پرستار جان می کند پزشک نان می برد!/ مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
در هشتاد و هشتمین قسمت از معجون وبلاگی، منتخبی از مطالب باشگاه وبلاگ نویسان فارس در موضوعاتی از قبیل «فتنه 88 مصداق بارز نفوذ سیاسی دشمن»، «عاشق پست و میز و صندلی» و موضوعات دیگر منتشر شده است.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شیرازه، وب نویسان فعالی در سراسر استان فارس هستند که وبلاگ های آن ها از سطح بالایی برخوردار است. محتواهای خواندنی این وبلاگ ها گرچه مشتری خاص خود را دارد اما به منظور معرفی هر چه بیشتر، شیـــرازه در نظر دارد به صورت هفتگی گزیده بهترین های وبلاگی را در قالب «معجـــون وبلاگی» تقدیم شما خوانندگان گرامی نماید.
,
شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
شیرازه,
شیـــرازه,
یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمیباشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما ارسال نمایند.
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!
محمد معین رحمانی/ جامعه پرستاری، دیرگاهی است که عمداً یا سهواً به فراموشی سپرده شده و مطالبات پرستاران با وجود فعالیت مرتبط با حیات و سلامت مردم، نادیده انگاشته می شود. با وجود تشکلهای مختلف صنفی و پیگیری مستمر قوانین و مقررات حرفه ای جامعه پرستاری، بسیاری از قوانین مرتبط با پرستاری، از سالها قبل بر زمین مانده است.
یکی از اصلیترین و مهمترین قوانین مرتبط با پرستاری، قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است که بیش از ۸ سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گذرد ولیکن دولتها، به دلایل مختلف از اجرای آن سر باز زده اند. از جمله عللی که برای عدم اجرای این قانون ذکر شده است، فقدان بودجه کافی بوده است!
قدری تأمل بر نحوه محاسبات خدماتی که در بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی به مراجعین ارائه می شود، نشانگر سوء برداشت موجود در رابطه با هزینه بر بودن اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است.
هر ایرانی که به نوعی بعنوان بیمار و یا همراه بیمار، مراجعه کننده به بیمارستانها بوده باشد، شاهد ارائه خدمات پرستاری بصورت شبانه روزی و در تمام سطوح از پذیرش بیمار تا هنگام ترخیص، و در زمان عدم حضور برخی کادر درمان و غیر درمان مانند مدیران بیمارستانی، پزشکان، پرسنل اداری، مالی و … بوده است.
نکته قابل تأمل اینست که این خدمات بصورت رایگان به بیماران ارائه نمی گردد و بابت این خدمات از بیمار و بیمه ها حق الزحمه دریافت می گردد، در حالیکه این حق الزحمه ها به هیچ عنوان به پرسنل پرستاری پرداخت نشده و مستقیماً به پزشکان کشیک که بعضا حتی در بیمارستان نیز حضور ندارند، پرداخت می شود!! به نحوی که در حال حاضر، ۱۹۷ خدمت پرستاری با سه برابر قیمت به پزشکان پرداخت می شود!! به عنوان مثال برای وصل یک سرم، پس از کسر مالیات مربوطه، مبلغ ۸۵۰۰ تومان به حساب پزشک معالج واریز می شود در حالی که ایشان حتی اطلاعی از حضور بیمار در بیمارستان نداشته اند!
حال سوالی که مطرح است اینست که آیا پرداخت حق الزحمه خدمات پرستاران به پزشکان، هزینه بر نیست ولی برای پرداخت به فردی که مبادرت به انجام خدمات کرده است، نیازمند هزینه مجزاست؟ آیا برای انجام یک خدمت، بیمار یا بیمه حاضر به پرداخت هزینه مجدد خواهند بود که این حق الزحمه یکبار به پزشکی که بعضاً ممکن است اصلاً بیمار را ندیده باشد پرداخت شود و یکبار نیز به پرستاری که خدمات را به بیمار ارائه نموده است؟
قوانین دیگری نیز در پرستاری تاکنون بصورت کامل و یا ناقص، نادیده انگاشته شده مانند: برخورداری پرسنل پرستاری از مزایای اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور و بازنشستگی پیش از موعد، کاهش ساعت کاری در کلیه مراکز، برخورداری از قوانین مرتبط با استخدام کشوری و …
در ماه های اخیر، بی توجهی به پرسنل پرستاری در اجرای طرح تحول سلامت، موجب چند برابر شدن بار کاری پرسنل پرستاری شده ولیکن در محاسبات مالی، نه تنها منفعتی را برای پرستاران به دنبال نداشته است، بلکه با ارائه طرح ناکارآمد مبتنی بر عملکرد، پرداخت حق الزحمه اضافه کار پرسنل نیز بدلیل محاسبات نادرست، به تأخیر افتاده است!
همچنین، ارائه مجوز تربیت بهیار و تحت عنوان کمک پرستار، بدون تحصیلات آکادمیک، و در شرایطی که با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت و ارائه مراقبت بصورت تخصصی و توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد پرستاری، تربیت بهیار از سال ۸۴ متوقف شده، بجز مراکز محدودی که تعداد معدودی بهیار برای رفع نیاز درمانگاهها تربیت می نمایند، موجب دلسردی و نارضایتی کلیه کادر پرستاری را فراهم نموده است.
جامعه پرستاری در سطوح مختلف مطالبات خود را مطرح نموده است ولیکن پاسخگویی جهت این مطالبات وجود ندارد. وزیر بهداشت ظاهراً اطلاعی از قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری ندارند ولی با این وجود، هزینه ۲۰۰۰ میلیاردی را درخواست می نمایند! نماینده های مجلس اظهار میدارند که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اطلاعاتی در مورد تعرفه گذاری پرستاری ندارند! مسئولین شورایعالی بیمه نیز اجرای طرحی را که روزی بعنوان نوآوری ایران در تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، منوط به ارائه نمونه خارجی آن می نمایند!! در حالی که با وجودیکه نظام پرداخت در ازاء ارائه خدمات در سایر کشورها سالهاست که با هدف حذف ارتباط مالی بین پزشک و بیمار حذف شده است و به کلیه کادر درمان اعم از پزشک و پرستار، حقوق ثابت و متناسب پرداخت می شود!، در ایران پرداخت به پزشکان سالهاست که بر مبنای ارائه خدمات صورت می پذیرد!
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..

سلام دوستان وبلاگی هفته گذشته و در ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) و در هیاهوی عزاداری مردم وزیر خارجه اسبق انگلیس که نقش بسزایی در فتنه سال ۸۸ در ایران داشت به شهرمان مرودشت سفری داشت و در بی خبری رسانه ها مخفیانه از نزدیک از آثار تاریخی تخت جمشید بازدید کرد که به نظرم اگر خود کوروش هم زنده بود می دید همچین شخصی که دستش به خون هموطن های ایرانی اش آلوده و دشمنی دیرین با ایرانی ها دارد قدم به سرزمینش گذاشته تحمل نمی کرد و جواب دندان شکنی بهش میداد اما افسوس و صد افسوس از دولتمردان و مسئولین شهر و استانمون ولی از اون بیشتر شرمنده شهدامون شدیم که این روباه پیر در کوچه ها و خیابانهایی قدم زد که به نام آنها زدیم و هیچ خجالت نکشیدیم و…
فقط میتونم بگم شرمنده ایم همین فقط
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی
وبلاگ از مرودشت تا... در نظر دارد مجموعه پوسترهای نمایشگاهی با موضوع شعر سردار نقدی در خصوص ۱۰۰ صفت آمریکا طراحی و تولید کند و در فضای مجازی منتشر کند.
در حال حاضر تعدادی از این پوسترها آماده شده که جهت استفاده شما همراهان همیشگی عرضه می شود.




صبا سروستان نوشت: آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…
تلاقی یومالله ۱۳ آبان ماه با عاشورای حسینی راباید رمزگشایی از پیوند نهضت کربلا و انقلاب اسلامی ایران و ماهیت ظلمستیزی و ذلتناپذیری آنها دانست.

شجاعت، فداکاری، روحیه حماسی و شهادتطلبانه فرزندان عاشورایی ولایتفقیه و حضرت امام(ره) در هر سه حادثه تاریخساز سیزدهم آبان ماه و در عرصههای اعتراض به لایحه ننگین کاپیتولاسیون، تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حقیقتی است که تا ابد میدرخشد و هدایتگر نسلهای این سرزمین در عبور از گذرگاههای حساس تاریخی خواهد بود.
آمریکا، همچنان شیطان بزرگ و دشمن شماره یک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و ملت ایران با الهام از درسهای بزرگ قیام عاشورا، وصایای جاودانه امام راحل (ره) و منویات حکیمانه و هوشمندانه مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) به عنوان نقشه راه و قطبنمای حرکت خود، هیچگاه اجازه نخواهد داد عزت و استقلال میهن اسلامی در گزند اراده دشمن گرفتار و مورد تهدید و آسیب قرار گیرد.
امروزکه عده ای سهل اندیش، دنبال منصرف کردن اذهان ملت بزرگ ایران از دشمنی با امریکا هستند بدانند تا زمانی که آمریکا بنا بر فرموده امام راحل از جنایات و خوی استکباری خود دست بر ندارد ما با آمریکا سازش نخواهیم کرد.
تأمل در واقعیات تلخ امروز منطقه، بویژه در روند فتنه داعش و تکفیریها در کشورهای عراق، سوریه ؛ لبنان و یمن، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد آمریکا براساس خوی استکباری و سلطهطلبی ذاتی خود، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم بوده و هرگز با نظامی مردمی و مستقل که مظهر حیات مقتدرانه اسلام عزیز است سر آشتی و دوستی واقعی ندارد و ملت شجاع ایران در چنین شرایطی، همچنان ضمن مطالبه تعقیب، محاکمه و مجازات سران کاخ سفید به سبب جنایات چند دهه اخیر در قبال ایران اسلامی در مذاکرات هستهای نیز تنها به رعایت همهجانبه حقوق مسلم خود و پایان یافتن تحریمهای ظالمانه در تمامی سطوح میاندیشد.

دشمن ملعون که از هیچ برنامه ای برای رسیدن به اهداف شیطانی خود دریغ نمی نماید این بار درصدد بود که از راه توافق هسته ای بتواند نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در ایران عزیز اغاز و از آن طریق منطقه را طبق سیاست های خود پیش ببرد.
البته با درایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فکر پلید شیطان بزرگ نقش بر آب شد.
ملت ایران که انقلاب اسلامی خود را براساس دکترین و راهبردهای عاشورای حسینی باور داشته و برای پاسداری از آن شهیدان فراوانی تقدیم کرده است، همچنان پیوند خود را با عاشورا و کربلا حفظ و به تأسی از مولا و رهبر سازشناپذیر خود امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در برابر نظام سلطه ایستاده واجازه نفوذ و دخالت شیطان بزرگ را در ایران اسلامی نداده و همچنان با شعار مرگ بر آمریکا در برابر استکبار خواهد ایستاد.
در این زمانه واژه ی «مسلمان» را هر شخصی یدک میکشد؛ یعنی علی الظاهر انسانی را در اطراف نمی یابی که واژه ی مسلمان را پسوند و پیشوند هویت خود نکند!
اما علی الباطن که سراپای جامعه را می نگری، حسی می گوید که حقیقت غیر از آن است.
برداشت نامناسب نشود! مدعی مسلمان نبودن جامعه نیستیم؛ همه پیرو اسلام اند، اما اسلامی که به زعم خود تفسیر می کنند و اغلب هم توجیه المسائل راهشان میشود.
بدبختانه امروزه که جامعه ی خودمان را می نگریم، هزاران توصیف و نگرش متفاوت و بعضاً مغایر مشاهده میشود که بالاتفاق پیروانِ شان نگرش مطبوع خود را برخواسته از دین محمد (ص) میدانند!
همه شعار اسلام را سر می دهند، لیکن هر کدام نوعی آئین و فِعل و فکر برای خود دارند؛ در مجاورت و در مغایرت هم!
اسلامی که محمد (ص) معرفی کرد، دینی کامل و جامع بود. همانی که از بعد پیامبر، همه مدعی اش بودند و اَحَدی در جایگاه حکومت، به رَد و نقض لِسانی آن نپرداخت…

همان اسلامی که اهالی کوفه روزی با بیرقش، حادثه ی صحرای کربلا را رقم زدند برای فرزند رسولش. همان اسلامی که قاتل اولین ایمان آورنده، با تکبیر آن، فرق عدالت را شکافت. و همان اسلامی که بن ابیعبید ثقفی انواع سازها را امتحان کرد به نامش. همان اسلامی که هم بنی عباس ادعای دین داری اش کرد، هم بنی امیّه به پایش نماز جماعت خواند.
و من باب مثال آخر عرض کنم؛ همان اسلامی که آیات کتابش را، هم یزید (علیه اللعنه) پیش از بریدن سر خواند و هم سر بریده ی حسین (علیه السلام) بر نیزه تلاوت کرد. تأکید به آن که، ابن زبیر هم مکرر بر زبان راند نوشته های قرآن را!
همه از یک وطن، همه از یک نَسب و یک واژه تبعیّت می کنند، اما با کدام شباهت و کدام تفاوت؟!
دنباله ی همین اسلام را بگیری، نهایت سرنوشت آن می خورد به اینکه اسلام را تا مرحله ای بخواهی که میل و نفع در آن باشد.(گزینشی)
یعنی فی الواقع تا آنجا مطیع امر دین بمانی که مقتضی کسب یا حفظ منافع باشد!
همین که جماعت عام تو را در مسجد ببینند با پوششی مذهبی، اتمام دین است.
در بیان شفاف میتوان نوشت: همین که تو را مسلمان بخوانند جماعت دنیا، و دنیایی بی خطر را بگذرانی و سِفت بچسبی کلاهت، اکمال بی اغماض دین است! (۱)
دین عبادت فردی، دین خودمحوری و مَنیّت، دین عقیم، دین ابتر، دین معنویت نتراشیده، دین سلطنتی، دین بی آرمان، دین چُرتکه ای، دین رفاه فردی، دین خدادوستان اومانیسم، دین کاپیتالیسم و …
در یک کلام؛ «دین آمریکایی» (۲)
این هم دینی است برای خودش، و مدلی است از اسلام، اما از جنس آمریکایی اش.
اسلام ناب محمدی (ص) را دقیق بخواهی وصف کنی؛ در مختصر صفتی میتوان خلاصه کرد که خود دریای عمیق انتزاعی ترین واژه هاست: «اسلام انقلابی»
اسلام غیرانقلابی، همان اسلام فوق الوصف است؛ آمریکاییِ ناب!
نه صدایش در برابر ظلم بلند میشود، نه انگشتانش در برابر بی عدالتی گِره.
نه ۱۷ رکعتش از قلم می افتد، نه محاسنش مُنقَطع.
نه فریاد آرمان خواهی اش گوش فَلک را کَر کرده، نه خطر دادخواهی مظلوم را به جان میخرد.
نه از خادمی بیت الله الحرام امتناع میکند، نه از جمله ی «لا إله إلا الله محمد رسول الله» بر پرچم کشورش دل می کند.
نه؛ این اسلام نیست. نه که نباشد، هست اما کامل نیست؛ ناب نیست.
حقیقت نفس این است که اگر انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران را شروع اسلام در ایران بدانیم، صراحتاً در اشتباه خواهیم بود. (هم به گواه تاریخ هم خِرَد)
زیرا اسلام به معنای عام آن که شامل ارکانی نظیر نماز، روزه، حج و … شود، هم پیش از انقلاب ۵۷ وجود داشته و هم آن مقدار فراگیری را دارا بوده. پیش از شروع نهضت (سال ۱۳۴۱) نیز به همین شکل.
اگر اسلام را به همین ارکان خلاصه کنیم که باید در وضع حاضر، به نهضت انقلابی – اسلامی امام روح الله (ره) تردید کرد!
کجای اسلام (با این نوع تفسیرش) دچار ایراد بود که اینچنین باید برآشفت؟! اصلاً بر فرض داشتن پاره ای ایراد و ضعف، چه نیاز به تغییر بنیادین (انقلاب) بود؟ راه اصلاح را در پیش می گرفتند و اسلام را صرفاً رحمانی (!!!) می نگریستند؛ تا نیازی به رنگین کردن خیابان ها نیز نباشد!!!! (۳)
نگاه امام (ره) فردی نبود که اسلام را صرفاً عبادی و معنوی مآب ببیند.
حضرت روح الله جنگ ابدی و ناتمام را، تقابل میان دو اسلام میداند؛ تقابل دو نوع تفسیر متفاوت از اسلام.
حضرت روح الله جهاد را محدود به مرز نمیداند (۴)؛ که اگر میدانست، پایان منازعه ی مرزی با رژیم بعث، در نگاه بلندش، پایان جنگ بود نه آغاز جنگی جدید. (۵)
انقلاب اسلامی اندیشه ای نیست که از سال ۵۷ هجری، شده باشد بدعتی در جهان (!). انقلاب اسلامی ساخته ی دست بَشر نبود(!) انقلاب اسلامی تجسم تئوریزه شده ی «اسلام انقلابی» بود؛ در معنای حقیقی.
همان اسلامی که نقطه مقابل سرمایه داری است، همان اسلامی که توده را فدای توسعه ی اصطلاحی نمی کند؛ تا ضُعفا فقیرتر شوند و اغنیاء سیر تر.
اسلام انقلابی همان است که وابستگی را به هر شکل مردود می داند و کمر به همت استقلال خواهی می بندد. اسلامی که «عدالت» سر منشأ آرمان هایش است و راحت طلبی بلای جانش.
اسلامی که رفاه طلبی خواص و مصرف زدگی توده ها را طرف مبارزۀ خود می داند.
انقلاب اسلامی، عیناً همان «اسلام انقلابی» است؛ با همان مبنا و اصول.
حال با این وزنه بسنجیم که تا چه میزان پای اصولِ مان مانده ایم و تا چه میزان برای تحقق آرمان مان قدم برداشته ایم.
آیا پیرو همان اسلام نابی مانده ایم که حضرت روح الله (ع) ستون های انقلاب ۵۷ را بر آن استوار ساخت، یا اکنون مقلّد تمام قدِ اسلام آمریکایی شده ایم؟
ملاک قضاوت را اندیشه ی غنی و معتبر حضرت امام (ره) بگیریم….
فعلاً والسلام…
۱٫ ما اگر فقط مسجد برویم و دعا بکنیم، همه با ما خوب می شوند! اما وظیفه این است که ما برویم مسجد بنشینیم دعا بخوانیم یا وطیفه این است که ما باید قیام بکنیم؟ وظیفه این است که ما باید همه چیز خودمان را در راه اسلام فدا بکنیم… (صحیفه . ج ۲۱ . پیام آغاز سال ۱۳۶۷)
۲٫ اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفّهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی… (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۱۱)
اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلّت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی… (صحیفه. ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۳٫ مردم ما بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام التقاط، اسلام سرمایه داری و در یک کلام اسلام آمریکایی کردند.» (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۲۴۰)
۴٫ جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۵٫ امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت: راه اندازی کمپین مبارزه با استکبار

