به بهانه روز کتاب و کتابخوانی
یادداشت/ از اهمیت کتاب و کتابخوانی تا خلوتی کتابخانه ها
با یک گشت کوتاه در کتابخانه های شهرمان هشترود می توانیم به خلوتی و رکود کتابخانه های شهر مان پی ببریم. کتابخانه ها بجز در زمانهایی کوتاه که چند نفر برای امتحانات پایان ترم برای مطالعه کتابهای درسی به آن پناه می برند رفت و آمد زیادی ندارند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ محمد اکبری در یادداشتی در پیک هشترود، نوشت: شاید برایمان پیش آمده است که با خود بیندیشیم چرا کتاب؟ چرا ادبیات. مگر همین زندگی بی کتاب بدون مطالعه چه عیبی دارد. و یا مثلا در جمع های خانوادگی کسانی را که کتاب می خرند و اهل مطالعه هستند با نگاهی برادرانه و بزرگ منشانه نصیحت کرده ایم که چرا انقدر پولت را برای خریدن کتاب هدر می دهی؟ و بر عکس آن کسی را که آخرین مدل گوشی فلان شرکت را خریده، تشویق و مورد ستایش قرار داده ایم.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیک هشترود, پیک هشترود,ماریو بارگاس یوسا نویسنده بزرگ می نویسد: بورخس همیشه از این پرسش که “فایدهی ادبیات چیست؟” برآشفته میشد. او این پرسش را ابلهانه میشمرد و در پاسخ آن میگفت “هیچ کس نمیپرسد فایدهی آوازِ قناری و غروبِ زیبا چیست.” اگر این چیزهای زیبا وجود دارند و اگر به یُمنِ وجود آنها، زندگی در یک لحظه کمتر زشت و کمتر اندوهزا میشود، آیا جستجوی توجیه عملی برای آنها کوتهفکری نیست؟
,آیا کتاب در ایران گران است؟ جواب این سوال کاملا مشخص است. به هیچ وجه. کتاب اصلا گران نیست. اما در نگاه ما ارزش کتاب به قدری پایین آمده است که حتی همین مبلغی را که می خواهیم برای آن بپردازیم را زیاد و گران می دانیم. یک مقایسه با همان آخرین مدل گوشی فلان شرکت بیشتر موضوع را مشخص می کند. گوشی هایی که در ایران توسط هموطنان خریداری می شود محصولهای شرکتهای خارجی مثل چین و کره و آمریکاست. قیمت این گوشیها تقریبا همانی است که در آمریکا به فروش می رسد. مثل یک گوشی ۵۰۰ دلاری در آمریکا در ایران هم به مبلغ یک میلیون و پانصد تا ششصد هزار تومان به فروش می رسد. آیا گوشی ها خریده نمی شوند. خریده می شوند و اطرافمان پر است از آدمهایی که همین گوشی های گران قیمت را هم چندین بار عوض میکنند. اما کتاب چه؟ قیمت کتاب در ایران تقریبا یک سوم کتاب در آمریکاست. ولی کتابها به علت گران بودن خریده نمی شوند.
,وضعیت چگونه است؟
, وضعیت چگونه است؟, وضعیت چگونه است؟,با یک گشت کوتاه در کتابخانه های شهرمان هشترود می توانیم به خلوتی و رکود کتابخانه های شهرمان پی ببریم. کتابخانه ها بجز در زمانهایی کوتاه که چند نفر برای امتحانات پایان ترم برای مطالعه کتابهای درسی به آن پناه می برند رفت و آمد زیادی ندارند. کسی را نمیتوانی بیابی که فارغ بال به سکوت کتابخانه پناه آورده باشد و مشغول خواندن رمان، داستان یا شعری باشد. قصد آمار دادن ندارم. سرانه مطالعه و وضعیت نشر به روشنی گویای ماجراست. تیراژ کتابهای جدید کمتر از ۵۰۰ جلد است و این یعنی فاجعه. منظور از فاجعه این است که سرانه مطالعه و نشر کتاب در یک کشور مستقیما با عقب ماندگی و توسعه کشور ارتباط مستقیم دارد.
,
اما چند راهکار:
مشکل کتابخانه ها هم کم نیست. شکل و موقعیت کتابخانه ها هم با آنی که باید باشد فاصله دارد. فضای مناسب و ساختمان مهندسی ساز و چشم نواز و البته خالی از شلوغی های شهر. کتابخانه های شهر نیازمند فضایی بزرگتر از این هستند. فضایی که قسمتی مبله برای مطالعه راحت و استراحت وجود داشته باشد و تمام شکل ساختمان اعم از نو و رنگ و پوشش و کف آن در خدمت دادن آرامش به یک اهل مطالعه باشد. فضایی تقریبا شبیه کتابخانه ملی در تهران. شاید بگویید این همه هزینه شد و باز هم فاید ه نداشت چه؟ جواب این است که اولا بودجه ای که صرف کتابخانه می شود هزینه نیست، سرمایه گذاری ست و بعد اینکه باید از یک جایی شروع کرد.
