظام روانشناسی افزود: کودکان عمدتا در سن چهار سالگی متوجه تفاوتهای خود و جنس مخالف میشوند و میآموزند جاهایی از بدنشان باید پوشانده شود و کسی نباید آنها را لمس کند.البته لزوم آموزش مسائل جنسی به پسر بچهها نیز نباید مغفول بماند، چراکه آنها نیز در معرض خطر تعرضات جنسی هستند وبخشی از این امور باید در دوره پیش دبستانی با شعر و آواز و نمایش عروسکی آموزش داده شود.مثل اینکه "کسی جز مامان و بابا و در نهایت دکتر اجازه ندارد اعضای خاصی از بدن شما را ببیند یا لمس کند.
وی در مورد پیشگیری از اتفاقات ناگوار فیلم هیس گفت: اگر در نهایت سیستم آموزشی مهارتهای زندگی را به کودک یاد میداد،اگر در این فیلم مادر و پدر به بهانه کار از تنها فرزندشان غفلت نمیکردند و با پرس و جوی بیشتری به کارگرشان اعتماد میکردند،اگر از ترس بی آبرویی جلوی حرف زدن دختر را نمیگرفتند،اگر دختر در نوجوانی این مسئله را با یک متخصص در میان میگذاشت،اگر فقط یک نفر به حرفش گوش میداد،این قتل و بعد از آن قصاص اتفاق نمیافتاد...
این روانشناس ادامه داد: به زبان روان شناسانه اگر به جای راه حلهای کودکانهای مثل "تسلیم شدن در مقابل ترس"، اجتناب از هر موقعیتی که ممکن است به لو رفتن عکسها منجر شود" و " جبران افراطی به شکل قتل یک متجاوزگر دیگر"، از راه حلهای بزرگسالانه ای مثل " حرف زدن از احساسات"، حل مساله با اطلاع دادن به روانشناس یا پلیس" یا " پیدا کردن آدمهایی شبیه خودش که از این آسیب سالم بیرون رفتهاند و حرف زدن با آنها" استفاده میکرد، هیچ گاه مورد تجاوز واقع شدن به قاتل شدن منجر نمیشد.
میرزایی در پایان تصریح کرد: در پایان باید گفت همیشه اینطور نیست که اثرات تجاوز به عنف این قدر که فیلم نشان داده است، پایدار بماند. ضرورت دارد والدین از کودکان در برابر آزار و اذیت جنسی دیگران حمایت و از این اتفاق پیشگیری نمایند و با فراهم آوردن محیطی امن و راحت اعتماد کودکان را به خود جلب نموده و توجه بیشتر و روابط صمیمانهای نسبت به او داشته باشند، همچنین برای آن دسته از کودکانی که از این مشکل رنج میبرند، حمایت از جانب خانواده، حمایت از جانب معلمان و اقوام، عزت نفس بالا، و داشتن روحیه مذهبی میتوانند در کمک کردن به آنها در بهبود از آسیب و صدمه موثر باشد.
انتهای پیام/خ
,
صحبتهای کودکتان را خوب گوش دهید
, صحبتهای کودکتان را خوب گوش دهید,شهره میرزایی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، در تحلیل فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از دید روانشناسانه به خبرنگار طنین یاس گفت: فیلم "هیس!" دختران فریاد نمیزنند از نظرعلم روانشناسی به شدت قابل تحلیل است زیرا که دو طرف ماجرای "تجاوز به عنف" که در آن اتفاق میافتند، هر دو از نظر روانی هم تجاوز گر و هم قربانی بیمارهستند.
,وی در توصیهای به والدین از آنها خواست که صحبتها و درد و دلهای فرزندشان را به خوبی بشنوند و خاطرنشان کرد: در نگاه تحلیلی به این فیلم که مخاطب اصلی آن پدر و مادرها و مربیان و معلمان هستند و پیام و هشدار آن برای اولیا و مربیان این بود که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم وحتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه ای با کودکان داشته باشیم.