مقام معظم رهبری در دیدار تیر ماه امسال خود با دانشجویان فرمودند" مبارزهی با استکبار تعطیلپذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامهی مبارزهی با استکبار"
در راستای عمل به سخنان رهبر عزیزمان کمپین "ادامه مبارزه با استکبار " در مرودشت راه اندازی شد و قرار است یک کار بزرگ به کمک هم انجام دهیم و آمادگی صد در صدی خود را برای مبارزه با استکبار به نمایش بگذاریم و با تولید پوستر، عکس نوشته، وبلاگ ، شعر با موضوع " ادامه مبارزه با استکبار" یک کار بزرگ کنیم
شما دوستان مرودشتی و هم استانی های عزیز می توانید مطالب خود را به ایمیل مدیر پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت ( yas.sadra@chmail.ir ) ارسال نمایید
وبلاگ پژواک اندیشه نوشت: مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
داغ بودن بازار«مذاکره با غرب» و جدل حامیان و منتقدان داخلی و خارجی آن، بسیاری را از نگاه قرآن و آموزه های سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) غافل کرده است. با اینکه میتوان با دقت در متون دینی، اصول مذاکره ای را استفاده کرد که اولا در بر دارنده عزت مسلمین و ثانیا راهبرد اهداف بلند نظام اسلامی باشد.
نوشتار زیر، بخشی از مقاله ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مبلغان حوزه علمیه قم ویژه ماه محرم نوشتم. ابتدای مقاله به بررسی مبانی قرآنی پرداختم و در ادامه به مطلبی اشاره کرده ام که مدتی است تحت عنوان مذاکره امام حسین علیه السلام با عمر سعد مطرح است.
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان حق طلب و حقیقت جو این پرسش را مطرح میکنند که آیا امام حسین(سلام الله علیه) با عمرسعد ملاقات و مذاکره ای داشته اند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا به نقل تاریخ مورّخان میپردازیم:
چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ» ؛ اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!
خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم.
وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت…!».
چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد.
امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ» من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!
همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند.
ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى» واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز» من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم.
ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند].
امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً» تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ» جو عراق مرا کافى است!
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین
در جریان مذاکرات مذکور، نکات فراوان تاریخی و دیپلماتیک وجود دارد که به بیان بعضی از آن موارد و تطابق آن با اصول مستفاد از آیات قرآن میپردازیم :
۱-اگر امام حسین(علیه السلام) به نامه های کوفیان و یا نامه های ارسالی از سوی دشمن را نمیدادند، برای همیشه تاریخ محکوم به این میشدند که چرا جواب دادخواهی مردم و یا پاسخ دیپلماتیک به طرف مقابلشان ندادند. آیندگان حق داشتند بپرسند که اگر امام حسین پاسخ داده بودند آیا باز هم جنگ رخ میداد؟ آیا جنگ طلب بودن امام و یارانشان اثبات نمیشود؟
اگر امام حسین(علیه السلام) قائل به حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو با دشمن بودند هیچگاه قدم های مذکور را برنمی داشتند. ایشان به درخواست کوفیان جواب مثبت دادند با اینکه علم امامت مبنی بر خیانت آنان داشتند و همچنین با دشمن گفتگو کردند با اینکه علم امامت مبنی بر عدم فایده ظاهری آن داشتند.
۲-به خوبی پیداست که نگاه امام حسین(علیه السلام) درباره جایگاه انتخاب حکومت دینی از سوی مردم، همان نگاه پدر بزرگوارشان در اولین روز هجوم مردم به در خانه شان بعد از مرگ عثمان است. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) درباره خاطره آن روز فرمودند: «… اما و الذى فلق الحبه، و برأ النسمه، لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا یقارّوا على کظّه ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ….» به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید سوگند که اگر دعوت و حضور این انبوه بیعتکنندگان نبود، و اگر آمادگى یاران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفکران پیمان نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یارى و نجات ستمدیدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته کار را وامىنهادم و پایانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
امام به درخواستهای مکرر کوفیان جواب مثبت دادند و علاوه بر دلیل فوق، عدم ظالم پنداشتن همه آنان را مدنظر داشتند. در غیر این صورت، جهاز یکی از شتران را مملو از نامه های کوفیان نمیکردند. حتی ساده ترین اذهان هم اگر دقت کنند میفهمند که ایشان به قصد جنگ، مدینه را ترک نکردند بلکه صرفا برای «حفظ عزت مسلمین» و «عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان» مدینه را ترک کردند.
۳-امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! این مسئله، همان تاکید و اقرار گرفتن از دشمن درباره مشترکات فیمابین بود که عرض شد.
۴-تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد. تلاش امام برای خاموش کردن آتش جنگ، به شهادت دوست و دشمن، به خاطر ترس از جنگ و آوارگی نبود. بلکه حتی دیگر عقلای قوم نیز جنگ در آن شرایط را به نفع اسلام و مسلمین نمی دانستند. اما یزید و یزیدیان، بزرگترین اشتباه استراتژیکی دوران بنی امیه را مرتکب شدند و دست به قتل بهترین فرزندان امّت دراز کردند که همین امر، سبب ویرانی کاخ آرزوهای بنی امیه شد.
۵-امام حسین(علیه السلام) با یزید مذاکره نداشتند و هیچ سند معتبر تاریخی مبنی بر مذاکره کتبی یا شفاهی بین آنان وجود ندارد. چرا که بین آنان چیزی برای مذاکره وجود ندارد. مثلا امام حسین(علیه السلام) در طیّ مذاکرات با یزید قرار است چه بدهد و چه بگیرد؟ یزید، رای و بیعت امام را میخواهد و امام هم اهل معامله رای و بیعت خویش با مثل یزید نیست.
تنها چیزی که در تاریخ وجود دارد و به نقل آن نیز اشاره کردیم، صحبت هایی است که بین امام و عمرسعد در دو نوبت، یک به صورت کتبی و یکی به صورت شفاهی صورت گرفت. حتی اگر اسم آن صحبت ها را مذاکره میگذارند، لطفا رجال سیاسی ما، امام حسین(علیه السلام) را یک شخصیت عاشق میز مذاکره و اهل اتلاف وقت با دشمنان دین معرفی نکنند. چرا که ادعای آنان با واقعیت تاریخ منافات دارد.
۶-وقتی امام، حجت را بر عمرسعد تمام کردند و عمرسعد هم عمق خباثت و فریب خوردگی دنیا و وابستگی اش به ایادی کفر را به نمایش گذاشت، امام حسین(علیه السلام) مذاکره را ترک کردند و حتی حقایق تلخ سرنوشت نکبت بار عمرسعد را پیش بینی نمودند.
قرار نیست ما همیشه تا آخرین لحظه حضور دشمنان بر مذاکرات بمانیم بلکه گاهی شرایط جوری رقم میخورد که باید طرف مذاکره را رها کرد و مجلس را ترک کرد. این رفتار امام، همان تلاش برای«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین» میباشد.
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید.

مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …
مرگ بر آمریکا سند هویت و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
مرگ بر آمریکا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
مرگ بر آمریکا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
مرگ بر آمریکا یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
مرگ بر آمریکا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.
مرگ بر آمریکا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند
مرگ بر آمریکا یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
مرگ برامریکا را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.
یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آنرا به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، چند سالی است که از گوشه و کنار، حرفهایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش میرسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری میگذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.
شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دلها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت میکشاند و ارزشهای انسانی انسان را از او میگیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردممصادیق خارجی آنرا تشخیص داده و از آن تبری مینمایند و این همان راهی است کهپیشوایان ما در صدر اسلام رفتهاند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آنراداشته و دارند.
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .
وبلاگ نویسان می توانند آثار خود را در قالب یادداشت(حداقل یک جمله در ادامه سوال "چرا مرگ بر آمریکا")، دلنوشته، پوستر، عکس نوشته، شعر،کاریکاتور، اینفوگرافیک، کلیپ، پادکست و … منتشر نمایند.
آثار متنی در قسمت نظرات همین سایت و آثار تصویری و صوتی به ایمیل kalamefars@gmail.com و یا از طریق شبکه های موبایلی به 09217237422 تا ۱۶ آذر ماه ارسال نمایید.
,
یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمیباشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما ارسال نمایند.
,
,
یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمیباشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما ارسال نمایند. ,
یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمیباشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ارتباط با ما ارسال نمایند.,
یقیناً مطالب بسیاری زیادی در فضای وبلاگی کشور وجود دارد که شایسته بهترین ها هستند، لذا گلچین این مطالب به معنای نادیده گرفتن زحمات دیگر وبلاگ ها نمیباشد. بر این اساس تمامی وبلاگ نویسان عزیزی که مایلند مطالب آنان منتشر شود می توانند به منظور معرفی وبلاگ خود، مطالب تولیدی خود را از طریق ارسال نظر در زیر همین مطلب یا از بخش ,
ارتباط با ما,
ارتباط با ما,
ارتباط با ما,
ارسال نمایند.,
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!
محمد معین رحمانی/ جامعه پرستاری، دیرگاهی است که عمداً یا سهواً به فراموشی سپرده شده و مطالبات پرستاران با وجود فعالیت مرتبط با حیات و سلامت مردم، نادیده انگاشته می شود. با وجود تشکلهای مختلف صنفی و پیگیری مستمر قوانین و مقررات حرفه ای جامعه پرستاری، بسیاری از قوانین مرتبط با پرستاری، از سالها قبل بر زمین مانده است.
یکی از اصلیترین و مهمترین قوانین مرتبط با پرستاری، قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است که بیش از ۸ سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گذرد ولیکن دولتها، به دلایل مختلف از اجرای آن سر باز زده اند. از جمله عللی که برای عدم اجرای این قانون ذکر شده است، فقدان بودجه کافی بوده است!
قدری تأمل بر نحوه محاسبات خدماتی که در بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی به مراجعین ارائه می شود، نشانگر سوء برداشت موجود در رابطه با هزینه بر بودن اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است.
هر ایرانی که به نوعی بعنوان بیمار و یا همراه بیمار، مراجعه کننده به بیمارستانها بوده باشد، شاهد ارائه خدمات پرستاری بصورت شبانه روزی و در تمام سطوح از پذیرش بیمار تا هنگام ترخیص، و در زمان عدم حضور برخی کادر درمان و غیر درمان مانند مدیران بیمارستانی، پزشکان، پرسنل اداری، مالی و … بوده است.
نکته قابل تأمل اینست که این خدمات بصورت رایگان به بیماران ارائه نمی گردد و بابت این خدمات از بیمار و بیمه ها حق الزحمه دریافت می گردد، در حالیکه این حق الزحمه ها به هیچ عنوان به پرسنل پرستاری پرداخت نشده و مستقیماً به پزشکان کشیک که بعضا حتی در بیمارستان نیز حضور ندارند، پرداخت می شود!! به نحوی که در حال حاضر، ۱۹۷ خدمت پرستاری با سه برابر قیمت به پزشکان پرداخت می شود!! به عنوان مثال برای وصل یک سرم، پس از کسر مالیات مربوطه، مبلغ ۸۵۰۰ تومان به حساب پزشک معالج واریز می شود در حالی که ایشان حتی اطلاعی از حضور بیمار در بیمارستان نداشته اند!
حال سوالی که مطرح است اینست که آیا پرداخت حق الزحمه خدمات پرستاران به پزشکان، هزینه بر نیست ولی برای پرداخت به فردی که مبادرت به انجام خدمات کرده است، نیازمند هزینه مجزاست؟ آیا برای انجام یک خدمت، بیمار یا بیمه حاضر به پرداخت هزینه مجدد خواهند بود که این حق الزحمه یکبار به پزشکی که بعضاً ممکن است اصلاً بیمار را ندیده باشد پرداخت شود و یکبار نیز به پرستاری که خدمات را به بیمار ارائه نموده است؟
قوانین دیگری نیز در پرستاری تاکنون بصورت کامل و یا ناقص، نادیده انگاشته شده مانند: برخورداری پرسنل پرستاری از مزایای اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور و بازنشستگی پیش از موعد، کاهش ساعت کاری در کلیه مراکز، برخورداری از قوانین مرتبط با استخدام کشوری و …
در ماه های اخیر، بی توجهی به پرسنل پرستاری در اجرای طرح تحول سلامت، موجب چند برابر شدن بار کاری پرسنل پرستاری شده ولیکن در محاسبات مالی، نه تنها منفعتی را برای پرستاران به دنبال نداشته است، بلکه با ارائه طرح ناکارآمد مبتنی بر عملکرد، پرداخت حق الزحمه اضافه کار پرسنل نیز بدلیل محاسبات نادرست، به تأخیر افتاده است!
همچنین، ارائه مجوز تربیت بهیار و تحت عنوان کمک پرستار، بدون تحصیلات آکادمیک، و در شرایطی که با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت و ارائه مراقبت بصورت تخصصی و توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد پرستاری، تربیت بهیار از سال ۸۴ متوقف شده، بجز مراکز محدودی که تعداد معدودی بهیار برای رفع نیاز درمانگاهها تربیت می نمایند، موجب دلسردی و نارضایتی کلیه کادر پرستاری را فراهم نموده است.
جامعه پرستاری در سطوح مختلف مطالبات خود را مطرح نموده است ولیکن پاسخگویی جهت این مطالبات وجود ندارد. وزیر بهداشت ظاهراً اطلاعی از قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری ندارند ولی با این وجود، هزینه ۲۰۰۰ میلیاردی را درخواست می نمایند! نماینده های مجلس اظهار میدارند که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اطلاعاتی در مورد تعرفه گذاری پرستاری ندارند! مسئولین شورایعالی بیمه نیز اجرای طرحی را که روزی بعنوان نوآوری ایران در تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، منوط به ارائه نمونه خارجی آن می نمایند!! در حالی که با وجودیکه نظام پرداخت در ازاء ارائه خدمات در سایر کشورها سالهاست که با هدف حذف ارتباط مالی بین پزشک و بیمار حذف شده است و به کلیه کادر درمان اعم از پزشک و پرستار، حقوق ثابت و متناسب پرداخت می شود!، در ایران پرداخت به پزشکان سالهاست که بر مبنای ارائه خدمات صورت می پذیرد!
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..

سلام دوستان وبلاگی هفته گذشته و در ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) و در هیاهوی عزاداری مردم وزیر خارجه اسبق انگلیس که نقش بسزایی در فتنه سال ۸۸ در ایران داشت به شهرمان مرودشت سفری داشت و در بی خبری رسانه ها مخفیانه از نزدیک از آثار تاریخی تخت جمشید بازدید کرد که به نظرم اگر خود کوروش هم زنده بود می دید همچین شخصی که دستش به خون هموطن های ایرانی اش آلوده و دشمنی دیرین با ایرانی ها دارد قدم به سرزمینش گذاشته تحمل نمی کرد و جواب دندان شکنی بهش میداد اما افسوس و صد افسوس از دولتمردان و مسئولین شهر و استانمون ولی از اون بیشتر شرمنده شهدامون شدیم که این روباه پیر در کوچه ها و خیابانهایی قدم زد که به نام آنها زدیم و هیچ خجالت نکشیدیم و…
فقط میتونم بگم شرمنده ایم همین فقط
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی
وبلاگ از مرودشت تا... در نظر دارد مجموعه پوسترهای نمایشگاهی با موضوع شعر سردار نقدی در خصوص ۱۰۰ صفت آمریکا طراحی و تولید کند و در فضای مجازی منتشر کند.
در حال حاضر تعدادی از این پوسترها آماده شده که جهت استفاده شما همراهان همیشگی عرضه می شود.




صبا سروستان نوشت: آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…
تلاقی یومالله ۱۳ آبان ماه با عاشورای حسینی راباید رمزگشایی از پیوند نهضت کربلا و انقلاب اسلامی ایران و ماهیت ظلمستیزی و ذلتناپذیری آنها دانست.

شجاعت، فداکاری، روحیه حماسی و شهادتطلبانه فرزندان عاشورایی ولایتفقیه و حضرت امام(ره) در هر سه حادثه تاریخساز سیزدهم آبان ماه و در عرصههای اعتراض به لایحه ننگین کاپیتولاسیون، تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حقیقتی است که تا ابد میدرخشد و هدایتگر نسلهای این سرزمین در عبور از گذرگاههای حساس تاریخی خواهد بود.
آمریکا، همچنان شیطان بزرگ و دشمن شماره یک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و ملت ایران با الهام از درسهای بزرگ قیام عاشورا، وصایای جاودانه امام راحل (ره) و منویات حکیمانه و هوشمندانه مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) به عنوان نقشه راه و قطبنمای حرکت خود، هیچگاه اجازه نخواهد داد عزت و استقلال میهن اسلامی در گزند اراده دشمن گرفتار و مورد تهدید و آسیب قرار گیرد.
امروزکه عده ای سهل اندیش، دنبال منصرف کردن اذهان ملت بزرگ ایران از دشمنی با امریکا هستند بدانند تا زمانی که آمریکا بنا بر فرموده امام راحل از جنایات و خوی استکباری خود دست بر ندارد ما با آمریکا سازش نخواهیم کرد.
تأمل در واقعیات تلخ امروز منطقه، بویژه در روند فتنه داعش و تکفیریها در کشورهای عراق، سوریه ؛ لبنان و یمن، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد آمریکا براساس خوی استکباری و سلطهطلبی ذاتی خود، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم بوده و هرگز با نظامی مردمی و مستقل که مظهر حیات مقتدرانه اسلام عزیز است سر آشتی و دوستی واقعی ندارد و ملت شجاع ایران در چنین شرایطی، همچنان ضمن مطالبه تعقیب، محاکمه و مجازات سران کاخ سفید به سبب جنایات چند دهه اخیر در قبال ایران اسلامی در مذاکرات هستهای نیز تنها به رعایت همهجانبه حقوق مسلم خود و پایان یافتن تحریمهای ظالمانه در تمامی سطوح میاندیشد.

دشمن ملعون که از هیچ برنامه ای برای رسیدن به اهداف شیطانی خود دریغ نمی نماید این بار درصدد بود که از راه توافق هسته ای بتواند نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در ایران عزیز اغاز و از آن طریق منطقه را طبق سیاست های خود پیش ببرد.
البته با درایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فکر پلید شیطان بزرگ نقش بر آب شد.
ملت ایران که انقلاب اسلامی خود را براساس دکترین و راهبردهای عاشورای حسینی باور داشته و برای پاسداری از آن شهیدان فراوانی تقدیم کرده است، همچنان پیوند خود را با عاشورا و کربلا حفظ و به تأسی از مولا و رهبر سازشناپذیر خود امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در برابر نظام سلطه ایستاده واجازه نفوذ و دخالت شیطان بزرگ را در ایران اسلامی نداده و همچنان با شعار مرگ بر آمریکا در برابر استکبار خواهد ایستاد.
در این زمانه واژه ی «مسلمان» را هر شخصی یدک میکشد؛ یعنی علی الظاهر انسانی را در اطراف نمی یابی که واژه ی مسلمان را پسوند و پیشوند هویت خود نکند!
اما علی الباطن که سراپای جامعه را می نگری، حسی می گوید که حقیقت غیر از آن است.
برداشت نامناسب نشود! مدعی مسلمان نبودن جامعه نیستیم؛ همه پیرو اسلام اند، اما اسلامی که به زعم خود تفسیر می کنند و اغلب هم توجیه المسائل راهشان میشود.
بدبختانه امروزه که جامعه ی خودمان را می نگریم، هزاران توصیف و نگرش متفاوت و بعضاً مغایر مشاهده میشود که بالاتفاق پیروانِ شان نگرش مطبوع خود را برخواسته از دین محمد (ص) میدانند!
همه شعار اسلام را سر می دهند، لیکن هر کدام نوعی آئین و فِعل و فکر برای خود دارند؛ در مجاورت و در مغایرت هم!
اسلامی که محمد (ص) معرفی کرد، دینی کامل و جامع بود. همانی که از بعد پیامبر، همه مدعی اش بودند و اَحَدی در جایگاه حکومت، به رَد و نقض لِسانی آن نپرداخت…