,
و موضوع دیگر اینکه دولت ها هم آنچنان فضای مناسبی برای این کار ایجاد نمی کنند. مثلا در دولت گذشته میشد همپای فضاهای ورزش به کتابخانه ها هم بها داد. و اینکه نباید نسبت بین نویسنده ها و کتابها تبعیض قائل شد. مثلا کتابهای بسیار ضعیفی وجود دارند که به مدد استفاده از رانت به چاپ چندم رسیده اند و کتابهای خوبی هم بوده اند که حمایت خاصی از آنها نشده است. دولت باید همه کتابهایی را که مجوز چاپ دارند بدون گزینش برای کتابخانه های عمومی خریداری کند و در اختبار همه قرار دهد. مردم هم باید فرهنگ کتاب هدیه دادن را بیشتر و بیشتر رواج دهند. چه می شود در عید هم برای هم کتاب عیدی دهیم.
,چه باید خواند؟
, چه باید خواند؟, چه باید خواند؟,
گاهی به این فکر می شود که چه کتابی باید خواند. آیا هر کتابی که دستمان آمد از فلسفه و کیهان و متافیزیک گرفته تا داستان و رمان و کتابهای موفقیت و فانتزی و آشپزی را باید خواند؟ البته نفس خواندن و تشویق به خواندن با ارزش است و چیزی ست که کمیاب است. اما این دلیل نمیشود وقت را بدون برنامه صرف خواندن همه چیز کرد. باید فهمید که از خواند چه میخواهیم و اگر یک کتاب خوان حرفه ای هستیم باید به خواندن به صورت حرفه ای نگاه کنیم. کسی را می شناختم که شاعر بود و مطالعات زیادی در گذشته داشت. از شریعتی و مطهری گرفته تا نیچه و در جستجوی زمان از دست رفته. و حال که به سن پختگی رسیده بود در جستجوی زمان از دست رفته خود بود. چرا این چنین کرده بودم و چرا در یک مسیر خاصی که دوست داشتم یعنی ادبیات و خاصه شعر و نقد نخواندم. با اینکه بسیار با سواد و دانا بود ولی میگفت دلیل اینکه دکتر شفیعی کدکنی شده است شفیعی کدکنی به خاطر همین فرقی ست که بین ماها و او وجود دارد. مطالعه حرفه ای و مدیریت شده. دکتر شفیعی می دانسته چه بخواند و حال یک استاد مسلم است و ما ندانسته هر چه آمد خواندیم و این هستیم.
لذا منظورم از باز کردن این موضوع این است که باید مثل حرفه ای ها خواند. اگه اهل داستان و رمان هستید سعی کنید شاهکارها را بخوانید. دقیق بخوانید و لذت ببرید و نکاتی را هم یادداشت کنید. شخصیت ها را بشناسید. مقایسه کنید. مورد سنجش قرار دهید. بالا و پایین کنید. ضعف ها و قوت را بنویسید و در نهایت می بینید که توانسته اید یک نقد برای کتاب بنویسید. نقد نوشتن یعنی فهمیدن. یعنی یک پله بالاتر از خواننده ی معمولی و تفریحی. برای تفنن خواندن هم خوب است ولی وقتی این چنین میخوانید میتوانید آن لذت خوانش را به دیگران هم منتقل کنید. در جامعه موج ایجاد کنید و بگویید که من این کتاب را خوانده ام. شما هم بیایید بخوانید. بیایید و از آن لذت ببرید. بیایید و در حس ها و تجربه های آن شریک شوید. این باعث می شود هم جامعه هر چه بیشتر به سمت کتاب خواندن سوق پیدا کند و جامعه توسعه یافته ای داشته ای باشیم و هم خودتان در مسیر وقتی که صرف کرده اید مفید تر بوده اید و لذت و فهم بیشتری نصیب تان شده است.
,
در نهایت هفته کتابخوانی را تبریک می گویم و شما را دعوت به خواندن میکنم و تکرار میکنم کتاب هم مثل آب در بحران است. این از مصرف نکردن زیاد و آن از مصرف کردن زیاد.
,پایان پیام/
]
ارسال دیدگاه