وی ادامه داد: در مورد اینکه بیتوجهی والدین به روان کودک چه تبعاتی دارد، و به دنبال نشنیدن صدای فرزندانشان، تبعاتش سنگینتر است. وقتی نخواهیم بشنویم شاهد بدترین اتفاقات خواهیم بود.
وی در توصیهای به والدین از آنها خواست که صحبتها و درد و دلهای فرزندشان را به خوبی بشنوند و خاطرنشان کرد: در نگاه تحلیلی به این فیلم که مخاطب اصلی آن پدر و مادرها و مربیان و معلمان هستند و پیام و هشدار آن برای اولیا و مربیان این بود که اجازه دهیم کودکانمان صحبت کنند و ما خوب به صحبتهای آنان توجه کنیم وحتی چیزهایی که دوست نداریم را هم بشنویم؛ همچنین رابطه دوستانه ای با کودکان داشته باشیم.
,وی ادامه داد: در مورد اینکه بیتوجهی والدین به روان کودک چه تبعاتی دارد، و به دنبال نشنیدن صدای فرزندانشان، تبعاتش سنگینتر است. وقتی نخواهیم بشنویم شاهد بدترین اتفاقات خواهیم بود.
,,
زخم کهنه اما خوب شدنی
, زخم کهنه اما خوب شدنی,میرزایی تصریح کرد: آزار دیدن در کودکی یا به قول روان شناسها "childabuse" در روان هر کودکی میتواند اثرات پایداری بگذارد. هر کودکی نیاز دارد که در جهان کوچکش احساس امنیت کند. وقتی دنیای بیرون نا امن باشد، او این حس ناامنی را برای همیشه با خودش خواهدداشت. برای دختران این احساس ناامنی میتواند با احساس منفی دیگری هم همراه باشد. از بین رفتن پرده بکارت یا حتی گمان این قضیه میتواند به آنها احساس نقص یا ناپاکی دهد. باورهای زیر بنایی این احساسات مثل "جهان ناامن است" یا " من ناقص هستم" میتواند از آنها افراد گوشهگیر، مضطرب یا افسردهای بسازد که روابط اجتماعی چندان خوبی هم ندارند. اتفاقی که لااقل در دورههایی از زندگی برای نقش اصلی فیلم « هیس دخترها فریاد نمیزنند» افتاده بود.
,
این روانشناس عامل ناآگاهی را مهمترین عامل آسیبهای جنسی دانست و اظهارکرد: یکی ازمهمترین دلایلی که یک کودک را میتواند در معرض آسیبهای جنسی قرار دهد، ناآگاهی است. ناآگاهی او از مسائل جنسی، و چگونگی واکنش نشان دادن نسبت به میل جنسی از جانب کودک؛ از طرف دیگر همه کودکان احتیاج دارند آزادانه احساسات و نیازهایشان را بگویند.
,
این کارشناس ارشد بالینی، به سیستم غلط آموزش و پرورش در این رابطه اشاره کرد و افزود:. در سکانسی هوشمندانه از فیلم خانم درخشنده، میبینیم که یکی ازدست اندرکاران مدرسه وقتی که دختر بچه میخواهد در مورد تجاوز با او حرف بزند، میگوید آیا مشکلت به "درس" یا "مدرسه" ربط دارد؟ میشنود " نه! در مورد خودمه!" میشود حدس زد کودک چه میشنود "میبینی که وقت ندارم". این دقیقا اشکال آموزش و پرورش ما در کلان است، اشکالی که هنوز هم باقی است. ارجحیت " تکالیف درسی" بر "خود" بچهها. حتی وقتی که کودک در قالب یکی از هم کلاسیها میخواهد داستان آزار دیدن خودش را تعریف کند، میشنود که " هیس" و با آن دختر هم ارتباط قطع میشود.