همان اسلامی که اهالی کوفه روزی با بیرقش، حادثه ی صحرای کربلا را رقم زدند برای فرزند رسولش. همان اسلامی که قاتل اولین ایمان آورنده، با تکبیر آن، فرق عدالت را شکافت. و همان اسلامی که بن ابیعبید ثقفی انواع سازها را امتحان کرد به نامش. همان اسلامی که هم بنی عباس ادعای دین داری اش کرد، هم بنی امیّه به پایش نماز جماعت خواند.
و من باب مثال آخر عرض کنم؛ همان اسلامی که آیات کتابش را، هم یزید (علیه اللعنه) پیش از بریدن سر خواند و هم سر بریده ی حسین (علیه السلام) بر نیزه تلاوت کرد. تأکید به آن که، ابن زبیر هم مکرر بر زبان راند نوشته های قرآن را!
همه از یک وطن، همه از یک نَسب و یک واژه تبعیّت می کنند، اما با کدام شباهت و کدام تفاوت؟!
دنباله ی همین اسلام را بگیری، نهایت سرنوشت آن می خورد به اینکه اسلام را تا مرحله ای بخواهی که میل و نفع در آن باشد.(گزینشی)
یعنی فی الواقع تا آنجا مطیع امر دین بمانی که مقتضی کسب یا حفظ منافع باشد!
همین که جماعت عام تو را در مسجد ببینند با پوششی مذهبی، اتمام دین است.
در بیان شفاف میتوان نوشت: همین که تو را مسلمان بخوانند جماعت دنیا، و دنیایی بی خطر را بگذرانی و سِفت بچسبی کلاهت، اکمال بی اغماض دین است! (۱)
دین عبادت فردی، دین خودمحوری و مَنیّت، دین عقیم، دین ابتر، دین معنویت نتراشیده، دین سلطنتی، دین بی آرمان، دین چُرتکه ای، دین رفاه فردی، دین خدادوستان اومانیسم، دین کاپیتالیسم و …
در یک کلام؛ «دین آمریکایی» (۲)
این هم دینی است برای خودش، و مدلی است از اسلام، اما از جنس آمریکایی اش.
اسلام ناب محمدی (ص) را دقیق بخواهی وصف کنی؛ در مختصر صفتی میتوان خلاصه کرد که خود دریای عمیق انتزاعی ترین واژه هاست: «اسلام انقلابی»
اسلام غیرانقلابی، همان اسلام فوق الوصف است؛ آمریکاییِ ناب!
نه صدایش در برابر ظلم بلند میشود، نه انگشتانش در برابر بی عدالتی گِره.
نه ۱۷ رکعتش از قلم می افتد، نه محاسنش مُنقَطع.
نه فریاد آرمان خواهی اش گوش فَلک را کَر کرده، نه خطر دادخواهی مظلوم را به جان میخرد.
نه از خادمی بیت الله الحرام امتناع میکند، نه از جمله ی «لا إله إلا الله محمد رسول الله» بر پرچم کشورش دل می کند.
نه؛ این اسلام نیست. نه که نباشد، هست اما کامل نیست؛ ناب نیست.
حقیقت نفس این است که اگر انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران را شروع اسلام در ایران بدانیم، صراحتاً در اشتباه خواهیم بود. (هم به گواه تاریخ هم خِرَد)
زیرا اسلام به معنای عام آن که شامل ارکانی نظیر نماز، روزه، حج و … شود، هم پیش از انقلاب ۵۷ وجود داشته و هم آن مقدار فراگیری را دارا بوده. پیش از شروع نهضت (سال ۱۳۴۱) نیز به همین شکل.
اگر اسلام را به همین ارکان خلاصه کنیم که باید در وضع حاضر، به نهضت انقلابی – اسلامی امام روح الله (ره) تردید کرد!
کجای اسلام (با این نوع تفسیرش) دچار ایراد بود که اینچنین باید برآشفت؟! اصلاً بر فرض داشتن پاره ای ایراد و ضعف، چه نیاز به تغییر بنیادین (انقلاب) بود؟ راه اصلاح را در پیش می گرفتند و اسلام را صرفاً رحمانی (!!!) می نگریستند؛ تا نیازی به رنگین کردن خیابان ها نیز نباشد!!!! (۳)
نگاه امام (ره) فردی نبود که اسلام را صرفاً عبادی و معنوی مآب ببیند.
حضرت روح الله جنگ ابدی و ناتمام را، تقابل میان دو اسلام میداند؛ تقابل دو نوع تفسیر متفاوت از اسلام.
حضرت روح الله جهاد را محدود به مرز نمیداند (۴)؛ که اگر میدانست، پایان منازعه ی مرزی با رژیم بعث، در نگاه بلندش، پایان جنگ بود نه آغاز جنگی جدید. (۵)
انقلاب اسلامی اندیشه ای نیست که از سال ۵۷ هجری، شده باشد بدعتی در جهان (!). انقلاب اسلامی ساخته ی دست بَشر نبود(!) انقلاب اسلامی تجسم تئوریزه شده ی «اسلام انقلابی» بود؛ در معنای حقیقی.
همان اسلامی که نقطه مقابل سرمایه داری است، همان اسلامی که توده را فدای توسعه ی اصطلاحی نمی کند؛ تا ضُعفا فقیرتر شوند و اغنیاء سیر تر.
اسلام انقلابی همان است که وابستگی را به هر شکل مردود می داند و کمر به همت استقلال خواهی می بندد. اسلامی که «عدالت» سر منشأ آرمان هایش است و راحت طلبی بلای جانش.
اسلامی که رفاه طلبی خواص و مصرف زدگی توده ها را طرف مبارزۀ خود می داند.
انقلاب اسلامی، عیناً همان «اسلام انقلابی» است؛ با همان مبنا و اصول.
حال با این وزنه بسنجیم که تا چه میزان پای اصولِ مان مانده ایم و تا چه میزان برای تحقق آرمان مان قدم برداشته ایم.
آیا پیرو همان اسلام نابی مانده ایم که حضرت روح الله (ع) ستون های انقلاب ۵۷ را بر آن استوار ساخت، یا اکنون مقلّد تمام قدِ اسلام آمریکایی شده ایم؟
ملاک قضاوت را اندیشه ی غنی و معتبر حضرت امام (ره) بگیریم….
فعلاً والسلام…
۱٫ ما اگر فقط مسجد برویم و دعا بکنیم، همه با ما خوب می شوند! اما وظیفه این است که ما برویم مسجد بنشینیم دعا بخوانیم یا وطیفه این است که ما باید قیام بکنیم؟ وظیفه این است که ما باید همه چیز خودمان را در راه اسلام فدا بکنیم… (صحیفه . ج ۲۱ . پیام آغاز سال ۱۳۶۷)
۲٫ اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفّهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی… (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۱۱)
اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلّت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی… (صحیفه. ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۳٫ مردم ما بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام التقاط، اسلام سرمایه داری و در یک کلام اسلام آمریکایی کردند.» (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۲۴۰)
۴٫ جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۵٫ امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت: راه اندازی کمپین مبارزه با استکبار

مقام معظم رهبری در دیدار تیر ماه امسال خود با دانشجویان فرمودند" مبارزهی با استکبار تعطیلپذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامهی مبارزهی با استکبار"
در راستای عمل به سخنان رهبر عزیزمان کمپین "ادامه مبارزه با استکبار " در مرودشت راه اندازی شد و قرار است یک کار بزرگ به کمک هم انجام دهیم و آمادگی صد در صدی خود را برای مبارزه با استکبار به نمایش بگذاریم و با تولید پوستر، عکس نوشته، وبلاگ ، شعر با موضوع " ادامه مبارزه با استکبار" یک کار بزرگ کنیم
شما دوستان مرودشتی و هم استانی های عزیز می توانید مطالب خود را به ایمیل مدیر پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت ( yas.sadra@chmail.ir ) ارسال نمایید
وبلاگ پژواک اندیشه نوشت: مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
داغ بودن بازار«مذاکره با غرب» و جدل حامیان و منتقدان داخلی و خارجی آن، بسیاری را از نگاه قرآن و آموزه های سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) غافل کرده است. با اینکه میتوان با دقت در متون دینی، اصول مذاکره ای را استفاده کرد که اولا در بر دارنده عزت مسلمین و ثانیا راهبرد اهداف بلند نظام اسلامی باشد.
نوشتار زیر، بخشی از مقاله ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مبلغان حوزه علمیه قم ویژه ماه محرم نوشتم. ابتدای مقاله به بررسی مبانی قرآنی پرداختم و در ادامه به مطلبی اشاره کرده ام که مدتی است تحت عنوان مذاکره امام حسین علیه السلام با عمر سعد مطرح است.
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان حق طلب و حقیقت جو این پرسش را مطرح میکنند که آیا امام حسین(سلام الله علیه) با عمرسعد ملاقات و مذاکره ای داشته اند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا به نقل تاریخ مورّخان میپردازیم:
چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ» ؛ اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!
خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم.
وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت…!».
چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد.
امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ» من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!
همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند.
ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى» واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز» من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم.
ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند].
امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً» تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ» جو عراق مرا کافى است!
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین
در جریان مذاکرات مذکور، نکات فراوان تاریخی و دیپلماتیک وجود دارد که به بیان بعضی از آن موارد و تطابق آن با اصول مستفاد از آیات قرآن میپردازیم :
۱-اگر امام حسین(علیه السلام) به نامه های کوفیان و یا نامه های ارسالی از سوی دشمن را نمیدادند، برای همیشه تاریخ محکوم به این میشدند که چرا جواب دادخواهی مردم و یا پاسخ دیپلماتیک به طرف مقابلشان ندادند. آیندگان حق داشتند بپرسند که اگر امام حسین پاسخ داده بودند آیا باز هم جنگ رخ میداد؟ آیا جنگ طلب بودن امام و یارانشان اثبات نمیشود؟
اگر امام حسین(علیه السلام) قائل به حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو با دشمن بودند هیچگاه قدم های مذکور را برنمی داشتند. ایشان به درخواست کوفیان جواب مثبت دادند با اینکه علم امامت مبنی بر خیانت آنان داشتند و همچنین با دشمن گفتگو کردند با اینکه علم امامت مبنی بر عدم فایده ظاهری آن داشتند.
۲-به خوبی پیداست که نگاه امام حسین(علیه السلام) درباره جایگاه انتخاب حکومت دینی از سوی مردم، همان نگاه پدر بزرگوارشان در اولین روز هجوم مردم به در خانه شان بعد از مرگ عثمان است. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) درباره خاطره آن روز فرمودند: «… اما و الذى فلق الحبه، و برأ النسمه، لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا یقارّوا على کظّه ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ….» به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید سوگند که اگر دعوت و حضور این انبوه بیعتکنندگان نبود، و اگر آمادگى یاران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفکران پیمان نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یارى و نجات ستمدیدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته کار را وامىنهادم و پایانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
امام به درخواستهای مکرر کوفیان جواب مثبت دادند و علاوه بر دلیل فوق، عدم ظالم پنداشتن همه آنان را مدنظر داشتند. در غیر این صورت، جهاز یکی از شتران را مملو از نامه های کوفیان نمیکردند. حتی ساده ترین اذهان هم اگر دقت کنند میفهمند که ایشان به قصد جنگ، مدینه را ترک نکردند بلکه صرفا برای «حفظ عزت مسلمین» و «عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان» مدینه را ترک کردند.
۳-امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! این مسئله، همان تاکید و اقرار گرفتن از دشمن درباره مشترکات فیمابین بود که عرض شد.
۴-تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد. تلاش امام برای خاموش کردن آتش جنگ، به شهادت دوست و دشمن، به خاطر ترس از جنگ و آوارگی نبود. بلکه حتی دیگر عقلای قوم نیز جنگ در آن شرایط را به نفع اسلام و مسلمین نمی دانستند. اما یزید و یزیدیان، بزرگترین اشتباه استراتژیکی دوران بنی امیه را مرتکب شدند و دست به قتل بهترین فرزندان امّت دراز کردند که همین امر، سبب ویرانی کاخ آرزوهای بنی امیه شد.
۵-امام حسین(علیه السلام) با یزید مذاکره نداشتند و هیچ سند معتبر تاریخی مبنی بر مذاکره کتبی یا شفاهی بین آنان وجود ندارد. چرا که بین آنان چیزی برای مذاکره وجود ندارد. مثلا امام حسین(علیه السلام) در طیّ مذاکرات با یزید قرار است چه بدهد و چه بگیرد؟ یزید، رای و بیعت امام را میخواهد و امام هم اهل معامله رای و بیعت خویش با مثل یزید نیست.
تنها چیزی که در تاریخ وجود دارد و به نقل آن نیز اشاره کردیم، صحبت هایی است که بین امام و عمرسعد در دو نوبت، یک به صورت کتبی و یکی به صورت شفاهی صورت گرفت. حتی اگر اسم آن صحبت ها را مذاکره میگذارند، لطفا رجال سیاسی ما، امام حسین(علیه السلام) را یک شخصیت عاشق میز مذاکره و اهل اتلاف وقت با دشمنان دین معرفی نکنند. چرا که ادعای آنان با واقعیت تاریخ منافات دارد.
۶-وقتی امام، حجت را بر عمرسعد تمام کردند و عمرسعد هم عمق خباثت و فریب خوردگی دنیا و وابستگی اش به ایادی کفر را به نمایش گذاشت، امام حسین(علیه السلام) مذاکره را ترک کردند و حتی حقایق تلخ سرنوشت نکبت بار عمرسعد را پیش بینی نمودند.
قرار نیست ما همیشه تا آخرین لحظه حضور دشمنان بر مذاکرات بمانیم بلکه گاهی شرایط جوری رقم میخورد که باید طرف مذاکره را رها کرد و مجلس را ترک کرد. این رفتار امام، همان تلاش برای«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین» میباشد.
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید.

مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …
مرگ بر آمریکا سند هویت و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
مرگ بر آمریکا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
مرگ بر آمریکا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
مرگ بر آمریکا یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
مرگ بر آمریکا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.
مرگ بر آمریکا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند
مرگ بر آمریکا یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
مرگ برامریکا را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.
یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آنرا به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، چند سالی است که از گوشه و کنار، حرفهایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش میرسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری میگذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.
شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دلها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت میکشاند و ارزشهای انسانی انسان را از او میگیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردممصادیق خارجی آنرا تشخیص داده و از آن تبری مینمایند و این همان راهی است کهپیشوایان ما در صدر اسلام رفتهاند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آنراداشته و دارند.
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .
وبلاگ نویسان می توانند آثار خود را در قالب یادداشت(حداقل یک جمله در ادامه سوال "چرا مرگ بر آمریکا")، دلنوشته، پوستر، عکس نوشته، شعر،کاریکاتور، اینفوگرافیک، کلیپ، پادکست و … منتشر نمایند.
آثار متنی در قسمت نظرات همین سایت و آثار تصویری و صوتی به ایمیل kalamefars@gmail.com و یا از طریق شبکه های موبایلی به 09217237422 تا ۱۶ آذر ماه ارسال نمایید.
,
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!
محمد معین رحمانی/ جامعه پرستاری، دیرگاهی است که عمداً یا سهواً به فراموشی سپرده شده و مطالبات پرستاران با وجود فعالیت مرتبط با حیات و سلامت مردم، نادیده انگاشته می شود. با وجود تشکلهای مختلف صنفی و پیگیری مستمر قوانین و مقررات حرفه ای جامعه پرستاری، بسیاری از قوانین مرتبط با پرستاری، از سالها قبل بر زمین مانده است.
یکی از اصلیترین و مهمترین قوانین مرتبط با پرستاری، قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است که بیش از ۸ سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گذرد ولیکن دولتها، به دلایل مختلف از اجرای آن سر باز زده اند. از جمله عللی که برای عدم اجرای این قانون ذکر شده است، فقدان بودجه کافی بوده است!
قدری تأمل بر نحوه محاسبات خدماتی که در بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی به مراجعین ارائه می شود، نشانگر سوء برداشت موجود در رابطه با هزینه بر بودن اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است.
هر ایرانی که به نوعی بعنوان بیمار و یا همراه بیمار، مراجعه کننده به بیمارستانها بوده باشد، شاهد ارائه خدمات پرستاری بصورت شبانه روزی و در تمام سطوح از پذیرش بیمار تا هنگام ترخیص، و در زمان عدم حضور برخی کادر درمان و غیر درمان مانند مدیران بیمارستانی، پزشکان، پرسنل اداری، مالی و … بوده است.
نکته قابل تأمل اینست که این خدمات بصورت رایگان به بیماران ارائه نمی گردد و بابت این خدمات از بیمار و بیمه ها حق الزحمه دریافت می گردد، در حالیکه این حق الزحمه ها به هیچ عنوان به پرسنل پرستاری پرداخت نشده و مستقیماً به پزشکان کشیک که بعضا حتی در بیمارستان نیز حضور ندارند، پرداخت می شود!! به نحوی که در حال حاضر، ۱۹۷ خدمت پرستاری با سه برابر قیمت به پزشکان پرداخت می شود!! به عنوان مثال برای وصل یک سرم، پس از کسر مالیات مربوطه، مبلغ ۸۵۰۰ تومان به حساب پزشک معالج واریز می شود در حالی که ایشان حتی اطلاعی از حضور بیمار در بیمارستان نداشته اند!
حال سوالی که مطرح است اینست که آیا پرداخت حق الزحمه خدمات پرستاران به پزشکان، هزینه بر نیست ولی برای پرداخت به فردی که مبادرت به انجام خدمات کرده است، نیازمند هزینه مجزاست؟ آیا برای انجام یک خدمت، بیمار یا بیمه حاضر به پرداخت هزینه مجدد خواهند بود که این حق الزحمه یکبار به پزشکی که بعضاً ممکن است اصلاً بیمار را ندیده باشد پرداخت شود و یکبار نیز به پرستاری که خدمات را به بیمار ارائه نموده است؟
قوانین دیگری نیز در پرستاری تاکنون بصورت کامل و یا ناقص، نادیده انگاشته شده مانند: برخورداری پرسنل پرستاری از مزایای اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور و بازنشستگی پیش از موعد، کاهش ساعت کاری در کلیه مراکز، برخورداری از قوانین مرتبط با استخدام کشوری و …
در ماه های اخیر، بی توجهی به پرسنل پرستاری در اجرای طرح تحول سلامت، موجب چند برابر شدن بار کاری پرسنل پرستاری شده ولیکن در محاسبات مالی، نه تنها منفعتی را برای پرستاران به دنبال نداشته است، بلکه با ارائه طرح ناکارآمد مبتنی بر عملکرد، پرداخت حق الزحمه اضافه کار پرسنل نیز بدلیل محاسبات نادرست، به تأخیر افتاده است!
همچنین، ارائه مجوز تربیت بهیار و تحت عنوان کمک پرستار، بدون تحصیلات آکادمیک، و در شرایطی که با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت و ارائه مراقبت بصورت تخصصی و توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد پرستاری، تربیت بهیار از سال ۸۴ متوقف شده، بجز مراکز محدودی که تعداد معدودی بهیار برای رفع نیاز درمانگاهها تربیت می نمایند، موجب دلسردی و نارضایتی کلیه کادر پرستاری را فراهم نموده است.
جامعه پرستاری در سطوح مختلف مطالبات خود را مطرح نموده است ولیکن پاسخگویی جهت این مطالبات وجود ندارد. وزیر بهداشت ظاهراً اطلاعی از قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری ندارند ولی با این وجود، هزینه ۲۰۰۰ میلیاردی را درخواست می نمایند! نماینده های مجلس اظهار میدارند که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اطلاعاتی در مورد تعرفه گذاری پرستاری ندارند! مسئولین شورایعالی بیمه نیز اجرای طرحی را که روزی بعنوان نوآوری ایران در تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، منوط به ارائه نمونه خارجی آن می نمایند!! در حالی که با وجودیکه نظام پرداخت در ازاء ارائه خدمات در سایر کشورها سالهاست که با هدف حذف ارتباط مالی بین پزشک و بیمار حذف شده است و به کلیه کادر درمان اعم از پزشک و پرستار، حقوق ثابت و متناسب پرداخت می شود!، در ایران پرداخت به پزشکان سالهاست که بر مبنای ارائه خدمات صورت می پذیرد!
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..

سلام دوستان وبلاگی هفته گذشته و در ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) و در هیاهوی عزاداری مردم وزیر خارجه اسبق انگلیس که نقش بسزایی در فتنه سال ۸۸ در ایران داشت به شهرمان مرودشت سفری داشت و در بی خبری رسانه ها مخفیانه از نزدیک از آثار تاریخی تخت جمشید بازدید کرد که به نظرم اگر خود کوروش هم زنده بود می دید همچین شخصی که دستش به خون هموطن های ایرانی اش آلوده و دشمنی دیرین با ایرانی ها دارد قدم به سرزمینش گذاشته تحمل نمی کرد و جواب دندان شکنی بهش میداد اما افسوس و صد افسوس از دولتمردان و مسئولین شهر و استانمون ولی از اون بیشتر شرمنده شهدامون شدیم که این روباه پیر در کوچه ها و خیابانهایی قدم زد که به نام آنها زدیم و هیچ خجالت نکشیدیم و…
فقط میتونم بگم شرمنده ایم همین فقط
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی
وبلاگ از مرودشت تا... در نظر دارد مجموعه پوسترهای نمایشگاهی با موضوع شعر سردار نقدی در خصوص ۱۰۰ صفت آمریکا طراحی و تولید کند و در فضای مجازی منتشر کند.
در حال حاضر تعدادی از این پوسترها آماده شده که جهت استفاده شما همراهان همیشگی عرضه می شود.




