اصلاحطلب دهُم
«من یک اصلاحطلبم»؛ مجتهدشبستری: قرآن تفسیر پیامبر است از هستی!/عکسنوشت
مجتهد شبستری از جمله افرادی است که خود را صاحب نظر در حوزههای مختلف دین میداند و در طی سخنرانیها و اظهارنظرهایش به مبانی دین و حکومت تاخته است.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بلاغ، محمد مجتهد شبستری در سال 1315 در شبستر (آذربایجان شرقی) چشم به جهان گشود. وی در 5 سالگی به اتفاق خانواده برای سکونت به تبریز منتقل شد. در سال 1330 برای تحصیل در علوم اسلامی وارد حوزه علمیه قم گردید. مدت 18 سال در این حوزه به تحصیل و تحقیق در فلسفه و کلام اسلامی، فقه و اصول و تفسیر پرداخت و در بالاترین سطوح حوزوی تحصیلات خود را به پایان رساند.

قرآن کلام الهی نیست!
شبستری از اوایل دهه ی شصت شمسی در دانشگاه تهران به تدریس فلسفه ی کلامی، کلام و دین شناسی تطبیقی اشتغال یافته و معمولاً در ساماندهی کنفرانس های بین المللی مربوط به گفت و گوهای اسلام و مسیحیت نقش داشته است. وی از آغاز دهه ی هفتاد شمسی با نگارش مقالاتی در روزنامه ها و مجلات، رویکردی انتقادی نسبت به دین را مطرح کرد.
در سال 1386 آخرین نظریات وی در باب هرمنوتیک متون دینی اسلامی (قرآن) به صورت یک مقالۀ مفصل با عنوان «قرائت نبوی از جهان» و یک مصاحبه با عنوان «هرمنوتیک، تفسیر دینی جهان» در شمارۀ 6 فصلنامۀ مدرسه منتشر شد که مخالفتها و موافقتهای دامنهداری را برانگیخت. در این مقاله و مصاحبه برای اولین بار وی این نظر را را مطرح کرد که قرآن کریم، «کلام نبوی» پیامبر اسلام است و محصول وحی است و نه خود وحی، قرائتی است توحیدی از جهان در پرتو وحی. بحثها و چالشهای انگیخته شده پیرامون این نظریه همچنان ادامه دارد.
حمله به جمهوریت نظام
مجتهد شبستری شهریور ماه سال 88 در مراسم شب قدر و در بین همفکرانش در حسینه ارشاد ضمن حمله به جمهوریت نظام، شعور مردم را زیر سوال برد. وی که مدتی از لباس طلبگی در آمده و هم اینک مدعی است که دیگر این لباس را نخواهد پوشید در مراسم شب قدر حسینیه ارشاد طی سخنانی با عنوان «انسان موجودی مسئولیت پذیر» گفت: انتخاب یک امر انسانی است که حیوان این حق را ندارد.
بنابراین قرار دادن فردی در راس کار و عدم تمکین به انتخاب مردم در خصوص این انتصاب نشان می دهد که در این زمینه از دیدگاه آنها بین انسان و حیوان تفاوتی قائل نیستند.
این اظهارات مجتهد شبستری در حالی صورت گرفترکه وی پیشتر از آن در اظهاراتی بی شرمانه به ساحت مقدس پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) حتاکی کرده بود. گفتنی است مجری این جلسه بارها از مردم خواست تا برای آزادی متهمان اغتشاشات بعد از انتخابات سال 88 دعا کنند!
جدایی دین از سیاست
شبستری در ژوئن 2012 بنا به دعوت موسسه Adnawerstiftung در برلین در دانشکده الهیات پروتستان برلین و آکادمی ادیان جهان در هامبورگ حضور یافت و درباره اسلام و دموکراسی سخنرانی کرد.
وی گفت: «به اعتقاد من نهاد دین وسیاست دو نهاد متفاوت با وظایف و عملکرد متفاوتند و این دلیل جدا بودن آنهاست. آنچه امروز ما به عنوان دو نهاد سیاست و دین از آنها نام میبریم در زمان پیامبر وجود نداشت. در آن دوران سیاست و دین تقریبا در همه جای دنیا به شکل پیچیدهای با هم آمیخته بود. شیوه زندگی در مکه و مدینه بسیار ساده بود.
آنچه در آن دوران رخ داد نمیتواند الگویی برای دنیای امروز باشد! امروزه مسلمانان در یک سیستم اجتماعی عقلانی با تنوع نهادهای مختلف زندگی میکنند. بنابرین ما نیاز به یک برنامه مناسب داریم. این چیزی نیست که بتوان آن را از قرآن استخراج کرد!»
دفاع مجتهد شبستری از فتنه گران
اواسط تیر ماه 88 بود که محمد مجتهد شبستری در باره بخشی از کیفرخواست دادگاه متهمان حوادث پس از انتخابات، در یادداشتی کوتاه نوشت:
نویسندگان کیفرخواست که با هدف جُرمسازی علیه عدّهای از رجال سیاسی شریف این کشور تهیّه دیده در کنار آسمان و ریسمان بر هم بافتنهای متعدد، از سفر یورگن هابرماس فیلسوف نامدار آلمانی به ایران نیز سخن به میان آوردهاند و پای افرادی را به میان کشیدهاند و چنین گفتهاند:
دعوت از هابرماس به ایران در سال 81 نیز با همین هدف (حاکم کردن سکولاریسم در ایران) صورت میپذیرد و در جلسهای محرمانه در منزل آقای کدیور با حضور افرادی مانند حجّاریان و محمد مجتهد شبستری تشکیل شد به دقّت روند سکولاریزاسیون در ایران مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و راهکارهای جدید ارائه میشود...
در خبر فوق سه کذب محض وجود دارد:
اولاً جلسه منزل دوست گرامیام آقای کدیور به هیچوجه محرمانه نبود. آقای هابرماس اظهار علاقه کرده بود با پارهای از نواندیشان دینی ایران دیدار و گفتگو کند و آقای کدیور هم محل این ملاقات را منزل خودشان قراردادند.
ثانیاً در آن جلسه ما به آقای هابرماس توضیح دادیم که ما هم به مدرنیته انتقاد داریم و هم به ایدئولوژی و عملکرد حکومت در ایران، ولی نمیخواهیم فرهنگ غربی یکسره بر ایران مسلط گردد. من به ایشان گفتم کوشش من این است که با طرح مسائل هرمنوتیک قاعدهمند فلسفی تفسیرهای بیضابطه و سلیقهای از متون نخستین دینی اسلامی کنار گذاشته شود و تفسیرهای این متون با روشهای عقلانی قابل دفاع انجام گیرد و کثرت قرائتهای ممکن به رسمیت شناخته شود. موضوع آن جلسه به هیچوجه بررسی روند سکولاریزاسیون در ایران نبود.
ثالثاً درباره هیچ راهکار جدیدی سخنی به میان نیامد و گفتوگویی صورت نگرفت.
ارسال دیدگاه