,,
کودک ترسیده دیر پا
, کودک ترسیده دیر پا,وی در ادامه افزود: برآورده نشدن هم زمان نیاز به آزادی و امنیت در نقش اصلی فیلم اثرات دیر پایی دارد.او در دوره ای از زندگی تسلیم این اثرات میشود.اما زندگی خودش میتواند روان درمان بخش شود.در دوره ای حس میکند که حالا دیگر بر زندگی اش کنترل دارد و میخواهد ازدواج کند. اما آمدن تجاوزگر دوباره" کودک و ناامن و ترسیده" او را رو میکند و او از " بی آبرویی از نقص" فرار میکند.
,عضو سازمان نظام روانشناسی در ادامه تشریح این فیلم پرمخاطب از منظر روانشناسانه تصریح کرد: در دورهای دیگر مهاجرت را به عنوان راه حل انتخاب میکند،اما در روز خرید عروسی " کودک ترسیده" دوباره غالب میشود و او به اشتباه گمان میکند که عکسهای بچگی در پاکتی است که در دست تجاوزگر است و داده تا داماد آنها را نگاه کند. این ترس آنقدر قوی است که او را به خودکشی وا میدارد.احساس تنفر از مردان هم هیجان منفی دیگری است که نقش اول فیلم با آن درگیر است. احساسی که او را از ازدواج روی گردان میکند. فقط آخرین مورد ازدواج است که میتواند این اطمینان به مردان را در او زنده کند و مهربانی پایدار را به او هدیه کند.آن هم به خاطر اتفاقی که در شب عروسی میافتد،بر باد میرود. اما در زمان قتل دختر فیلم از جبران افراطی استفاده میکند.او میخواهد خودش به تنهایی انتقام تمام تجاوزگران به کودکان را بگیرد. کاری که در نهایت او را به زندان و دادگاه میرساند و بالاخره او آن جاست که همه این قضیه را برای ما میگوید.جایی که دیگر خیلی دیر است...
,,
ضرورت آموزش مهارتهای جنسی کودکان از سنین پیش دبستانی
, ضرورت آموزش مهارتهای جنسی کودکان از سنین پیش دبستانی,وی به ضرورت آموزش مهار جنسی از سنین کودکی در دوران پیش دبستانی اشاره کرد و گفت: خانواده، مدرسه و جامعه برای آموزش مهارتهای زندگی به کلیه افراد جامعه نقش مکمل دارند. بنابر این باید انتظار داشت نهادهای آموزش دهنده با آموزش های علمی و به روزشان زمینه را برای ظهور اجتماعی و حضور امن دختران و پسران در جامعه را فراهم کنند که متاسفانه نکتهای که میتواند مانع تاثیر گذاری مطلوب این قبیل آموزشها شود، عدم آگاهی و به روز بودن اطلاعات،دانش و مهارتهای خود مربیان ،مهارت آموزان و والدین است.
,,
مجهز نبودن آموزشدهندگانی مثل والدین
, مجهز نبودن آموزشدهندگانی مثل والدین,این روانشناس، تکنولوژی و استفاده نابه جا از اینترنت را خطری برای خانوادهها دانست و خاطرنشان کرد: در دنیایی که با دسترسی روز افزون کودکان و نوجوانان به اینترنت و سرعت دسترسی آنها به تکنولوژیهای جدید روبرو هستیم، مجهز نبودن آموزش دهندگانی مثل والدین به این ابزارهای جدید کسب اطلاعات و دانش،به ضرر آنها و فرزندانشان خواهد بود؛ همچنین والدین فقط زمانی میتوانند بر استفاده ی فرزندان از تکنولوژی،نظارت داشته باشند و مانع بروز خطراتی شوند که از این طریق میتواند فرزندشان را تهدید کند که خود با روش کاربرد آن آشنا باشند.به همین خاطر مربیانی چون کارشناسان مهد کودکها و معلمان مدارس، بایدمهارتهای لازم تربیت جنسی کودک را بدانند.