صبا سروستان نوشت: آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…
تلاقی یومالله ۱۳ آبان ماه با عاشورای حسینی راباید رمزگشایی از پیوند نهضت کربلا و انقلاب اسلامی ایران و ماهیت ظلمستیزی و ذلتناپذیری آنها دانست.

شجاعت، فداکاری، روحیه حماسی و شهادتطلبانه فرزندان عاشورایی ولایتفقیه و حضرت امام(ره) در هر سه حادثه تاریخساز سیزدهم آبان ماه و در عرصههای اعتراض به لایحه ننگین کاپیتولاسیون، تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حقیقتی است که تا ابد میدرخشد و هدایتگر نسلهای این سرزمین در عبور از گذرگاههای حساس تاریخی خواهد بود.
آمریکا، همچنان شیطان بزرگ و دشمن شماره یک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و ملت ایران با الهام از درسهای بزرگ قیام عاشورا، وصایای جاودانه امام راحل (ره) و منویات حکیمانه و هوشمندانه مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) به عنوان نقشه راه و قطبنمای حرکت خود، هیچگاه اجازه نخواهد داد عزت و استقلال میهن اسلامی در گزند اراده دشمن گرفتار و مورد تهدید و آسیب قرار گیرد.
امروزکه عده ای سهل اندیش، دنبال منصرف کردن اذهان ملت بزرگ ایران از دشمنی با امریکا هستند بدانند تا زمانی که آمریکا بنا بر فرموده امام راحل از جنایات و خوی استکباری خود دست بر ندارد ما با آمریکا سازش نخواهیم کرد.
تأمل در واقعیات تلخ امروز منطقه، بویژه در روند فتنه داعش و تکفیریها در کشورهای عراق، سوریه ؛ لبنان و یمن، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد آمریکا براساس خوی استکباری و سلطهطلبی ذاتی خود، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم بوده و هرگز با نظامی مردمی و مستقل که مظهر حیات مقتدرانه اسلام عزیز است سر آشتی و دوستی واقعی ندارد و ملت شجاع ایران در چنین شرایطی، همچنان ضمن مطالبه تعقیب، محاکمه و مجازات سران کاخ سفید به سبب جنایات چند دهه اخیر در قبال ایران اسلامی در مذاکرات هستهای نیز تنها به رعایت همهجانبه حقوق مسلم خود و پایان یافتن تحریمهای ظالمانه در تمامی سطوح میاندیشد.

دشمن ملعون که از هیچ برنامه ای برای رسیدن به اهداف شیطانی خود دریغ نمی نماید این بار درصدد بود که از راه توافق هسته ای بتواند نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در ایران عزیز اغاز و از آن طریق منطقه را طبق سیاست های خود پیش ببرد.
البته با درایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فکر پلید شیطان بزرگ نقش بر آب شد.
ملت ایران که انقلاب اسلامی خود را براساس دکترین و راهبردهای عاشورای حسینی باور داشته و برای پاسداری از آن شهیدان فراوانی تقدیم کرده است، همچنان پیوند خود را با عاشورا و کربلا حفظ و به تأسی از مولا و رهبر سازشناپذیر خود امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در برابر نظام سلطه ایستاده واجازه نفوذ و دخالت شیطان بزرگ را در ایران اسلامی نداده و همچنان با شعار مرگ بر آمریکا در برابر استکبار خواهد ایستاد.
در این زمانه واژه ی «مسلمان» را هر شخصی یدک میکشد؛ یعنی علی الظاهر انسانی را در اطراف نمی یابی که واژه ی مسلمان را پسوند و پیشوند هویت خود نکند!
اما علی الباطن که سراپای جامعه را می نگری، حسی می گوید که حقیقت غیر از آن است.
برداشت نامناسب نشود! مدعی مسلمان نبودن جامعه نیستیم؛ همه پیرو اسلام اند، اما اسلامی که به زعم خود تفسیر می کنند و اغلب هم توجیه المسائل راهشان میشود.
بدبختانه امروزه که جامعه ی خودمان را می نگریم، هزاران توصیف و نگرش متفاوت و بعضاً مغایر مشاهده میشود که بالاتفاق پیروانِ شان نگرش مطبوع خود را برخواسته از دین محمد (ص) میدانند!
همه شعار اسلام را سر می دهند، لیکن هر کدام نوعی آئین و فِعل و فکر برای خود دارند؛ در مجاورت و در مغایرت هم!
اسلامی که محمد (ص) معرفی کرد، دینی کامل و جامع بود. همانی که از بعد پیامبر، همه مدعی اش بودند و اَحَدی در جایگاه حکومت، به رَد و نقض لِسانی آن نپرداخت…

همان اسلامی که اهالی کوفه روزی با بیرقش، حادثه ی صحرای کربلا را رقم زدند برای فرزند رسولش. همان اسلامی که قاتل اولین ایمان آورنده، با تکبیر آن، فرق عدالت را شکافت. و همان اسلامی که بن ابیعبید ثقفی انواع سازها را امتحان کرد به نامش. همان اسلامی که هم بنی عباس ادعای دین داری اش کرد، هم بنی امیّه به پایش نماز جماعت خواند.
و من باب مثال آخر عرض کنم؛ همان اسلامی که آیات کتابش را، هم یزید (علیه اللعنه) پیش از بریدن سر خواند و هم سر بریده ی حسین (علیه السلام) بر نیزه تلاوت کرد. تأکید به آن که، ابن زبیر هم مکرر بر زبان راند نوشته های قرآن را!
همه از یک وطن، همه از یک نَسب و یک واژه تبعیّت می کنند، اما با کدام شباهت و کدام تفاوت؟!
دنباله ی همین اسلام را بگیری، نهایت سرنوشت آن می خورد به اینکه اسلام را تا مرحله ای بخواهی که میل و نفع در آن باشد.(گزینشی)
یعنی فی الواقع تا آنجا مطیع امر دین بمانی که مقتضی کسب یا حفظ منافع باشد!
همین که جماعت عام تو را در مسجد ببینند با پوششی مذهبی، اتمام دین است.
در بیان شفاف میتوان نوشت: همین که تو را مسلمان بخوانند جماعت دنیا، و دنیایی بی خطر را بگذرانی و سِفت بچسبی کلاهت، اکمال بی اغماض دین است! (۱)
دین عبادت فردی، دین خودمحوری و مَنیّت، دین عقیم، دین ابتر، دین معنویت نتراشیده، دین سلطنتی، دین بی آرمان، دین چُرتکه ای، دین رفاه فردی، دین خدادوستان اومانیسم، دین کاپیتالیسم و …
در یک کلام؛ «دین آمریکایی» (۲)
این هم دینی است برای خودش، و مدلی است از اسلام، اما از جنس آمریکایی اش.
اسلام ناب محمدی (ص) را دقیق بخواهی وصف کنی؛ در مختصر صفتی میتوان خلاصه کرد که خود دریای عمیق انتزاعی ترین واژه هاست: «اسلام انقلابی»
اسلام غیرانقلابی، همان اسلام فوق الوصف است؛ آمریکاییِ ناب!
نه صدایش در برابر ظلم بلند میشود، نه انگشتانش در برابر بی عدالتی گِره.
نه ۱۷ رکعتش از قلم می افتد، نه محاسنش مُنقَطع.
نه فریاد آرمان خواهی اش گوش فَلک را کَر کرده، نه خطر دادخواهی مظلوم را به جان میخرد.
نه از خادمی بیت الله الحرام امتناع میکند، نه از جمله ی «لا إله إلا الله محمد رسول الله» بر پرچم کشورش دل می کند.
نه؛ این اسلام نیست. نه که نباشد، هست اما کامل نیست؛ ناب نیست.
حقیقت نفس این است که اگر انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران را شروع اسلام در ایران بدانیم، صراحتاً در اشتباه خواهیم بود. (هم به گواه تاریخ هم خِرَد)
زیرا اسلام به معنای عام آن که شامل ارکانی نظیر نماز، روزه، حج و … شود، هم پیش از انقلاب ۵۷ وجود داشته و هم آن مقدار فراگیری را دارا بوده. پیش از شروع نهضت (سال ۱۳۴۱) نیز به همین شکل.
اگر اسلام را به همین ارکان خلاصه کنیم که باید در وضع حاضر، به نهضت انقلابی – اسلامی امام روح الله (ره) تردید کرد!
کجای اسلام (با این نوع تفسیرش) دچار ایراد بود که اینچنین باید برآشفت؟! اصلاً بر فرض داشتن پاره ای ایراد و ضعف، چه نیاز به تغییر بنیادین (انقلاب) بود؟ راه اصلاح را در پیش می گرفتند و اسلام را صرفاً رحمانی (!!!) می نگریستند؛ تا نیازی به رنگین کردن خیابان ها نیز نباشد!!!! (۳)
نگاه امام (ره) فردی نبود که اسلام را صرفاً عبادی و معنوی مآب ببیند.
حضرت روح الله جنگ ابدی و ناتمام را، تقابل میان دو اسلام میداند؛ تقابل دو نوع تفسیر متفاوت از اسلام.
حضرت روح الله جهاد را محدود به مرز نمیداند (۴)؛ که اگر میدانست، پایان منازعه ی مرزی با رژیم بعث، در نگاه بلندش، پایان جنگ بود نه آغاز جنگی جدید. (۵)
انقلاب اسلامی اندیشه ای نیست که از سال ۵۷ هجری، شده باشد بدعتی در جهان (!). انقلاب اسلامی ساخته ی دست بَشر نبود(!) انقلاب اسلامی تجسم تئوریزه شده ی «اسلام انقلابی» بود؛ در معنای حقیقی.
همان اسلامی که نقطه مقابل سرمایه داری است، همان اسلامی که توده را فدای توسعه ی اصطلاحی نمی کند؛ تا ضُعفا فقیرتر شوند و اغنیاء سیر تر.
اسلام انقلابی همان است که وابستگی را به هر شکل مردود می داند و کمر به همت استقلال خواهی می بندد. اسلامی که «عدالت» سر منشأ آرمان هایش است و راحت طلبی بلای جانش.
اسلامی که رفاه طلبی خواص و مصرف زدگی توده ها را طرف مبارزۀ خود می داند.
انقلاب اسلامی، عیناً همان «اسلام انقلابی» است؛ با همان مبنا و اصول.
حال با این وزنه بسنجیم که تا چه میزان پای اصولِ مان مانده ایم و تا چه میزان برای تحقق آرمان مان قدم برداشته ایم.
آیا پیرو همان اسلام نابی مانده ایم که حضرت روح الله (ع) ستون های انقلاب ۵۷ را بر آن استوار ساخت، یا اکنون مقلّد تمام قدِ اسلام آمریکایی شده ایم؟
ملاک قضاوت را اندیشه ی غنی و معتبر حضرت امام (ره) بگیریم….
فعلاً والسلام…
۱٫ ما اگر فقط مسجد برویم و دعا بکنیم، همه با ما خوب می شوند! اما وظیفه این است که ما برویم مسجد بنشینیم دعا بخوانیم یا وطیفه این است که ما باید قیام بکنیم؟ وظیفه این است که ما باید همه چیز خودمان را در راه اسلام فدا بکنیم… (صحیفه . ج ۲۱ . پیام آغاز سال ۱۳۶۷)
۲٫ اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفّهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی… (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۱۱)
اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلّت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی… (صحیفه. ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۳٫ مردم ما بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام التقاط، اسلام سرمایه داری و در یک کلام اسلام آمریکایی کردند.» (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۲۴۰)
۴٫ جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۵٫ امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت: راه اندازی کمپین مبارزه با استکبار

مقام معظم رهبری در دیدار تیر ماه امسال خود با دانشجویان فرمودند" مبارزهی با استکبار تعطیلپذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامهی مبارزهی با استکبار"
در راستای عمل به سخنان رهبر عزیزمان کمپین "ادامه مبارزه با استکبار " در مرودشت راه اندازی شد و قرار است یک کار بزرگ به کمک هم انجام دهیم و آمادگی صد در صدی خود را برای مبارزه با استکبار به نمایش بگذاریم و با تولید پوستر، عکس نوشته، وبلاگ ، شعر با موضوع " ادامه مبارزه با استکبار" یک کار بزرگ کنیم
شما دوستان مرودشتی و هم استانی های عزیز می توانید مطالب خود را به ایمیل مدیر پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت ( yas.sadra@chmail.ir ) ارسال نمایید
وبلاگ پژواک اندیشه نوشت: مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
داغ بودن بازار«مذاکره با غرب» و جدل حامیان و منتقدان داخلی و خارجی آن، بسیاری را از نگاه قرآن و آموزه های سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) غافل کرده است. با اینکه میتوان با دقت در متون دینی، اصول مذاکره ای را استفاده کرد که اولا در بر دارنده عزت مسلمین و ثانیا راهبرد اهداف بلند نظام اسلامی باشد.
نوشتار زیر، بخشی از مقاله ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مبلغان حوزه علمیه قم ویژه ماه محرم نوشتم. ابتدای مقاله به بررسی مبانی قرآنی پرداختم و در ادامه به مطلبی اشاره کرده ام که مدتی است تحت عنوان مذاکره امام حسین علیه السلام با عمر سعد مطرح است.
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان حق طلب و حقیقت جو این پرسش را مطرح میکنند که آیا امام حسین(سلام الله علیه) با عمرسعد ملاقات و مذاکره ای داشته اند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا به نقل تاریخ مورّخان میپردازیم:
چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ» ؛ اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!
خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم.
وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت…!».
چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد.
امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ» من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!
همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند.
ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى» واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز» من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم.
ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند].
امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً» تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ» جو عراق مرا کافى است!
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین
در جریان مذاکرات مذکور، نکات فراوان تاریخی و دیپلماتیک وجود دارد که به بیان بعضی از آن موارد و تطابق آن با اصول مستفاد از آیات قرآن میپردازیم :
۱-اگر امام حسین(علیه السلام) به نامه های کوفیان و یا نامه های ارسالی از سوی دشمن را نمیدادند، برای همیشه تاریخ محکوم به این میشدند که چرا جواب دادخواهی مردم و یا پاسخ دیپلماتیک به طرف مقابلشان ندادند. آیندگان حق داشتند بپرسند که اگر امام حسین پاسخ داده بودند آیا باز هم جنگ رخ میداد؟ آیا جنگ طلب بودن امام و یارانشان اثبات نمیشود؟
اگر امام حسین(علیه السلام) قائل به حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو با دشمن بودند هیچگاه قدم های مذکور را برنمی داشتند. ایشان به درخواست کوفیان جواب مثبت دادند با اینکه علم امامت مبنی بر خیانت آنان داشتند و همچنین با دشمن گفتگو کردند با اینکه علم امامت مبنی بر عدم فایده ظاهری آن داشتند.
۲-به خوبی پیداست که نگاه امام حسین(علیه السلام) درباره جایگاه انتخاب حکومت دینی از سوی مردم، همان نگاه پدر بزرگوارشان در اولین روز هجوم مردم به در خانه شان بعد از مرگ عثمان است. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) درباره خاطره آن روز فرمودند: «… اما و الذى فلق الحبه، و برأ النسمه، لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا یقارّوا على کظّه ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ….» به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید سوگند که اگر دعوت و حضور این انبوه بیعتکنندگان نبود، و اگر آمادگى یاران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفکران پیمان نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یارى و نجات ستمدیدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته کار را وامىنهادم و پایانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
امام به درخواستهای مکرر کوفیان جواب مثبت دادند و علاوه بر دلیل فوق، عدم ظالم پنداشتن همه آنان را مدنظر داشتند. در غیر این صورت، جهاز یکی از شتران را مملو از نامه های کوفیان نمیکردند. حتی ساده ترین اذهان هم اگر دقت کنند میفهمند که ایشان به قصد جنگ، مدینه را ترک نکردند بلکه صرفا برای «حفظ عزت مسلمین» و «عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان» مدینه را ترک کردند.
۳-امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! این مسئله، همان تاکید و اقرار گرفتن از دشمن درباره مشترکات فیمابین بود که عرض شد.
۴-تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد. تلاش امام برای خاموش کردن آتش جنگ، به شهادت دوست و دشمن، به خاطر ترس از جنگ و آوارگی نبود. بلکه حتی دیگر عقلای قوم نیز جنگ در آن شرایط را به نفع اسلام و مسلمین نمی دانستند. اما یزید و یزیدیان، بزرگترین اشتباه استراتژیکی دوران بنی امیه را مرتکب شدند و دست به قتل بهترین فرزندان امّت دراز کردند که همین امر، سبب ویرانی کاخ آرزوهای بنی امیه شد.
۵-امام حسین(علیه السلام) با یزید مذاکره نداشتند و هیچ سند معتبر تاریخی مبنی بر مذاکره کتبی یا شفاهی بین آنان وجود ندارد. چرا که بین آنان چیزی برای مذاکره وجود ندارد. مثلا امام حسین(علیه السلام) در طیّ مذاکرات با یزید قرار است چه بدهد و چه بگیرد؟ یزید، رای و بیعت امام را میخواهد و امام هم اهل معامله رای و بیعت خویش با مثل یزید نیست.
تنها چیزی که در تاریخ وجود دارد و به نقل آن نیز اشاره کردیم، صحبت هایی است که بین امام و عمرسعد در دو نوبت، یک به صورت کتبی و یکی به صورت شفاهی صورت گرفت. حتی اگر اسم آن صحبت ها را مذاکره میگذارند، لطفا رجال سیاسی ما، امام حسین(علیه السلام) را یک شخصیت عاشق میز مذاکره و اهل اتلاف وقت با دشمنان دین معرفی نکنند. چرا که ادعای آنان با واقعیت تاریخ منافات دارد.
۶-وقتی امام، حجت را بر عمرسعد تمام کردند و عمرسعد هم عمق خباثت و فریب خوردگی دنیا و وابستگی اش به ایادی کفر را به نمایش گذاشت، امام حسین(علیه السلام) مذاکره را ترک کردند و حتی حقایق تلخ سرنوشت نکبت بار عمرسعد را پیش بینی نمودند.
قرار نیست ما همیشه تا آخرین لحظه حضور دشمنان بر مذاکرات بمانیم بلکه گاهی شرایط جوری رقم میخورد که باید طرف مذاکره را رها کرد و مجلس را ترک کرد. این رفتار امام، همان تلاش برای«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین» میباشد.
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید.

مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …
مرگ بر آمریکا سند هویت و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
مرگ بر آمریکا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
مرگ بر آمریکا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
مرگ بر آمریکا یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
مرگ بر آمریکا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.
مرگ بر آمریکا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند
مرگ بر آمریکا یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
مرگ برامریکا را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.
یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آنرا به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، چند سالی است که از گوشه و کنار، حرفهایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش میرسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری میگذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.
شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دلها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت میکشاند و ارزشهای انسانی انسان را از او میگیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردممصادیق خارجی آنرا تشخیص داده و از آن تبری مینمایند و این همان راهی است کهپیشوایان ما در صدر اسلام رفتهاند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آنراداشته و دارند.
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .
وبلاگ نویسان می توانند آثار خود را در قالب یادداشت(حداقل یک جمله در ادامه سوال "چرا مرگ بر آمریکا")، دلنوشته، پوستر، عکس نوشته، شعر،کاریکاتور، اینفوگرافیک، کلیپ، پادکست و … منتشر نمایند.
آثار متنی در قسمت نظرات همین سایت و آثار تصویری و صوتی به ایمیل kalamefars@gmail.com و یا از طریق شبکه های موبایلی به 09217237422 تا ۱۶ آذر ماه ارسال نمایید.
,
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!
محمد معین رحمانی/ جامعه پرستاری، دیرگاهی است که عمداً یا سهواً به فراموشی سپرده شده و مطالبات پرستاران با وجود فعالیت مرتبط با حیات و سلامت مردم، نادیده انگاشته می شود. با وجود تشکلهای مختلف صنفی و پیگیری مستمر قوانین و مقررات حرفه ای جامعه پرستاری، بسیاری از قوانین مرتبط با پرستاری، از سالها قبل بر زمین مانده است.
یکی از اصلیترین و مهمترین قوانین مرتبط با پرستاری، قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است که بیش از ۸ سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گذرد ولیکن دولتها، به دلایل مختلف از اجرای آن سر باز زده اند. از جمله عللی که برای عدم اجرای این قانون ذکر شده است، فقدان بودجه کافی بوده است!
قدری تأمل بر نحوه محاسبات خدماتی که در بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی به مراجعین ارائه می شود، نشانگر سوء برداشت موجود در رابطه با هزینه بر بودن اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است.
هر ایرانی که به نوعی بعنوان بیمار و یا همراه بیمار، مراجعه کننده به بیمارستانها بوده باشد، شاهد ارائه خدمات پرستاری بصورت شبانه روزی و در تمام سطوح از پذیرش بیمار تا هنگام ترخیص، و در زمان عدم حضور برخی کادر درمان و غیر درمان مانند مدیران بیمارستانی، پزشکان، پرسنل اداری، مالی و … بوده است.
نکته قابل تأمل اینست که این خدمات بصورت رایگان به بیماران ارائه نمی گردد و بابت این خدمات از بیمار و بیمه ها حق الزحمه دریافت می گردد، در حالیکه این حق الزحمه ها به هیچ عنوان به پرسنل پرستاری پرداخت نشده و مستقیماً به پزشکان کشیک که بعضا حتی در بیمارستان نیز حضور ندارند، پرداخت می شود!! به نحوی که در حال حاضر، ۱۹۷ خدمت پرستاری با سه برابر قیمت به پزشکان پرداخت می شود!! به عنوان مثال برای وصل یک سرم، پس از کسر مالیات مربوطه، مبلغ ۸۵۰۰ تومان به حساب پزشک معالج واریز می شود در حالی که ایشان حتی اطلاعی از حضور بیمار در بیمارستان نداشته اند!
حال سوالی که مطرح است اینست که آیا پرداخت حق الزحمه خدمات پرستاران به پزشکان، هزینه بر نیست ولی برای پرداخت به فردی که مبادرت به انجام خدمات کرده است، نیازمند هزینه مجزاست؟ آیا برای انجام یک خدمت، بیمار یا بیمه حاضر به پرداخت هزینه مجدد خواهند بود که این حق الزحمه یکبار به پزشکی که بعضاً ممکن است اصلاً بیمار را ندیده باشد پرداخت شود و یکبار نیز به پرستاری که خدمات را به بیمار ارائه نموده است؟
قوانین دیگری نیز در پرستاری تاکنون بصورت کامل و یا ناقص، نادیده انگاشته شده مانند: برخورداری پرسنل پرستاری از مزایای اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور و بازنشستگی پیش از موعد، کاهش ساعت کاری در کلیه مراکز، برخورداری از قوانین مرتبط با استخدام کشوری و …
در ماه های اخیر، بی توجهی به پرسنل پرستاری در اجرای طرح تحول سلامت، موجب چند برابر شدن بار کاری پرسنل پرستاری شده ولیکن در محاسبات مالی، نه تنها منفعتی را برای پرستاران به دنبال نداشته است، بلکه با ارائه طرح ناکارآمد مبتنی بر عملکرد، پرداخت حق الزحمه اضافه کار پرسنل نیز بدلیل محاسبات نادرست، به تأخیر افتاده است!
همچنین، ارائه مجوز تربیت بهیار و تحت عنوان کمک پرستار، بدون تحصیلات آکادمیک، و در شرایطی که با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت و ارائه مراقبت بصورت تخصصی و توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد پرستاری، تربیت بهیار از سال ۸۴ متوقف شده، بجز مراکز محدودی که تعداد معدودی بهیار برای رفع نیاز درمانگاهها تربیت می نمایند، موجب دلسردی و نارضایتی کلیه کادر پرستاری را فراهم نموده است.
جامعه پرستاری در سطوح مختلف مطالبات خود را مطرح نموده است ولیکن پاسخگویی جهت این مطالبات وجود ندارد. وزیر بهداشت ظاهراً اطلاعی از قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری ندارند ولی با این وجود، هزینه ۲۰۰۰ میلیاردی را درخواست می نمایند! نماینده های مجلس اظهار میدارند که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اطلاعاتی در مورد تعرفه گذاری پرستاری ندارند! مسئولین شورایعالی بیمه نیز اجرای طرحی را که روزی بعنوان نوآوری ایران در تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، منوط به ارائه نمونه خارجی آن می نمایند!! در حالی که با وجودیکه نظام پرداخت در ازاء ارائه خدمات در سایر کشورها سالهاست که با هدف حذف ارتباط مالی بین پزشک و بیمار حذف شده است و به کلیه کادر درمان اعم از پزشک و پرستار، حقوق ثابت و متناسب پرداخت می شود!، در ایران پرداخت به پزشکان سالهاست که بر مبنای ارائه خدمات صورت می پذیرد!
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..

سلام دوستان وبلاگی هفته گذشته و در ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) و در هیاهوی عزاداری مردم وزیر خارجه اسبق انگلیس که نقش بسزایی در فتنه سال ۸۸ در ایران داشت به شهرمان مرودشت سفری داشت و در بی خبری رسانه ها مخفیانه از نزدیک از آثار تاریخی تخت جمشید بازدید کرد که به نظرم اگر خود کوروش هم زنده بود می دید همچین شخصی که دستش به خون هموطن های ایرانی اش آلوده و دشمنی دیرین با ایرانی ها دارد قدم به سرزمینش گذاشته تحمل نمی کرد و جواب دندان شکنی بهش میداد اما افسوس و صد افسوس از دولتمردان و مسئولین شهر و استانمون ولی از اون بیشتر شرمنده شهدامون شدیم که این روباه پیر در کوچه ها و خیابانهایی قدم زد که به نام آنها زدیم و هیچ خجالت نکشیدیم و…
فقط میتونم بگم شرمنده ایم همین فقط
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی
وبلاگ از مرودشت تا... در نظر دارد مجموعه پوسترهای نمایشگاهی با موضوع شعر سردار نقدی در خصوص ۱۰۰ صفت آمریکا طراحی و تولید کند و در فضای مجازی منتشر کند.
در حال حاضر تعدادی از این پوسترها آماده شده که جهت استفاده شما همراهان همیشگی عرضه می شود.




صبا سروستان نوشت: آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…
تلاقی یومالله ۱۳ آبان ماه با عاشورای حسینی راباید رمزگشایی از پیوند نهضت کربلا و انقلاب اسلامی ایران و ماهیت ظلمستیزی و ذلتناپذیری آنها دانست.

شجاعت، فداکاری، روحیه حماسی و شهادتطلبانه فرزندان عاشورایی ولایتفقیه و حضرت امام(ره) در هر سه حادثه تاریخساز سیزدهم آبان ماه و در عرصههای اعتراض به لایحه ننگین کاپیتولاسیون، تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حقیقتی است که تا ابد میدرخشد و هدایتگر نسلهای این سرزمین در عبور از گذرگاههای حساس تاریخی خواهد بود.
آمریکا، همچنان شیطان بزرگ و دشمن شماره یک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و ملت ایران با الهام از درسهای بزرگ قیام عاشورا، وصایای جاودانه امام راحل (ره) و منویات حکیمانه و هوشمندانه مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) به عنوان نقشه راه و قطبنمای حرکت خود، هیچگاه اجازه نخواهد داد عزت و استقلال میهن اسلامی در گزند اراده دشمن گرفتار و مورد تهدید و آسیب قرار گیرد.
امروزکه عده ای سهل اندیش، دنبال منصرف کردن اذهان ملت بزرگ ایران از دشمنی با امریکا هستند بدانند تا زمانی که آمریکا بنا بر فرموده امام راحل از جنایات و خوی استکباری خود دست بر ندارد ما با آمریکا سازش نخواهیم کرد.
تأمل در واقعیات تلخ امروز منطقه، بویژه در روند فتنه داعش و تکفیریها در کشورهای عراق، سوریه ؛ لبنان و یمن، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد آمریکا براساس خوی استکباری و سلطهطلبی ذاتی خود، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم بوده و هرگز با نظامی مردمی و مستقل که مظهر حیات مقتدرانه اسلام عزیز است سر آشتی و دوستی واقعی ندارد و ملت شجاع ایران در چنین شرایطی، همچنان ضمن مطالبه تعقیب، محاکمه و مجازات سران کاخ سفید به سبب جنایات چند دهه اخیر در قبال ایران اسلامی در مذاکرات هستهای نیز تنها به رعایت همهجانبه حقوق مسلم خود و پایان یافتن تحریمهای ظالمانه در تمامی سطوح میاندیشد.

دشمن ملعون که از هیچ برنامه ای برای رسیدن به اهداف شیطانی خود دریغ نمی نماید این بار درصدد بود که از راه توافق هسته ای بتواند نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در ایران عزیز اغاز و از آن طریق منطقه را طبق سیاست های خود پیش ببرد.
البته با درایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فکر پلید شیطان بزرگ نقش بر آب شد.
ملت ایران که انقلاب اسلامی خود را براساس دکترین و راهبردهای عاشورای حسینی باور داشته و برای پاسداری از آن شهیدان فراوانی تقدیم کرده است، همچنان پیوند خود را با عاشورا و کربلا حفظ و به تأسی از مولا و رهبر سازشناپذیر خود امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در برابر نظام سلطه ایستاده واجازه نفوذ و دخالت شیطان بزرگ را در ایران اسلامی نداده و همچنان با شعار مرگ بر آمریکا در برابر استکبار خواهد ایستاد.
در این زمانه واژه ی «مسلمان» را هر شخصی یدک میکشد؛ یعنی علی الظاهر انسانی را در اطراف نمی یابی که واژه ی مسلمان را پسوند و پیشوند هویت خود نکند!
اما علی الباطن که سراپای جامعه را می نگری، حسی می گوید که حقیقت غیر از آن است.
برداشت نامناسب نشود! مدعی مسلمان نبودن جامعه نیستیم؛ همه پیرو اسلام اند، اما اسلامی که به زعم خود تفسیر می کنند و اغلب هم توجیه المسائل راهشان میشود.
بدبختانه امروزه که جامعه ی خودمان را می نگریم، هزاران توصیف و نگرش متفاوت و بعضاً مغایر مشاهده میشود که بالاتفاق پیروانِ شان نگرش مطبوع خود را برخواسته از دین محمد (ص) میدانند!
همه شعار اسلام را سر می دهند، لیکن هر کدام نوعی آئین و فِعل و فکر برای خود دارند؛ در مجاورت و در مغایرت هم!
اسلامی که محمد (ص) معرفی کرد، دینی کامل و جامع بود. همانی که از بعد پیامبر، همه مدعی اش بودند و اَحَدی در جایگاه حکومت، به رَد و نقض لِسانی آن نپرداخت…

همان اسلامی که اهالی کوفه روزی با بیرقش، حادثه ی صحرای کربلا را رقم زدند برای فرزند رسولش. همان اسلامی که قاتل اولین ایمان آورنده، با تکبیر آن، فرق عدالت را شکافت. و همان اسلامی که بن ابیعبید ثقفی انواع سازها را امتحان کرد به نامش. همان اسلامی که هم بنی عباس ادعای دین داری اش کرد، هم بنی امیّه به پایش نماز جماعت خواند.
و من باب مثال آخر عرض کنم؛ همان اسلامی که آیات کتابش را، هم یزید (علیه اللعنه) پیش از بریدن سر خواند و هم سر بریده ی حسین (علیه السلام) بر نیزه تلاوت کرد. تأکید به آن که، ابن زبیر هم مکرر بر زبان راند نوشته های قرآن را!
همه از یک وطن، همه از یک نَسب و یک واژه تبعیّت می کنند، اما با کدام شباهت و کدام تفاوت؟!
دنباله ی همین اسلام را بگیری، نهایت سرنوشت آن می خورد به اینکه اسلام را تا مرحله ای بخواهی که میل و نفع در آن باشد.(گزینشی)
یعنی فی الواقع تا آنجا مطیع امر دین بمانی که مقتضی کسب یا حفظ منافع باشد!
همین که جماعت عام تو را در مسجد ببینند با پوششی مذهبی، اتمام دین است.
در بیان شفاف میتوان نوشت: همین که تو را مسلمان بخوانند جماعت دنیا، و دنیایی بی خطر را بگذرانی و سِفت بچسبی کلاهت، اکمال بی اغماض دین است! (۱)
دین عبادت فردی، دین خودمحوری و مَنیّت، دین عقیم، دین ابتر، دین معنویت نتراشیده، دین سلطنتی، دین بی آرمان، دین چُرتکه ای، دین رفاه فردی، دین خدادوستان اومانیسم، دین کاپیتالیسم و …
در یک کلام؛ «دین آمریکایی» (۲)
این هم دینی است برای خودش، و مدلی است از اسلام، اما از جنس آمریکایی اش.
اسلام ناب محمدی (ص) را دقیق بخواهی وصف کنی؛ در مختصر صفتی میتوان خلاصه کرد که خود دریای عمیق انتزاعی ترین واژه هاست: «اسلام انقلابی»
اسلام غیرانقلابی، همان اسلام فوق الوصف است؛ آمریکاییِ ناب!
نه صدایش در برابر ظلم بلند میشود، نه انگشتانش در برابر بی عدالتی گِره.
نه ۱۷ رکعتش از قلم می افتد، نه محاسنش مُنقَطع.
نه فریاد آرمان خواهی اش گوش فَلک را کَر کرده، نه خطر دادخواهی مظلوم را به جان میخرد.
نه از خادمی بیت الله الحرام امتناع میکند، نه از جمله ی «لا إله إلا الله محمد رسول الله» بر پرچم کشورش دل می کند.
نه؛ این اسلام نیست. نه که نباشد، هست اما کامل نیست؛ ناب نیست.
حقیقت نفس این است که اگر انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران را شروع اسلام در ایران بدانیم، صراحتاً در اشتباه خواهیم بود. (هم به گواه تاریخ هم خِرَد)
زیرا اسلام به معنای عام آن که شامل ارکانی نظیر نماز، روزه، حج و … شود، هم پیش از انقلاب ۵۷ وجود داشته و هم آن مقدار فراگیری را دارا بوده. پیش از شروع نهضت (سال ۱۳۴۱) نیز به همین شکل.
اگر اسلام را به همین ارکان خلاصه کنیم که باید در وضع حاضر، به نهضت انقلابی – اسلامی امام روح الله (ره) تردید کرد!
کجای اسلام (با این نوع تفسیرش) دچار ایراد بود که اینچنین باید برآشفت؟! اصلاً بر فرض داشتن پاره ای ایراد و ضعف، چه نیاز به تغییر بنیادین (انقلاب) بود؟ راه اصلاح را در پیش می گرفتند و اسلام را صرفاً رحمانی (!!!) می نگریستند؛ تا نیازی به رنگین کردن خیابان ها نیز نباشد!!!! (۳)
نگاه امام (ره) فردی نبود که اسلام را صرفاً عبادی و معنوی مآب ببیند.
حضرت روح الله جنگ ابدی و ناتمام را، تقابل میان دو اسلام میداند؛ تقابل دو نوع تفسیر متفاوت از اسلام.
حضرت روح الله جهاد را محدود به مرز نمیداند (۴)؛ که اگر میدانست، پایان منازعه ی مرزی با رژیم بعث، در نگاه بلندش، پایان جنگ بود نه آغاز جنگی جدید. (۵)
انقلاب اسلامی اندیشه ای نیست که از سال ۵۷ هجری، شده باشد بدعتی در جهان (!). انقلاب اسلامی ساخته ی دست بَشر نبود(!) انقلاب اسلامی تجسم تئوریزه شده ی «اسلام انقلابی» بود؛ در معنای حقیقی.
همان اسلامی که نقطه مقابل سرمایه داری است، همان اسلامی که توده را فدای توسعه ی اصطلاحی نمی کند؛ تا ضُعفا فقیرتر شوند و اغنیاء سیر تر.
اسلام انقلابی همان است که وابستگی را به هر شکل مردود می داند و کمر به همت استقلال خواهی می بندد. اسلامی که «عدالت» سر منشأ آرمان هایش است و راحت طلبی بلای جانش.
اسلامی که رفاه طلبی خواص و مصرف زدگی توده ها را طرف مبارزۀ خود می داند.
انقلاب اسلامی، عیناً همان «اسلام انقلابی» است؛ با همان مبنا و اصول.
حال با این وزنه بسنجیم که تا چه میزان پای اصولِ مان مانده ایم و تا چه میزان برای تحقق آرمان مان قدم برداشته ایم.
آیا پیرو همان اسلام نابی مانده ایم که حضرت روح الله (ع) ستون های انقلاب ۵۷ را بر آن استوار ساخت، یا اکنون مقلّد تمام قدِ اسلام آمریکایی شده ایم؟
ملاک قضاوت را اندیشه ی غنی و معتبر حضرت امام (ره) بگیریم….
فعلاً والسلام…
۱٫ ما اگر فقط مسجد برویم و دعا بکنیم، همه با ما خوب می شوند! اما وظیفه این است که ما برویم مسجد بنشینیم دعا بخوانیم یا وطیفه این است که ما باید قیام بکنیم؟ وظیفه این است که ما باید همه چیز خودمان را در راه اسلام فدا بکنیم… (صحیفه . ج ۲۱ . پیام آغاز سال ۱۳۶۷)
۲٫ اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفّهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی… (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۱۱)
اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلّت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی… (صحیفه. ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۳٫ مردم ما بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام التقاط، اسلام سرمایه داری و در یک کلام اسلام آمریکایی کردند.» (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۲۴۰)
۴٫ جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۵٫ امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت: راه اندازی کمپین مبارزه با استکبار
,
,
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!
,
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!,
وبلاگ صدای مردم نوشت:پرستار جان می کند پزشک نان می برد!,
وبلاگ صدای مردم نوشت:,
پرستار جان می کند پزشک نان می برد!,
محمد معین رحمانی/ جامعه پرستاری، دیرگاهی است که عمداً یا سهواً به فراموشی سپرده شده و مطالبات پرستاران با وجود فعالیت مرتبط با حیات و سلامت مردم، نادیده انگاشته می شود. با وجود تشکلهای مختلف صنفی و پیگیری مستمر قوانین و مقررات حرفه ای جامعه پرستاری، بسیاری از قوانین مرتبط با پرستاری، از سالها قبل بر زمین مانده است.
,
محمد معین رحمانی/ جامعه پرستاری، دیرگاهی است که عمداً یا سهواً به فراموشی سپرده شده و مطالبات پرستاران با وجود فعالیت مرتبط با حیات و سلامت مردم، نادیده انگاشته می شود. با وجود تشکلهای مختلف صنفی و پیگیری مستمر قوانین و مقررات حرفه ای جامعه پرستاری، بسیاری از قوانین مرتبط با پرستاری، از سالها قبل بر زمین مانده است.,
,
,