,وی به عقیده غلط برخی والدین نسبت به مسائل جنسی کودکانشان اشاره کرد و افزود: متاسفانه عده ای چشم و گوش بسته بودن بچهها در زمینه جنسی را نشانه سلامت روان و اخلاق او میدانند.حال این که نا آگاهی بچهها در امور جنسی که در حقیقت ناشی از بی سوادی والدین و مربیان در این مسئله میتواند زمینه ی بروز مشکلاتی چون سوء استفاده جنسی و گزارش نکردن آن از سوی کودکان را در پی داشته باشد. علاوه بر این اگر راهنماییهای لازم از سوی پدر و مادر انجام نشود،ممکن است فرزند در دام کسانی بیفتد که اطلاعات غلط یا زیاد از حد در اختیارش قرار دهند.پس غفلت در این زمینه عواقبی دارد که گاهی تا بزرگسالی و حتی در زندگی زناشویی گریبان فرزندان مان را خواهد گرفت.در همین زمینه پرسشی مطرح میشود.
,عضو سازمان نظام روانشناسی افزود: کودکان عمدتا در سن چهار سالگی متوجه تفاوتهای خود و جنس مخالف میشوند و میآموزند جاهایی از بدنشان باید پوشانده شود و کسی نباید آنها را لمس کند.البته لزوم آموزش مسائل جنسی به پسر بچهها نیز نباید مغفول بماند، چراکه آنها نیز در معرض خطر تعرضات جنسی هستند وبخشی از این امور باید در دوره پیش دبستانی با شعر و آواز و نمایش عروسکی آموزش داده شود.مثل اینکه "کسی جز مامان و بابا و در نهایت دکتر اجازه ندارد اعضای خاصی از بدن شما را ببیند یا لمس کند.
,وی در مورد پیشگیری از اتفاقات ناگوار فیلم هیس گفت: اگر در نهایت سیستم آموزشی مهارتهای زندگی را به کودک یاد میداد،اگر در این فیلم مادر و پدر به بهانه کار از تنها فرزندشان غفلت نمیکردند و با پرس و جوی بیشتری به کارگرشان اعتماد میکردند،اگر از ترس بی آبرویی جلوی حرف زدن دختر را نمیگرفتند،اگر دختر در نوجوانی این مسئله را با یک متخصص در میان میگذاشت،اگر فقط یک نفر به حرفش گوش میداد،این قتل و بعد از آن قصاص اتفاق نمیافتاد...
,این روانشناس ادامه داد: به زبان روان شناسانه اگر به جای راه حلهای کودکانهای مثل "تسلیم شدن در مقابل ترس"، اجتناب از هر موقعیتی که ممکن است به لو رفتن عکسها منجر شود" و " جبران افراطی به شکل قتل یک متجاوزگر دیگر"، از راه حلهای بزرگسالانه ای مثل " حرف زدن از احساسات"، حل مساله با اطلاع دادن به روانشناس یا پلیس" یا " پیدا کردن آدمهایی شبیه خودش که از این آسیب سالم بیرون رفتهاند و حرف زدن با آنها" استفاده میکرد، هیچ گاه مورد تجاوز واقع شدن به قاتل شدن منجر نمیشد.
,میرزایی در پایان تصریح کرد: در پایان باید گفت همیشه اینطور نیست که اثرات تجاوز به عنف این قدر که فیلم نشان داده است، پایدار بماند. ضرورت دارد والدین از کودکان در برابر آزار و اذیت جنسی دیگران حمایت و از این اتفاق پیشگیری نمایند و با فراهم آوردن محیطی امن و راحت اعتماد کودکان را به خود جلب نموده و توجه بیشتر و روابط صمیمانهای نسبت به او داشته باشند، همچنین برای آن دسته از کودکانی که از این مشکل رنج میبرند، حمایت از جانب خانواده، حمایت از جانب معلمان و اقوام، عزت نفس بالا، و داشتن روحیه مذهبی میتوانند در کمک کردن به آنها در بهبود از آسیب و صدمه موثر باشد.
,انتهای پیام/خ
,]
ارسال دیدگاه