,
,
یکی از اصلیترین و مهمترین قوانین مرتبط با پرستاری، قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است که بیش از ۸ سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گذرد ولیکن دولتها، به دلایل مختلف از اجرای آن سر باز زده اند. از جمله عللی که برای عدم اجرای این قانون ذکر شده است، فقدان بودجه کافی بوده است!
,
یکی از اصلیترین و مهمترین قوانین مرتبط با پرستاری، قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است که بیش از ۸ سال از تصویب آن در مجلس شورای اسلامی می گذرد ولیکن دولتها، به دلایل مختلف از اجرای آن سر باز زده اند. از جمله عللی که برای عدم اجرای این قانون ذکر شده است، فقدان بودجه کافی بوده است!,
قدری تأمل بر نحوه محاسبات خدماتی که در بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی به مراجعین ارائه می شود، نشانگر سوء برداشت موجود در رابطه با هزینه بر بودن اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است.
,
قدری تأمل بر نحوه محاسبات خدماتی که در بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی به مراجعین ارائه می شود، نشانگر سوء برداشت موجود در رابطه با هزینه بر بودن اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری است.,
هر ایرانی که به نوعی بعنوان بیمار و یا همراه بیمار، مراجعه کننده به بیمارستانها بوده باشد، شاهد ارائه خدمات پرستاری بصورت شبانه روزی و در تمام سطوح از پذیرش بیمار تا هنگام ترخیص، و در زمان عدم حضور برخی کادر درمان و غیر درمان مانند مدیران بیمارستانی، پزشکان، پرسنل اداری، مالی و … بوده است.
,
هر ایرانی که به نوعی بعنوان بیمار و یا همراه بیمار، مراجعه کننده به بیمارستانها بوده باشد، شاهد ارائه خدمات پرستاری بصورت شبانه روزی و در تمام سطوح از پذیرش بیمار تا هنگام ترخیص، و در زمان عدم حضور برخی کادر درمان و غیر درمان مانند مدیران بیمارستانی، پزشکان، پرسنل اداری، مالی و … بوده است.,
نکته قابل تأمل اینست که این خدمات بصورت رایگان به بیماران ارائه نمی گردد و بابت این خدمات از بیمار و بیمه ها حق الزحمه دریافت می گردد، در حالیکه این حق الزحمه ها به هیچ عنوان به پرسنل پرستاری پرداخت نشده و مستقیماً به پزشکان کشیک که بعضا حتی در بیمارستان نیز حضور ندارند، پرداخت می شود!! به نحوی که در حال حاضر، ۱۹۷ خدمت پرستاری با سه برابر قیمت به پزشکان پرداخت می شود!! به عنوان مثال برای وصل یک سرم، پس از کسر مالیات مربوطه، مبلغ ۸۵۰۰ تومان به حساب پزشک معالج واریز می شود در حالی که ایشان حتی اطلاعی از حضور بیمار در بیمارستان نداشته اند!
,
نکته قابل تأمل اینست که این خدمات بصورت رایگان به بیماران ارائه نمی گردد و بابت این خدمات از بیمار و بیمه ها حق الزحمه دریافت می گردد، در حالیکه این حق الزحمه ها به هیچ عنوان به پرسنل پرستاری پرداخت نشده و مستقیماً به پزشکان کشیک که بعضا حتی در بیمارستان نیز حضور ندارند، پرداخت می شود!! به نحوی که در حال حاضر، ۱۹۷ خدمت پرستاری با سه برابر قیمت به پزشکان پرداخت می شود!! به عنوان مثال برای وصل یک سرم، پس از کسر مالیات مربوطه، مبلغ ۸۵۰۰ تومان به حساب پزشک معالج واریز می شود در حالی که ایشان حتی اطلاعی از حضور بیمار در بیمارستان نداشته اند!,
حال سوالی که مطرح است اینست که آیا پرداخت حق الزحمه خدمات پرستاران به پزشکان، هزینه بر نیست ولی برای پرداخت به فردی که مبادرت به انجام خدمات کرده است، نیازمند هزینه مجزاست؟ آیا برای انجام یک خدمت، بیمار یا بیمه حاضر به پرداخت هزینه مجدد خواهند بود که این حق الزحمه یکبار به پزشکی که بعضاً ممکن است اصلاً بیمار را ندیده باشد پرداخت شود و یکبار نیز به پرستاری که خدمات را به بیمار ارائه نموده است؟
,
حال سوالی که مطرح است اینست که آیا پرداخت حق الزحمه خدمات پرستاران به پزشکان، هزینه بر نیست ولی برای پرداخت به فردی که مبادرت به انجام خدمات کرده است، نیازمند هزینه مجزاست؟ آیا برای انجام یک خدمت، بیمار یا بیمه حاضر به پرداخت هزینه مجدد خواهند بود که این حق الزحمه یکبار به پزشکی که بعضاً ممکن است اصلاً بیمار را ندیده باشد پرداخت شود و یکبار نیز به پرستاری که خدمات را به بیمار ارائه نموده است؟,
قوانین دیگری نیز در پرستاری تاکنون بصورت کامل و یا ناقص، نادیده انگاشته شده مانند: برخورداری پرسنل پرستاری از مزایای اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور و بازنشستگی پیش از موعد، کاهش ساعت کاری در کلیه مراکز، برخورداری از قوانین مرتبط با استخدام کشوری و …
,
قوانین دیگری نیز در پرستاری تاکنون بصورت کامل و یا ناقص، نادیده انگاشته شده مانند: برخورداری پرسنل پرستاری از مزایای اشتغال در مشاغل سخت و زیان آور و بازنشستگی پیش از موعد، کاهش ساعت کاری در کلیه مراکز، برخورداری از قوانین مرتبط با استخدام کشوری و …,
در ماه های اخیر، بی توجهی به پرسنل پرستاری در اجرای طرح تحول سلامت، موجب چند برابر شدن بار کاری پرسنل پرستاری شده ولیکن در محاسبات مالی، نه تنها منفعتی را برای پرستاران به دنبال نداشته است، بلکه با ارائه طرح ناکارآمد مبتنی بر عملکرد، پرداخت حق الزحمه اضافه کار پرسنل نیز بدلیل محاسبات نادرست، به تأخیر افتاده است!
,
در ماه های اخیر، بی توجهی به پرسنل پرستاری در اجرای طرح تحول سلامت، موجب چند برابر شدن بار کاری پرسنل پرستاری شده ولیکن در محاسبات مالی، نه تنها منفعتی را برای پرستاران به دنبال نداشته است، بلکه با ارائه طرح ناکارآمد مبتنی بر عملکرد، پرداخت حق الزحمه اضافه کار پرسنل نیز بدلیل محاسبات نادرست، به تأخیر افتاده است!,
همچنین، ارائه مجوز تربیت بهیار و تحت عنوان کمک پرستار، بدون تحصیلات آکادمیک، و در شرایطی که با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت و ارائه مراقبت بصورت تخصصی و توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد پرستاری، تربیت بهیار از سال ۸۴ متوقف شده، بجز مراکز محدودی که تعداد معدودی بهیار برای رفع نیاز درمانگاهها تربیت می نمایند، موجب دلسردی و نارضایتی کلیه کادر پرستاری را فراهم نموده است.
,
همچنین، ارائه مجوز تربیت بهیار و تحت عنوان کمک پرستار، بدون تحصیلات آکادمیک، و در شرایطی که با هدف ارتقاء کیفیت مراقبت و ارائه مراقبت بصورت تخصصی و توسط کارشناسان و کارشناسان ارشد پرستاری، تربیت بهیار از سال ۸۴ متوقف شده، بجز مراکز محدودی که تعداد معدودی بهیار برای رفع نیاز درمانگاهها تربیت می نمایند، موجب دلسردی و نارضایتی کلیه کادر پرستاری را فراهم نموده است.,
جامعه پرستاری در سطوح مختلف مطالبات خود را مطرح نموده است ولیکن پاسخگویی جهت این مطالبات وجود ندارد. وزیر بهداشت ظاهراً اطلاعی از قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری ندارند ولی با این وجود، هزینه ۲۰۰۰ میلیاردی را درخواست می نمایند! نماینده های مجلس اظهار میدارند که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اطلاعاتی در مورد تعرفه گذاری پرستاری ندارند! مسئولین شورایعالی بیمه نیز اجرای طرحی را که روزی بعنوان نوآوری ایران در تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، منوط به ارائه نمونه خارجی آن می نمایند!! در حالی که با وجودیکه نظام پرداخت در ازاء ارائه خدمات در سایر کشورها سالهاست که با هدف حذف ارتباط مالی بین پزشک و بیمار حذف شده است و به کلیه کادر درمان اعم از پزشک و پرستار، حقوق ثابت و متناسب پرداخت می شود!، در ایران پرداخت به پزشکان سالهاست که بر مبنای ارائه خدمات صورت می پذیرد!
,
جامعه پرستاری در سطوح مختلف مطالبات خود را مطرح نموده است ولیکن پاسخگویی جهت این مطالبات وجود ندارد. وزیر بهداشت ظاهراً اطلاعی از قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری ندارند ولی با این وجود، هزینه ۲۰۰۰ میلیاردی را درخواست می نمایند! نماینده های مجلس اظهار میدارند که اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اطلاعاتی در مورد تعرفه گذاری پرستاری ندارند! مسئولین شورایعالی بیمه نیز اجرای طرحی را که روزی بعنوان نوآوری ایران در تعرفه گذاری خدمات پرستاری در مجلس شورای اسلامی تصویب شده است، منوط به ارائه نمونه خارجی آن می نمایند!! در حالی که با وجودیکه نظام پرداخت در ازاء ارائه خدمات در سایر کشورها سالهاست که با هدف حذف ارتباط مالی بین پزشک و بیمار حذف شده است و به کلیه کادر درمان اعم از پزشک و پرستار، حقوق ثابت و متناسب پرداخت می شود!، در ایران پرداخت به پزشکان سالهاست که بر مبنای ارائه خدمات صورت می پذیرد!,
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..
,
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..,
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت: ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..,
پاتوق وبلاگ نویسان مرودشت نوشت,
ما شرمنده ایم که جک استراو در خیابان هایی که به نامتان زدیم قدم میزند..,

,

,

,
,
سلام دوستان وبلاگی هفته گذشته و در ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) و در هیاهوی عزاداری مردم وزیر خارجه اسبق انگلیس که نقش بسزایی در فتنه سال ۸۸ در ایران داشت به شهرمان مرودشت سفری داشت و در بی خبری رسانه ها مخفیانه از نزدیک از آثار تاریخی تخت جمشید بازدید کرد که به نظرم اگر خود کوروش هم زنده بود می دید همچین شخصی که دستش به خون هموطن های ایرانی اش آلوده و دشمنی دیرین با ایرانی ها دارد قدم به سرزمینش گذاشته تحمل نمی کرد و جواب دندان شکنی بهش میداد اما افسوس و صد افسوس از دولتمردان و مسئولین شهر و استانمون ولی از اون بیشتر شرمنده شهدامون شدیم که این روباه پیر در کوچه ها و خیابانهایی قدم زد که به نام آنها زدیم و هیچ خجالت نکشیدیم و…
,
فقط میتونم بگم شرمنده ایم همین فقط
,
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی
وبلاگ از مرودشت تا... در نظر دارد مجموعه پوسترهای نمایشگاهی با موضوع شعر سردار نقدی در خصوص ۱۰۰ صفت آمریکا طراحی و تولید کند و در فضای مجازی منتشر کند.
در حال حاضر تعدادی از این پوسترها آماده شده که جهت استفاده شما همراهان همیشگی عرضه می شود.




,
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی
,
کلام فارس توشت: صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی,
کلام فارس توشت: ,
صفات آمریکا و شعر سردار نقدی در قالب پوسترهای نمایشگاهی,
وبلاگ از مرودشت تا... در نظر دارد مجموعه پوسترهای نمایشگاهی با موضوع شعر سردار نقدی در خصوص ۱۰۰ صفت آمریکا طراحی و تولید کند و در فضای مجازی منتشر کند.
,
در حال حاضر تعدادی از این پوسترها آماده شده که جهت استفاده شما همراهان همیشگی عرضه می شود.
,

,

,

,

,

,

,

,

,
,
صبا سروستان نوشت: آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…
تلاقی یومالله ۱۳ آبان ماه با عاشورای حسینی راباید رمزگشایی از پیوند نهضت کربلا و انقلاب اسلامی ایران و ماهیت ظلمستیزی و ذلتناپذیری آنها دانست.

شجاعت، فداکاری، روحیه حماسی و شهادتطلبانه فرزندان عاشورایی ولایتفقیه و حضرت امام(ره) در هر سه حادثه تاریخساز سیزدهم آبان ماه و در عرصههای اعتراض به لایحه ننگین کاپیتولاسیون، تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حقیقتی است که تا ابد میدرخشد و هدایتگر نسلهای این سرزمین در عبور از گذرگاههای حساس تاریخی خواهد بود.
آمریکا، همچنان شیطان بزرگ و دشمن شماره یک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و ملت ایران با الهام از درسهای بزرگ قیام عاشورا، وصایای جاودانه امام راحل (ره) و منویات حکیمانه و هوشمندانه مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) به عنوان نقشه راه و قطبنمای حرکت خود، هیچگاه اجازه نخواهد داد عزت و استقلال میهن اسلامی در گزند اراده دشمن گرفتار و مورد تهدید و آسیب قرار گیرد.
امروزکه عده ای سهل اندیش، دنبال منصرف کردن اذهان ملت بزرگ ایران از دشمنی با امریکا هستند بدانند تا زمانی که آمریکا بنا بر فرموده امام راحل از جنایات و خوی استکباری خود دست بر ندارد ما با آمریکا سازش نخواهیم کرد.
تأمل در واقعیات تلخ امروز منطقه، بویژه در روند فتنه داعش و تکفیریها در کشورهای عراق، سوریه ؛ لبنان و یمن، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد آمریکا براساس خوی استکباری و سلطهطلبی ذاتی خود، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم بوده و هرگز با نظامی مردمی و مستقل که مظهر حیات مقتدرانه اسلام عزیز است سر آشتی و دوستی واقعی ندارد و ملت شجاع ایران در چنین شرایطی، همچنان ضمن مطالبه تعقیب، محاکمه و مجازات سران کاخ سفید به سبب جنایات چند دهه اخیر در قبال ایران اسلامی در مذاکرات هستهای نیز تنها به رعایت همهجانبه حقوق مسلم خود و پایان یافتن تحریمهای ظالمانه در تمامی سطوح میاندیشد.

دشمن ملعون که از هیچ برنامه ای برای رسیدن به اهداف شیطانی خود دریغ نمی نماید این بار درصدد بود که از راه توافق هسته ای بتواند نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در ایران عزیز اغاز و از آن طریق منطقه را طبق سیاست های خود پیش ببرد.
البته با درایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فکر پلید شیطان بزرگ نقش بر آب شد.
ملت ایران که انقلاب اسلامی خود را براساس دکترین و راهبردهای عاشورای حسینی باور داشته و برای پاسداری از آن شهیدان فراوانی تقدیم کرده است، همچنان پیوند خود را با عاشورا و کربلا حفظ و به تأسی از مولا و رهبر سازشناپذیر خود امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در برابر نظام سلطه ایستاده واجازه نفوذ و دخالت شیطان بزرگ را در ایران اسلامی نداده و همچنان با شعار مرگ بر آمریکا در برابر استکبار خواهد ایستاد.
,
صبا سروستان نوشت: آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…
,
صبا سروستان نوشت: ,
آمریکا، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم…,
تلاقی یومالله ۱۳ آبان ماه با عاشورای حسینی راباید رمزگشایی از پیوند نهضت کربلا و انقلاب اسلامی ایران و ماهیت ظلمستیزی و ذلتناپذیری آنها دانست.
,

,

,
شجاعت، فداکاری، روحیه حماسی و شهادتطلبانه فرزندان عاشورایی ولایتفقیه و حضرت امام(ره) در هر سه حادثه تاریخساز سیزدهم آبان ماه و در عرصههای اعتراض به لایحه ننگین کاپیتولاسیون، تظاهرات علیه رژیم سفاک پهلوی و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، حقیقتی است که تا ابد میدرخشد و هدایتگر نسلهای این سرزمین در عبور از گذرگاههای حساس تاریخی خواهد بود.
,
.,
آمریکا، همچنان شیطان بزرگ و دشمن شماره یک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و ملت ایران با الهام از درسهای بزرگ قیام عاشورا، وصایای جاودانه امام راحل (ره) و منویات حکیمانه و هوشمندانه مقام عظمای ولایت و رهبری امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) به عنوان نقشه راه و قطبنمای حرکت خود، هیچگاه اجازه نخواهد داد عزت و استقلال میهن اسلامی در گزند اراده دشمن گرفتار و مورد تهدید و آسیب قرار گیرد.
,
.,
امروزکه عده ای سهل اندیش، دنبال منصرف کردن اذهان ملت بزرگ ایران از دشمنی با امریکا هستند بدانند تا زمانی که آمریکا بنا بر فرموده امام راحل از جنایات و خوی استکباری خود دست بر ندارد ما با آمریکا سازش نخواهیم کرد.
,
تأمل در واقعیات تلخ امروز منطقه، بویژه در روند فتنه داعش و تکفیریها در کشورهای عراق، سوریه ؛ لبنان و یمن، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد آمریکا براساس خوی استکباری و سلطهطلبی ذاتی خود، مرکز اصلی فتنه و فساد عالم بوده و هرگز با نظامی مردمی و مستقل که مظهر حیات مقتدرانه اسلام عزیز است سر آشتی و دوستی واقعی ندارد و ملت شجاع ایران در چنین شرایطی، همچنان ضمن مطالبه تعقیب، محاکمه و مجازات سران کاخ سفید به سبب جنایات چند دهه اخیر در قبال ایران اسلامی در مذاکرات هستهای نیز تنها به رعایت همهجانبه حقوق مسلم خود و پایان یافتن تحریمهای ظالمانه در تمامی سطوح میاندیشد.
,

,

,
دشمن ملعون که از هیچ برنامه ای برای رسیدن به اهداف شیطانی خود دریغ نمی نماید این بار درصدد بود که از راه توافق هسته ای بتواند نفوذ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی خود را در ایران عزیز اغاز و از آن طریق منطقه را طبق سیاست های خود پیش ببرد.
,
البته با درایت های رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) فکر پلید شیطان بزرگ نقش بر آب شد.
,
ملت ایران که انقلاب اسلامی خود را براساس دکترین و راهبردهای عاشورای حسینی باور داشته و برای پاسداری از آن شهیدان فراوانی تقدیم کرده است، همچنان پیوند خود را با عاشورا و کربلا حفظ و به تأسی از مولا و رهبر سازشناپذیر خود امام خامنهای عزیز (مدظلهالعالی) در برابر نظام سلطه ایستاده واجازه نفوذ و دخالت شیطان بزرگ را در ایران اسلامی نداده و همچنان با شعار مرگ بر آمریکا در برابر استکبار خواهد ایستاد.
,
,
وبلاگ ایران اسلامی نوشت:,
کاپیتالیسم + ۱۷ رکعت؛ علیه اسلام انقلابی,
در این زمانه واژه ی «مسلمان» را هر شخصی یدک میکشد؛ یعنی علی الظاهر انسانی را در اطراف نمی یابی که واژه ی مسلمان را پسوند و پیشوند هویت خود نکند!
اما علی الباطن که سراپای جامعه را می نگری، حسی می گوید که حقیقت غیر از آن است.
برداشت نامناسب نشود! مدعی مسلمان نبودن جامعه نیستیم؛ همه پیرو اسلام اند، اما اسلامی که به زعم خود تفسیر می کنند و اغلب هم توجیه المسائل راهشان میشود.
بدبختانه امروزه که جامعه ی خودمان را می نگریم، هزاران توصیف و نگرش متفاوت و بعضاً مغایر مشاهده میشود که بالاتفاق پیروانِ شان نگرش مطبوع خود را برخواسته از دین محمد (ص) میدانند!
همه شعار اسلام را سر می دهند، لیکن هر کدام نوعی آئین و فِعل و فکر برای خود دارند؛ در مجاورت و در مغایرت هم!
اسلامی که محمد (ص) معرفی کرد، دینی کامل و جامع بود. همانی که از بعد پیامبر، همه مدعی اش بودند و اَحَدی در جایگاه حکومت، به رَد و نقض لِسانی آن نپرداخت…
,
,
,
,
,
,
,
,

,
همان اسلامی که اهالی کوفه روزی با بیرقش، حادثه ی صحرای کربلا را رقم زدند برای فرزند رسولش. همان اسلامی که قاتل اولین ایمان آورنده، با تکبیر آن، فرق عدالت را شکافت. و همان اسلامی که بن ابیعبید ثقفی انواع سازها را امتحان کرد به نامش. همان اسلامی که هم بنی عباس ادعای دین داری اش کرد، هم بنی امیّه به پایش نماز جماعت خواند.
و من باب مثال آخر عرض کنم؛ همان اسلامی که آیات کتابش را، هم یزید (علیه اللعنه) پیش از بریدن سر خواند و هم سر بریده ی حسین (علیه السلام) بر نیزه تلاوت کرد. تأکید به آن که، ابن زبیر هم مکرر بر زبان راند نوشته های قرآن را!
همه از یک وطن، همه از یک نَسب و یک واژه تبعیّت می کنند، اما با کدام شباهت و کدام تفاوت؟!
دنباله ی همین اسلام را بگیری، نهایت سرنوشت آن می خورد به اینکه اسلام را تا مرحله ای بخواهی که میل و نفع در آن باشد.(گزینشی)
یعنی فی الواقع تا آنجا مطیع امر دین بمانی که مقتضی کسب یا حفظ منافع باشد!
همین که جماعت عام تو را در مسجد ببینند با پوششی مذهبی، اتمام دین است.
در بیان شفاف میتوان نوشت: همین که تو را مسلمان بخوانند جماعت دنیا، و دنیایی بی خطر را بگذرانی و سِفت بچسبی کلاهت، اکمال بی اغماض دین است! (۱)
دین عبادت فردی، دین خودمحوری و مَنیّت، دین عقیم، دین ابتر، دین معنویت نتراشیده، دین سلطنتی، دین بی آرمان، دین چُرتکه ای، دین رفاه فردی، دین خدادوستان اومانیسم، دین کاپیتالیسم و …
در یک کلام؛ «دین آمریکایی» (۲)
این هم دینی است برای خودش، و مدلی است از اسلام، اما از جنس آمریکایی اش.
اسلام ناب محمدی (ص) را دقیق بخواهی وصف کنی؛ در مختصر صفتی میتوان خلاصه کرد که خود دریای عمیق انتزاعی ترین واژه هاست: «اسلام انقلابی»
اسلام غیرانقلابی، همان اسلام فوق الوصف است؛ آمریکاییِ ناب!
نه صدایش در برابر ظلم بلند میشود، نه انگشتانش در برابر بی عدالتی گِره.
نه ۱۷ رکعتش از قلم می افتد، نه محاسنش مُنقَطع.
نه فریاد آرمان خواهی اش گوش فَلک را کَر کرده، نه خطر دادخواهی مظلوم را به جان میخرد.
نه از خادمی بیت الله الحرام امتناع میکند، نه از جمله ی «لا إله إلا الله محمد رسول الله» بر پرچم کشورش دل می کند.
نه؛ این اسلام نیست. نه که نباشد، هست اما کامل نیست؛ ناب نیست.
حقیقت نفس این است که اگر انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران را شروع اسلام در ایران بدانیم، صراحتاً در اشتباه خواهیم بود. (هم به گواه تاریخ هم خِرَد)
زیرا اسلام به معنای عام آن که شامل ارکانی نظیر نماز، روزه، حج و … شود، هم پیش از انقلاب ۵۷ وجود داشته و هم آن مقدار فراگیری را دارا بوده. پیش از شروع نهضت (سال ۱۳۴۱) نیز به همین شکل.
اگر اسلام را به همین ارکان خلاصه کنیم که باید در وضع حاضر، به نهضت انقلابی – اسلامی امام روح الله (ره) تردید کرد!
کجای اسلام (با این نوع تفسیرش) دچار ایراد بود که اینچنین باید برآشفت؟! اصلاً بر فرض داشتن پاره ای ایراد و ضعف، چه نیاز به تغییر بنیادین (انقلاب) بود؟ راه اصلاح را در پیش می گرفتند و اسلام را صرفاً رحمانی (!!!) می نگریستند؛ تا نیازی به رنگین کردن خیابان ها نیز نباشد!!!! (۳)
نگاه امام (ره) فردی نبود که اسلام را صرفاً عبادی و معنوی مآب ببیند.
حضرت روح الله جنگ ابدی و ناتمام را، تقابل میان دو اسلام میداند؛ تقابل دو نوع تفسیر متفاوت از اسلام.
حضرت روح الله جهاد را محدود به مرز نمیداند (۴)؛ که اگر میدانست، پایان منازعه ی مرزی با رژیم بعث، در نگاه بلندش، پایان جنگ بود نه آغاز جنگی جدید. (۵)
انقلاب اسلامی اندیشه ای نیست که از سال ۵۷ هجری، شده باشد بدعتی در جهان (!). انقلاب اسلامی ساخته ی دست بَشر نبود(!) انقلاب اسلامی تجسم تئوریزه شده ی «اسلام انقلابی» بود؛ در معنای حقیقی.
همان اسلامی که نقطه مقابل سرمایه داری است، همان اسلامی که توده را فدای توسعه ی اصطلاحی نمی کند؛ تا ضُعفا فقیرتر شوند و اغنیاء سیر تر.
اسلام انقلابی همان است که وابستگی را به هر شکل مردود می داند و کمر به همت استقلال خواهی می بندد. اسلامی که «عدالت» سر منشأ آرمان هایش است و راحت طلبی بلای جانش.
اسلامی که رفاه طلبی خواص و مصرف زدگی توده ها را طرف مبارزۀ خود می داند.
انقلاب اسلامی، عیناً همان «اسلام انقلابی» است؛ با همان مبنا و اصول.
حال با این وزنه بسنجیم که تا چه میزان پای اصولِ مان مانده ایم و تا چه میزان برای تحقق آرمان مان قدم برداشته ایم.
آیا پیرو همان اسلام نابی مانده ایم که حضرت روح الله (ع) ستون های انقلاب ۵۷ را بر آن استوار ساخت، یا اکنون مقلّد تمام قدِ اسلام آمریکایی شده ایم؟
ملاک قضاوت را اندیشه ی غنی و معتبر حضرت امام (ره) بگیریم….
فعلاً والسلام…
۱٫ ما اگر فقط مسجد برویم و دعا بکنیم، همه با ما خوب می شوند! اما وظیفه این است که ما برویم مسجد بنشینیم دعا بخوانیم یا وطیفه این است که ما باید قیام بکنیم؟ وظیفه این است که ما باید همه چیز خودمان را در راه اسلام فدا بکنیم… (صحیفه . ج ۲۱ . پیام آغاز سال ۱۳۶۷)
۲٫ اسلام سرمایه داری، اسلام مستکبرین، اسلام مرفّهین بی درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان، اسلام فرصت طلبان و در یک کلمه، اسلام آمریکایی… (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۱۱)
اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی شعور حوزه های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلّت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه ها و در یک کلمه اسلام آمریکایی… (صحیفه. ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۳٫ مردم ما بر علیه ظلم و تحجر قیام کردند و فکر اسلام ناب را جایگزین اسلام سلطنتی، اسلام التقاط، اسلام سرمایه داری و در یک کلام اسلام آمریکایی کردند.» (صحیفه . ج ۲۱ . صفحه ۲۴۰)
۴٫ جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی شناسد. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
۵٫ امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار و جنگ پابرهنه ها و مرفهین بی درد شروع شده است. (صحیفه . ج ۲۱ . پیام قطعنامه)
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت: راه اندازی کمپین مبارزه با استکبار
,
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت:,
پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت:,
راه اندازی کمپین مبارزه با استکبار,

,

,
مقام معظم رهبری در دیدار تیر ماه امسال خود با دانشجویان فرمودند" مبارزهی با استکبار تعطیلپذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامهی مبارزهی با استکبار"
,
در راستای عمل به سخنان رهبر عزیزمان کمپین "ادامه مبارزه با استکبار " در مرودشت راه اندازی شد و قرار است یک کار بزرگ به کمک هم انجام دهیم و آمادگی صد در صدی خود را برای مبارزه با استکبار به نمایش بگذاریم و با تولید پوستر، عکس نوشته، وبلاگ ، شعر با موضوع " ادامه مبارزه با استکبار" یک کار بزرگ کنیم
,
شما دوستان مرودشتی و هم استانی های عزیز می توانید مطالب خود را به ایمیل مدیر پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت ( yas.sadra@chmail.ir ) ارسال نمایید
,
yas.sadra@chmail.ir ,
وبلاگ پژواک اندیشه نوشت: مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
داغ بودن بازار«مذاکره با غرب» و جدل حامیان و منتقدان داخلی و خارجی آن، بسیاری را از نگاه قرآن و آموزه های سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) غافل کرده است. با اینکه میتوان با دقت در متون دینی، اصول مذاکره ای را استفاده کرد که اولا در بر دارنده عزت مسلمین و ثانیا راهبرد اهداف بلند نظام اسلامی باشد.
نوشتار زیر، بخشی از مقاله ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مبلغان حوزه علمیه قم ویژه ماه محرم نوشتم. ابتدای مقاله به بررسی مبانی قرآنی پرداختم و در ادامه به مطلبی اشاره کرده ام که مدتی است تحت عنوان مذاکره امام حسین علیه السلام با عمر سعد مطرح است.
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان حق طلب و حقیقت جو این پرسش را مطرح میکنند که آیا امام حسین(سلام الله علیه) با عمرسعد ملاقات و مذاکره ای داشته اند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا به نقل تاریخ مورّخان میپردازیم:
چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ» ؛ اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!
خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم.
وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت…!».
چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد.
امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ» من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!
همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند.
ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى» واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز» من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم.
ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند].
امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً» تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ» جو عراق مرا کافى است!
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین
در جریان مذاکرات مذکور، نکات فراوان تاریخی و دیپلماتیک وجود دارد که به بیان بعضی از آن موارد و تطابق آن با اصول مستفاد از آیات قرآن میپردازیم :
۱-اگر امام حسین(علیه السلام) به نامه های کوفیان و یا نامه های ارسالی از سوی دشمن را نمیدادند، برای همیشه تاریخ محکوم به این میشدند که چرا جواب دادخواهی مردم و یا پاسخ دیپلماتیک به طرف مقابلشان ندادند. آیندگان حق داشتند بپرسند که اگر امام حسین پاسخ داده بودند آیا باز هم جنگ رخ میداد؟ آیا جنگ طلب بودن امام و یارانشان اثبات نمیشود؟
اگر امام حسین(علیه السلام) قائل به حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو با دشمن بودند هیچگاه قدم های مذکور را برنمی داشتند. ایشان به درخواست کوفیان جواب مثبت دادند با اینکه علم امامت مبنی بر خیانت آنان داشتند و همچنین با دشمن گفتگو کردند با اینکه علم امامت مبنی بر عدم فایده ظاهری آن داشتند.
۲-به خوبی پیداست که نگاه امام حسین(علیه السلام) درباره جایگاه انتخاب حکومت دینی از سوی مردم، همان نگاه پدر بزرگوارشان در اولین روز هجوم مردم به در خانه شان بعد از مرگ عثمان است. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) درباره خاطره آن روز فرمودند: «… اما و الذى فلق الحبه، و برأ النسمه، لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا یقارّوا على کظّه ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ….» به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید سوگند که اگر دعوت و حضور این انبوه بیعتکنندگان نبود، و اگر آمادگى یاران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفکران پیمان نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یارى و نجات ستمدیدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته کار را وامىنهادم و پایانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
امام به درخواستهای مکرر کوفیان جواب مثبت دادند و علاوه بر دلیل فوق، عدم ظالم پنداشتن همه آنان را مدنظر داشتند. در غیر این صورت، جهاز یکی از شتران را مملو از نامه های کوفیان نمیکردند. حتی ساده ترین اذهان هم اگر دقت کنند میفهمند که ایشان به قصد جنگ، مدینه را ترک نکردند بلکه صرفا برای «حفظ عزت مسلمین» و «عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان» مدینه را ترک کردند.
۳-امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! این مسئله، همان تاکید و اقرار گرفتن از دشمن درباره مشترکات فیمابین بود که عرض شد.
۴-تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد. تلاش امام برای خاموش کردن آتش جنگ، به شهادت دوست و دشمن، به خاطر ترس از جنگ و آوارگی نبود. بلکه حتی دیگر عقلای قوم نیز جنگ در آن شرایط را به نفع اسلام و مسلمین نمی دانستند. اما یزید و یزیدیان، بزرگترین اشتباه استراتژیکی دوران بنی امیه را مرتکب شدند و دست به قتل بهترین فرزندان امّت دراز کردند که همین امر، سبب ویرانی کاخ آرزوهای بنی امیه شد.
۵-امام حسین(علیه السلام) با یزید مذاکره نداشتند و هیچ سند معتبر تاریخی مبنی بر مذاکره کتبی یا شفاهی بین آنان وجود ندارد. چرا که بین آنان چیزی برای مذاکره وجود ندارد. مثلا امام حسین(علیه السلام) در طیّ مذاکرات با یزید قرار است چه بدهد و چه بگیرد؟ یزید، رای و بیعت امام را میخواهد و امام هم اهل معامله رای و بیعت خویش با مثل یزید نیست.
تنها چیزی که در تاریخ وجود دارد و به نقل آن نیز اشاره کردیم، صحبت هایی است که بین امام و عمرسعد در دو نوبت، یک به صورت کتبی و یکی به صورت شفاهی صورت گرفت. حتی اگر اسم آن صحبت ها را مذاکره میگذارند، لطفا رجال سیاسی ما، امام حسین(علیه السلام) را یک شخصیت عاشق میز مذاکره و اهل اتلاف وقت با دشمنان دین معرفی نکنند. چرا که ادعای آنان با واقعیت تاریخ منافات دارد.
۶-وقتی امام، حجت را بر عمرسعد تمام کردند و عمرسعد هم عمق خباثت و فریب خوردگی دنیا و وابستگی اش به ایادی کفر را به نمایش گذاشت، امام حسین(علیه السلام) مذاکره را ترک کردند و حتی حقایق تلخ سرنوشت نکبت بار عمرسعد را پیش بینی نمودند.
قرار نیست ما همیشه تا آخرین لحظه حضور دشمنان بر مذاکرات بمانیم بلکه گاهی شرایط جوری رقم میخورد که باید طرف مذاکره را رها کرد و مجلس را ترک کرد. این رفتار امام، همان تلاش برای«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین» میباشد.
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید.

مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …
مرگ بر آمریکا سند هویت و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
مرگ بر آمریکا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
مرگ بر آمریکا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
مرگ بر آمریکا یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
مرگ بر آمریکا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.
مرگ بر آمریکا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند
مرگ بر آمریکا یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
مرگ برامریکا را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.
یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آنرا به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، چند سالی است که از گوشه و کنار، حرفهایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش میرسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری میگذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.
شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دلها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت میکشاند و ارزشهای انسانی انسان را از او میگیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردممصادیق خارجی آنرا تشخیص داده و از آن تبری مینمایند و این همان راهی است کهپیشوایان ما در صدر اسلام رفتهاند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آنراداشته و دارند.
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .
وبلاگ نویسان می توانند آثار خود را در قالب یادداشت(حداقل یک جمله در ادامه سوال "چرا مرگ بر آمریکا")، دلنوشته، پوستر، عکس نوشته، شعر،کاریکاتور، اینفوگرافیک، کلیپ، پادکست و … منتشر نمایند.
آثار متنی در قسمت نظرات همین سایت و آثار تصویری و صوتی به ایمیل kalamefars@gmail.com و یا از طریق شبکه های موبایلی به 09217237422 تا ۱۶ آذر ماه ارسال نمایید.
,

,
,
,

,
,
,

,
,
,
وبلاگ پژواک اندیشه نوشت: مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
داغ بودن بازار«مذاکره با غرب» و جدل حامیان و منتقدان داخلی و خارجی آن، بسیاری را از نگاه قرآن و آموزه های سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) غافل کرده است. با اینکه میتوان با دقت در متون دینی، اصول مذاکره ای را استفاده کرد که اولا در بر دارنده عزت مسلمین و ثانیا راهبرد اهداف بلند نظام اسلامی باشد.
,
وبلاگ پژواک اندیشه نوشت: مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!,
وبلاگ پژواک اندیشه,
وبلاگ پژواک اند,
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!,
,
داغ بودن بازار«مذاکره با غرب» و جدل حامیان و منتقدان داخلی و خارجی آن، بسیاری را از نگاه قرآن و آموزه های سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) غافل کرده است. با اینکه میتوان با دقت در متون دینی، اصول مذاکره ای را استفاده کرد که اولا در بر دارنده عزت مسلمین و ثانیا راهبرد اهداف بلند نظام اسلامی باشد.
,

,
,
نوشتار زیر، بخشی از مقاله ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مبلغان حوزه علمیه قم ویژه ماه محرم نوشتم. ابتدای مقاله به بررسی مبانی قرآنی پرداختم و در ادامه به مطلبی اشاره کرده ام که مدتی است تحت عنوان مذاکره امام حسین علیه السلام با عمر سعد مطرح است.
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان حق طلب و حقیقت جو این پرسش را مطرح میکنند که آیا امام حسین(سلام الله علیه) با عمرسعد ملاقات و مذاکره ای داشته اند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا به نقل تاریخ مورّخان میپردازیم:
چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ» ؛ اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!
خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم.
وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت…!».
چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد.
امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ» من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!
همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند.
ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى» واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز» من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم.
ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند].
امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً» تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ» جو عراق مرا کافى است!
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین
در جریان مذاکرات مذکور، نکات فراوان تاریخی و دیپلماتیک وجود دارد که به بیان بعضی از آن موارد و تطابق آن با اصول مستفاد از آیات قرآن میپردازیم :
۱-اگر امام حسین(علیه السلام) به نامه های کوفیان و یا نامه های ارسالی از سوی دشمن را نمیدادند، برای همیشه تاریخ محکوم به این میشدند که چرا جواب دادخواهی مردم و یا پاسخ دیپلماتیک به طرف مقابلشان ندادند. آیندگان حق داشتند بپرسند که اگر امام حسین پاسخ داده بودند آیا باز هم جنگ رخ میداد؟ آیا جنگ طلب بودن امام و یارانشان اثبات نمیشود؟
اگر امام حسین(علیه السلام) قائل به حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو با دشمن بودند هیچگاه قدم های مذکور را برنمی داشتند. ایشان به درخواست کوفیان جواب مثبت دادند با اینکه علم امامت مبنی بر خیانت آنان داشتند و همچنین با دشمن گفتگو کردند با اینکه علم امامت مبنی بر عدم فایده ظاهری آن داشتند.
۲-به خوبی پیداست که نگاه امام حسین(علیه السلام) درباره جایگاه انتخاب حکومت دینی از سوی مردم، همان نگاه پدر بزرگوارشان در اولین روز هجوم مردم به در خانه شان بعد از مرگ عثمان است. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) درباره خاطره آن روز فرمودند: «… اما و الذى فلق الحبه، و برأ النسمه، لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا یقارّوا على کظّه ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ….» به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید سوگند که اگر دعوت و حضور این انبوه بیعتکنندگان نبود، و اگر آمادگى یاران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفکران پیمان نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یارى و نجات ستمدیدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته کار را وامىنهادم و پایانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
امام به درخواستهای مکرر کوفیان جواب مثبت دادند و علاوه بر دلیل فوق، عدم ظالم پنداشتن همه آنان را مدنظر داشتند. در غیر این صورت، جهاز یکی از شتران را مملو از نامه های کوفیان نمیکردند. حتی ساده ترین اذهان هم اگر دقت کنند میفهمند که ایشان به قصد جنگ، مدینه را ترک نکردند بلکه صرفا برای «حفظ عزت مسلمین» و «عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان» مدینه را ترک کردند.
۳-امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! این مسئله، همان تاکید و اقرار گرفتن از دشمن درباره مشترکات فیمابین بود که عرض شد.
۴-تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد. تلاش امام برای خاموش کردن آتش جنگ، به شهادت دوست و دشمن، به خاطر ترس از جنگ و آوارگی نبود. بلکه حتی دیگر عقلای قوم نیز جنگ در آن شرایط را به نفع اسلام و مسلمین نمی دانستند. اما یزید و یزیدیان، بزرگترین اشتباه استراتژیکی دوران بنی امیه را مرتکب شدند و دست به قتل بهترین فرزندان امّت دراز کردند که همین امر، سبب ویرانی کاخ آرزوهای بنی امیه شد.
۵-امام حسین(علیه السلام) با یزید مذاکره نداشتند و هیچ سند معتبر تاریخی مبنی بر مذاکره کتبی یا شفاهی بین آنان وجود ندارد. چرا که بین آنان چیزی برای مذاکره وجود ندارد. مثلا امام حسین(علیه السلام) در طیّ مذاکرات با یزید قرار است چه بدهد و چه بگیرد؟ یزید، رای و بیعت امام را میخواهد و امام هم اهل معامله رای و بیعت خویش با مثل یزید نیست.
تنها چیزی که در تاریخ وجود دارد و به نقل آن نیز اشاره کردیم، صحبت هایی است که بین امام و عمرسعد در دو نوبت، یک به صورت کتبی و یکی به صورت شفاهی صورت گرفت. حتی اگر اسم آن صحبت ها را مذاکره میگذارند، لطفا رجال سیاسی ما، امام حسین(علیه السلام) را یک شخصیت عاشق میز مذاکره و اهل اتلاف وقت با دشمنان دین معرفی نکنند. چرا که ادعای آنان با واقعیت تاریخ منافات دارد.
۶-وقتی امام، حجت را بر عمرسعد تمام کردند و عمرسعد هم عمق خباثت و فریب خوردگی دنیا و وابستگی اش به ایادی کفر را به نمایش گذاشت، امام حسین(علیه السلام) مذاکره را ترک کردند و حتی حقایق تلخ سرنوشت نکبت بار عمرسعد را پیش بینی نمودند.
قرار نیست ما همیشه تا آخرین لحظه حضور دشمنان بر مذاکرات بمانیم بلکه گاهی شرایط جوری رقم میخورد که باید طرف مذاکره را رها کرد و مجلس را ترک کرد. این رفتار امام، همان تلاش برای«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین» میباشد.
,
,
نوشتار زیر، بخشی از مقاله ای است که در شماره ۱۹۵ ماهنامه مبلغان حوزه علمیه قم ویژه ماه محرم نوشتم. ابتدای مقاله به بررسی مبانی قرآنی پرداختم و در ادامه به مطلبی اشاره کرده ام که مدتی است تحت عنوان مذاکره امام حسین علیه السلام با عمر سعد مطرح است.
,
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!
,
مذاکره امام حسین با عمرسعد؟!,
بسیاری از مردم علی الخصوص جوانان حق طلب و حقیقت جو این پرسش را مطرح میکنند که آیا امام حسین(سلام الله علیه) با عمرسعد ملاقات و مذاکره ای داشته اند یا خیر؟ در پاسخ به این پرسش ابتدا به نقل تاریخ مورّخان میپردازیم:
,
چون عمرسعد با لشکر عظیمى به کربلا آمد و در برابر لشکر محدود امام(علیه السلام) ایستاد. فرستاده عمرسعد نزد امام(علیه السلام) آمد. سلام کرد و نامه ابن سعد را به امام تقدیم نمود و عرض کرد: مولاى من! چرا به دیار ما آمده اى؟
,
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود: «کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا أَنْ أَقْدِمَ، فَأَمّا إِذْ کَرِهُونِی فَأَنَا أَنْصَرِفُ عَنْهُمْ» ؛ اهالى شهر شما به من نامه نوشتند و مرا دعوت کرده اند، و اگر از آمدن من ناخشنودند باز خواهم گشت!
,
خوارزمى روایت کرده است: امام(علیه السلام) به فرستاده عمرسعد فرمود: «یا هذا بَلِّغْ صاحِبَکَ عَنِّی اِنِّی لَمْ اَرِدْ هذَا الْبَلَدَ، وَ لکِنْ کَتَبَ إِلَىَّ أَهْلُ مِصْرِکُمْ هذا اَنْ آتیهُمْ فَیُبایَعُونِی وَ یَمْنَعُونِی وَ یَنْصُرُونِی وَ لا یَخْذُلُونِی فَاِنْ کَرِهُونِی اِنْصَرَفْتُ عَنْهُمْ مِنْ حَیْثُ جِئْتُ»؛ از طرف من به امیرت بگو، من خود به این دیار نیامده ام، بلکه مردم این دیار مرا دعوت کردند تا به نزدشان بیایم و با من بیعت کنند و مرا از دشمنانم بازدارند و یاریم نمایند، پس اگر ناخشنودند از راهى که آمده ام باز مى گردم.
,
وقتى فرستاده عمرسعد بازگشت و او را از جریان امر با خبر ساخت، ابن سعد گفت: امیدوارم که خداوند مرا از جنگ با حسین(علیه السلام) برهاند. آنگاه این خواسته امام را به اطّلاع «ابن زیاد» رساند ولى او در پاسخ نوشت: «از حسین بن على(علیه السلام) بخواه، تا او و تمام یارانش با یزید بیعت کنند. اگر چنین کرد، ما نظر خود را خواهیم نوشت…!».
,
چون نامه ابن زیاد به دست ابن سعد رسید، گفت: «تصوّر من این است که عبیدالله بن زیاد، خواهان عافیت و صلح نیست». عمرسعد، متن نامه عبیدالله بن زیاد را نزد امام حسین(علیه السلام) فرستاد.
,
امام(علیه السلام) فرمود: «لا أُجیبُ اِبْنَ زِیادَ بِذلِکَ اَبَداً، فَهَلْ هُوَ إِلاَّ الْمَوْتَ، فَمَرْحَبَاً بِهِ» من هرگز به این نامه ابن زیاد پاسخ نخواهم داد. آیا بالاتر از مرگ سرانجامى خواهد بود؟! خوشا چنین مرگى!
,
همچنین در عصر تاسوعا، امام حسین(علیه السلام) قاصدى نزد عمرسعد روانه ساخت که مى خواهم شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتى داشته باشیم. چون شب فرا رسید ابن سعد با بیست نفر از یارانش و امام حسین(علیه السلام) نیز با بیست تن از یاران خود در محلّ موعود حضور یافتند. امام(علیه السلام) به یاران خود دستور داد تا دور شوند تنها عبّاس برادرش و على اکبر فرزندش را نزد خود نگاه داشت. همین طور ابن سعد نیز به جز فرزندش حفص و غلامش، به بقیّه دستور داد، دور شوند.
,
ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «وَیْلَکَ یَابْنَ سَعْد أَما تَتَّقِی اللّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعادُکَ؟ أَتُقاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ؟ ذَرْ هؤُلاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعی، فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللّهِ تَعالى» واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
,
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام(علیه السلام) فرمود: «أَنَا أَبْنیها لَکَ»؛ من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره گردد. امام فرمود: «أَنَا أُخْلِفُ عَلَیْکَ خَیْراً مِنْها مِنْ مالِی بِالْحِجاز» من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم.
,
ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم [مى ترسم ابن زیاد بر آنان خشم گیرد و همه را از دم شمشیر بگذراند].
,
امام حسین(علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: «مالَکَ، ذَبَحَکَ اللّهُ عَلى فِراشِکَ عاجِلا، وَ لا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَوَاللّهِ إِنِّی لاَرْجُوا أَلاّ تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِراقِ إِلاّ یَسیراً» تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: «وَ فِی الشَّعیرِ کِفایَهٌ عَنِ الْبُرِّ» جو عراق مرا کافى است!
,
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین
,
نکات قابل تامل در جریان مذاکرات امام حسین,
در جریان مذاکرات مذکور، نکات فراوان تاریخی و دیپلماتیک وجود دارد که به بیان بعضی از آن موارد و تطابق آن با اصول مستفاد از آیات قرآن میپردازیم :
,
۱-اگر امام حسین(علیه السلام) به نامه های کوفیان و یا نامه های ارسالی از سوی دشمن را نمیدادند، برای همیشه تاریخ محکوم به این میشدند که چرا جواب دادخواهی مردم و یا پاسخ دیپلماتیک به طرف مقابلشان ندادند. آیندگان حق داشتند بپرسند که اگر امام حسین پاسخ داده بودند آیا باز هم جنگ رخ میداد؟ آیا جنگ طلب بودن امام و یارانشان اثبات نمیشود؟
,
اگر امام حسین(علیه السلام) قائل به حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو با دشمن بودند هیچگاه قدم های مذکور را برنمی داشتند. ایشان به درخواست کوفیان جواب مثبت دادند با اینکه علم امامت مبنی بر خیانت آنان داشتند و همچنین با دشمن گفتگو کردند با اینکه علم امامت مبنی بر عدم فایده ظاهری آن داشتند.
,
حرمت ابدی و بدون استثنای گفتگو,
۲-به خوبی پیداست که نگاه امام حسین(علیه السلام) درباره جایگاه انتخاب حکومت دینی از سوی مردم، همان نگاه پدر بزرگوارشان در اولین روز هجوم مردم به در خانه شان بعد از مرگ عثمان است. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) درباره خاطره آن روز فرمودند: «… اما و الذى فلق الحبه، و برأ النسمه، لولا حضور الحاضر، و قیام الحجه بوجود الناصر، و ما اخذ اللَّه على العلماء ان لا یقارّوا على کظّه ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها ….» به خدایى که دانه را شکافت و جان را آفرید سوگند که اگر دعوت و حضور این انبوه بیعتکنندگان نبود، و اگر آمادگى یاران، حجت را بر من تمام نمىنمود، و اگر خدا از دانشمندان و اصلاحگران و روشنفکران پیمان نگرفته بود تا ستمکاران شکمباره را برنتابند و به یارى و نجات ستمدیدگان و گرسنگان بشتابند، بىگمان همچنان رشته کار را وامىنهادم و پایانش را بسان آغازش مىانگاشتم.
,
امام به درخواستهای مکرر کوفیان جواب مثبت دادند و علاوه بر دلیل فوق، عدم ظالم پنداشتن همه آنان را مدنظر داشتند. در غیر این صورت، جهاز یکی از شتران را مملو از نامه های کوفیان نمیکردند. حتی ساده ترین اذهان هم اگر دقت کنند میفهمند که ایشان به قصد جنگ، مدینه را ترک نکردند بلکه صرفا برای «حفظ عزت مسلمین» و «عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان» مدینه را ترک کردند.
,
«حفظ عزت مسلمین»,
«عدم برقراری روابط دوستانه و بیعت با دشمنان»,
۳-امام(علیه السلام) در هر گام به اتمام حجّت مى پردازد تا هیچ کس فردا، ادّعاى بى اطّلاعى نکند، جالب این که فرمانده لشکر دشمن نیز تلویحاً حقّانیّت امام(علیه السلام) و ناحق بودن دشمن او را تصدیق مى کند، تنها عذرش ترس از بیرحمى و قساوت آنهاست و این اعتراف جالبى است! این مسئله، همان تاکید و اقرار گرفتن از دشمن درباره مشترکات فیمابین بود که عرض شد.
,
۴-تمام تلاش امام(علیه السلام) خاموش کردن آتش جنگ است و تمام تلاش دشمن افروختن این آتش است، غافل از این که این آتش سرانجام شعله مى کشد و تمام حکومت دودمان بنى امیّه را در کام خود فرو مى برد. تلاش امام برای خاموش کردن آتش جنگ، به شهادت دوست و دشمن، به خاطر ترس از جنگ و آوارگی نبود. بلکه حتی دیگر عقلای قوم نیز جنگ در آن شرایط را به نفع اسلام و مسلمین نمی دانستند. اما یزید و یزیدیان، بزرگترین اشتباه استراتژیکی دوران بنی امیه را مرتکب شدند و دست به قتل بهترین فرزندان امّت دراز کردند که همین امر، سبب ویرانی کاخ آرزوهای بنی امیه شد.
,
۵-امام حسین(علیه السلام) با یزید مذاکره نداشتند و هیچ سند معتبر تاریخی مبنی بر مذاکره کتبی یا شفاهی بین آنان وجود ندارد. چرا که بین آنان چیزی برای مذاکره وجود ندارد. مثلا امام حسین(علیه السلام) در طیّ مذاکرات با یزید قرار است چه بدهد و چه بگیرد؟ یزید، رای و بیعت امام را میخواهد و امام هم اهل معامله رای و بیعت خویش با مثل یزید نیست.
,
تنها چیزی که در تاریخ وجود دارد و به نقل آن نیز اشاره کردیم، صحبت هایی است که بین امام و عمرسعد در دو نوبت، یک به صورت کتبی و یکی به صورت شفاهی صورت گرفت. حتی اگر اسم آن صحبت ها را مذاکره میگذارند، لطفا رجال سیاسی ما، امام حسین(علیه السلام) را یک شخصیت عاشق میز مذاکره و اهل اتلاف وقت با دشمنان دین معرفی نکنند. چرا که ادعای آنان با واقعیت تاریخ منافات دارد.
,
۶-وقتی امام، حجت را بر عمرسعد تمام کردند و عمرسعد هم عمق خباثت و فریب خوردگی دنیا و وابستگی اش به ایادی کفر را به نمایش گذاشت، امام حسین(علیه السلام) مذاکره را ترک کردند و حتی حقایق تلخ سرنوشت نکبت بار عمرسعد را پیش بینی نمودند.
,
قرار نیست ما همیشه تا آخرین لحظه حضور دشمنان بر مذاکرات بمانیم بلکه گاهی شرایط جوری رقم میخورد که باید طرف مذاکره را رها کرد و مجلس را ترک کرد. این رفتار امام، همان تلاش برای«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین» میباشد.
,
«عدم تسلط دشمنان بر رای و شرافت مسلمین»,
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید.

مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …
مرگ بر آمریکا سند هویت و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
مرگ بر آمریکا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
مرگ بر آمریکا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
مرگ بر آمریکا یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
مرگ بر آمریکا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.
مرگ بر آمریکا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند
مرگ بر آمریکا یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
مرگ برامریکا را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.
یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آنرا به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، چند سالی است که از گوشه و کنار، حرفهایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش میرسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری میگذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.
شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دلها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت میکشاند و ارزشهای انسانی انسان را از او میگیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردممصادیق خارجی آنرا تشخیص داده و از آن تبری مینمایند و این همان راهی است کهپیشوایان ما در صدر اسلام رفتهاند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آنراداشته و دارند.
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .
وبلاگ نویسان می توانند آثار خود را در قالب یادداشت(حداقل یک جمله در ادامه سوال "چرا مرگ بر آمریکا")، دلنوشته، پوستر، عکس نوشته، شعر،کاریکاتور، اینفوگرافیک، کلیپ، پادکست و … منتشر نمایند.
آثار متنی در قسمت نظرات همین سایت و آثار تصویری و صوتی به ایمیل kalamefars@gmail.com و یا از طریق شبکه های موبایلی به 09217237422 تا ۱۶ آذر ماه ارسال نمایید.
,
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید.
,
اگر امروز قصور کنید دشمنان بنیان ما را از جا خواهند کند. همیشه شعار داده ایم که بگوییم آماده ایم، امروز روز عمل است غیرت انقلابی خود را نشان دهید,
.,

,

,

,
مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …
,
مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است …,
مرگ بر امریکا شعار نیست؛ یک عقیده است,
…,
مرگ بر آمریکا سند هویت و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است.
,
مرگ بر آمریکا,
,
سند هویت,
,
و ابتکار و افتخار جمهوری اسلامی است. وقتی سیاست ما عین دیانت ماست، مرگ بر آمریکا عین دینداری و نماد عبودیت ما به درگاه حضرت حق است,
.,
مرگ بر آمریکا یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم.
,
مرگ بر آمریکا ,
مرگ بر آمریکا,
,
یعنی ما فقط و فقط حضرت الله را میپرستیم و از او یاری میجوییم و دست رد بر طاغوتیان عالم میزنیم,
.,
مرگ بر آمریکا یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد.
,
مرگ بر آمریکا ,
مرگ بر آمریکا,
,
یعنی رب عالم، پرورانندهی عالم است و دست مستکبرین تا آنجا توان دارد، که حضرت احدی اجازه و فرصت تعدی و گردنکشی را بهر امتحان خویش به آنها بدهد,
.,
مرگ بر آمریکا یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد.
,
مرگ بر آمریکا ,
مرگ بر آمریکا,
,
یعنی رکوع و سجود نماز ما، یعنی طواف و رمی ما، یعنی زمین و زمان هنوز زنده است و با پلیدان عالم میجنگد,
.,
مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید.
,
مرگ بر آمریکا ,
مرگ بر آمریکا,
,
یعنی مرگ بر طاغوت و شیطان مجسم، یعنی,
,
همهی هویت ما که اگر نفی آن نمیکردیم خورشید ولایت بر قلبمان نمیتابید,
.,
مرگ بر آمریکا مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.
,
مرگ بر آمریکا,
,
مصداق آزادیخواهی در زمان معاصر است که با ظهور قابیلیان در زمین متولد شده است.,
مرگ بر آمریکا ندای طبیعت زنده و عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند
,
,
مرگ بر آمریکا,
ندای طبیعت زنده و,
,
عالم هستی است . عالمی که میخواهد آینهی تمام نمای حضرت حق باشد و طاغوتیان زمان اجازهی آزاد شدن ظرفیتها و عظمتهای آن را نمیدهند,
مرگ بر آمریکا یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد.
,
مرگ بر آمریکا ,
,
مرگ بر آمریکا,
,
یعنی حیات و سرزندگی بشری که فقط حضرت الله را در واسطههای فیضش در زمین میطلبد,
.,
مرگ برامریکا را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.
,
مرگ برامریکا ,
مرگ برامریکا,
,
را کسی به ملت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم بر آمد که مرگ بر آمریکا.,
یکی از دست آوردهای انقلاب اسلامی در قالب شعار، همین جمله تاریخی است که مردم در ابتدای شکل گیری این نهضت به تبعیت از امامشان و در پی بیانات این شخصیت بزرگ و محوری انقلاب در باب اینکه امریکا شیطان بزرگ است، آنرا به شعاری به یاد ماندنی و ماندگار بدل ساختند.
اما امروزه و پس از گذشت بیش از سه دهه از طلیعه انقلاب و با روی کار آمدن نسل سوم این مرز و بوم، چند سالی است که از گوشه و کنار، حرفهایی مبنی بر کنار گذاردن این شعارها برای بهبود روابط با غرب و در رأس آنان امریکا به گوش میرسد و این موضوع تا جایی پیشرفت که در انتخابات اخیر یکی از پر چالش تر ین مباحث در مناظرات انتخاباتی، مسئله رابطه با غرب و آمریکا بود که شاید بتوان گفت بسیاری از افرادی که برای رای گرفتن به نظر مردم احترام بیشتری میگذاردند در اظهارات خود بر این امر که باید با غرب تعامل بهتری داشته باشیم تاکید ویژه ای داشتند.
شاید بهتر باشد امروز این شعار بیش از آنکه بر زبان افراد جاری باشد بر دلها نشسته و در اعتقادهای مردم رسوخ کند تا همگان متذکر این امر باشیم که آنچه انسان را به سمت هلاکت میکشاند و ارزشهای انسانی انسان را از او میگیرد باید هم آغوش مرگ قرار گیرد و برای رسیدن به این مهم ابتدا باید هلاکت و انحطاط را معرفی و تبیین نمود سپس خود مردممصادیق خارجی آنرا تشخیص داده و از آن تبری مینمایند و این همان راهی است کهپیشوایان ما در صدر اسلام رفتهاند و شاگردان ایشان نیز در زمان معاصر قصد پیمودن آنراداشته و دارند.
,
,
,
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .
,
همه با هم در این حماسه مجازی شرکت کنیم و به دعوت رهبر خود لبیک گویید . . .,
وبلاگ نویسان می توانند آثار خود را در قالب یادداشت(حداقل یک جمله در ادامه سوال "چرا مرگ بر آمریکا")، دلنوشته، پوستر، عکس نوشته، شعر،کاریکاتور، اینفوگرافیک، کلیپ، پادکست و … منتشر نمایند.
,
آثار متنی در قسمت نظرات همین سایت و آثار تصویری و صوتی به ایمیل kalamefars@gmail.com و یا از طریق شبکه های موبایلی به 09217237422 تا ۱۶ آذر ماه ارسال نمایید.
,
09217237422 ,
]
به اشتراک گذاری این مطلب!
ارسال دیدگاه